پرده سینما

قاتلین بالفطره؛ نگاهی به سینمای جنگی هالیوود با بررسی تطبیقی فیلم های «سقوط شاهین سیاه» و «غلاف تمام فلزی»

محمدامین نوروزی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نگاهی به هالیوود و دفاع مقدس، با بررسی تطبیقی فیلم های سقوط شاهین سیاه (ریدلی اسکات) و غلاف تمام فلزی (استنلی کوبریک)

 

 

پوستر فیلم غلاف تمام فلزی ساخته استنلی کوبریککشور آمریکا از جمله کشورهایی است که تاریخ خود را با جنگ و خونریزی آغاز کرده است. قاره آمریکا که بومیان سرخپوست فراوانی را داشت در آشنایی اروپاییان در قرن شانزده میلادی با این قاره، که اسم جهل خودشان را نسبت به دیگر مکان ها و ساکنان غیر خودشان را کشف می گذارند، آشنا شدند. بعد از نسل کشی که در قاره آمریکا صورت گرفت و اکثریت بومیان، فرهنگ و تمدن آن قاره از بین رفت، شهروندان درجه دو و سه اروپایی به ویژه از نژاد آنگلوساکسونها و مذهب پورتستانیزم و پیوریتن ها وارد قاره آمریکا شدند. مردم آمریکا در تاریخ خود جنگ های فراوانی را تجربه کرده اند. از جنگ که برای استقلال خود به ویژه با  بریتانیا داشتند. تا جنگ های داخلی که در نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی بین ایالت های شمالی و جنوبی داشتند که از خونین ترین جنگ های آمریکا به شمار می رود و بیشترین کشته های آمریکا هم در جنگ داخلی اتفاق افتاده است.

آمریکا در جنگ با دیگر کشورها، پیشتاز بوده و هست. جنگ با مکزیک که نتیجه آن کشتار مکزیک ها و اضافه شدن ایالت مکزیکو سیتی به آمریکا می باشد. ورود به جنگ های جهانی اول و دوم با توجه به اینکه به هیچ عنوان به مرزهای آمریکا تجاوزی صورت نگرفته بود، بلکه اکثراً محقیقن بر این اعتقادند که انگیزه ورود به جنگ جهانی بحران بزرگ اقتصادی معروفی است که آمریکا دست به گریبان آن بود، و از جنگ بهترین استفاده را کند، درست چیزی شبیه به همین وضعیتی که امروز آمریکا دچار آن است که بحران اقتصادی که از مدتها پیش آن  را پیش پینی می کرده است با جنگ عراق و افغانستان در پی کاهش و مهار بحران بوده اند. با این پیش فرض که هر عملی منفعت اش باید بیش از ضررهایش باشد و اگر آمریکا لشکر کشی می کند به دنبال پرداخت هزینه نیست، بلکه باید سودی را به همراه داشته باشد.

با توجه به این که کشورهای پر قدرت آن روزها دوران جنگ جهانی بریتانیا، اتحاد جماهیر شوروی آسیب های فراوانی از جنگ دیده بودند و کشور آمریکا کمترین هزینه را در جنگ های جهانی پرداخته بود چرا که به کشور آسیبی نرسید و بیشترین سود را نیز کرده بوده اند، کشور خود را به عنوان قطب قدرت جهانی مطرح کنند. جنگ مکزیک، جنگ جهانی اول و دوم، جنگ ویتنام، جنگ خلیج فارس، جنگ افغانستان، جنگ عراق و عملیات های جنگی که در کشورهای مختلف از قبیل کره، کوبا، ایران، بوسنی، لبنان، سومالی و... نیز بخشی از کارنامه نظامی آمریکا می باشدکه اهدافی جز افزایش مداخلات اقتصادی، سیاسی نداشته است. لذا برای چنین کشوری که دائماً ارتش خود در کشوری درگیر عملیات های نظامی و جنگی می بیند، سینما جنگ یکی از مهم ترین موضوعاتی است که باید بدان پرداخت شود.

 

پشتیبانی هالیوود از جنگ های آمریکا

 

 هالیوود به عنوان مهم ترین سازمانی که وظیفه کنترل اذهان عمومی مردم را منطبق با سیاستهای قدرمتندان آمریکا داشته است در این امر پیشقدم بوده است و بهترین کمک را پیشبرد اهداف نظامی آمریکا داشته است به گونه ای که حتی بازیگران و کارگردانان مشهوری مانند كلارك گیبل، جیمز استوارت، ویلیام وایلر و فرانک كاپرا به جبهه فرستاد و یا برای انجام خدمت سربازی فرا خوانده شده بودند را مجبور کردندکه در جنگ جهانی شرکت کنند. ارتش آمریکا نیز بطور رسمی از مدیران هالیوودی مثل آدولف زوکر تقدیر و تشکر کرد و به آنها مدال شجاعت نیز اعطا کرده است.

اما نکته حائز اهمیت این است که نوع پرداختن به جنگ در فیلم هایی که اخیرا در هالیوود تولید شده است با فیلم هایی که در گذشته های دور به آن می توان رجوع کرد کاملاً متفاوت و متضاد از یکدیگر می باشد. جنگ های آمریکا که اهدافی جز افزایش سلطه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نداشته است، هیچ گاه نمی توان ارزش های مقدس را به پشتوانه فرهنگ  معنوی برای آن بر شمرد که ایجاد انگیزه ای در سربازان آمریکایی کنند که نه برای ثروت و قدرت بجنگند بلکه اهدافی والاتر را مد نظر داشته باشند. اما در روند اخیر فیلم سازی جنگی هالیوود ، جنگ ها با رنگ و بوی کاملاً معنوی و مقدس تعریف می شود، در حالی که در دسته فیلم های دیگر که به واقعیات جنگ پرداخته است به هیچ عنوان نمی توان سراغی از معنویت و تقدس برای جنگ سراغ گرفت که هیچ ، حتی رویکرد ضد جنگ و کاملاً انتقادی را نسبت به مداخلات نظامی آمریکا دارد. برای اینکه بتوانیم تفاوت موجود بین فیلم هایی که در سالهای نزدیک  در هالیوود تولید شده است با فیلم های گذشته دور مشخص کنیم؛ به بررسی آثار شاخص سینمایی  به شکل مقایسه ای و تطبیقی خواهم پرداخت. پرسش اصلی که هدف نوشتن این مطلب می باشد این است که سینمای هالیوود تحت تاثیر چه نگرشی به تولید آثاری جنگی می پردازد که با فیلم های گذشته خود کاملا متضاد است؟

 

سقوط شاهین سیاه

 

عکس شماره 1فیلم سقوط شاهین سیاه (Black Hawk Downساخته ریدلی اسکات که در سال 2001 ساخته شده است به داستانی می پردازد که موضوع آن عملیات های نظامی آمریکا در سال 1992 در کشور سومالی اتفاق افتاده است و بر اساس کتابی  به قلم مارک بودن روایت شده است.

داستان فیلم درباره دورانی است که سربازان آمریکایی که برای برپایی صلح و دموکراسی در خاک سومالی حضور دارند  و برای پایان دادن به جنگ های داخلی سومالی در حال تلاش برای دستگیری دیکتاتوری به نام «عیدید» می باشند که جزو سر دسته های جنگ طلبی است که مردم سومالی را می کشد. سرانجام طی عملیاتی قرار می شود که این فرد در یکی از ساختمان های بازار شهر دستگیر شود، که وقتی حمله آغاز می شود نیروهای آمریکایی در بین مردم شهر محاصره می شوند و یکی از هلکوپترهای آنها به نام شاهین سقوط می کند و در بین مردم گرفتار می شوند.

عکس شماره 01

در این جنگ شهری سربازان آمریکایی که قرار بود یک ساعته کار خود را انجام دهند و برگردند، گرفتار جهنمی می شوند که بسیاری از آنها در این درگیری شهری کشته می شوند و دائما نیروهای بیشتری ارسال می شوند اما هر بار مثل کسی که باتلاقی فرو رفته باشد و هرچه دست و پا می زند بیشتر فرو می روند و بر تعداد کشته ها و مجروحان افزوده می شود .

عکس شماره 2عکس شماره 02

فیلم از صحنه ای آغاز می شود که گرسنگی و بدبختی را که جنگ داخلی برای سومالی به ارمغان آورده است نشان می دهد و اینکه سربازان آمریکایی آمده اند که به این وضعیت پایان بدهند، اما مردم سومالی به حدی وحشی و متوحش در این فیلم نشان داده شده اند که جای هیچ دلسوزی را برای این مردم باقی نمی گذارند. چرا که مردم سومالی خود نمی خواهند از این وضعیت نکبت بار خلاص شوند و رهایی یابند. چنین مردمی احتیاج به دلسوزی و قهرمان ندارند که آنها را از این وضع فلاکت بار نجات دهند . صحنه هایی که دوربین در شهر بین مردم در حال حرکت است همه چیز شلوغ و بهم ریخته می باشد . این حس به بیننده منتقل می شود که این خرابی و کثیفی که زاییده خود این مردمی است و حق شان است که دیکتاتوری مثل «عیدید» در بین آنها حضور داشته باشد بر آنها حکمرانی کند.

عکس شماره 03

 

 

 

 

 

عکس شماره 3

سربازان قهرمان و مهربان

 

عکس شماره 4در سراسر فیلم سربازان آمریکایی سعی می کنند که به مردمی که اطراف آنها در حال چرخیدن هستند کاری نداشته باشند و به آنها تیری شلیک نکنند اما در عوض مردم سومالی تا اسلحه ای بدست می آورند علیه سربازان آمریکایی استفاده می کنند. به طور کلی هر چقدر سربازان آمریکایی مهربان و فداکارانه برخورد می کنند، مردم سومالی کاملاً متضاد، رفتاری بسیار خشن و ناجوانمردانه ای از خود نشان می دهند، بنابراین وقتی که هلی کپوتر (شاهین سیاه) سقوط می کند، مردم به طرف آن حمله می برند و سرباز و خلبانی که دلسوزانه برای آنها در حال از خود گذشتگی بودند را مورد ضرب و شتم قرار می دهند.

 

عکس شماره 04

صحنه ای که کاملا جنبه ای مظلومانه به سرباز آمریکایی میدهد روی دست مردمی که برای آنها جان خود را از دست داده است قرار می گیرد و مردم وحشی سومالی برای کسانی که جان خود را به خاطر آنها از دست داده اند تا به آزادی برسند، پایکوبی و خوشحالی می کنند. یا خلبان هلکوپتر سقوط کرده  حالی که در یک فضا و موسیقی کاملا مضلومانه او در حال نگاه کردن عکس زن و فرزند خود می باشد  و مردم وحشاینه به سراغ او می آیند و با ضرب وشتم فراوان با او برخورد می کنند و بین او عکس زن و فرزندش جدایی می اندازند و عکس را زیر پای خود له می کنند.

 

عکس شماره 6عکس شماره 5عکس شماره 05و 06

در صحنه های پایانی فیلم که به بهترین شکل ممکن تصویر شده است، سربازان آمریکایی که توانسته اند خود را از جهنمی که در وسط شهر گرفتارش بودند خود را نجات دهند، مردم سومالی در حال بدرقه و خوشحالی کردن می باشند که سربازان آمریکایی  شکست خورده در حال ترک شهر می باشند. سربازان با دیدن این صحنه های خوشحالی توسط مردم مات و مبهوت آنها را نگاه می کنند؛ مردمی که نه تنها از آنها قدردانی نمی کنند برای رشادت هایی که به خرج داده اند، بلکه برعکس کاملاً خوشحال می باشند. و سربازان آمریکایی وارد مکانی می شوند که دروازه مانند می باشد و سر در آنجا پرچم آمریکا می باشند. دروازه ای که مانند ورودی به فرهنگ و تمدن می باشد و با سیم خاردار از مردم بربر و وحشی جدا شده است.

 

عکس شماره07و 08و 09

عکس شماره 9عکس شماره 8عکس شماره 7

 

اسلام هراسی

 

عکس شماره 10یکی دیگر از پیامهایی که فیلم در پی القاء آن است، نه تنها وحشی و بی فرهنگ نشان دادن مردم سومالی است بلکه فیلم در پی تصویری خشن و زشت از اسلام نیز می باشد. در اوایل فیلم مناره ای نشان داده می شود که فردی در حال اذان گفتن در آن می باشد و با پخش صدای موسیقی غم ناک استفاده می شود که در ادامه فیلم این موسیقی را در مواقعی می شنویم که سربازان آمریکایی در حال هلاک شدن هستند.

 

عکس شماره 10

 لذا کارگردان با استفاده از اصل تداعی به جای اینکه مستقیم بخواهد از اذان استفاده کند، همان آهنگی را که هنگام استفاده از اذان بکار برده است را هنگام کشته شدن سربازان آمریکایی استفاده می کند. مورد دیگر فردی که مکان «عیدید» را نشان می دهد نیز در حال نماز خواندن می باشد، در واقع فردی که سربازان آمریکایی را به چنان جهنمی می کشاند، نیز فرد نماز خوانی می باشد. نکته جالب و اشتباه بزرگی که فیلم از خود داده است این است که  اذان صبح وقتی گفته می شود که آفتاب طلوع کرده است. در شریعت اسلام در طلوع آفتاب وقت نماز صبح تمام می شود. احتمالاً آقای اسکات صحنه اذان صبح را از جنس اسلام آمریکایی در آورده است چرا که در این فرهنگ هر وقت که دلشان بخواهد نماز می خوانند یا اگر دلشان نخواهد هم اصلاً نمی خوانند. در صحنه ای دیگر نیز که در گیری ها تا به اذان کشیده می شود نیز سربازان آمریکایی از این فرصت استفاده می کنند که از دست این وحشی هایی فرار کنند. تمامی این صحنه ها به خاطر ارائه چهره خشن و زشت از اسلام می باشد و اینکه  نشان دهد توحش و بی فرهنگی آنها ریشه در کجا دارد.

 

عکس شماره 11

 

عکس شماره 11

حماسه شکست و فداکاری

 

پیام اصلی فیلم سقوط شاهین سیاه را می توان در جمله ای دریافت که برای تبلیغ این فیلم استفاده شده است. « هیچ کسی را پشت سر جا نگذار ». این فیلم به حدی مبالغه آمیز و شعاری در پی به تصویر کشیدن، فضایی فداکارانه از سربازان آمریکایی است که در جای جای فیلم این پیام فریاد زده می شود. سربازان آمریکایی برای کمک به یک هلکوپتر سقوط کرده در چنین مردابی گیر می کنند. هلکوپتری که حتی نمی دانند افراد آن زنده هستند یا مرده. اما برای اینکه حتی جنازه ی آنها را برگردانند به دل دشمن می زنند. دو صحنه ای که فرمانده دسته ها دو قبل از عملیات و آخر عملیات با هم صحبت می کنند کاملا ظهور و بروز دارد. در صحنه اول که هنوز عملیات آغاز نشده است، فرمانده قدیمی به سربازی که به تازگی فرمانده دسته شده است توصیه می کند "فقط حواست باشه افرادت رو زنده برگردونی". در صحنه بعد از عملیات دوباره این دو فرمانده کنار هم قرار می گیرند تا شعار دهند که یکی از آنها می گوید : «وقتی می رم خونه مردم هی از من می پرسند که واسه چی می روید با ملت ها می جنگید؟ مگه شما به جنگ اعتیاد دارید؟ من یک کلمه همه حرف نمی زنم، چرا، چون اونا نمی فهمند که ما چرا اینکار رو می کنیم، اونا درک نمی کنند و نمی فهمند مساله اصلی اون کسیه که همرزم تو و بغل دست توست ، همش همینه»

 

عکس شماره 12و 13

 

عکس شماره 13عکس شماره 12

یا در صحنه پایانی فیلم وقتی سربازی که تازه فرمانده دسته شده بود و نتوانست بود همه  افراد خود را سالم و زنده برگرداند، کنار یکی از کشته ها که در جنگ فداکاری کرد و دوست همرزم خود را نجات داده بود و خود تیر می خورد و کشته می شود، در یک حالت کاملا معصومانه که حس دلسوزی بیینده را همراه می کند می گوید: «وقتی می اومدم ازم می پرسیدن چرا می روید بخاطر کسی دیگه می جنگید؟ فکر می کنید قهرمانید؟ هیچوقت نمی دونستم چی بگم، اما اگه ازم دوباره بپرسند می گم؟ نه، من می گم تو جهنم دنیا آدمی گاهی چاره ای نداره؛ هیچکس نمی خواد قهرمان باشه، فقط گاهی آدم مجبور می شه»

 

عکس شماره 14.1

عکس شماره 14.1گفتگوهای به این حد شعاری از سربازان خودخواه و آدم کشی آمریکایی ،که کشتار میلیونی زنان و کودکان بی گناهی کار همیشگی آنها بوده است و آخرین آنها در عراق و افغانستان اتفاق افتاده است که بیش از یک میلیون نیم انسان جان خود را از دست داده اند. چگونه به خود اجازه می دهند خود را قهرمان اجباری بنامند؟ اصلاً آمریکا به چه حقی دائماً در کشورهای مختلف لشگرکشی می کند، انسانهای زیادی را می کشد، و زیرساخت ها و شهر های آنها را اشغال و خراب می کند؟ آمریکا دائماً در پی ایجاد تفرقه افکنی قومی و سیاسی در مناطق که حضور دارد می باشد که دامنه اختلافات و مشکلات را زیاد کند که دلیلی برای حضور خود داشته باشد، چگونه نام قهرمان اجباری بر روی سربازان خود می گذارد؟ مگر همان سیاه های که در فیلم نشان داده می شوند که اسلحه های تمام خود کار را بر روی آنها کشیده است. این سلاح های کشتار جمعی پیشرفته جز در کشورهای توسعه یافته اروپایی تولید می شود ، سهم زیادی در تجارت آنها به ویژه اقتصاد آمریکا دارد.

با نشان دادن فضای حماسی سربازان جان خود را فدا می کنند که دوست دیگر خود زنده بماند یا حتی بتوانند جنازه او را بر گرداند، آدم چنان متحیر می شود که گویی همه آنها متکی به یک فرهنگ معنوی و قدسی می باشند که به آنها انگیزه و ایمان می دهد.سربازان دائما در حال رشادت هایی هستند که بیننده مبهوت و متعجب می شود که از آمریکایی هایی که در فرهنگ خود، جز جنگ، غارت، استعمار و به بردگی گرفتن ملت های دیگر چیزی نداشتند، چگونه اینقدر از خود گذشته شده اند که چنین رفتارهای بزرگی را از خود نشان می دهند.

 

عکس شماره 14

عکس شماره 14چگونه است که کشوری که در سالهای گذشته بیشترین لشکر کشی نظامی را داشته است و بیشتر کشته های را در کشورهایی که اشغال کرده است بر جا گذاشته است، این چنین شعارهای مقدس و حماسی می دهد؟ کشوری که در سابقه تاریخی ننگین خود، برده داری میلیونی را در کارنامه دارد. سیاه پوستانی را که به زور شمشیر و توپ از کشور خود جدا می کردند منابع طبیعی و ثروتهای آنها را چپاول می کرد. تا نیروی کاری و منابع غارت شده، چنان انباشت سرمایه و ثروت سنگینی که امروز شاهدش هستیم  را برای آنها مهیا کرده است. آمریکایی که با اختلاف افکنی  ها در اقوام مختلف در اقسا نقاط دنیا توانسته است خود را به عنوان فرمانده هی که باید باشد تا اوضاع را سرو سامان دهد معرفی کرده است. چگونه تصویری این چنین مقدس از جنگ خود به نمایش می گذارد که اگر سربازان آمریکایی کشته می شوند به خاطر بدست آوردن آزادی و انسانیت برای دیگر مردمان می باشد؟! در حالی که خود از همه سهم بیشتری در مشکلات آن کشورها دارا می باشند.

عکس شماره 15

 

 

 

عکس شماره 15

در چنین فیلم هایی مثل سقوط شاهین سیاه، از کسانی که در اینگونه جنگ ها کشته شدند، با چه پشتوانه ای فرهنگی و اعتقادی از آنها به عنوان فداکار و قهرمان یاد می شود؟! آیا چنین فرهنگی در فیلم های متأخر هالیوود سابقه داشته است؟ یا پدیده ای جدید در فیلم سازی جنگی هالییود می باشد که با اقتباس از فرهنگی دیگر در پی موجه نشان دادن اشغالگریها و کشتارهایی است که در کشورهای مختلف جهان در حال انجام است؟ برای پاسخ یافتن به جواب این سوال کافی است با فیلم های جنگی دیگری که در گذشته تولید شده است، مقایسه ای انجام دهیم.

عکس شماره 16

 

عکس شماره 16

غلاف تمام فلزی

 

فیلم غلاف تمام فلزی (Full Metal Jacket) به کارگردان استنلی کوبریک که در سال 1987 ساخته شده است. در این فیلم نه تنها نمی توان سراغی از شعارهایی مثل فداکاری، از خود گذشتگی، مهربانی که فیلم های جدید تر در پی القاء آن می باشد سراغ گرفت، بلکه کاملاً بر عکس می باشد. چرا که چنین شعارهایی برای فرهنگ و سینما آمریکا بسیار بزرگتر از دهانشان می باشد که بخواهند چنین حرف هایی را بیان کنند. در فیلم غلاف تمام فلزی کوبریک که یکی از برجسته ترین و مشهورترین فیلم های تاریخ سینما می باشد، نه تنها این شعارها شنیده نمی شود بلکه پیامهایی کاملاً متضاد را مشاهده می کنیم. پیامهایی که با جامعه و فرهنگ بیشترین سازگاری را دارد. فیلمی که به خاطر مستقل بودنش در پی بازگویی حقایق ، بسیار مشکلاتی را در روند ساخت خود متحمل شد.

عکس شماره 17

عکس شماره 18عکس شماره 17

 

کوبریک در این فیلم جوانانی را نشان می دهد که برای اعزام به جنگ ویتنام در حال آموزش دیدن می باشند. در فضای آموزشی  چنان رفتارهای تند و خشنی از فرمانده پادگان انجام می شود و از آنها می خواهد که تنها به کشتن فکر کنند. و این سربازان را تبدیل به ماشین کشتاری می کنند که  نه تنها سراغی از فداکاری در آنها نمی توان گرفت بلکه برعکس ، تمامی سرباز ها تصمیم می گیرند که انتقام خود را از دوست هم رزم خود که باعث می شود به خاطر او تنبیه بشوند، بگیرند. یعنی سرباز امریکایی حاضر نیست تنها به خاطر دوست همرزم خود ، تنها کمی سختی بیشتر را تحمل کند وای به حال اینکه بخواهد جان خود را فدا کند.

عکس شماره 19و 20

 

عکس شماره 20عکس شماره 19

و همین فرد تنبیه شده به خاطر فشارهایی که می بیند در پایان پرده اول فیلم فرمانده را می کشد و بعد از آن هم خود او خودکشی می کند. عذاب وجدانی که در پی کشته شدن ایجاد می شود که چرا کمی با او مهربانانه برخورد نشد که چنین فاجعه ای اتفاق نیافتد. فیلم چنان فضای بدور از محبت و خشنی را تصویر می کشد که حتی قبل از ورود به جنگ چنین فضایی کشته های خود را می دهد و قربانیانش از پیش مشخص شده می باشند.در واقع جلوتر نویسنده بطلان و بازنده بودن آمریکا را در کشور خود با کشته شدن دو نفر (سرباز و فرمانده) نشان می دهد.

عکس شماره 21

 

عکس شماره 21

 

ضعف انگیزه برای جنگ

 

در این فیلم تردید شرکت در جنگ ویتنام به شکل های مختلف تصویر شده است.  درصحنه ای که در ویتنام حضور دارند، سربازی حضورشان در این کشور را اشتباه می دانند و سرباز دیگر در جواب می گوید که این  هم یک جور تجارت است و ناراحت نباش. در حالی که در فیلم سقوط شاهین سیاه چنان از فداکاری ها  و انگیزه های انسانی سربازان صحبت می شود که گویی همه آنها برای ایمانی که دارند برای رضای خدا در جنگ شرکت کرده اند و اصلاً مسائل مادی برای آنها مهم نمی باشد. سربازان آمریکایی مزدورانی هستندکه اگر پول نگیرند هیچ انگیزه ای برای شرکت در جنگ ندارند. ارتش آمریکا بهترین امکانات، حقوق و مزایا را برای سربازان خود قائل است و در همین بحران اقتصادی که الان با آن درگیر است در بین مردم ورود به ارتش آمریکا برای برخورداری از حقوق و مزایا یکی از بهترین گزینه ها می باشد، حال چنین واقعیت جامعه آمریکا در فیلم ها چنان تصویر می شوند که سربازهای از خود گذشته که در جنگ شرکت کرده به خاطر انسانیت و آزادی است که در حال جنگیدن هستند. در صحنه ای دیگر فیلم غلاف تمام فلزی وقتی گروه مستند ساز از آنها در حال گزارش گرفتن است، بعضی از سربازها با نا امیدی و یاس در باره حضورشان در ویتنام صحبت می کنند و اینکه نباید در اینجا حضور داشته باشند. این در حالی است که در فیلم های جدید جنگی به گونه ای سربازان آمریکایی به تصویر کشیده می شوند که با یقین به هدفی متعالی در جنگ حضور دارند و از آمدن خود پشیمان نسیتند که هیچ، حتی احساس افتخار و غرور هم می کنند. اما وقتی حقیقت حاکم بر سربازان آمریکایی در خبر ها جستجو می کنیم ، چیزی جز این به دست نمی آید که سربازان آمریکایی بیشترین مشکلات روحی و روانی را دارا می باشند و وقتی از جنگ بر می گردند ، بسیاری از آنها دچار افسردگی می شوند. تجاوزها و بی اخلاقی هایی که روز به روز در ارتش آمریکا بیشتر می شود و تبدیل به معضلی شده است، سربازانی که بسیاری از آنها خواهان پایان دادن به جنگ ها و بازگشت به خانه خود می باشد. سربازانی که اگر حقوق آنها عقب بیافتد ، نمی دانند که چرا باید بجنگند؟  اینها حقیقتی است که باید تصویر شود.

 

عکس شماره 22 و 23

 

عکس شماره 23عکس شماره 22

در صحنه ای دیگر فیلم غلاف تمام فلزی که بر هلکوپتر سوار هستند از مزارع در حال عبور می باشند، سربازی شروع به تیراندازی مداوم به مردم کشاورزی که هیچ خطری برای آنها ندارد می کند، و وقتی دو سرباز دیگر از او می خواهد که این کار را انجام ندهد چرا که ممکن است، زنان و کودکان نیز آسیب ببینند، او در پاسخ می گوید که اصلاً مهم نیست و می گوید «کشتار را به راحتی انجام می دهم و کار ساده ای می باشد». این صحنه فیلم مقایسه بشود با صحنه هایی که در فیلم سقوط شاهین سیاه، که دائم به فکر این هستند که مردم آسیبی نبینند و یا صحنه ای که زنی تفنگ را بر می دارد که به طرف سربازان آمریکایی شلیک کنند، و او در دل اش خواهش می کندکه زن اسلحه را بر ندارد که مجبور نشود او را بکشد. اصلاً چرا مقایسه با فیلم انجام شود، به حدی تعداد کشتگان غیر نظامی توسط آمریکا در جاهایی که لشگر کشی کرده است زیاد می باشد که کافی است مشخص کند فیلم سقوط شاهین سیاه در حال قهرمان سازی سربازان آمریکایی می باشد و جنبه رئوفانه و دلسوزانه غلو آمیزی به سربازان می دهد.

عکس شماره  24 و 25

 

عکس شماره 25عکس شماره 24

 

موج دفاع مقدس و بیداری اسلامی

 

تفاوت بنیادینی که این دو فیلم به همراه دارند که در فیلم غلاف تمام فلزی جنگیدن آمریکاییها را از همان اول فیلم تا به انتها به سخره می گیرد و اشتباه بودن اینگونه جنگ ها را گوشزد می کند، در مقابل فیلم سقوط شاهین سیاه که به ظاهر در حال نشان دادن شکست آمریکایی ها در خاک سومالی می باشد، اما در واقع نشان دادن حماسه فداکاری و قهرمانی است برای نجات یک ملتی که خود شایستگی این قهرمانی را ندارد. چنین نگاه های متضادی را چگونه می توان توجیه کرد؟ باز می گردیم به پرسش اولی که مطرح کردیم، سینمای هالیوود تحت تأثیر چه نگرشی به تولید آثاری جنگی می پردازد که با فیلم های گذشته خود کاملا متضاد است؟

سینمایی هالیوود برای توجیه و موجه نشان دادن حضور اشغالگرانه خود در کشورهای مختلفی که در طی این سالها انجام داده است، رویکرد جدیدی را در پیش گرفته است،  رویکردی که بیش تر در بین مخالفان طرف جنگ آمریکا در حال جریان است. اگر بخواهیم علت جنگ های متعدد آمریکا را طی سالیان گذشته بررسی کنیم، هدفی جز افزایش قدرت سیاسی و اقتصادی در منطقه های مختلف را نمی توان جستجو کرد. مقاومت در مقابل چنین تفکراتی سالهای بسیار دور در مقاوت انقلاب اسلامی ایران نسبت به کشورهای ابرقدرت به ویژه آمریکا برای مداخله در مناسبات کشوری شکل گرفته است و هسته ایدئولوژیک  این مقاومت فرهنگ عاشورا به عنوان  اسوه و الگو می باشد که در جنگ هشت سال دفاع مقدس ما اوج تبلور را داشت، یا در جنگ سی و سه روز حزب الله لبنان در مقابل ارتش تا بن دندان مسلح رژیم اشغالگر قدس بروزی دیگر؛ که این خودنمایی باعث توجه و پرسش بسیار در سراسر دنیا قرار گرفت که این رشادت ها به پشتوانه چه فرهنگی  مقدسی انجام می شود؟ بنابراین امروزه شاهد هستیم که چنین فرهنگ مقاومتی با تأسی از جمهوری اسلامی ایران در کشورهای متعددی به ویژه کشوره های اسلامی به عنوان موج بیداری اسلامی شکل گرفته است که در اصول و ارزشهای معنوی ریشه یکسانی دارند؛ خواستار عدم مداخله کشورهای ابر قدرت در امور داخلی خود می باشند.

آمریکا نیز برای اینکه از این قافله عقب نماند و به جنگ های تجاوزطلبانه و مداخله گرانه ی خود که هدفی جز افزایش قدرت سیاسی و اقتصادی ندارد، رنگ و لعابی مقدس بزند؛ با نشان دادن فداکاریها و از خود گذشتیگهایی سرابازان آمریکایی برای اینکه آزادی و دموکراسی را به ارمغان بیاورند دست به تولید آثار سینمایی  می زند که انگیزه شرکت در جنگ نه به خاطر پول و اهداف سلطه طلبانه ای که مد نظر دارند بلکه کاملاً جنبه ارزشی و ایدئولوژیک از جنس باورهای معنوی می زنند. این درحالیست که کشور اصالت سود و اصالت لذت آمریکا، خیلی وقت است از مفاهیم قدسی و معنوی فاصله گرفته است و در یک جامعه سکولاریزه شده که مفاهیم قدسی کاملا قداست زدایی شده است، دادن شعارهای اینگونه نشان از تغییراتی است که سینمای آمریکا با گرته برداری از فرهنگ مقاومت مقدس که مرکز آن انقلاب اسلامی و فرهنگ جنگ هشت سال دفاع مقدس ایران می باشد خبر می دهد.

لازم به ذکر است فیلم های دیگری که جنبه کاملاً مقدس و معنوی به جنگ می دهد تنها مختصر به فیلم سقوط شاهین سیاه نمی شود. فیلم نجات سرباز رایان (Saving Private Ryan) نمونه ای دیگر است که به حضور آمریکا در جنگ جهانی می پردازد و نقاطه مقابل آن فیلم پرچم هاي پدران ما (FLAGS OF OUR FATHERS)  می باشد که می توان نگاه کاملا متضاد را در این دو فیلم به جنگ جهانی مشاهده کرد. فیلم قفسه رنج (The Hurt Locker) که برنده جایزه اسکار شده است، فیلم دیگر پروپاگاندا جنگی هالیوودی می باشد که دلیل واضح است که اسکار را جشنواره کاملاً سیاسی بدانیم. فیلم قفسه رنج در حالی به فیلم آواتار ترجیح داده شد که وقتی به فیلم نگاه می کنیم، هیچ قابلیت ویژه ای از قبیل داستان خوب، صحنه های اکشن متفاوت یا هر ویژگی مثبتی که بتواند از آن دفاع کرد ندارد، جز اینکه این فیلم نیز در حال توجیه کردن حضور اشغالگرانه آمریکا در عراق است و سرباز مین یاب را در حد یک قهرمان بالا می برد. فیلم منطقه ی سبز (green zone) نیز با اینکه در خود انتقاداتی را به وضع جنگ دارد ، اما در کل آن هم فیلمی است که سعی در برطرف کردن اشتباهات آمریکایی ها دارد.

اما فیلم های جنگی دیگری که به بیشتر به خشونت ها و مشکلات در جنگ پرداخته است، می توان فیلم سرباز جین (G.L.Jane) را نام برد. سرباز جین داستان زنی است که به نیروی دریایی آمریکا می پیوندد، نشان دهنده وضع بد اخلاقی و رفتاری آمریکایی ها می باشد که در فیلم های جدید نمی توان سراغی از آن گرفت. فیلم جوخه (Platoon) و متولد چهارم جولای ( Born On The Fourth Of July) از الیور استون کارگردانی که خود مستقیماً در جنگ ویتنام حضور داشته است دیگر فیلم هایی است که می توان کنار فیلم غلاف تمام فلزی نام برد که رویکرد ضد جنگ و ضد اشغالگرانه آمریکا داشته است. استون کارگردان معروف هالیوودی که در ساخت فیلم های جنگی شهرت زیادی یافته است در مصاحبه‌اي با نشريه اينترتيمنت ويكلي به مناسبت بيست و پنجمين سال ساخت فيلم برنده اسكار جوخه گفت است: متأسفانه ساخت فيلم درباره جنگ در هاليوود به تجارتي كثيف تبديل شده است.

 

جریان معنوی

 

چرخش هالیوود به سمت مقدس نمایی درجنگ و همچنین روی آوردن به مفاهیم معنوی و قدسی را می توان رویکرد جدید دانست که هالیوود در آینده، بیش از گذشته بدان خواهد پرداخت، چرا که جامعه جهانی امروز به ویژه خود آمریکا دیگر خسته از فرهنگ مادی و تکنولوژیک خود شده است. اما نکته مهم این است که در این فضای جدید هالیوودی که حماسه شکست و فداکاری را در حال بازسازی می باشد، فریب چنین تبلیغاتی را نخوریم و در دام چنین تجارت کثیفی نیافتیم. چرا که این معنویات و فداکاری ها جعلی، جز دروغ های ساخته شده به عنوان سرپوش گذاری بر واقعیت ها ضد انسانی نمی باشد. متاسفانه شاهد هستیم که آمریکا با شبکه ها ماهواره ای و فیلم های خود توانسته است، اذهان ساده لوح را تصرف کند و خود را به عنوان مدافع حقوق بشر در کشورهای مختلف معرفی کند. برچسب خشونت و تروریسم را به دیگر کشورها بزند و خود را صلح طلب و به دنبال آزادی معرفی کردن از جمله اهدافی است که آمریکا در چنین فیلم های به دنبال آن است.

در حالی که رشادت ها و فداکاریهای جنگ هشت سال دفاع مقدس به عنوان پشتوانه عظیم فرهنگی در اختیار داریم، متأسفانه سینما ما نتوانسته است آنگونه که شایسته است به تولید آثار جنگی بپردازد. تاریخ جنگ هشت ساله ما پر از ارزشهایی است. سینمای ما می تواند با بهره گیری درست  از گنجینه دفاع مقدس دست به تولید آثاری بزند که پیام های باور پذیری را برای دنیای امروز به همراه داشته باشد که امثال فیلم سقوط شاهین سیاه به زور می خواهد خود چنین پیامها را درست کند.دفاع مقدس میراث معنوی ماست؛ قدر این میراث را بیش از دیگران بدانیم.

 

محمد امین نوروزی


 تاريخ ارسال: 1390/7/2

نظرات خوانندگان
>>>بهنام:

واااای! عجب مقاله توپی!

1+0-

شنبه 2 مهر 1390



>>>یه دوست نادیده:

محمدامین تو یه چیزی میشی. مقاله هات همه درجه یکه. ولی نثر این یکی شبیه اخبار ساعت دو ظهر میمونه.

0+2-

شنبه 2 مهر 1390



>>>سيد حميد:

عشق اول من، فيلم جنگيه. اين يكي مقاله و نقد فيلم جدايي نادر از سيمين، از بهترين و واقع بينانه ترين نقدهايي هست كه در عمرم خوندم. مي خواستم از آقاي نوروزي تشكر ويژه داشته باشم.

1+0-

سه‌شنبه 5 مهر 1390



>>>کقلی:

با سلام خدمت عزیزان: د کل مقاله خوبی هست و من نظرات نویسنده را تا حدودی تایید می کنم. گرچه نظرت ضد امپریالیستی بر سایر نکات تکنیکی سلطه دارد بهتر بود نویسنده کمی از نقد احساسی فاصله می گرفت. با تشکر

10+0-

دوشنبه 10 شهريور 1393




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.