پرده سینما

بازی با ذهن به روش کلاسیک؛ نگاهی به فیلم «خیانتکار» ساخته رابرت ردفورد

سید محسن باقری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمایی از فیلم «خیانتکار» ساخته رابرت ردفوردقبل از هر چیزی باید گفت که رابرت ردفورد فیلمساز صاحب سبک کنتراست است. کنتراست در ساختار نه سناریو. در این فیلم هم کنتراست حرف اول را می زند، سکانس اولیه با لانگ شات سربازان مرده و بعد دیدن شخصیت اصلی که در کناز جسد این سربازان زنده است، و سکانس بعدی که صدای سوت و جشن و شادی به خاطر پیروزی در جنگ به گوش می رسد و تصویر منوّرهایی که در آسمان پرتاب می شوند و حس شادی می دهند. کنتراست از همین جا آغاز شده عده ای جان خود را فدا کرده تا سران جشن بگیرند.

در جشن پیروزی شخصیت اصلی که در جنگ فرمانده هم بوده را می بینیم که در حال شادی هستند از همین پلان حس می کنیم قرار است اتفاق بدی رخ دهد (تعلیق) . تعلیق باعث شده تا فیلم را دنبال کنیم، اتفاق بد ترور رئیس جمهور لینکلن است در سالن تئاتر در صندلی شماره 13 در حال دیدن تئاتر پسر عموی آمریکایی مان توسط بووث که خود بازیگر تئاتر بوده ترور می شود. بووث فرار می کند، همه مردم متأثر و ناراحت اند. بووث خود در طویله ای بر اثر درگیری با نیروهای پلیس (وقت) کشته می شود. داستان حول محور بووث نیست بلکه داستان حول محور تنها زن متهم در شراکت ترور-هدف سناریو است.

همه شواهد و مردم و وزیر جنگ و ... دوست دارند هر چه سریعتر این متهمان که تعدادشان به هفت می رسد محاکمه و اعدام شوند. شخصیت اصلی (فردریک) ناخواسته وکیل این خانم شده و قصد دارد از او دفاع کند. او همه آنها را خیانتکار می شمرده ولی حالا مجبور است از آن زن دفاع کند.

ردفورد همانند فیلم قبلی اش شیر ها در برابر بره ها موضوعی حقوقی و سیاسی را مد نظر دارد. او همواره با فیلمسازی به شیوه هالیوود مخالف بوده و حتی او با سیاست های کشورش هم همیشه در ستیز است. این فیلم هم با زیرکی سیاستهای آمریکا را اعم از مصلحت اندیشی و دور زدن قانون و بی عدالتی به تصویر کشیده و آن ها را نمایشی کرده است. همواره ردفورد دیدگاه های سیاسی اش را در فیلمهایش می گنجاند.

شخصیت های فیلم بیشتر «تیپ» هستند و تبدیل به «شخصیت» نمی شوند. مری سورات به غیر از احساسی که به فرزند ناخلف خود دارد هیچ چیزی از زندگی با گذشته و ... او نمی دانیم. البته که لازم هم نیست بدانیم. تنها کاراکتر اصلی فیلم یعنی فردریک (جیمز مک آووی) تا حدودی تبدیل به «شخصیت» شده است.

نمایی از فیلم «خیانتکار» ساخته رابرت ردفوردفیلمهای کلاسیک هنوز می توانند با ذهن ها بازی کنند و هنوز کلاسیک بهتر از این خزئبلات مدرنیته است. ردفورد به ما ثابت می کند که می توان با ساختار کلاسیک هنوز از عدالت، قهرمان، قانون، حس مادری، بی گناهی گفت. او ثابت می کند که می توان به گذشته رفت و با سیاست های امروزه آمریکا  جنگید.

او فیلمسازی باهوش است، و به خوبی می داند که سینما اول رسانه است بعد هنر. از طریق همین رسانه حرف هایش را به خوبی می زند و بعد چشمی به زیبایی شناسی ساختارش دارد.

سکانس دروغگویی دادستان و به سرعت بسته شدن لنز نشان از این دارد که او اول تاثیر گذاری این سکانس برایش مهم بوده و بعد درست بودن نمای نزدیک لنز و زیبایی شناسی و قواعد فیلمسازی.

در آخر قهرمان در لانگ شات از ما دور می شود و ما چقدر دلمان برایش تنگ می شود! شخصیتی که به ظاهر شکست خورده ولی قهرمان ماست. او ما را دعوت به عدالت و قانون می کند، او سر عقایدش جنگید و هر کاری از دستش بر می آمد انجام داد. برای همین قهرمان برایمان دوست داشتنی ست و وقتی او در لانگ شات از ما دور می شود یعنی دیگر عدالت رنگ باخته و قانون پذیری جایش را قانون گریزی داده است. او در لانگ شات از ما دور می شود و به ما تلنگر می زند که حواسمان باشد دیگر قهرمانی نداریم و همه چیز رنگ باخته است .

درست است که فیلم از سرگرمی به دور است و شباهت به مستند دارد ولی قابل تامل و صاحب سلیقه است. البته این فیلم جای این را داشت که از فراماسون ها و عقایدشان و دست داشتن در ترور رئیس جمهور لینکلن سخنی به عمل آورد اما تا همین جا هم فیلمی خوب از فیلمسازی خوب شاهد بوده ایم. عقاید چپ گرای فیلمساز در تمامی سکانس ها قابل مشاهده است، از سکانس سربازان مرده تا جشن پیروزی تا ترور لینکلن و دادگاه و برخورد دادستان و وزیر جنگ با فردریک و مصلحت اندیشی های سیاسیون آمریکا و ... همه در فیلم به نوعی نقد شدند و ردفورد همچنان در پی مخالفت سیاست های آمریکا گام بر می دارد.

در بین نوشته هایم می توانید به وضوح کنتراست های ردفوردی را ببینید. او بی شک در زمینه کنتراست سبکی مخصوص خودش دارد.

کمپانی تازه تاسیس American Film Company که قصد دارد فقط فیلمهای تاریخی کشور آمریکا تهیه کند با این فیلم به نظرم توانسته تا قسمتی به هدفش برسد و ادامه دادن این راه این کمپانی کم تجربه را سربلند بیرون خواهد آورد .

رد فورد با ساخت این فیلم به نظرم کم و بیش به فیلمسازی مولف نزدیک می شود و دوست دارد همانند قهرمان فیلمش پای اصولش بایستد و پا عقب نکشد. بی صبرانه منتظر فیلم بعدی اش می مانم.

 

 

خیانتکار                                       The conspirator

کارگردان: رابرت ردفورد                    Robert Redford

نویسنده: جیمز سولومون              James D. Solomon

 

 


 تاريخ ارسال: 1390/6/5

نظرات خوانندگان
>>>صابر:

این چیزیه که سایت پرده سینما کم داشت.نقد فیلم های قدیمی.زنده باد

1+4-

يكشنبه 6 شهريور 1390




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.