پرده سینما

صخره سرخ جان وو، موفق در گیشه هالیوود

مجید رحیمی جعفری

 

 

 

 

 

 

 

صخره سرخ ساخته جان ووجان وو کارگردان صاحب سبک چینی که سال هاست در هالیوود فیلم می سازد و فیلم هایش مورد پسند مخاطبین هالیوود بود، این بار از هالیوود رفت و در چین فیلم جدیدش را ساخت. کاری که خودش آن را یک ریسک بزرگ خطاب کرد. او در این باره گفت «من براي ساخت فيلم صخره سرخ اين ريسک را کردم که هاليوود را ترک کنم و اين فيلم حماسی تاريخی دو قسمتی را درباره سرزمين مادری ام بسازم. اگر اين فيلم به عنوان يک فيلم موفقيت آميز شناخته شود، من خواهم توانست بدهي هايم را پرداخت کنم.» 

صخره سرخ در سال 2008 در دو قسمت ساخته شد که قسمت دومش در ژانویه بر روی پرده رفت. این فیلم حماسی بر اساس تاریخ معروف سه امپراتورى چین ساخته شده است، و ماجراى نبرد صخره سرخ را که پیش از پایان سلسله «هان» و آغاز دوران سه امپراتورى اتفاق افتاده است را روایت مى‌کند.

 جان وو مرد تضادهاست. او  از سویی یک مسیحی ای آرمانگرا و رومانتیک و از سوی دیگر دوست دار اسلحه و انفجار است! او صلح جویی است که مرگ و تخریب را گاهشماری می کند و این کار را بهتر از هر کس دیگری در سینمای امروز انجام می دهد. وو فعالیت فیلمسازی اش را از هنگ کنگ آغاز کرد. همان موقع بود که تارانتینو به فیلم های وو علاقمند شد و آنها را دنبال کرد. سینمای جان وو در پشت آن همه خشونتی که داشت لایه هایی از اخلاق را ترویج می کرد. وو به هالیوود مهاجرت کرد و پس از مهاجرت به آنجا، هالیوود را وادار کرد تا بار دیگر پس از گریفیث و اشتروهایم به صدای خاموش شده ی اخلاق گوش بسپارند. در فیلم های وو خشونت موج می زند، اما او به مردم احترام می گذارد. چیزی که در جای جای صخره سرخ هم مشهود است. او در کشمکش های تماتیک داستان هایش به خصوص در فیلم صخره سرخ ایمان، رستگاری و دوستی را به نمایش می کشد و معتقد است این ها واقعی هستند و افسانه نیستند .

وو به خوبی هر چه تمام تر توانسته زمان گذر از این امپراطوری به آن یکی را به خوبی به پیش ببرد. از شکل گیری سپاه «لیوبی» تا اتحاد و قرار گیری در برابر ظلم «سائوسائو» و امپراطوری «هان» از مضامین اخلاقی انباشته شده است. هر کدام از مبارزین گروه «لیوبی» و «سون جوان»، برادران قسم خورده «لیوبی» و «جوگه لیانگ» هر یک نمادی از قدرت و در کنارش خصلت های اخلاقی هستند.

در اوج جنگ همه می دانند «لیوبی» رضایت نمی دهد کسی برای همسرش جان خود را به خطر بیاندازد. اما آنقدر دوستی و وفاداری بین افراد «لیو» هست که «جائو یون» بدون اینکه به «لیو» بگوید، همراه افرادش برای نجات همسر «لیو» می رود. هرچند آنها تنها موفق به نجات فرزند «لیو» می شوند. در قسمتی دیگر «گوان یو» شجاعانه افراد دشمن را عقب نگاه می‌دارد تا آخرین گروه مردم نیز موفق به فرار شوند ولی خودش محاصره می‌شود. سربازان سعی می‌کنند او را به زانو درآورند ولی در برابر قدرت «گوان یو »کاری از پیش نمی‌برند. او نیزهٔ خود را به سمت «سائو سائو» پرتاب می‌کند که در چند سانتیمتری گردن او قرار می‌گیرد. «سائو سائو» اجازه می دهد او برود و در برابر اعتراض همراهانش می‌گوید "گوان یو اگر می‌خواست می‌توانست منو بکشد." بنابراین شاهد هستیم جان وو در هر سکانس بر مضامین اخلاقی تاکید می کند و ملموس بودن آنها را به ما نشان می دهد.

جوزف کمپبل اسطوره شناس می گوید: «قهرمانان کسانی هستند که مأموریت خطیری را برای نجات قومشان متحمل می شوند، آنها باید ماجرایی خطرناک را پشت سر بگذارند.» در صخره سرخ شاهد تطبیق این تعریف با «لیو» هستیم که تمام مشقات را تحمل می کند. وو بارها و بارها قهرمانان را با همین مشخصه ها معرفی کرده است و هالیوود هم از این ها به یاد «مک کلین» جان سخت می افتید یا «مارتین ریگ» اسلحه خطرناک. آنها هم فداکاری هایی می کنند و حتی از همسرشان هم دور می افتند. «لیو» هم این مشخصات را دارد ولی آنچه در اینجا می خواهم بگویم این است که وو در صخره سرخ تمام مردم را قهرمان می داند. البته «لیو» در راس آنها قرار دارد. شاید در یک جامعه غربی یک قهرمان پیدا شود که این خصوصیات را داشته باشد ولی در صخره سرخ با بسیاری از کاراکترها مواجه هستیم که چنین خصوصیاتی دارند.

این نگاه حماسی همواره برای "وو" تحسین برانگیز بوده و حتی در فردای بهتر 1 هم ارجاعات آشکاری به این درونمایه مشهود است. در آن فیلم هم مردانی که با هم نسبتی ندارند قسم یاد می کنند تا با فساد اجتماعی بجنگند. فکر می کنم خالی از لطف نباشد که جملاتی از آن را در اینجا بیاورم:

«ما سه تن لیوپی ، کوان یو و چانگ فی، اگر چه هیچ نسبتی با هم نداریم، اما اکنون پیمان اخوت می بندیم تا قوای خود را یکی کنیم تا این بحران را پشت سر گذاریم، به این ترتیب ما به وظیفه خود در برابر وطن و سرزمینمان عمل می کنیم و از فرهنگ و زادبوم خود دفاع خواهیم کرد. اگر چه در به دنیا آمدنمان هیچ نقشی نداشتیم، اما می خواهیم در روزی موعود بمیریم! ای بهشت وسیع درخشان و ای ملکه بارور زمین بر این پیمان ناگسستنی شاهد باش و نشاید که خدا و انسان شهادت دهند که یکی از ما وظیفه خود را فراموش کرده است!»

وو با تبدیل شخصیت های اصلیش به الگوهای قهرمانی ای که رویارویی شان با چهره های جنایتکار چون سفرهایی شبانه است، به فیلم هایش وجهی فرهیخته می بخشد.  

این فیلم یکی از پرخرج ترین فیلم های آسیا بود که ارتش چین به کمکش آمد و 100 هزار نفر از ارتش خود را در اختیار این فیلم قرار داد و قسمت اول آن نزدیک به هزینه فیلم فروخت. این فیلم  حماسی در حال حاضر برای اکران در آمریکا تغییراتی را داشته و بیستم نوامبر روی پرده نقره ای آمریکای شمالی می درخشد.


 تاريخ ارسال: 1388/8/3

فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.