پرده سینما

این انتخاب من نبود؛ نگاهی به «پسرها گریه نمی‌کنند» ساخته‌ی کیمبرلی پیرس

پیمان عباسی‌نیا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هر پنج‌شنبه، طعم سینما را در پرده سینما بچشید!

 

با طعم سینما، سینما را از دریچه ای تازه ببینید!

 

نقد و بررسی فیلمهای مهم تاریخ سینما در طعم سینما

 

 

 

 

 

Boys Don't Cry

كارگردان: کیمبرلی پیرس

فيلمنامه: کیمبرلی پیرس و اندی بینن

بازيگران: هیلاری سوانک، کلویی سوینی، پیتر سارسگارد و...

محصول: آمریکا، ۱۹۹۹

زبان: انگلیسی

مدت: ۱۱۸ دقیقه

گونه: زندگی‌نامه‌ای، جنایی، درام

بودجه: ۲ میلیون دلار

فروش: بیش‌تر از ۱۱ و نیم میلیون دلار

جوایز مهم: برنده‌ی ۱ اسکار و کاندیدای ۱ اسکار دیگر

 

 

 طعم سینما - شماره‌ی ۳۹: پسرها گریه نمی‌کنند (Boys Don't Cry)

 

 

پسرها گریه نمی کنندخانه‌تکانی همیشه هم کار عذاب‌آوری نیست! خانه‌تکانی برای هر کس می‌تواند معنایی داشته باشد؛ برای منتقدان و عشاق سینما می‌تواند به‌منزله‌ی بازبینی فیلم‌های مورد علاقه و تجدیدنظر در فهرست‌هایی مثل ۱۰ فیلم برتر عمر و... و... باشد. اما پسرها گریه نمی‌کنند... فیلمی که تحت هیچ شرایطی حاضر به دوباره دیدن‌اش نخواهم شد! پسرها گریه نمی‌کنند طی همان نخستین و واپسین دیدار، برای خودش جایگاهی مرتفع در لیست بهترین‌ و اثرگذارترین‌ فیلم‌هایی که دیده‌ام، دست‌وُپا کرده است.

 

چنانچه اطلاق لقب متأثرکننده‌ترین فیلم تاریخ سینما به پسرها گریه نمی‌کنند ساخته‌ی کیمبرلی پیرس زیاده‌روی قلمداد شود، بی‌بروبرگرد یکی از متأثرکننده‌ترین فیلم‌هاست. پسرها گریه نمی‌کنند براساس ماجراهای واقعی زندگی تینا رنا براندون [۱] شکل گرفته است؛ جوانی تراجنسی [۲] که تحت هویت مردانه گذران و خودش را با اسم براندون تینا معرفی می‌کرد، او آرزوی به‌دست آوردن هزینه‌ی انجام عمل SRS را داشت ولی آشنایی و رفاقت با گروهی از جوانان بی‌سروُپای فالزسیتیِ نبراسکا و برملا شدن رازش، سرانجام تراژدی دردناکی برای ‌او رقم زد...

 

 ایفاگر نقش براندون/تینا، بازیگر توانمند سینما، هیلاری سوانک است که به‌خاطر این نمایش شکوهمند، اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن را از هفتادوُدومین مراسم آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک آمریکا (AMPAS) مورخ ۲۶ مارس ۲۰۰۰ دریافت کرد [۳]. براندون/تینای حقیقی، متولد ۱۹۷۲ در لینکلن نبراسکا بود و بد نیست اگر بدانیم سوانک نیز سال ۱۹۷۴ در همین شهر به‌دنیا آمده است. خانم سوانک، نقش براندون/تینا، خلافکار خرده‌پای خوش‌قلبی را که علی‌رغم مشکل جسمی‌اش در پیِ هرزگی و بی‌بندوُباری نیست، در ۲۴ سالگی [۴] با ادراکی مثال‌زدنی بازی می‌کند.

 فیلم با اتکا بر رئالیسم قوی و گزنده‌اش، به نقد جامعه‌ی -برخلاف انتظار خیلی‌ها- بسته‌ی آمریکا در واپسین دهه‌ی قرن بیستم میلادی می‌پردازد. پسرها گریه نمی‌کنندکاملاً قابلیت این را دارد که تحت عنوان سرمشقی برای نزدیک شدنِ دغدغه‌مند به یک معضل حاد اجتماعی و چگونه به زبان سینما برگرداندن‌اش، در کلاس‌های کارگردانی و فیلمنامه‌نویسی به‌دقت مرور شود؛ علی‌الخصوص این‌که‌ اصل ماجرایی که در فیلم شاهدش هستیم، واقعیت داشته است.

چیزی که باعث می‌شود وقایع سهمگینی شبیهِ آنچه بر سر براندون/تینا آمد تا بدین‌پایه گرم و پرخون روی پرده‌ی نقره‌ای جان بگیرد، این است که کارگردان -در مقام پدیدآوردنده‌ی اثر- با کاراکتر محوری، پیوند دلی برقرار کرده باشد و به‌عبارت دقیق‌تر، درخصوص چگونگیِ به تصویر کشیدن حقایق زندگی شخصیت اول فیلم‌اش، خود را مسئول احساس کند؛ نظیر اتفاقی که برای کیمبرلی پیرس افتاده است [۵]. به‌نظرم اگر این فیلم را یک مرد ساخته بود، تا این حد منقلب‌کننده از آب درنمی‌آمد. خانم پیرس به‌خوبی توانسته است همدلی و توجه تماشاگران پسرها گریه نمی‌کنند را برانگیزد [۶]؛ در مرحله‌ی نخست نسبت به براندون/تینا و فراتر از آن، تمامی کسانی که از دست‌وُپنجه نرم کردن با این تناقض جنسیتی رنج می‌برند.

آری! در زمانه‌ای که خواست فردی در برابر عرف جامعه‌ی بی‌رحم رنگ می‌بازد، متفاوت‌ها محکوم به طرد و نابودی‌اند. امثال براندون/تینا زیر بار سنگین قضاوت‌های نسنجیده، کج‌فهمی‌ها و نامردمی‌ها کمر خم می‌کنند ولی او هنوز امیدش را از دست نداده بود؛ براندون/تینا فقط ۲۱ سال‌ داشت! آنچه هیلاری سوانک در پسرها گریه نمی‌کنند بازی کرده، دو نقش نیست اما درواقع هست! تینا براندون و براندون تینا. خانم سوانک، قدرتمندانه، تلخی و مهابت این دوگانگی درونی را به تماشاگر القا می‌کند.

تحمل التهاب و خفقانِ کشنده‌ی حاکم بر سکانس تعرض به براندون/تینای درهم‌شکسته، عذاب الیمی است. همان‌طور که سکانس کشته شدن او -به فاصله‌ی کوتاهی پس از مواجهه با هولناک‌ترین حادثه‌ی سراسر عمرش- را بی‌تردید می‌توان یکی از ۵ مرگ دردناک تمام تاریخ سینما به‌حساب آورد. با وجود گذشت ۱۵ سال از ساخت و اکران فیلم، پسرها گریه نمی‌کنند هنوز هم کوبنده و تأثیرگذار باقی مانده است.

لابد می‌دانید که درباره‌ی تی‌اس‌ها، یک نمونه‌ی به‌دردبخور ایرانی هم داریم: آینه‌های روبه‌رو [ساخته‌ی نگار آذربایجانی/ ۱۳۸۸] که اثرپذیریِ آن از پسرها گریه نمی‌کنند -چه از نظر فرمی و چه به‌لحاظ محتوایی- قابل اثبات است. البته این را به‌عنوان نقطه‌ضعفِ فیلم خانم آذربایجانی [۷] طرح نکردم چرا که معتقدم از هشتم اکتبر ۱۹۹۹ [۸] تا روز رستاخیز(!)، هر زمان و در هر کجای کره‌ی خاک قرار باشد حول‌وُحوش مصائب عدیده‌ی ترنس‌ها فیلمی تولید شود، برکنار از تأثیراتِ انکارناپذیر پسرها گریه نمی‌کنند نخواهد بود.

نکته‌ای که پیرامونِ پسرها گریه نمی‌کنند بایستی حتماً اشاره کنم، این است که فیلم به‌هیچ‌وجه ربطی به نمایش امیال آلوده‌ی دو هم‌جنس‌خواه -که این روزها بسیار باب شده- پیدا نمی‌کند زیرا براندون/تینا به‌واقع مردی است که فقط جسم زنانه دارد؛ لانا هم به‌واسطه‌ی ظاهر و خصوصیات مردانه‌ی براندون، دلبسته‌اش می‌شود و اصلاً لانا و بقیه‌ی آدم‌های دوروُبرش -تا مقطعی از فیلم- خبر از حقیقت ماجرا و راز براندون/تینا ندارند. لانا تصور می‌کند که او یک پسر جوان است. به‌وجود آمدن رابطه‌ای هم‌جنس‌خواهانه میان تینا و لانا، از قضا یکی از سوءتفاهم‌هایی بود که درنهایت موجبات قتل براندون/تینای واقعی را نیز فراهم آورد.

سؤالی که شاید تا مدت‌ها ذهن بیننده را مشغولِ خود کند، این است که «براندون/تینا حق نداشت یک زندگی معمولی داشته باشد؟» او که چیز زیادی نمی‌خواست. براندون/تینا در بند تن زنانه‌اش، فقر مالی و تعصبات طبقه‌ی فرودست‌اش اسیر شده بود... با هیچ متر و معیاری، قبول نمی‌کنم که دل به دل فیلم داده باشید و به‌دنبال ظاهر شدن عنوان‌بندی پایانی، حال‌وُروزتان با بهت‌زدگی و بغض‌آلودگی نسبتی نداشته باشد. اگر روحیه‌ای حساس و شکننده دارید، بهتر است پسرها گریه نمی‌کنندرا هرگز نبینید.

 

 

بعدالتحریر:

الف- عنوان متن، برگرفته از شعار تبلیغاتی معروفِ فیلم خوب آینه‌های روبه‌رو است.

ب- از منظری که من به پسرها گریه نمی‌کنند پرداختم، لو دادن قصه اجتناب‌ناپذیر بود. گرچه فیلم براساس واقعیت ساخته شده است و هر کسی می‌تواند پیش‌تر درباره‌اش خوانده باشد؛ پس مثل باقیِ فیلم‌های زندگی‌نامه‌ای یا تاریخی -که از کل ماوقع اطلاع داریم- می‌شود به تماشایش نشست و لذت برد.

ج- میانِ این ۳۹ شماره، نوشتن درباره‌ی پسرها گریه نمی‌کنند پروسه‌ای بود که نگارنده را به‌شدت آزرد.

 

پیمان عباسی ­نیا

دو‌شنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۳

 

[۱]: Teena Renae Brandon.

[۲]: تراجنسی که هم‌چنین به‌نام ترنسکچوال (transsexual) و به‌اختصار تی‌اس یا ترنس هم مطرح است، به افرادی گفته می‌شود که دارای هویت جنسیتی متناقض هستند؛ مثلاً ممکن است فرد اعضای جنسی مردانه داشته باشد درحالی‌که شخصیت جنسیتی‌اش زنانه باشد یا برعکس. این تضاد ممکن است در ذهن، رفتار خصوصی و یا رفتار اجتماعی فرد مشخص باشد (ویکی‌پدیای فارسی، مدخل‌ تراجنسی).

[۳]: کلویی سوینی هم به‌خاطر ایفای نقش لانا تیسدل -محبوبِ براندون/تینا- کاندیدای کسب اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد.

[۴]: پسرها گریه نمی‌کنند طی ماه‌های اکتبر و نوامبر ۱۹۹۸ فیلمبرداری شد، خانم سوانک آن زمان ۲۴ ساله بود (ویکی‌پدیای انگلیسی، مدخل‌ فیلم پسرها گریه نمی‌کنند).

 

[۵]: گویا خانم پیرس بیش‌تر به‌واسطه‌ی خواندن کتاب تمام آنچه او می‌خواست (All She Wanted) نوشته‌ی آفرودیت جونز با مسئله‌ی براندون/تینا درگیر شده و نزدیک به ۵ سال هم صرف تحقیق و نگارش فیلمنامه کرده بود (ویکی‌پدیای انگلیسی، مدخل‌ فیلم پسرها گریه نمی‌کنند).

 [۶]: جالب است که کارگردان آینه‌های روبه‌رو نیز چنان‌که اشاره کردم، خانم نگار آذربایجانی بود.

[۷]: مشهورترین ترنس‌های ایرانی، سامان (فرزانه) ارسطو و مریم‌خاتون (فریدون) مُلک‌آرا هستند. سامان ارسطو، بازیگر سینما و تئاتر در سال ۱۳۸۷ موفق به انجام عمل تغییرجنسیت شد. مریم مُلک‌آرا هم اولین تراجنسی شناخته‌شده‌ی ایرانی بود که توانست فتوای مشروعیت تغییرجنسیت را از حضرت امام (ره) دریافت کند. مُلک‌آرا، ششم فروردین ۱۳۹۱ درگذشت (ویکی‌پدیای فارسی، مدخل‌های سامان ارسطو و مریم‌خاتون ملک‌آرا).

[۸]: تاریخ اولین اکرانِ عمومی پسرها گریه نمی‌کنند.

 

 

برای مطالعه‌ی شماره‌های دیگر، می‌توانید لینک زیر را کلیک کنید:
     نگاهی به فیلم‌های برتر تاریخ سینما در صفحه‌ی "طعم سینما"

 


 تاريخ ارسال: 1393/7/28

نظرات خوانندگان
>>>sayan.rad:

من دانلودش کردم بعد ازمدتها باشوق نشستم ببینم چون چندسال میگشتم دنبال فیلم....اخرش ذوقم تبدیل به یه جنون چند هفتگی شد....و بعد ازاتمام فیلم بدون معطلی پاکش کردم و دیکه هرگز نخواستم برای باردوم ببینمش ؛ هیچ فیلمی انقد روحیه سخت منو به هم نریخته بود این فیلم درحد جنون آمیزی خوش ساخته....بازیگرای منفی درحد عالی ظاهرشدن خود هیلاری سوانک الان تبدیل به بت من شده واقعا عالی بود کاش نقد محکم تری ازش میذاشتین حیفه واقعا

0+0-

يكشنبه 12 آبان 1398



>>>بهزاد.ن:

این فیلم بسیار تکان دهنده است و عشقی معصوم و زیبا را هم از یک انسان واقعی و نه بحران زده به تصویر میکشد.بر خلاف نظر پزشکی اینها بحران هویتی ندارند هیچ بلکه به خود واقعی شان دست پیدا کرده اند!بعد از دیدن این فیلم احساس تا همیشه نسبا به این انسانهای خاص عوض خواهد شد.

0+0-

پنجشنبه 7 دي 1396



>>>شالیزه:

من تا توانستم گریه کردم و عاشق تینا براندون شدم مخصوصا دو جا بیشتر گریه کردم یکی زمانی که بهش تجاوز کردن و دیگری زمانی که کشتنش...

0+0-

چهارشنبه 19 مهر 1396



>>>efi:

این فیلم عااالی بود و بسیار تأثیرگذار با بازی بی نظیر هیلاری سوانک مرسی از مطالبتون

1+0-

پنجشنبه 7 آبان 1394



>>>Saghar:

بایستی در این زمینه اطلاع رسانی بشه.مردم باید آگاه بشن که اینجور افراد گناهی مرتکب نشدن و اقتضای طبیعتشونه...

9+0-

جمعه 2 آبان 1393



>>>زینب کریمی:

بسیار عالی نوشتید.

12+0-

پنجشنبه 1 آبان 1393



>>>میم89:

فیلمهای که براساس واقعیت درست میشن بیشترشون خوبن. پسر ها گریه نمی کنند بسیار تاثیر گذاره. مشکلات این قشر از یک جامعه آشنا میشم و اونهم در مهد دموکراسی در جهان در اواخر قرن بیستم که حتی در آمریکا اش هم این افراد با مشکلات زیادی روبرو بودن...

30+0-

پنجشنبه 1 آبان 1393



>>>آرمیتا صمدی:

من که متاسفانه این فیلم رو هنوز ندیدم! !

27+0-

پنجشنبه 1 آبان 1393



>>>سیاوش.الف:

فیلم خیلی خوب و تاثیر گذاری که به دوستان طرفدار فیلمهای رئال توصیه می کنم-نمره 9 از 10 را به این فیلم می دهم.

27+1-

پنجشنبه 1 آبان 1393



>>>♥:

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

49+0-

چهارشنبه 30 مهر 1393



>>>بابک:

آیینه های روبرو که خیلی فیلم خوبی بود اما پسرها گریه نمی کنند فوق العاده بود.:-(

49+0-

چهارشنبه 30 مهر 1393



>>>Jim:

heloooooo. Thanks to its introduction. gooood

49+0-

چهارشنبه 30 مهر 1393



>>>سین:

بله این انتخاب تینا نبود... انتخاب هیچکس از این قشر نیست... متاثر شدم...

50+0-

چهارشنبه 30 مهر 1393



>>>خادم:

سلام و سپاس.........................................................

49+0-

چهارشنبه 30 مهر 1393



>>>یه نفر:

استعداد هنری هیلاری سوانک نخست بار در کودکی توسط تهیه‌کننده‌ای به نام سوزی ساچس کشف شد. او در نمایش کتاب جنگل در نقش موگلی بازی کرد و همزمان در نمایش‌های محلی و تئاترهای مدرسه نیز بازی می‌کرد.هیلاری و مادرش در سال ۱۹۹۰ به لس‌آنجلس کوچیدند. جایی که وی توانست وارد سینمای حرفه‌ای شود. او با بازی در فیلم‌های بافی، قاتل خون‌آشام و کاراته‌کید بعدی به موفقیت کوچکی در عرصه بازیگری دست یافت.سوانک خود را یک بازیگر و نه یک شخص مشهور (celebrity) می‌نامد. او گفته است که به عالم معنوی معتقد است اما در دین مشخصی جای نمی‌گیرد. هیلاری سوانک به خاطر آماده شدن برای نقش‌هایش در فیلم‌ها، مثلاً افزایش ۹ کیلوگرم ماهیچه برای دختر میلیون دلاری یا بازی در پسرها گریه نمی‌کنند با مشکلات سلامتی جدی نظیر بالا رفتن سطح جیوه در بدنش مواجه شد.او چند هفته قبل از فیلم‌برداری پسرها گریه نمی‌کنند موهای سرش را تراشید و لباس‌های پسرانه پوشید و به میان اجتماع‌های پسرانه رفت و جالب این که اکثراً فریب ظاهر و رفتار وی را می خوردند.او می‌گوید برای باورپذیر کردن نقش‌هایش هر کاری خواهد کرد. بازوی هیلاری هنگام بازی در کوکب سیاه زخمی برداشت که اثرش باقی‌مانده است اما او زخم‌های بدنش را «نشانه‌هایی از اینکه ما زنده‌ایم و انسان هستیم و بدنمان خون‌ریزی می‌کند» توصیف کرده است.هیلاری با چاد لو که با هم در فیلمی در سال ۱۹۹۲ هم‌بازی بودند آشنا شده بود و این دو در ۲۸ سپتامبر ۱۹۹۷ با یکدیگر ازدواج کردند.آن‌ها پس از ۸ سال زندگی مشترک ازیکدیگر جدا شدند.سوانک در مصاحبه‌هایش اعتیاد شوهرش را عامل جدایی‌شان دانست.یک سال پس از جدایی از لو وی در رم همراه با مدیر برنامه‌هایش، جان کمپیسی قرارهای عشقی گذاشته بود و به سرعت شایعه یک رابطه عشقی میان آن دو شدت گرفت.اما هیلاری سوانک در مصاحبه‌هایش اعلام کرد که رابطه آنها شغلی است.

74+0-

سه‌شنبه 29 مهر 1393



>>>یه نفر:

هیلاری آن سوانک (به انگلیسی: Hilary Ann Swank) (زاده ۳۰ ژوئیه ۱۹۷۴ در لینکلن، نبراسکا، آمریکا)بازیگر و تهیه‌کننده آمریکایی سینمای هالیوود و برنده دو اسکار بهترین بازیگر نقش اصلی زن برای فیلم‌های دختر میلیون دلاری و پسرها گریه نمی‌کنند است.مهمترین نقش‌های اصلی سوانک در چهار فیلم پسرها گریه نمی‌کنند، بی‌خوابی و دختر میلیون دلاری و آملیا بوده است. او پس از گرفتن جایزه اسکار در سال ۱۹۹۹ می‌توانست مسیر ستاره شدن را بپیماید، اما با «گزیده‌کاری و کم‌کاری» راهی متفاوت را در پیش گرفت. بیشتر شخصیت‌هایی که او نقش آنها را در فیلم‌ها ایفا کرده‌است، شخصیت‌هایی شبه مردانه می‌باشند. شخصیت «مگی فیتزجرالد» در دختر میلیون دلاری یا براندون تینا در پسرها گریه نمی‌کنند و یا «کاراگاه الیبور» در فیلم بی‌خوابی و حتی نقش آملیا ارهارت خلبان زن معروف آمریکایی در فیلم آملیا همه کمابیش شخصیتی مردانه دارند.

73+0-

سه‌شنبه 29 مهر 1393



>>>A H M A D:

«براندون/تینا حق نداشت یک زندگی معمولی داشته باشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟»

85+0-

سه‌شنبه 29 مهر 1393



>>>eli:

LIKE

84+0-

سه‌شنبه 29 مهر 1393



>>>زینب کریمی:

سلام. مثل همیشه عالی بود. پایان خوبی داشت، گرچه تلخ و تکان دهنده بود...

84+0-

سه‌شنبه 29 مهر 1393



>>>نونا:

با سلام خدمت منتقد گرامي خوشبختانه فيلم\" آينه هاي رو به رو \"را هم ديده ام و به نظر من هم ،چنين واقعيت هايي بسيار تلخ هستند و با شما در خصوص اثرپذيري آن، از فيلم \"پسرها گريه نميكنند\" موافقم به طوري كه به نظرم مياد كه حتي اجزاي صورت \" آدينه \" در فيلم آينه هاي رو به رو بسيار شبيه\"براندون/تینا\" مي باشد. اميدوارم مسئولين ترتيبي دهند تا در خصوص روش برخورد صحيح مردم با اين قبيل افراد فرهنگ سازي شود ( كه البته يكي از روش هاي فرهنگ سازي اجازه ساخت و پخش مجموعه تلويزيوني از اين دست است كه مخاطبان بي شمار دارد) و همچنين با تشكيل صندوقي جهت تامين هزينه هاي جراحي اين افراد گام بردارند. ممنونم از نقد شيواي جنابعالي

88+0-

سه‌شنبه 29 مهر 1393




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.