پرده سینما

آیا من سزاوار یک خداحافظی هم نبودم؟! نگاهی به فیلم «ایستگاه قطار» ساخته ویتوریو دسیکا

غلامعباس فاضلی

 


 

 

 

 

 

 

هر پنج‌شنبه، طعم سینما را در پرده سینما بچشید!

 

 

با طعم سینما، سینما را از دریچه ای تازه ببینید!

 

نقد و بررسی فیلم های مهم تاریخ سینما در طعم سینما

 

 

 

 

ایستگاه قطار

 

Terminal Station

Indiscretion of an American Wife))

Indiscretion

 

 

 

 

 

کارگردان: ویتوریو دسیکا

تهیه کننده: ویتوریو دسیکا

فیلمنامه: چزاره زاواتینی، ترومن کاپوتی، لوئیجی چیاریری، جیورجیو پروسپری

بازیگران: جنیفر جونز، مونتگمری کلیفت، ریچارد بیمر

مدیر فیلمبرداری: آلدو گرازیاتی

موسیقی متن: آلساندرو سیکوگنینی

 تدوین: ارالدو داروما

پخش از: استودیو سلزنیک، کلمبیا

تاریخ نخستین نمایش: ۲ آوریل ۱۹۵۳ (ایتالیا)

۱۰ می ۱۹۵۴ (ایالات متحده)

زمان: ۸۹ دقیقه

سیاه و سفید

محصول: ایتالیا، ایالات متحده آمریکا

زبان فیلم: انگلیسی، ایتالیایی

 

 

طعم سینما- شماره ۱۵۵- (ایستگاه قطار) Terminal Station

 

 

 

پوستر فیلم ایستگاه قطار (از دست رفته)گوهری تابناک در تاریخ سینما که دست کمتر کسی به آن رسیده است؛ یک شاهکار بی بدیل و فراموش نشدنی؛ یک عاشقانه ی بی نظیر! خانم ها و آقایان! به پیشواز یکی از بهترین و در عین حال ناشناخته ترین فیلم های تاریخ سینما می رویم:  ایستگاه قطار ساخته ویتوریو دسیکا.

 

 

 

مدخل اول) من و ایستگاه قطار

 

اصلاً چطور شد من فیلم ایستگاه قطار دسیکا را کشف کردم!؟ گاه فکر می کنم فقط یک اتفاق ساده! و گاه به نظرم می رسد کسب شایستگی باعث شد این فیلم مرا سوی خود فرا بخواند! شاید هم داستان طاووس و جور هندوستان بود! نمی دانم!

یادم هست در سال های خیلی دور، روزی دوست عزیز و فرزانه ام سیدحسن حسینی روی نوار وی اچ اس فیلم بیراهه (۱۹۴۵) ادگار اولمر را بهم داد. فیلم حتی همین امروز کمیاب است و در آن سالها که فرصت تماشای آن موهبتی بزرگتر بود. بیراهه جزو فیلم های «کم بودجه» و مستقل تاریخ سینماست. فیلم از کانال یک شبکه تلویزیونی اروپایی ضبط شده بود و دست به دست گشته بود تا رسیده بود آن حلقه ی سینمادوستان ایرانی که من هم زنجیره ای از آن بودم.

بیراهه طبق معمول فیلمهای مستقل و کم بودجه زمان کوتاهی داشت (۶۸ دقیقه).

بنابراین بنا به سنت نوار «وی اچ اس» دنباله نوار فیلم دیگری ضبط می شد تا از تمام نوار استفاده بهینه صورت پذیرد. روی نواری که به دست من رسیده بود چیز دیگری نوشته نشده بود. اما پس از اتمام فیلم بیراهه فیلم دیگری آغاز شد. نام جنیفر جونز و مونتگمری کلیفت برای برانگیخته شدن اشتیاق کافی بود. چه برسد به درخشیدن نام ویتوریو دسیکا بر تارک فیلم.

به تماشای فیلم نشستم و منکوب ام کرد. از همان ابتدا موسیقی آلساندرو سیکونینی مقهور کننده بود. اما این چه فیلمی بود که آوازه ای از آن به گوش من نرسیده بود؟ پس از اندکی جستجو دریافتم نام فیلم ایستگاه قطار است که در سال های دور در ایران با نام از دست رفته اکران شده و البته در ایتالیا و اروپا نام دیگری برای اکران آن انتخاب شده که در واقع نام اصلی فیلم است: بی احتیاطی های یک زن آمریکایی.

نکته جالب توجه اینجا بود که به علت زمان سه ساعته ی نوار «وی اچ اس»، دقیقه های پایانی این فیلم ضبط نشده بود و فیلم در اوج به پایان می رسید بی آنکه دریابم فرجام شخصیت ها چه می شود؟

سال ها نسخه ای از فیلم را جستجو می کردم. سال هایی که با عصر اینترنت و دانلود فاصله زیادی داشتیم. اما هیچکس حتی با فیلم آشنا نبود! تا اینکه حدود ۱۰ سال قبل، (بله زمان چه زود می گذرد! ۱۰ سال قبل!) امیر قادری نسخه ای از فیلم را بهم داد و من هم نسخه دوبله خاطرات خانوادگی (۱۹۶۴) والریو زورلینی را بهش دادم. نسخه ای که به دست ام رسیده بود نسخه خیلی خوب و معتبری بود که شرکت «کریتریون» عرضه کرده بود. این یعنی ضیافتی بزرگ.

 

مدخل دوم) ایتالیا

 

جنیفر جونز درفیلم ایستگاه قطاربه اعتقاد من سینمای ایتالیا قلب سینمای جهان است. معمولاً در سینمای اروپا، سینمای فرانسه طرفداران بیشتری دارد و اگر از خیلی ها بپرسند پس از ایالات متحده مهمترین کشوری که در حوزه سینما فعال است چه کشوری است پاسخ خواهند داد فرانسه. اما من تصور می کنم شهرت و اعتبار سینمای فرانسه بیشتر به خاطر دوران «موج نو» و «کایه دو سینما» است. و چند کارگردان پس از موج نو مثل اریک رومر، ژاک ریوت، آنیس واردا و... که البته این بیشتر یعنی دهه ی شصت و هفتاد میلادی.

در حالی که سینمای ایتالیا سینمای مهمتری است. چراکه:

یک)ایتالیا کشوری است در آن یک ژانر و یک «ساب ژانر» [ژانر فرعی] شکل گرفته است. نئورئالیسم اصلاً متعلق به کشور ایتالیاست؛ و وسترن اسپاگتی هم در ایتالیا صاحب هویت شده است. وسترن در خیلی از کشورها بازسازی شده است: آلمان، اسپانیا، و... اما این ایتالیا بود که به آن هویتی دوباره داد.

دو) سینمای ایتالیا از تنوع ژانر چنان گسترده ای برخوردار است که فقط در ایالات متحده سابقه تاریخی دارد. در ایتالیا فیلم تاریخی، حماسی، وسترن، گنگستری، وحشت زا، اجتماعی، کمدی، سیاسی و... هر کدام از این گونه ها در سینمای این کشور دارای سابقه و ریشه ای جدی هستند.

سه)ایتالیا مهد کارگردانان پیشروی متعددی است. از روسلینی و فلینی و آنتونیونی و دسیکا گرفته تا برتولوچی و پازولینی و...

چهار)ایتالیا در بین کشورهای جهان تا امروز با سیزده جایزه، رکوردار تصاحب جایزه اسکار «بهترین فیلم خارجی زبان» است.

پنج)ایتالیا به عنوان کشوری که سالها در معرض تلاطمات اجتماعی و سیاسی متعدد بوده (از کلیسا گرفته تا جنگ دوم جهانی تا فاشیزم تا کمونیسم و...) منبع الهام درخشانی برای نویسندگان و هنرمندان تبارش فراهم ساخته است.

بنابراین ساخته شدن ایستگاه قطار در کشور ایتالیا، مدخل مهمی برای ورود به فیلم است.

 

مدخل سوم) دیوید سلزنیک

 

بله! باز هم ردپای این نابغه ی بدنام در این فیلم دیده می شود. البته در نسخه «کریتریون» نامی از سلزنیک در عنوانبندی به چشم نمی خورد. همه کاره دسیکا به نظر می رسد. در حالی شخصاً سلزنیک را آدم مهمتر فیلم می دانم!  او در این فیلم هم مثل تصویر جنی، نقش اصلی فیلم را به همسرش جنیفر جونز سپرده تا باز هم در نقش زنی که سراپایش عشق است جادو کند.

معمولاً فیلم هایی که در پشت صحنه آنها حس و حال خوبی وجود نداشته باشد خوب از کار درنمی آیند. با اینهمه این یکی شاهکار شده! از همان ابتدای فیلم اختلاف سلیقه ها خودش را نشان داد. قرار بود ترومن کاپوتی فیلمنامه را بنویسد. (در عنوانبندی نام او به عنوان نویسنده گفتگوها درج شده است) اما کاپوتی از کار کنار گذاشته شد و بنا به نوشته ی پاتریشیا بوثورث در زندگینامه مونتگمری کلیفت، کاپوتی فقط دو صحنه از فیلم را نوشته است. و باز بر اساس همین منبع، در ابتدا قرار بود فیلمنامه نویس فیلم خانم کارسون مک کولرز داستان نویس آمریکایی (نویسنده کتاب معروف انعکاس در چشمان طلایی) باشد، اما سلزنیک او را برکنار کرد و چند نویسنده دیگر را جایگزین او کرد: پل گالیکو، آلبرتو موراویا و ترومن کاپوتی.

دو پادشاه در یک اقلیم نگنجند! اختلاف میان دسیکا و سلزنیک بالا گرفت. سلزنیک طبق روال همیشگی اش روزانه ۴۰-۵۰ صفحه نامه و تلگراف برای دسیکا می فرستاد و نظرات صریح اش را برای شکل دادن به فیلم به او دیکته می کرد. در حالی که دسیکا اصلاً انگلیسی نمی دانست! (سلزنیک این رفتار را با هیچکاک هم داشت! و می توانید شرح مفصل اش را در کتاب ظهور و سقوط نظام استودیویی تامس اسکاتز بخوانید) دسیکا مخالفتی با دستورات او بهش اعلام نمی کرد و به نظر می رسید با همه چیز موافق است، اما پس از پایان فیلمبرداری به سادگی گفت کار خودش را انجام داده!

بر اساس همان کتاب، مونتگمری کلیفت روایت کرده، سلزنیک می خواسته فیلم به سمت و سوی یک عاشقانه لطیف و کوچک پیش برود، اما دسیکا در نظر داشته رمانسی از تباهی را تصویر کند. «رابطه های عاشقانه مضحک، دردناک، و ناامیدکننده اند. این زن و مرد همدیگر را دوست دارند اما نمی توانند ارتباطی با هم داشته باشند»

جونز کمتر از دو سال بود که با سلزنیک ازدواج کرده بود و آنها در زندگی شان دچار مشکل شده بودند. در طول فیلمبرداری رابرت واکر همسر سابق جنیفر جونز درگذشت و این مرگ او را پریشان و غمگین ساخت. در عین حال که دو پسر او که در مدرسه ای در سوئیس درس می خواندند در اثر حادثه ای جان باختد. شاید همه این حوادث تلخ به او کمک کرد تا بهتر و بهتر تصویر زنی چنین عاشق، خسته، و پریشان را بر نوار سلولوئید ثبت کتد.

سلزنیک نسخه ای از فیلم را به سلیقه خودش در ۶۴ دقیقه تدوین کرد و در پخش مجدد نام بی احتیاطی های یک زن آمریکایی را بر آن گذاشت. فیلم در انگلستان با نام بی احتیاطی به نمایش درآمد. مونتگمری کلیفت درباره فیلم گفت ازش متنفر است و فیلم یک «شکست بزرگ و فربه» است! منتقدان آن روزگار هم با نظر کلیفت موافق بودند! شاید کلیفت حق داشت! چون دسیکا انگلیسی نمی دانست و یک بازیگر ایتالیایی را به عنوان مدل انتخاب کرد که به ایتالیایی او را راهنمایی می کرد و از کلیفت می خواست از حالات او تقلید کند. البته کلیفت این شیوه کار را رد کرد و نپذیرفت.

فیلم در دو نسخه متفاوت عرضه شد و «کریتریون» در «دو دی وی دی» هر دو نسخه را عرضه کرد. (که فقط یکی به دست من رسیده!)

و بالاخره اینکه این فیلم در سال ۱۹۹۸ بازسازی تلویزیونی هم شد که نام آن فیلم تلویزیونی بی احتیاطی های یک زن آمریکایی بود.

به نظر من طبیعی است منتقدان آن زمان و دیگران منزلت این شاهکار بزرگ را درنیافته باشند. که فیلم بسیار جلوتر از زمان خودش است.

 

 

مدخل چهارم)نئورئالیسم و دسیکا

 

نمی شود تأثیر نئورئالیسم و ویتوریو دسیکا را بر فیلم ایستگاه قطار نادیده گرفت. بدون شک اگر کارگردان دیگری به جز دسیکا در مقام یکی از سردمدارن نئورئالیسم این فیلم را ساخته بود، ایستگاه قطار به فیلمی پیش پاافتاده تبدیل می شد. «یک عاشقانه لطیف و کوچک». همان چیزی که سلزنیک می خواست. اما پرداخت واقعگرایانه دسیکا ابعاد مختلفی به فیلم افزوده است. از جمله بعد اجتماعی.

ایستگاه قطار در استودیو فیلمبرداری نشده است. به جز ۲ دقیقه ابتدای فیلم بقیه فیلم در یک ایستگاه قطار واقعی می گذرد. دسیکا در تیزی لبه تند اجتماعی از هیچ چیز کم نگذاشته؛ چشم چرانی مردان ایتالیایی، کشیشان فضول، تضاد  تفکر سنتی حاکم بر ایتالیا با یک عشق ممنوعه، مخفی کاری آزاردهنده «مری فوربس» (جنیفر جونز) و «جیووانی دوریا» (مونتگمری کلیفت) و اینکه گویی در این جهان هیچ جایی برای عشاق نیست. همه و همه از طریق کارگردانی درخشان دسیکا به دست آمده اند.

نگاه کنیم چگونه وقتی «مری» تلاش می کند بی خداحافظی از «جیووانی» شهر را ترک کند، پَرپَر می زند. چطور در ایستگاه سرگردان است و چطور نه می تواند یک تلگراف خداحافظی رسمی برایش بنویسد و نه یک تلگراف عاشقانه.

او برای دختر کوچک اش لباسی می خرد (نمادی از بازگشت او به زندگی خانوادگی اش) وارد کوپه قطار می شود، اما در آستانه حرکت قطار عاشق او «جیووانی» سر می رسد. «مری» بی اختیار از واگن بیرون می آید. کلام پر عشق و گلایه «جیووانی» به «مری» این است: «آیا من سزاوار یک خداحافظی هم  نبودم؟!» او برافروخته است که معشوق اش چنین بی خبر ترک اش می کند.

یکی از جادویی ترین لحظات فیلم جایی است آنها جلوی واگن قطار با هم خداحافظی می کنند، و قطار آهسته شروع به حرکت می کند. کلام آنها خداحافظی است، اما پای «مری» به رفتن نمی رود. و «جیووانی» هم سر جایش میخکوب است. نگاه جنیفر جونز در این صحنه فوق العاده است. برمی گردد به قطار نگاه می کند که دارد راه می افتد، و بعد به «جیووانی». و می ماند. لباسی که برای دخترش خریده هم در واگن جا مانده. چه اهمیتی دارد؟! این لباس نمادی است از اینکه او عشق را به چیزهای دیگر ترجیح می دهد. «مری» کنار «جیووانی» می ماند. تا حالا که قطار ساعت ۷ را از دست داده با قطار ساعت ۸.۳۰ برود. یک ساعت و نیم با هم بودن هم موهبت بزرگی است! گاه به اندازه یک عمر!

و این را هم از قلم نیاندازم که بازی ریچارد بیمر در نقش خواهرزاده «مری» از نکات جالب توجه فیلم است. بیمر که چند سال بعد در نقش جوانی پر تب و تاب در فیلم هایی مثل خاطرات آن فرانک جرج استیونس و داستان وست ساید رابرت وایز درخشید، اینجا پسربچه ای پانزده ساله است.

 

 

 

مدخل پنجم) آلساندرو سیکوگنینی

 

 

آلساندرو سیکوگنینی در مقام آهنگساز یک مؤلفه مهم در فیلم ایستگاه قطار است. موسیقی او از همان نخستین ثانیه های فیلم، تماشاگر را میخکوب می کند. بی بدیل است.

راست اش به عنوان یک کلکسیونر موسیقی فیلم هرگز تصور نمی کردم آلبومی از موسیقی فیلم ایستگاه قطار وجود داشته باشد! فیلمی که خودش چنین نایاب است، و حتی به ندرت عکسی ازش پیدا می شود، موسیقی اش مگر ممکن است منتشر شده باشد؟! اما در کمال شگفتی بهش دست پیدا کردم و خدا را از این بابت بسیار ممنونم.

 

خوشحال ام که در طعم سینما ی این هفته امکان اش پیش آمد سروقت فیلمی ناشناخته بروم و تلاش کنم در بخش گسترده تری معرفی شود. فیلمی که کارگردان، تهیه کننده، بازیگران و دیگر عوامل آن درجه یک هستند و محصولی است عالی و منحصر به فرد که پیشروانه بودن اش سالهاست غبارآلودش کرده. حالا در طعم سینما پرتو نوری به آن تابانده می شود.

 

 

غلامعباس فاضلی

 

سیزدهم اسفند نود و چهار

 

 

برای مطالعه دیگر فیلم هایی که در «طعم سینما» معرفی و بررسی شده اند می توانید اینجا را کلیک کنید


 تاريخ ارسال: 1394/12/13

نظرات خوانندگان
>>>Hasti:

like

313+8-

پنجشنبه 13 اسفند 1394



>>>مرآت:

من ندیدم فیلمو ولی مگه میشه جنیفر جونز و مونتگمری کلیفت توی فیلمی همبازی بشن و بد بشه؟

179+0-

پنجشنبه 13 اسفند 1394



>>>فیلم باز:

این نسخه کریتریون را از کجا میشه دانلود کرد؟

111+0-

پنجشنبه 13 اسفند 1394



>>>میثم:

طعم سینما هر روز بهتر از دیروز

209+0-

پنجشنبه 13 اسفند 1394



>>>عباس:

در عین حال که دو پسر او که در مدرسه ای در سوئیس درس می خواندند در اثر حادثه ای جان باختند . این اطلاعات اشتباه و غلط است چون هردو اینهارابرت جونیور و مایکل واکر بعدها بازیگر شدند رابرت در سال 2007 درگذشت ولی مایکل تاکنون زنده است جنیفر جونز در سال 2009 در سن نود سالگی در گذشت.

2+0-

شنبه 15 اسفند 1394



>>>شکوفه:

با سلام. ایا نسخه زیر نویس از این فیلم وجود دارد؟

0+0-

يكشنبه 25 مهر 1395



>>>در جواب شکوفه:

سلام. فکر نمیکنم زیرنویس فارسی شده باشه

0+0-

يكشنبه 25 مهر 1395



>>>شکوفه:

لطفا فیلمهای دیگری از مونتگمری کلیفت رو نقد و بررسی کنید. ممنون از توجه تون.

0+0-

دوشنبه 26 مهر 1395



>>>در جواب شکوفه:

از مونتگمری کلیفت رود سرخ را اینجا میتونید بخونید http://www.cinscreen.com/?c=3&id=7376 و مکانی در آفتاب را هم اینجا ببینید http://www.cinscreen.com/?id=16

0+0-

دوشنبه 26 مهر 1395



>>>شکوفه:

دو فیلم فوق العاده. بازهم تشکر

0+0-

چهارشنبه 28 مهر 1395




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.