پرده سینما

پایدار بودن ارزش پاکدامنی؛ نگاهی به فیلم «آشفتگی» ساخته برادران تاویانی

غلامعباس فاضلی


 

 


 

 



هر پنج‌شنبه، طعم سینما را در پرده سینما بچشید!

 

با طعم سینما، سینما را از دریچه ای تازه ببینید!

 

نقد و بررسی فیلمهای مهم تاریخ سینما در طعم سینما

 

 

 

آشفتگی

Kaos

کارگردانان: پائولو و ویتوریو تاویانی

نویسنده فیلمنامه: لوئیجی پیراندلو، پائولو و ویتوریو تاویانی، تونیو گوئرا (بر اساس داستانهایی از لوئیجی پیراندلو)

بازیگران: مارگریتا لوزانو، اورازیو توریزی، کارلو کارتیر، فرانکو اسکالداتی، چیچو اینگراسیا، و...

مدیر فیلمبرداری: جوزپه لانسی

موسیقی متن: نیکولا پیووانی

تدوین: روبرتو پرپیگنانی

تاریخ نخستین نمایش: در ایتالیا و فرانسه سال ۱۹۸۴ (نخستین نمایش در ایالات متحده ۱۴ فوریه ۱۹۸۶)

هزینه تولید فیلم: ؟

فروش فیلم در ایتالیا و فرانسه: ؟

فروش فیلم در ایالات متحده: ۳۲۵۰۰۰ دلار

مدت زمان فیلم: ۱۸۴ دقیقه

زبان فیلم: ایتالیایی

محصول: ایتالیا، فرانسه

رنگی

 

 

طعم سینما- شماره ۱۶۵ – آشفتگی (Kaos)

 

 

پوستر فیلم کائوس (آشفتگی) ساخته برادران تاویانیبهمن ماه ۱۳۶۶ را هرگز نمی توانم از یاد ببرم. فکر می کنم همه زندگی ام تحت تأثیر بهمن ۶۶ قرار دارد! در اهواز زندگی می کردم و آن سال نمی دانم کدام مقام و مسئول سینمایی (که پیوسته دعاگویش هستم و خواهم بود) تصمیم گرفته بود جشنواره فیلم فجر را علاوه بر تهران، در چند شهر ایران هم برگزار کند. از اقبال خوش من یکی از آن شهرها اهواز بود. هرگز آن ماه جادویی را فراموش نخواهم کرد. در حالی که ما در شکل معمولی باید چند هفته منتظر می ماندیم تا فیلم روی پرده ی یکی از چهار سینمای فعال شهر (اوکسین، شهرفرنگ، ساحل، آریا) عوض شود، در دهه ی فجر آن سال می دیدیم که سینما اوکسین به مناسبت جشنواره فجر هر روز چند فیلم روی پرده می آورد و برمی دارد! و آشفتگی ساخته ویتوریو و پائولو تاویانی یکی از آنها بود. اینطور شد که فیلم را روی پرده افسون کننده ی سینما دیدم.

چند روز پیش جلال ازم پرسید آیا فیلمی در طول عمرم وجود داشته که مسیر زندگی ام را تغییر دهد؟ پاسخ آنقدر واضح بود که نیازی به فکر کردن نداشتم. فوراً گفتم «بله! قطعاً! چهار فیلم، که سه تای آنها را در بهمن ۶۶ دیدم و یقین پیدا کردم که باید فوراً راه ام را بکشم و بیام تهران و سینما بخوانم... بهمن ۶۶...»

-گویا اسماعیل فصیح نویسنده محبوب تو رمانی به اسم زمستان ۶۶ دارد، این به آن مربوط است؟

-اگر هم مربوط باشد جلال عزیز من بی خبرم! اما خبر دارم ماه بهمن ۶۶ تمام زندگی مرا تحت تأثیر قرار داد.

-چی بودند آن فیلمها؟

-[...] و [...]  و کائوس برادران تاویانی.

 

 

*****

 

کائوس (که در ایران با همین نام، و همچنین برهوت و آشفتگی نیز شناخته شده است) فیلمی اپیزودیک است که از پنج داستان تشکیل شده است. تمام اپیزودها بر اساس داستانهای کوتاه لوئیجی پیراندلو نوشته و ساخته شده اند:

 

در سیسیل ایتالیا چند روستایی کلاغی را می یابند. یکی از آنها زنگوله ای را جلو می آورد و پیشنهاد می کند آن را به گردن کلاغ ببندند و در آسمان رهایش کنند. کلاغ در آسمان به پرواز درمی آید و صدای زنگوله اش همه جا می پیچد.

اپیزود اول: پسر دیگر

عده ای از مهاجرین ایتالیایی در حال ترک ایتالیا برای رفتن به آمریکا هستند. پیرزنی که سرگردان و ناعاقله به نظر می رسد از یکی می خواهد نامه ای برایش بنویسد تا آن را به یکی از مهاجران بدهد که برای پسرش ببرند. و بعد پیرزن داستان پدر این پسر را روایت می کند...

اپیزود دوم: ماه زدگی (این بخش در اکران تهران و شهرستانها حذف شد)

زن جوانی پس از ازدواج درمی یاید شوهرش در دوران کودکی در شب ماه بدر در بیایان رها شده و از همان هنگام در شب ماه کامل دچار عارضه ماه زدگی می شود و رفتارهای دیوانه وار از خودش بروز می دهد. محبوب زن که «سارو» نام دارد وقتی فریادهای مرد را در شب ماه بدر می شنود تصمیم می گیرد نجیب و پاک باقی بماند.

اپیزود سوم: خمره

ارباب روستایی به نام «دن لولو» که خمره خیلی بزرگی را برای فصل برداشت محصول سفارش داده، وقتی از خواب بیدار می شود خمره را وسط حیاط شکسته می بیند. او بندزنی را برای چسباندن قطعات خمره پیدا می کند. اما بندزن که هنگام بند زدن خمره داخل آن بوده، نمی تواند از داخل آن خارج شود. «دن لولو» که خمره برایش مهمتر است، بی اعتنا به محبوس ماندن بندزن، دستمزد او را بهش می دهد و بندزن داخل خمره گرفتار می ماند.

بندزن دستمزدش را به کارگردان «دن لولو» می دهد تا مهمانی شبانه ای برگزار کنند. سر و صدای مهمانی «دن لولو» را اذیت و عصبانی می کند و او سرانجام لگدی محکم به خمره خودش می زند و بندزن آزاد می شود.

اپیزود چهارم: مجلس ترحیم

اهالی یک دهکده از ارباب تقاضای ساخت یک گورستان را می کنند. اما او مخالفت می کند. با مرگ کدخدای ده، کار به درگیری کشیده می شود...

اپیزود پنجم: گفتگو با مادر

پوستر فیلم آشفتگی ساخته برادران تاویانیلوئیجی پیراندلو دو سال پس از مرگ مادرش وارد زادگاه اش که شهر کوچکی در سیسیل است می شود. کالسکه ران که دوست دوران جوانی لوئیجی بوده به لوئیجی آشنایی می دهد، اما لوئیجی او را درست به یاد نمی آورد. وقتی کالسکه ران او را جلوی منزل مادر پیاده می کند و دور می شود، لوئیجی او را به یاد می آورد و نام اش را فریاد می زند: «سارو! سارو!»

در منزل مادر، روح مادر کنار لوئیجی می اید و آنها گفتگویی ساده با هم دارند. لوئیجی از مادرش می خواهد داستان سفر دوره نوجوانی اش را باز هم برای او تعریف می کند. و مادر گذشته را به یاد می آورد. وقتی در تلاطمات سال ۱۸۸۴ خانواده او شهر را ترک می کنند و در سفر دریایی کنار جزیره ای مرجانی توقف می کنند. دختر جوان خانواده (مادر لوئیجی) می خواهد کنار مادرش بماند، اما سرانجام او را ترک می کند تا به برادران اش بپیوندد.

 

*****

 

تا پیش از تماشای آشفتگی تاویانی ها اساساً تجربه مواجهه با چیزی که مفهوم «سینمای هنری» را در خود داشته باشد نداشتم. و البته پس از آن هم در میان خیل فیلمهایی که ادعای «هنری» بودن را دارند یافتن چنین اصالتی به ندرت پیش آمد. اما به هر حال آشفتگی تاویانی ها دریچه ای تازه را به روی من گشود. فیلم در سالهای بعد بارها از تلویزیون ایران پخش شد و هر بار تاشای آن تجربه ای ارزشمند بود.

در همان سالها تاویانی ها با فیلمهایی مانند پدرسالار و سن میکله یک خروس داشت محبوبیت و اعتباری نزد برخی نویسندگان سینمایی ایران دست و پا کردند. اما برای من آشفتگی چیز دیگری بود، چون اتفاقاً آن دو فیلم دیگر را چندان دوست نداشتم.

شاید بشود امتیازات فیلم را از شکل «پلاستیک» آن آغاز کرد. از حضور سیسیل و یا به عبارت بهتر جغرافیا در فیلم. آشفتگی فیلم جغرافیاست. و برشی از سیسیل، ایتالیا، خانه مادری، مزرعه ای مهتابی، گورستان، سرخوشی شبانگاهی در خانه اربابی و... را پیش روی ما قرار می دهد که پیش و پس از خود همتایی ندارد.

چیز دیگری که در فیلم قابل تأمل است لحن یکسان اپیزودها حین کارگردانی داستانهایی است که برخی کمدی هستند و برخی تراژدی. اپیزود سوم و چهارم کمدی هستند و اپیزودهای اول و دوم تراژدی.

اما مهمترین امتیاز و اعتبار فیلم را می توانم اینطور تویف کنم که جهانی را در برابرمان عرضه می کند که در هیچ فیلم دیگری ندیده ایم. جهانی که نه آنقدر غیرواقعی است که سورئالیستی جلوه کند، و نه آنقدر ملموس است که رئالیستی به نظر برسد.

آشفتگی شبیه هیچ کدام از دیگر فیلمهای تاویانی ها هم نیست. یک تافته جدا بافته است حتی در کارنامه خود آنها. نگاه کنیم به اپیزود آخر که چگونه لوئیجی در کمال سادگی با روح مادر خود دیدار می کند و با هم حرف می زنند. مادر هیچ شباهتی به یک «روح» ندارد! و به یاد بیاوریم که چگونه حضور «سارو» در اپیزود پنجم پایدار بودن ارزش پاکدامنی را به ما یادآوری می کند.

اشاره به دو نکته را الزامی می دانم:

اول) موسیقی نیکولا پیووانی. حاصل کار او غریب و متفاوت است. برترین کار اوست. بدون شک فیلم بدون این موسیقی در رده پایین تری قرار می گرفت. موسیقی پیووانی سهم بسیار مهمی را در فضاسازی آشفتگی برادران تاویانی دارد.

دوم)اپیزود آخر. به نظرم اپیزود پنجم غریب ترین و والاترین بخش فیلم است. کمتر می شود درباره اش صحبت کرد یا نوشت و بیشتر باید دیدش! به خصوص دقیقه هایی که به آن سفر دریایی مربوط می شود. در تمام تاریخ سینما بی نظیر است.

 

و نکته پایانی اینکه در سالهای اخیر بسیار مشتاق بودم  کائوس را از نو ببینم. در طول چند سال گذشته با تلاش بسیار به دو نسخه از فیلم روی «دی وی دی» دست پیدا کردم. یکی را دانلود کردم و یکی را دوستی مرحمت کرد. اما هیچکدام کیفیت راضی کنننده ای نداشتند. از طریقی «دی وی دی» ۹ گیگ فیلم به دست ام رسید و با توجه به دلچسب نبودن تصاویر آن دریافتم اصولاً این فیلم خوب «دی وی دی» نشده!

تا اینکه چندی پیش نسخه «بلوری» فیلم به دست ام رسید و پس از سالها رنگهای فیلم مسحورکننده در نظرم آمد. و خاطرات سالهای دور از نو برایم زنده شد... خاطره ی بهمن فراموش نشدنی ۱۳۶۶.

 

غلامعباس فاضلی

 

 

برای مطالعه دیگر فیلم هایی که در «طعم سینما» معرفی و بررسی شده اند اینجا را کلیک کنید

 

 


 تاريخ ارسال: 1395/3/6

نظرات خوانندگان
>>>vali:

like

92+0-

جمعه 7 خرداد 1395



>>>کیوان:

دوست داشتنی بود...

108+0-

پنجشنبه 6 خرداد 1395




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.