پرده سینما

پول کلید هر چیزی است! نگاهی به فیلم «همه مردان رییس جمهور» ساخته آلن جی پاکولا

غلامعباس فاضلی

 


 

 






 


پنج‌شنبه ها، طعم سینما را در پرده سینما بچشید!


با طعم سینما، سینما را از دریچه ای تازه ببینید!

 

نقد و بررسی فیلمهای مهم تاریخ سینما در طعم سینما

 

 

 


 

 

 

همه مردان رییس جمهور

All the President's Men

کارگردان: آلن جی پاکولا

نویسنده فیلمنامه: ویلیام گلدمن ( بر اساس کتاب "همه مردان رییس جمهور" نوشته باب وودوارد و کارل برنستین)

بازیگران: رابرت ردفورد، داستین هافمن، جک واردن، مارتین بالزام، هال هالبروک، جیسون روباردز، جین الکساتدر

مدیر فیلمبرداری: گوردون ویلز

تهیه کنندگان: رابرت ردفورد، والتر کولبنز

تدوین: رابرت ال ولف

موسیقی متن: دیوید شیر

شرکت پخش کننده فیلم: برادران وارنر

هزینه تولید فبلم: ۱.۵ میلیون دلار

فروش فیلم: ۷۰.۶ میلیون دلار

تاریخ نخستین نمایش: ۹ آوریل ۱۹۷۶

محصول: ایالات متحده آمریکا

مدت زمان فیلم: ۱۳۸ دقیقه

زبان فیلم: انگلیسی

رنگی

خلاصه داستان فیلم: در جریان ماجرای واترگیت، باب وودوارد و کارل برنستین، خبرنگاران روزنامه واشنگتن پست، با پیگیری این ماجرا، موجبات استعفای ریچارد نیکسون سی و هفتمین رییس جمهور ایالات متحده را پدید می آورند.

 

 

 

 

 

 

طعم سینما – شماره ۲۰۹  - همه مردان رییس جمهور- (All the President's Men)

 

 

 

 

 

چند تا فیلم در زندگی سراغ دارید که با هر بار دیدن، بهتر از دیدار قبلی به نظرتان بیایند؟ حس کنید باطراوت ترند و چیزهایی کشف نشده در آنها وجود دارد؛ فیلمهایی که در پس گذشت سالها جلا بخورند و صیقل یافته تر شوند، نه اینکه کهنه تر جلوه کنند. طبیعتاً تعداد چنین فیلمهایی زیاد نیستند و اگر به آنها برخوردید باید دودستی به آنها بچسبید! چون در مرز «شاهکار» قرار دارند. برای من یکی از آن فیلمها همه مردان رییس جمهور آلن جی پاکولاست.

 

 

در چاپ اول کتاب «چگونه فیلمنامه بنویسیم» سید فیلد (ترجمه مسعود مدنی) عکسی از فیلم همه مردان رییس جمهور بود که مرا خیلی مجذوب خودش کرده بود، و خیلی وقتها با اشتیاق به آن خیره می شدم! عکس که از زاوبه روبه بالای دوربین گرفته شده بود، رابرت ردفورد و داستین هافمن را نشان می داد که در کنار هم ایستاده اند. بالای سر آنها تابلوی روزنامه «واشنگتن پست» دیده می شد. تماشای این فیلم از آرزوهایم بود. اما هرچه جستجو می کردم امکان دسترسی به نسخه ای از آن فراهم نمی شد. تا اینکه بالاخره فرصتی مغتنم برای دیدن فیلم پیش آمدتازگی ها به دریافت عجیبی رسیده ام! اینکه فرق مهم دیگری (علاوه بر سایر تفاوت ها) در تماشای فیلم روی پرده سینما، با دیدن آن روی صفحه تلویریون وجود دارد؛ و آن این است که تماشای فیلم در سالن سینما، تا ابد یک حس خاطره، غم غربت (نوستالوژی) و ماندگاری در ذهن ایجاد می کند. گذر سالها بهم ثابت کرده، فیلمهایی که روی پرده سینما دیده ام، با انواع مختلفی از خاطره همراه شده اند و طعم غریبی از احساس همراه آنهاست. این فیلمها به سختی فراموش می شوند، و هر از گاهی به جهان ذهن هجوم می آورند و دقایقی فکر آدم را مال خود می کنند. خواسته یا ناخواسته چیزهای دیگری با آنها به دنیای ذهن ات نفوذ می کند؛ آدمهایی که با تو بوده اند، هوای آن روز، خیابانها، درختها و ماشین ها، و حتی ساندویچی که احیاناً خورده ای، یا طعم چای و قهوه ای که قبل یا بعد از تماشای فیلم نوشیده ای. همه و همه با هم همراه می شوند و یک خاطره کلی از آن فیلم برای تو می سازند. در حالی که این کمتر در مورد تماشای فیلم روی صفحه تلویزیون رخ می دهد.

 

 

در چاپ اول کتاب «چگونه فیلمنامه بنویسیم» سید فیلد (ترجمه مسعود مدنی) عکسی از فیلم همه مردان رییس جمهور بود که مرا خیلی مجذوب خودش کرده بود، و خیلی وقتها با اشتیاق به آن خیره می شدم! عکس که از زاوبه روبه بالای دوربین گرفته شده بود، رابرت ردفورد و داستین هافمن را نشان می داد که در کنار هم ایستاده اند. بالای سر آنها تابلوی روزنامه «واشنگتن پست» دیده می شد. تماشای این فیلم از آرزوهایم بود. اما هرچه جستجو می کردم امکان دسترسی به نسخه ای از آن فراهم نمی شد.

تا اینکه بالاخره فرصتی مغتنم برای دیدن فیلم پیش آمد. نخستین بار همه مردان رییس جمهور را در شهر تبریز، در جشنواره «وحدت» (جشنواره کوچکی که متأسفانه با وجود اثرگذار بودن اش برچیده شد) روی پرده سینما دیدم. شاید سینما «۲۹ بهمن» بود. دقیق خاطرم نمانده کدام سالن سینما بود. فیلم به زبان اصلی به نمایش درآمد. طبیعی بود فیلمی چنان پرگفتگو را بدون اطلاع داشتن از پسزمینه هاس سیاسی مربوط به آن نمی شد «به زبان اصلی» درک کرد. اما حال و هوای سالن سینما، ماه مهر که جشنواره در آن برگزار شد، و حتی نَفَس مهمانان جشنواره خیلی خوب خاطرم مانده. در کنار سیدابراهیم اصغرزاده نازنین (که سالهای سال است جایش سخت میان ما خالی است)، فیلم را دیدم. حال و هوای آن روز که حالا ازش ۲۸ سال می گذرد خیلی خوب به یادم مانده.

حدود ۸ یا ۱۰ سال بعد، فیلم را از برنامه «سینما دو» شبکه دو سیما دیدم و حیرت زده ام کرد. عجب فیلم محشری است! بعدها کلی این فیلم را زیر و رو کردم و از ابعاد مختلف به آن نگاه کردم؛ درباره اش خواندم و ترجمه کردم. اما مهم ترین جمله ای که درباره این فیلم خواندم، اشاره ایرج کریمی منتقد ارجمند سینما، در یکی از سلسله مقالات تئوریک اش بود، که جنبه مهی از فیلم را، مردانی دانسته بود که با پیراهن های سفید، آستین ها بالا زده شده، و گره کراوات شل شده، در حال زندگی هستند. که هربار که فیلم را می بینم درمی یابم روح فیلم درباره همین است: زندگی با پیراهن های سفید، آستین های تا شده، و گره کراوات شل! همراه با جستجو، تلاش، و بحث، برای یافتن حقیقت!

 

 

 

پسزمینه های فیلم

 

رابرت ردفورد و داستین هافمن در فیلم همه مردان رییس جمهور بامداد روز ۱۷ ژوئن سال ۱۹۷۲ «فرانک ویلز» نگهبان ساختمان واترگیت برای دومین بار متوجه چسب روی در ورودی ساختمان می شود، و این بار به پلیس زنگ می زند. پلیس متوجه می شود در طبقه ششم این ساختمان ۱۱ طبقه که ستاد انتخاباتی سناتور جرج مک گاوِرن دموکرات است، ۵ مرد ناشناس با دستکش و میکروفن حضور دارند. در تحقیقات بعدی معلوم شد آنها ۲ کوبایی ۲ کارمند سابق سیا، و ۱ عضو ستاد انتخاباتی نیکسون هستند. کار بالا می گیرد، و معلوم می شود مقامات بالاتر دولت در این ماجرا دست دارند. و در نهایت می رسند به ریچارد نیکسون، سی و هفتمین رییس جمهور ایالات متحده.

هنوز برای خیلی ها «واترگیت» واژه ای مبهم است. اما این ماجرا صرفاً یک استراق سمع از افراد حزب مخالف بوده است. نه کسی در «واترگیت» کشته شده، نه زخمی. حتی نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۹۷۲ نشان داد نیکسون با فاصله قابل توجهی مک گاورن را شکست داد. در نتیجه «واترگیت» حتی تأثیری بر نتیجه انتخابات سال ۱۹۷۲ ایالات متحده نگذاشت. آنچه باعث شد این ماجرا تا آن حد بزرگ شود که به استعفای نیکسون بیانجامد را می توان چیزی مثل روح حقیقت طلبی برشمرد.

در جریان «واترگیت» وقتی کار بالا گرفت، سه اتهام مهم متوجه نیکسون شد، که اگر او استعفا نمی داد، به احتمال خیلی زیاد موجب برکناری او از سوی کنگره می گردید. اتهامات نیکسون عبارت بود از: ۱. جلوگیری از اجرای عدالت (از طریق پنهان کاری و دروغ) ۲. سوءاستفاده از قدرت ۳. تحقیر کنگره.

در نهایت در شب ۸ اوت ۱۹۷۴ ریچار نیکسون ۳۷ امین رییس جمهور ایالات متحده استعفا داد. یک ماه بعد در جرالد فورد (معاون او که طبق قانون به جای او بر مسند قدرت نشست) نیکسون را عفو کرد و از او عذرخواهی نمود. نیکسون طبق قوانین ایالات متحده چند راه داشت که او «استعفا، منع تعقیب کیفری، و عذرخواهی رییس جمهور بعدی از وی» را انتخاب کرد.

یک آدم مهم دیگر در ماجرای «واترگیت» مارک فلت مرد شماره ۲ FBI است. او سرنخ های لازم را به باب وودوارد می داد. (در فیلم نقش او توسط هال هالبروک بازی می شود). هویت او برای همگان ناشناخته بود و کسی نمی دانست این «دیپ تروث» کیست. تا اینکه سالها پس از این ماجرا، روز سه شنبه ۳۰ می ۲۰۰۵ مارک فلت هویت خود را آشکار کرد و از پس پرده بیرون آمد و گفت او بوده که در قرار ملاقات های متعدد در پارکینگ، سرنخ های لازم را به باب وودوارد می داده. فلت چند سال بعد درگذشت.

واترگیت ماجرایی بسیار اثرگذار در تاریخ ایالات متحده آمریکا محسوب می شود. باب وودوارد و کارل برنستین، سالها بعد کتابی درباره «تأثیر واترگیت بر پنج رییس جمهور بعدی آمریکا» نوشتند و در آن شرح دادند چگونه جرالد فورد، جیمی کارتر، رونالد ریگان، جرج بوش پدر، و بیل کلینتون تحت تأثیر واترگیت بوده اند.

 

 

 

ویژگی های فیلم

 

رابرت ردفورد و داستین هافمن در فیلم همه مردان رییس جمهور چند ماه پیش داشتم تلفنی با آدم مهمی صحبت می کردم. در ابتدای گفتگو ازم پرسید «قلم و کاغذ باهاتون هست اینهایی را که میگم یادداشت کنید؟» قلم و کاغذ را آماده کنار تلفن داشتم و بهش گفتم «بله هست». اما او احتمال داد شاید برای آماده کردن قلم و کاغذ کمرویی می کنم. گفت «اگر باهاتون نیست من این طرف خط منتظر می مانم بروید بیاورید!» بهش اطمینان دادم که قلم و کاغذ با من هست و اضافه کردم سالهای سال است قبل از هر مکالمه تلفنی، قلم و کاغذ همراه ام دارم.

خب این عادت از سالهای سال قبل تحت تأثیر تماشای فیلم همه مردان رییس جمهور با من همراه شده است. چون در این فیلم می دیدم که چقدر مهم است حین گفتگوی حضوری یا تلفنی با من قلم و کاغذ باشد. در طول سالهای گذشته هر بار که برای تحقیق در مورد یک فیلم مستند، یا یک نگارش یک مقاله گفتگویی حضوری یا تلفنی با شخصی داشته ام، همیشه قلم و دفترچه ای پیش رویم بوده تا نکته های کلیدی را فوراً یاداشت کنم. و اینهمه را فقط و فقط از فیلم همه مردان رییس جمهور آموختم. این فیلم بهم یاد داد یک پژوهشگر، یک محقق، یک مصاحبه کننده خوب در همان لحظه باید واژه ها را روی کاغذ بیاورد.

 

یعضی وقتها که در جلسه ای درباره موضوعی صحبت می کنم و بعد خبرش را در خبرگزاری ها و سایت ها می خوانم، از اینکه حرفهایم به طرز غیرقابل تصوری نارسا، ناقص، و گاه وارونه، به وسیله خبرنگارها نوشته و منتشر شده حیرت می کنم! زمانی ما بهترین خبرنگارها را داشتیم، اما امروز چه؟! متأسفانه در سالهای گذشته هر بار خبرنگاری زنگ زده و در مورد موضوعی ازم پرسیده و بعد متن گفتگو را منتشر کرده، از بی ذوقی اش به هم ریخته ام! یعنی فقدان خلاقیت، مسئولیت، و دقت تا این حد؟! از خودم می پرسم آنهمه خبرنگار دقیق چند سال پیش کجا رفتند؟ آدمهایی مثل سعید مهرپور و چندین نفر دیگر چه شدند؟

شاید مسئله اصلی اینجاست که آنها کمتر مقصرند چون کسی به نسل جدیدتر در مورد مفهوم خبرنگاری توضیح نداده. حرفه ای که حاوی ظرائف مهم محتوایی و ساختاری است. کاش برای هر خبرنگاری تماشای فیلم همه مردان رییس جمهور را جزو پیش نیازهای اصلی قرار می داند. کما اینکه در خیلی از کشورهای دنیا، فیلم همه مردان رییس جمهور برای دانشجویان رشته خبرنگاری به عنوان فیلم آموزشی نمایش داده می شود.

پوستر فیلم همه مردان رییس جمهورمن در تماشای سالهای دورتر فقط به همراه داشتن قلم و کاغذ حین گفتگو توجه کردم، اما در دیدار اخیر متوجه نکات دیگری هم شدم که دربرگیرنده اصول اخلاقی مهمی برای یک خبرنگار هستند. توجه کنیم که باب وودوارد و کارل برنستین در طول فیلم:

۱. همیشه دفترچه و قلم همراهشان هست ۲. در ابتدای هر گفتگو خودشان را به طرف مقابل معرفی می کنند ۳.هرگز دروغ نمی گویند. با وجود آنکه آنها با مسئله ای بسیار مهم سر و کار دارند اما هرگز به طرف مقابل خود دروغ نمی گویند. ۴. اصرار و روش خاصی در تأیید گرفتن خبر، یا تأیید گرفتن فرضیه هایشان دارند. آنها هرگز بدون تأیید گرفتن از یک منبع موثق خبری را منتشر نمی کنند. ۵.در اوائل فیلم وقتی کارل مقاله باب را اصلاح می کند، باب با وجود مخالفت نخستین، وقتی متن ویرایش شده را می خواند اقرار می کند که «مال تو بهتره». این اقرار کردن به بهتر بودن کار دیگری فضیلت بزرگی است. ۶.رابطه آنها با سردبیرشان جالب است. ضمن تلاش برای متقاعد کردن او، تابع دستور او هستند.

یکی از صحنه های فیلم که به نظرم هر خبرنگاری باید آن را ببیند و شخصاً عاشق این صحنه هستم، جایی است که باب و کارل به منزل «اسلون» می روند تا تأیید او را در انتشار خبری که می خواهند منتشر کنند بگیرند. آنها از نظر حرفه ای و اخلاقی خود را ملزم می دانند که حتماً پیش از انتشار خبر، تأییدی از یک منبع موثق برای آن بگیرند، و این در حالی است که «اسلون» معذوریت دیگری دارد و نمی تواند به وضوح فرضیه آنها را تأیید کند. تکنیک گفتگو در صحنه تأیید گرفتن از «اسلون» محشر است. او در ابتدا برای اینکه خیال آنها را راحت کند تأکید می کند: «من منبع شما نیستم» و بعد در پاسخ به اصرار آنها می گوید «خبر را تأیید هم نمی کنم» اما در حین مکالمه پاسخ جالی می دهد که دلالت بر تأیید خبری است که آنها قصد انتشارش را دارند: «بگذارید اینطوری بگم، اگر این گزارش را می نوشتید هیچ مشکلی باهاش نداشتم!»

 

 

فیلم همه مردان رییس جمهور از سوی دیگر در ردیف فیلمهایی قرار می گیرد که در دهه ۱۹۷۰ ساخته رواج داشتند و می توان از آنها به عنوان فیلمهای ژانر «توطئه» یاد کرد. در این فیلمها نشان داده می شد که پلیس، ناسا، FBI. CIA و... بدون اطلاع افکار عمومی، در پشت ماجراهای مهم قرار دارند. از جمله فیلمهای مهم ژانر توطئه دهه ۱۹۷۰ می توان به کلوت، محله چینی ها، تلفن، مکالمه، سه روز کندور، اصول دومینو، و کاپریکورن یک اشاره داشت.

در ابتدا جان اشله زینگر برای کارگردانی این فیلم در نظر گرفته شده بود، اما او حاضر به ساختن این فیلم نشد. حتی آلن جی پاکولا هم در ابتدا مایل نبود این فیلم را کارگردانی کند، چون تصور می کرد یک فیلم بوچ کسیدی و ساندنس کید دیگر است!

این فیلم جزو معدود فیلمهای تاریخ سینماست که به «مکالمه تلفنی» استوار است. ۲۵ مکالمه تلفنی در این فیلم وجود دارد.

نمره تلفن هایی که در فیلم به آنها اشاره می شود واقعی هستند.

رابرت ردفورد (به عنوان تهیه کننده فیلم) مایل بوده فیلمبرداری در مکانهای اصلی انجام شود، ولی روزنامه «واشنگتن پست» اجازه فیلمبرداری در ساختمان روزنامه را به گروه فیلمبرداری نداد و فیلم در استودیو ساخته شد.

این فیلم در سال ۲۰۱۰ به کتابخانه کنگره ملی آمریکا الحاق شد.

همه مردان رییس جمهور تنها فیلمی است که جیمی کارتر سی و نهمین رییس جمهور آمریکا، در دوران ریاست جمهوری اش دید!

درجه نظارتی فیلم در ابتدا R بود که امروز کمی عجیب به نطر می رسد، اما در سالهاب بعد به PG که درجه نمایشی «عمومی» است تغییر پیدا کرد.

فیلمهای دیگر با اشاره به شخصیت ریچارد نیکسون و ماجرای واترگیت ساخته شده که از میان آنها می توان به نیکسون (۱۹۹۵). فورست/نیکسون (۲۰۰۸) و الویس- نیکسون (۲۰۱۶) اشاره داشت.

صحنه ای در فیلم هست که در پارکینگ می گذرد و در آن «دیپ تروث» با باب وودوارد درباره «گوردون لیدی» حرف می زند که در یک مهمانی شعله شمع را با دستانش خاموش کرده، بی آنکه احساس درد یا سوختگی کند، و وقتی ازش پرسیده اند چطور این کار را می کنی پاسخ داده «ساده است! فقط کافیه به آتش اهمیت ندی!» که این الهام گرفته از صحنه ای در اوائل فیلم لارنس عربستان دیوید لین است.

 

 

 

رابرت ردفورد

 

 

 

رابرت ردفورد و داستین هافمن در همه مردان رییس جمهوررابرت ردفورد یکی از آدمهای مؤثر فیلم همه مردان رییس جمهور است. نقش او در این فیلم خیلی فراتر از یک «بازیگر» است. ردفورد در جریان انتشار مقالات باب وودوارد و کارل برنستین در «واشنگتن پست» شخصاً با وودوارد تماس می گیرد و از او می خواهد وقایع واترگیت را به صورت یک کتاب بنویسد. پس از انتشار کتاب، (که نام آن کنایه و اشاره ای هم به کتاب معروف رابرت پن وارن همه مردان شاه ۱۹۴۶دارد) ردفورد حقوق اقتباس سینمایی آن را به قیمت ۴۵۰.۰۰۰ دلار می خرد و تصمیم به ساخت آن می گیرد. (این رقم با تورم امروز ایالات متحده حدود ۲ میلیون دلار محسوب می شود، که عدد بالایی است) شرکت برادران وارنر به شرط بازی رابرت ردفورد در این فیلم، تهیه و پخش آن را به عهده می گیرد. رابرت ردفورد نهیه کننده فیلم می شود و حین پیش رفتن مراحل تهیه، به این نتیجه می رسد که صرف حضور او به عنوان یک «اَبَر ستاره» به شکلی غیرضروری فیلم را از حالت توازن خارج می کند. و به منظور حفظ تعادل در فیلم، برای ایفای نقش کارل برنستین به یک بازیگر درجه اول که با قدرت پیش روی او قرار بگیرد نیاز است. واقعاً تصمیم خارق العاده ای بوده! چون کمتر بازیگری حاضر می شود از درخشش خودش به نفع درخشش تمامیت فیلم بکاهد! اما ردفورد این کار را می کند و داستین هافمن برای ایفای نقش کارل برنستین برگزیده می شود.

دیگر کار مهم رابرت ردفور انتخاب هوشمندانه ویلیام گلدمن به عنوان فیلمنامه نویس است. ردفورد (در مقام بازیگر) پیش از آن در سه فیلم موفق بازی کرده بود که ویلیام گلدمن نویسنده فیلمنامه آنها بود: بوچ کسیدی و ساندنس کید، والدو پیپر بزرگ، و صخره داغ.

همه مردان رییس جمهور چهارمین همکاری مشترک این بازیگر و نویسنده بود. همکاری آنها در فیلم پنجمی هم ادامه پیدا کرد: پلی در دوردست.

 او و هافمن ماهها در تحریریه روزنامه «واشنگتن پست» حضور داشتند تا دریابند سلوک واقعی یک خبرنگار چگونه است.

رابرت ردفورد در ۱۳ سالگی نیکسون را دیده بود و از او وحشت کرده بود!

به هرحال حضور دو «اَبَر ستاره» در یک فیلم برای عنوانبندی و تبلیغات فیلم هم مسئله ساز شد. در یک توافق، رابرت ردفورد و داستین هافمن به این نتیجه رسیدند که نام یکی در عنوانبندی فیلم، نخستین نام باشد، و نام دیگری در پوسترها، تیزرها، و مواد تبلیغاتی اول بیاید. در نتیجه نام داستین هافمن در عنوانبندی فیلم همه مردان رییس جمهور اول ظاهر می شود، و نام ردفورد در پوسترها و مواد تبلیغی این فیلم.

در مورد فیلم مردی که لیبرتی والانس را کشت جان فورد نیز، در خصوص تقدم نام جان وین و جیمز استورات نیز تصمیم مشابهی گرفته شد.

و بالاخره باید بگویم رابرت ردفورد چند سال بعد نشان داد که کارگردان درجه اولی هم هست. او صاحب فیلمهای بسیار موفقی نظیر مردم معمولی، نمایش تلویزیونی، و نجواگر اسب هم هست.

 

دیگر بازیگران

 

جیسون روبارز، داستین هافمن، مارتین بالزام، و رابرت ردفورد در همه مردان رییس جمهور «فرانک ویلز» نگهبانی که نخستین برگ از پرونده واترگیت با حضور او آغاز می شود در صحنه افتتاحیه این فیلم در نقش خودش ظاهر می شود.

جیسون روباردر برای ایفای نقش «جیمز برادلی» سردبیر «واشنگتن پست» در این فیلم برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش دوم مرد شد. او سال بعد هم برای بازی در نقش «داشیل همت» در فیلم جولیا برنده همین جایزه شد. روباردز تا امروز نمونه منحصر به فرد از بازیگری است که دو سال پیاپی برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد نقش دوم می شود.

روبارزد چند سال بعدتر در فیلم ملوین و هوارد در نقش هوارد هیوز بازی کرد که برای آن بازی هم نامزد همین جایزه شد. هر سه نامزدی و دو اسکار مربوط به ایفای نقش شخصیتهایی «واقعی» از سوی وی هستند. حین فیلمبردای این فیلم، او روزهایی هم که ضبط نداشت هم سر صحنه فیلمبرداری می آمد.

جیمز کارِن در نقش «اسلون»، در سال ۱۹۹۶ همین نقش را در نیکسون هم ایفا کرد.

برای ایفای نقش کاترین گراهام صاحب امتیاز «واشنگتن پست»، لورن باکال و پاتریشیا نیل هم در نظر گرته شده بودند، در نهایت قرار شد جرالدین پیج نقش وی را ایفا کند. اما این نقش در مرحله فیلمبرداری حذف شد.

جین الکساندر برای ایفای یک نقش ۸ دقیقه ای (جودی هوباس میلر) در این فیلم نامزد جایزه اسکار نقش مکمل زن شد.

 

 

چرا همه مردان رییس جمهور فیلم بزرگی است؟

 

در تماشای متعدد این فیلم، خیلی به این موضوع فکر کردم که اهمیت این فیلم از چه چیزی ناشی می شود؟ سرچشمه بزرگی فیلم کجاست؟ طبیعتاً مسائل روز پس از مدتی رنگ می بازند و جذابیت خود را از دست می دهند. حاشیه هایی هم که به آنها اشاره کردم صرفاً برای علاقمندان فیلم خواندنی هستند. اما چرا فیلم در گذر سالها همچنان قوام خود را حفظ کرده است؟

به نظرم پاسخ این پرسش را در فیلمنامه ویلیام گلدمن و کارگردانی آلن جی پاکولا باید جستجو کرد. توجه کنیم که در این فیلم:

 

لحن فیلم هرگز به ورطه یک فیلم «هیجانی»، «پلیسی»، با «جاسوسی» سوق داده نمی شود و ما در سراسر فیلم با لحن یکدستی مواجه هستیم که تقریباً به طور «خطی» به بازگویی ماجرا می پردازد. در نتیجه صحنه های کلیشه ای رایج در اینگونه فیلمها مثل «تعقیب و گریز»، «تهدید»، «به هم ریخته شدن آپارتمان»، «دیزالو صفحه نخست روزنامه ها به هم» در این فیلم وجود ندارد.

در سراسر فیلم به شکلی هوشمندانه، ما فقط در این سوی داستان قرار داریم. کنار خبرنگارها. هرگز چیزی از آن طرفی ها نمی دانیم. فیلم هرگز وارد کاخ سفید، اف بی آی، یا محفل جمهوری خواهان نمی شود. گاهی خبرهایی از آن طرف را از زاوبه دید خبرنگاران، از صفحه تلویزیون می بینیم. همیشه این طرف ماجرا هستیم. و این بعنی «سینما».

در پایان فیلم باز هم به شکلی هوشمندانه از یک «گره گشایی» به سبک فیلمنامه های «سه پرده ای» خودداری می شود. فیلم به آرامی تمام می شود.

 

 

■■■■■

 

 

فیلم پر از گفتگوهای درخشان است. اما جایی از فیلم در پارکینگ «دیپ تروث» به باب می گوید «رد پول را بگیر» و می خواهد از این طریق به او سرنخ بدهد. کمی بعد ردفورد همین مفهوم را به سردبیرش می گوید: «پول کلید هر چیزی است!» جمله تکان دهنده ای است! واقعاً همینطور است؟!

 

 

 

غلامعباس فاضلی

 

برای مطالعه دیگر فیلم هایی که در «طعم سینما» معرفی و بررسی شده اند اینجا را کلیک کنید

 



 تاريخ ارسال: 1397/7/5

نظرات خوانندگان
>>>قباد:

راستی می دونید داستین هافمن همتا ندارد؟

64+0-

يكشنبه 8 مهر 1397



>>>box office:

بسیار پرفروش!

89+0-

يكشنبه 8 مهر 1397



>>>اردلان:

حق باشماست.ایندفعه فیلم رابادقت می بینم

99+0-

يكشنبه 8 مهر 1397



>>>عبدالله:

مگر می شود عاشق این فیلم و «جیسون روباردز»ش نبود؟!

152+0-

جمعه 6 مهر 1397




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.