پرده سینما

یک فیلم ایتالیایی تمام عیار! نگاهی به فیلم «مردی که به زانو درآمد» ساخته دامیانو دامیانی

غلامعباس فاضلی


 

 







پنج‌شنبه ها، طعم سینما را در پرده سینما بچشید!


با طعم سینما، سینما را از دریچه ای تازه ببینید!

 

نقد و بررسی فیلمهای مهم تاریخ سینما در طعم سینما

 

 

 


 

 

مردی که به زانو درآمد

Un uomo in ginocchio

A Man on His Knees))

کارگردان: دامیانو دامیانی

بازیگران: جولیانو جما، میکله پلاچیدو، النئورا جورجی، اتوره مانی، و...

مدیر فیلمبرداری: انریو گوارنیری

موسیقی متن: فرانکو مانینو

تهیه کننده: ماریو سچی گوری

سال ساخت: ۱۹۷۹

محصول: ایتالیا

تاریخ نخستین نمایش: ۱۳ آوریل ۱۹۷۹

مدت زمان فیلم: ۱۰۶ دقیقه

زبان فیلم: ایتالیایی

رنگی

 

خلاصه داستان: «نینو پرلاتا» (جولیانو جما)، در شهر پالرمو دکه ای کنار خیابان دارد و از راه فروش قهوه و لیموناد در آن امرار معاش می کند، «نینو» رفته رفته متوجه می شود که یک آدمکش حرفه ای به نام «آنتونیو پلانتامونا» (میکله پلاچیدو) استخدام شده است تا او را بکشد. «نینو» نمی داند این آدمکش را چه کسی فرستاده است. بنابراین پیش از آنکه دیر شود باید دریابد دستور کشتن او از سوی چه کسی صادر شده. چون «نینو» درگیر هیچ ماجرای خاصی نبوده و سالهاست با کار در دکه کوچک اش در حال اداره کرده خانواده است. سرانجام او درمی یابد در جریان ربودن همسر یک «پدرخوانده» به نام «دن وینسزو» (اتوره مانی) «نینو» بی آنکه بداند برای آدم رباها قهوه برده است و به این ترتیب نام خود را در فهرست کسانی باید مجازات شوند قرار داده است. چون بر اساس قوانین «دن وینسزو» هر که به نحوی با ماجرای ربوده شدن زن اش ارتباط داشته، باید کشته شود.

همسر نینو (النئورا جورجی) نیز که زنی خانه دار است درگیر مشکلات «نینو» می شود. «نینو» تلاش می کند «دن وینسزو»  را ملاقات کند و به او بگوید که هیچ نقشی در ماجرا نداشته است. تا به این ترتیب سوءتفاهم پیش آمده را حل، و کسب و کار کوچک را حفظ کند...

 

 

طعم سینما – شماره ۲۱۱ : مردی که به زانو درآمد (Un uomo in ginocchio)

 

 

 

 

جولیانو جما

 

جولیانو جما در فیلم بن هورمن جولیانو جما را با فیلم مردی که به زانو درآمد شناختم، اما حالا که فکرش را می کنم اصلاً نمی توانم به یاد بیاورم آن سالها در نبود اینترنت و منابع مرجع مکتوب از کجا فهمیدم او در فیلم بن هور (۱۹۵۹) ویلیام وایلر بازی کرده است! امروز البته با یک جستجوی ساده در «گوگل» ظرف چند ثانیه می شود این نکته را فهمید. اما حتی امروز هم اگر کسی ۱۰ بار فیلم بن هور را می دید نمی تواند بفهمد جولیانو جما در آن بازی کرده است. در هیچ یک از منابع در دسترس آن سال ها مثل دائره المعارف سینمایی بیژن خرسند هم اشاره ای به این موضوع نشده بود. چون جولیانو جما یک نقش بی گفتگو و بسیار کوتاه در فیلم بن هور دارد. بنابراین وقتی قرار شد در سال ۱۳۶۹ بروشور چند تا از فیلمهای «خانه فرهنگ» [۱] را بنویسم و قرعه نخستین اش افتاد به نمایش فیلم ۷۰ میلی متری بن هور ویلیام وایلر در سینما «آفریقا»، توی بروشور بعد از نام چارلتون هستون، استیفن بوید، هیو گریفیث، هایا هارایت، و... نام جولیانو جما را هم نوشتم. نوشتن بروشور فیلمهای سینمایی «خانه فرهنگ» برای من کار مهمی نبود، به خصوص آنکه هیچوقت در صدر یا ذیل بروشور، نامی از نویسنده آورده نمی شد؛ مدیر وقت «خانه فرهنگ» در جشنواره ای با من همسفر شد و فکر کرد اطلاعات سینمایی خوبی دارم، بنابراین ازم دعوت کرد بروشورهای آنجا را من بنویسم. من در آن سالها از زد و بندهای پشت پرده اداری بی خبر بودم و نمی دانستم نوشتن بروشورهای خانه فرهنگ تیول آدم های پشت پرده آنجاست! آنها تصور می کردند یکی آمده و می خواهد این پست مهم! را از آنها بگیرد. بنابراین کلمه جولیانوجما را دستاویز قرار دادند که فلانی اشتباه کرده و به غلط این اسم را میان بازیگران فیلم بن هور نوشته! چون جولیانو جما را در آن فیلم ندیده بودند. روزی رفته بودم به دفتر «خانه فرهنگ» سری بزنم، دیدم عده ای اتفاقاً دفتر مدیر هستند و تا مرا دیدند خواستند اشتباه مرا به رخ ام بکشند. می گفتند جولیانوجما که در فیلم بن هور بازی نکرده، چرا نام او در بروشور نوشته شده؟! (کلمه به کلمه بروشور را خوانده بوندند!) واقعاً به یاد نداشتم کجا خوانده بودم این بازیگر ایتالیایی در بن هور بازی می کند! ولی اطمینان داشتم بازی می کند! کم نیاوردم و گفتم «شما حق دارید جولیانو جما را در بن هور نشناخته باشید، چون او در نقش عیسی مسیح (ع) بازی می کند و چهره اش در فیلم هرگز معلوم نمی شود»! به نطر نمی رسید آقایان غربیه متقاعد شده باشند؛ چون نمی خواستند متقاعد شوند! آنها می خواستند روال نوشتن بولتن های «خانه فرهنگ» را به جوان دیگری که ماهها بود به آن مجموعه توصیه شده بود (و بعدها یکی از نویسندگان سینمایی صاحب نام و از دوستان من شد) برگردانند! اما به هر حال با آن پاسخ من، قدرت اعتراض از آنها گرفته شد. البته بعدها دریافتم کسی که اسم جولیانو جما را به عنوان «گاف» انجام شده از طرف من در این ماجرا عَلَم کرده بود، همان جوانِ نویسنده بود. مدتی بعد مدیر «خانه فرهنگ» ما را به هم معرفی و با هم آشنا کرد. دوستی ما تا امروز ادامه دارد. در ماجرای جولیانو جما، مدیر «خانه فرهنگ» از من حمایت کرد و تا سالها از آن ماجرا به عنوان «توطئه طرفداران صهیونیسم» علیه من یاد می کرد! چون در مقاله ام اشاره هایی هم به سویه های سیاسی فیلم بن هور کرده بودم.

جولیانو جما در فیلم بن هورمن چند شماره دیگر هم بروشورهای «خانه فرهنگ» را نوشتم. و بعد کارگزاران مدیر آنجا، کار را ارجاع دادند به همان جوانی که توصیه شده بود. حدود ده سال بعد در نمایش های «فیلمخانه ملی ایران» روی پرده هفتاد میلیی متری سینما «صحرا» باز هم فیلم بن هور را دیدم و از اولش منتظر دیدن جولیانو جما بودم! و زود دریافتم در بروشور «خانه فرهنگ» درست نوشته بودم! جولیانو جما در دو صحنه ی فیلم بن هور بازی می کند.

شمایل جما در دهه ۱۳۶۰ برای من اگرچه به پای فرانکو نرو نمی رسید، اما دلنشین بود. بعضی روزها که اقبال بیشتری با من همراه بود، حین گذر از معبد خاطره ها، یعنی سینماهای شهر، به ساعت عوض کردن پرده سردر سینما و جابجایی پوسترها و عکس های داخل ویترین می رسیدم، در آن دقیقه ها خودم را سعادتمند احساس می کردم که دارم آیین پرده برداری و پرده گذاری یکی از سینماها را می بینم. یک روز وقتی از جلوی سینما «ساحل» اهواز رد می شدم، دیدم داشتند پوسترها را عوض می کردند. پرسیدم قرار است چه فیلمی روی پرده بیاید؟ کنترلچی سینما با شور پاسخ داد «مردی که به زانو درآمد!... جولیانو جما!» خوشحال شدم، اما بعد دریافتم حرف او صحت نداشت! چند هفته بعد سینما «اوکسین» مردی که به زانو درآمد را روی پرده آورد.

جما در این فیلم با آن قامت بلند، کلاه کشی روی سر، و اندام لاغرش قهرمان جدیدی را پیش روی ما گذاشت. مردی که آسیب پذیر است، خانواده اش را دوست دارد، و می خواهد سرش توی کار خودش باشد، اما در عین حال ترسو نیست. این شمایل را خیلی بیشتر از بازی او در فیلم دیگری که همان سالها در سینماهای ایران (و در «اوکسین» اهواز) اکران شد، یعنی فاشیست ها [با نام اصلی کورلئونه محصول ۱۹۷۸ ساخته پاسکواله اسکویتری] دوست داشتم. و همینطور از وسترن هایی که او بازی کرده است. جولیانو جما در این فیلم چیز دیگری است!

 

 

 سینمای ایتالیا

 

 

سینمای ایتالیا را دوست دارم. معمولاً اگر از خیلی ها پرسیده شود در اروپا سینمای چه کشوری از همه جایگاه والاتری دارد، پاسخ می شنویم «فرانسه»! بخشی از این تصور به خاطر شکل گیری جریان «موج نو» و «تئوری مؤلف» در فرانسه است. اما به نظر من اگر از سینمای فرانسه «موج نو» را بگیریم چیز زیادی از آن باقی نمی ماند. در حالی که سینمای ایتالیا همیشه درخشیده است. از دوران صامت و فیلمهای باشکوهی مثل کابیریا ساخته جیوانی پاسترونه (۱۹۱۴) گرفته تا دوران نئورئالیسم در دهه ۴۰ تا امروز.

سینمای ایتالیا اولاً سینمایی است که صاحب یک جنبش بزرگ و اثرگذار به نام «نئورئالیسم» است، ثانیاً سینمایی است که صاحب یک ژانر فرعی ((subgenreبه نام «وسترن اسپاگتی» است، که آثار درخشانی را در خود جای داده است، ثالثاً سینمای ایتالیا سینمایی است که بعد از ایالات متحده بیشترین تنوع ژانر در آن وجود دارد، از کمدی های درخشان گرفته، تا فیلمهای سیاسی درجه یک، تا فیلمهای وحشت زا، تا آثار حماسی تاریخی، تا فیلمهای هنری و روشنفکرانه، تا آثار تجاری موفق، و...

چنین سرچشمه جوشانی از خلاقیت همه جور کارگردان و همه جور فیلمی را در خود نهفته دارد. مردی که به زانو درآمد هم یک فیلم ایتالیایی است.

 

 

 

 

مردی که به زانو درآمد

 

 

. صحنه نخستین فیلم که عنوانبندی روی آن ظاهر می شود گیراست. دورنمایی از شلوغی بازار، که «نینو» و دوست اش با شتاب در حال عبور از آن هستند. موسیقی فرانکو مانینو تماشاگر را به بند می کشد و تا پایان فیلم هم رهایش نمی کند. اصلاً فیلم ایتالیایی با موسیقی بد سراغ دارید؟! محله ای فقیر نشین که کت و شلوار و جلیقه و عینک میکله پلاچیدو در آن خیلی غریب است. (او در این فیلم شمایلی کاملاً متفاوت از یک قاتل حرفه ای را به نام خودش ثبت می کند). تصاویر دکه ای که نینو در آن کار می کند، و نماهای بسته از پسر او چنان واقعگرایی عمیقی به فیلم می بخشد که فقط مخصوص سینمای ایتالیاست! مثلاً در فرانسه با آلمان محال بود چنین صحنه هایی خلق شوند. فیلم از همان دقیقه های نخستین به ما می گوید یک فیلم «ایتالیایی» تمام عیار است! انریو گوارنیری در مقام فیلمبردار هم قاب های کلاسیک می بنند، هم به روانی دوربین را روی دست می گذارد، بی آنکه سبک بصری فیلم از یکدستی خارج شود.  دو صحنه از فیلم از همان سالها مرا مجدوب خودش کرده است. یکی صحنه ای در اواسط فیلم که مرد شیک پوشی با کت و شلوار و کراوات و شال گردن، از ماشین اش پیاده می شود و به عنوان یک دوست قدیمی (به دروغ) خودش را «آرمنیزه» همکلاسی دوره کودکی «نینو» جا می زند. (در حالی که از طرف آدمکش ها آمده) و دیگری صحنه ای که همسر نینو (با بازی النئورا جورجی) رو به دوربین گریه می کرد، که در آن سالها برای من جلوه ای استثنایی از هنر بازیگری بود.  صحنه مواجهه «نینو» و «دن وینسزو» هم به یادماندنی است. مردی که به زانو درآمد یک فیلم واقعگرای تلخ است. پایان آن تماشاگر را غافلگیر می کند. شخصیت ها کلیشه ای نیستند. اینها عناصر بصری و درونمایه هایی هستند که در دو فیلم دیدنی دیگر از دامیانو دامیانی هم می بینیم: بازپرسی به پایان می رسد و اعترافات یک کمیسر پلیس که بازیگر اصلی هر دو فیلم فرانکو نرو است. پوستر فیلم مردی که به زانو درآمد ساخته دامیانو دامیانیصحنه نخستین فیلم که عنوانبندی روی آن ظاهر می شود گیراست. دورنمایی از شلوغی بازار، که «نینو» و دوست اش با شتاب در حال عبور از آن هستند. موسیقی فرانکو مانینو تماشاگر را به بند می کشد و تا پایان فیلم هم رهایش نمی کند. اصلاً فیلم ایتالیایی با موسیقی بد سراغ دارید؟! محله ای فقیر نشین که کت و شلوار و جلیقه و عینک میکله پلاچیدو در آن خیلی غریب است. (او در این فیلم شمایلی کاملاً متفاوت از یک قاتل حرفه ای را به نام خودش ثبت می کند). تصاویر دکه ای که نینو در آن کار می کند، و نماهای بسته از پسر او چنان واقعگرایی عمیقی به فیلم می بخشد که فقط مخصوص سینمای ایتالیاست! مثلاً در فرانسه با آلمان محال بود چنین صحنه هایی خلق شوند. فیلم از همان دقیقه های نخستین به ما می گوید یک فیلم «ایتالیایی» تمام عیار است! انریو گوارنیری در مقام فیلمبردار هم قاب های کلاسیک می بنند، هم به روانی دوربین را روی دست می گذارد، بی آنکه سبک بصری فیلم از یکدستی خارج شود.

دو صحنه از فیلم از همان سالها مرا مجدوب خودش کرده است. یکی صحنه ای در اواسط فیلم که مرد شیک پوشی با کت و شلوار و کراوات و شال گردن، از ماشین اش پیاده می شود و به عنوان یک دوست قدیمی (به دروغ) خودش را «آرمنیزه» همکلاسی دوره کودکی «نینو» جا می زند. (در حالی که از طرف آدمکش ها آمده) و دیگری صحنه ای که همسر نینو (با بازی النئورا جورجی) رو به دوربین گریه می کرد، که در آن سالها برای من جلوه ای استثنایی از هنر بازیگری بود.

صحنه مواجهه «نینو» و «دن وینسزو» هم به یادماندنی است. مردی که به زانو درآمد یک فیلم واقعگرای تلخ است. پایان آن تماشاگر را غافلگیر می کند. شخصیت ها کلیشه ای نیستند. اینها عناصر بصری و درونمایه هایی هستند که در دو فیلم دیدنی دیگر از دامیانو دامیانی هم می بینیم: بازپرسی به پایان می رسد و اعترافات یک کمیسر پلیس که بازیگر اصلی هر دو فیلم فرانکو نرو است.

 

 

 

 

غلامعباس فاضلی


 

۱. «خانه فرهنگ». نام یک نهاد فرهنگی که در حدود سالهای ۱۳۶۲ تا ۱۳۷۰ برای علاقمندان سینما به نمایش فیلمهای تاریخ سینما می پرداخت. این نهاد فرهنگی وابسته به «بنیاد مستضعفان» بود. دفتر اداری آن در طبقه فوقانی سینما «آفریقا» قرار داشت. یکی از امتیازات «خانه فرهنگ» این بود که در طول هفته (نه یک بار، بلکه) چند بار به نمایش نسخه های ۳۵ میلی متری فیلمهای کلاسیک تاریخ سینما می پرداخت. سینما «قیام» در خیابان طالقانی، سینما «سپیده» در خیابان انقلاب و «سینما تئاتر کوچک» واقع در خیابان ولی عصر (عج) روبروی پارک ملت، سالن های نمایش تحت اختیار این نهاد بودند که در طول هفته، هر دو برای اعضاء به نمایش فیلم می پرداختند. جمعه های آخر هر ماه، «خانه فرهنگ» برای اعضاء خود یک فیلم ۷۰ میلی متری را نمایش می داد. با آغاز به کار نمایش های فیلمخانه ای«فیلمخانه ملی ابران» فعالیت «خانه فرهنگ» تحت تأثیر برخی جوسازی های مطبوعاتی متوقف شد. دکتر احمدی در سالهای نخستین، و محمدحسین اقارب پرست در سالهای واپسین فعالیت این نهاد، مدیر «خانه فرهنگ» بودند.

 

 

برای مطالعه دیگر فیلم هایی که در «طعم سینما» معرفی و بررسی شده اند اینجا را کلیک کنید


 



 تاريخ ارسال: 1397/12/9

فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.