پرده سینما

بهاریه نوروز ۱۳۹۵- بهار وصف شیدایی ست

سیدهادی جلالی

 







 

 

نیکی کریمی در فیلم پری ساخته داریوش مهرجوییخوب که روزگار زندگی را مرورمی کنم؛ قرابتی میان نوع زیستنِ مطالبه گر، پُرسنده و غریبم با شخصیت پری در فیلمی از مهرجویی می بینم. من، تمام عمر را در وادی طلب بودم و آشفته برای رسیدن به آنچه انسان باید باشد. برای دانستن آنچه انسان باید بداند. بی آنکه لحظه ای بر حقیقت این راه شک کنم. ورای جنسیت، عوامل تأثیرگذار بر پدیدارشناسی و پنداشت، برگرفته از آموزه هایی است که آدمی از جانب «اسد»ها، «صفا»ها و «داداشی» های زندگی می آموزد. برای من که آموختن عطشی سیرابی ناپذیر است، زندگی هدیه ای والاست؛ چرا که پر است از آموزنده های این چنین. من «صفا» را در درجات شهود «خانبا» دیده ام و در تواضع وصف ناپذیر سالکانه اش حین آمیختن با مردمان؛  و حاج صالح «داداشی» زندگی من است.  کار سختی است خطی نزیستن. سخت است همیشه اسلوبی از انسانیت و فهم در مواجهه با رخدادها ملاک عمل باشد آن هم در چنین آشفته بازاری. انگار باید برای برخی مفاهیم در گذشته ها پی کسانی گشت که بدانند و بفهمندت. بیهوده نیست که خود را محصور در بند زمان بدانم، وقتی به اندازه ی سال ها از پیرامون خود فاصله یافته ام.

در سالنی که به انتظار شروع فیلم اندکی باید ایستاد، در حال نوشتن هستم. برای من که همواره مشغول به نوشتن و پرداختنم، شاید اشتغال ذهنی همان ریاضتی باشد که از کودکی بدان مبتلا بوده ام. در ذهن خود آنقدر مشغولم که گاه خنده ها و گفته هایم هذیان تلقی می شوند و شیدایی. به قول مرحوم هدایت: «یک احساساتی هست، یک چیزهایی هست که نمی شود به دیگری فهماند، نمی شود گفت، آدم را مسخره می کنند.» زمان، توانِ گذرِ بی تفاوت از حاشیه ی خیلی چیزها را به آدم می دهد؛ و رفته رفته شکافِ تفاوت ها میان انسان ها بیشتر و عمیق تر می شود. بی آنکه متاثر از جماعتی رند گردم، لذت طلبِ زیستنِ هر بهاری، حالی مشوّش در من می آفریند. اسفند میزانِ این اشتغال ذهنی و تشویش برای وصال را به غایت زیاد می کند. عمیق که می نگرم آشفتگی و تشویش اسفند دوست داشتنی ست؛ چرا که مرا می رساند به مقصود و دستانی که بی بهانه پیوندم می دهند به عطر جوانه های بهار. رسیدن بهار مشتی از خروار رستگاری انسان؛ و التهاب اسفند، شوریدگیِ وصال است. اسفند را باید دیوانه وار پناهده ی روزگردی ها و شب نویسی ها شد. اسفند را باید لحظه به لحظه زندگی کرد تا بهار. اسفند را باید ایستاده با دست هایی در جیب غرق در پیاده روهای شهر به پایان برد؛ و انتظار رسیدن بهترین ها را از کسی خواست که مقلب القلوب است؛ که محوّل الحول و الاحوال است.

 

 

سیدهادی جلالی

 

نوروز ۱۳۹۵

 

در همین رابطه بهاریه های نویسندگان سایت پرده سینما را بخوانید:

 

خاکسترنشین های بهار- جواد طوسی

شاگرد اول کلاس گیلاس- محمد جعفری

«یک روز بخصوصِ» بهاری- فهیمه غنی نژاد

مخاطب حضور ندارد- نغمه رضایی

دلم می خواد شلوغ باشم- آذر مهرابی

بهاریه ای با طعم مرگ و عطر زندگی- سعید توجهی

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند...- خدایار قاقانی

در انتظار بهار مطلوب، در جستجوی معصومیت گمشده- کاوه قادری

بهار وصف شیدایی ست- سیدهادی جلالی

لذت سینما-محمدمعین موسوی

بهارانه ای در ستودن فرزانگی- امید فاضلی

داستان اسباب بازی های من- غلامعباس فاضلی


 تاريخ ارسال: 1395/1/1

نظرات خوانندگان
>>>baran:

سلام آقای جلالی سال نو مبارک بهاریه تون عالی بود امیدوارم مثه بهار همیشه در حال شکفتن باشید.. :)

73+0-

پنجشنبه 5 فروردين



>>>داداشی:

و از نو آغاز کن هستی را...

173+0-

دوشنبه 2 فروردين 1395



>>>طلا:

بهار بهترین بهانه برای آغاز، وآغاز بهترین بهانه برای زیستن است🌺🌺

148+0-

يكشنبه 1 فروردين 1395




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.