پرده سینما

بهاریه نوروز ۱۳۹۶- این خط را بگیر و برو و آن سنبل را بو بکش...

نغمه رضائی


 

 

 

 

 

 

 

 این خط را بگیر و برو و آن سنبل را بو بکش...فیلم زندگی من بدون من را سال ها قبل دیدم و مفهوم تکان دهنده اش برای همیشه در جانم حک شد: زندگی خود پس از خود را چگونه خیال می کنی؟ در یکی از سکانس های پایانی فیلم زن مبتلا به سرطان پیشرفته در یکی از واپسین روزهای عمرش در گوشه ای دراز کشیده و با آرامش و رخوت به همسرش، کودکانش، و زن همسایه که دوستش است و  دارد به جای او در خانه اش پرسه می زند و لبخند به لب بچه ها می نشاند نگاه می کند، و به این تصویر رضا می دهد. این می تواند به سادگی زندگی او باشد بدون او.

در جهان کودکی ام همیشه پا گذاشتن به اتاق مسافران فامیل که برای چند هفته به ایران آمده بودند، در ساعات بعد از بازگشتشان سخت بود. همیشه خرده ریزهایی از چمدان ها جا مانده بود که بوی آن ها را می داد و جای خالی شان را بزرگ تر می کرد. سال ها بعد ، وقتی من هم یکی از همان مسافران فامیل شدم، همیشه سعی کردم خرده ریز های جا مانده از چمدانم را در ساعت های پیش از پرواز سر به  نیست کنم. منی که همیشه اتاقم مملو از اشیای درهم فراموش شده است، پیش از سفر به همه چیز با دقت نگاه می کنم و تلاش می کنم خاطره ی حضورم را از وجودشان پاک کنم، یا به حداقل برسانم: آن کاغذ یادداشت خط خطی، این بسته شکلات نصفه مانده، سنجاق سر شکسته، کتاب نیمه خوانده که باید باز به قفسه ها برگردد تا سفر بعد، اگر سفر بعدی در کار باشد. فکر قدم گذاشتنِ دیگری در اتاق من بعد از من روی شانه هایم سنگینی می کند. بار آن فضای خالی که در نبودم به جا می گذارم همیشه برایم از چمدان هایی که می برم سنگین تر بوده است.

پس از سفر به این سوی اقیانوس، شاید هم آن سوی اقیانوس، همیشه زندگی منی بدون من داشته ام، و اتاقی خالی از حضورم. پیش از یکی از سفرهایم به ایران با قهوه های ته آخرین فنجانِ دو نفره ی چهار ساعت مانده به پرواز روی میز خانه ام در «نیو آرک» نوشتم: "دوستت دارم"، و در را قفل کردم. شاید خواستم این پیغام، حضور خالی ام را در خانه تا روزها پر کند و نخستین کلام من باشد در سکوت وقتی در دوباره باز می شود. و شاید واپسین کلام در صدایی که دور  می شود و دورتر. شاید خواسته ام  در نبودم، نمیرم. شاید خواسته ام زندگی من  بدون من  را به تکه ای از خویش بیازینم و زیباتر کنم. شاید خواسته ام در مرگ اینگونه ی خویش نیز حضور داشته باشم، همچنان که در زندگی ام. شاید خواسته ام پای هر دو را همچون شعرهایم امضا کنم: با عشق.

کتاب شعر تازه ام در تهران زاده می شود. تصویرش را در صفحه تماشا می کنم و به درک دیگری از بودن در نبودن میرسم.  اشک شوق و لبخند و بوسه از دور بر سر و رویم می بارد. برادرزاده ی دو ساله ام دارد در تصویر کتاب را ورق می زند. روزی خواهدش خواند و لبخند گنگ مرا در این تصویر به خاطر خواهد آورد. امتداد پیدا می کنم. و از جعبه ی کوچک اتاق ها خیالم را می رهانم. چون قطره های خون شاعره ای سی و دو ساله در زمستانی سترون که با نخستین باران نوبهار از سنگفرش خیابان شسته می شود.

حریم زندگی ام حجیم شده است. به اندازه ی جهانم. اتاق منی بی من در کار نیست. حریم من بی من نمی شکند. هر آنچه که هست، هر کجا که هست، جزیی از زندگی من است با حضور من. روزی که نباشم، زندگی من نیز نخواهد بود، و این نقش با تمام داستان هایش به پایان می رسد و آرام می گیرد. دلواپس نیستم. دانه هایی در خاک بی مرز کاشته ام، که در فصلی دیگر به زندگی خویش ادامه می دهند، رها از زندگانی من. در بهار بزرگ، به اتاق جهان شده ام که پا بگذاری، نشانه ای خواهی دید. پیغام این است: این خط را بگیر و برو و آن سنبل را بو بکش.

 

 

نغمه رضائی

 

 نیوآرک – اسفند ۱۳۹۵

 

در همین رابطه بهاریه های نوروز ۱۳۹۶ نویسندگان سایت پرده سینما را بخوانید:

 

من، پرنده و قطارکنار مدرسه مان- محمد جعفری

رویای کوچک من- آذر مهرابی

شکلات تلخ- فهیمه غنی نژاد

از بهاران خبرم نيست- سعید توجهی

دورانی که می توانستیم آن نیک تر زیستن را جشن بگیریم- کاوه قادری

هامون و بلشویست های محکوم به بهار- هادی جلالی

این خط را بگیر و برو و آن سنبل را بو بکش...- نغمه رضایی

در شهر پرهیاهو نفسش بند آمد- جواد طوسی

فانوس دریایی سبز- امید فاضلی

دو+یک= دو  -غلامعباس فاضلی

 


 تاريخ ارسال: 1395/12/30

نظرات خوانندگان
>>>Elham:

چو تخته پاره بر موج... رها رها رها من...

6+0-

دوشنبه 30 اسفند 1395



>>>امیرحسین:

اون روز باهم قهوه خوردیم و فال گرفتیم. او رفت و من فنجانش رو نگه داشتم

2+0-

پنجشنبه 3 فروردين



>>>some ome:

ازنوع نگارش بسی لذت بردم و چه ارجاع زیبایی به فیلم بسیار زندگی من بدون من... و راه رفتنهای بی انگیزه در بازار ...

3+0-

چهارشنبه 9 فروردي



>>>نوید:

رهای رها ز چون و چرا

2+0-

چهارشنبه 16 فرورد¡




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.