پرده سینما

بهاریه نوروز ۱۳۹۶- فانوس دریایی سبز

امید فاضلی

 


 


 







 

 

 

هوای بیرون ابر است. از آن هواهایی که کمی مه همراه اش دارد. از آن هایی که دوست دارم. وقتی رسیدم رفته بودی و باران می بارید. بارانی که  لیلا حاتمی به علی مصفای در دنیای تو ساعت چند است؟ می گوید «بارش است باران نیست».

بوی خاطره انگیزی همه جا پراکنده است. خاطراتی که طعم دارند. طعمی که فیلم ماهیها عاشق می شوند به آدم یادآور می شود، طعمی که بیشتر از آنکه گرسنه ات کند دلت را می لرزاند که کجا نرفته ای و کجای کار هستی. عطر رفتن ات مرا به سال ها قبل برد آنجا که در قوطی فلزی رنگ پریده ای، فورد مدل ۱۹۵۵ را به من دادی. یاد آن نوروز، یاد آن سالها. همان سالی که فیلم های فارسی در دسترس بود و من  دالاهو را با سر به هوایی و از روی هوس می دیدم که پدر آمد و بلافاصله فیلم را شناخت و تکه کلام مرحوم ظهوری  را لب زد و با شوق خاصی به تماشایش نشست، و من متعجب از این دلدادگی پدر.

تا سال ها بعد که فیلم بانی و کلاید را می دیدم. زوج تبهکاری که  دلدادگیشان دلداده ات می کند. بارها و بارها صحنه به قتل رسیدن هر دو را دیده ام، اما هر بار فیلم را متوقف می کنم تا در نگاه های فی داناوی و آن سرخوشی و دلدادگی اش به وارن بیتی نمایی را متوقف کنم که آن حس پنهان به وضوح هویدا می شود. ... رفتن تو... مسیر عطر خاطره ات را دنبال می کنم، می رساندم به تابلوی گلهای روی دیوار کلود مونه که با وسواس نصب کردی روی این دیوار، گل ها پر از رایحه ی تواند. رایحه ها پرتم می کنند به اولین دیدار «دیزی» و «گتسبی» در اتاق پر از گل. مرتب کردن موهای خیس دی کاپریو و نگاه های بیقرار و ...

آدم هایی هستند که عطر بود و نبودشان آدم را هوایی می کند؛ آدم هایی که طعم می دهند به روزهای رفته و مانده. به قول نیکول کیدمن در ساعت ها : «تو به من بزرگترین شادی ممکن زندگی را دادی. هر کاری که کسی می توانست را کردی... من شادی تمام زندگیم را مدیون تو هستم. تو به طرز شگفت انگیزی خوب بودی".

صبح شده. شیشه سمت چپ عینک ام مثل مال وارن بیتی افتاده، گوشی را از دور برانداز می کنم، چراغ سبز چشمک زن دارد یا نه؟ و هنوز دارد. چراغی که همچون فانوس دریایی مرا از ناکجا باز می گرداند. رسیده ای و عطر نوروز را پراکنده ای روی تمام صحنه های فیلم های مانده و رفته در ذهن ام. 

نوروز مبارک 


 

امید فاضلی

 

اسفند ۱۳۹۵

 

 

 

در همین رابطه بهاریه های نوروز ۱۳۹۶ نویسندگان سایت پرده سینما را بخوانید:

 

 

من، پرنده و قطارکنار مدرسه مان- محمد جعفری

رویای کوچک من- آذر مهرابی

شکلات تلخ- فهیمه غنی نژاد

از بهاران خبرم نيست- سعید توجهی

دورانی که می توانستیم آن نیک تر زیستن را جشن بگیریم- کاوه قادری

هامون و بلشویست های محکوم به بهار- هادی جلالی

این خط را بگیر و برو و آن سنبل را بو بکش...- نغمه رضایی

در شهر پرهیاهو نفسش بند آمد- جواد طوسی

فانوس دریایی سبز- امید فاضلی

دو+یک= دو  -غلامعباس فاضلی


 تاريخ ارسال: 1395/12/30

فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.