پرده سینما

ماجراجویی به سبک اندرسون؛ نگاهی به فیلم «هتل بزرگ بوداپست» ساخته وس اندرسون

علی ناصری

 

 

 

 

 

 

 

نقد وبررسی فیلم هتل بزرگ بوداپست ساخته وس اندرسون

 

 

The Grand Budapest Hotel -2014

 

 

پوستر فیلم گراندتل بوداپستهتل بزرگ بوداپست به عنوان هشتمین و جدیدترین اثر وس اندرسون با وجود تعلق اش به سینمای پست مدرن، ارجاعات لذت بخش و کوچکی نیز به سینمای کلاسیک دارد. ارجاعاتی که می تواند دیدنی و جذاب باشد.

اگرچه هتل بزرگ بوداپست از لحاظ مضمونی فیلمی پر ادعا به نظر نمی رسد، اما فیلمی فاقد درونمایه غنی هم نیست.

فیلم با خاطرات مصطفی آغاز می شود، او از آشنا شدنش با گستاو در نوجوانی و مسیر به دست آوردن هتل بزرگ بوداپست صحبت می کند و به این ترتیب فیلم وارد قصه اصلی خود می شود. در واقع از لحاظ موضوعی فیلم دارای فیلمنامه و قصه منسجمی نیست اما از آنجا که فیلمنامه خارج از قواعد کلاسیک نوشته شده است این تخطی قابل چشم پوشی است و به همین دلیل تصادفاتی که مسیر پیشروی قصه را تغییر می دهند آزاردهنده نیستند و فیلم را غیر قابل باور نمی کنند. چرا که فیلمنامه نویس پیش از آن دنیای خود را با قواعد موجود در آن به مخاطبان خود معرفی کرده و قصه نیز با همان قواعد به پیشرفت خود ادامه می دهد. بهتر است برای درک بیشتر این مسئله به سکانس فرار گستاو و هم سلولی هایش از زندان، تیراندازی شکل گرفته در هتل بوداپست در انتهای فیلم توجه کنیم.

در واقع شکل کنار هم قرار گرفتن اتفاقات و مسیر رسیدن کاراکترهای اصلی فیلم به اهداف خود بیشتر شبیه کارتون های تام و جری، و پلنگ صورتی است که در فیلم های وس اندرسون تبدیل به سبک و سیاق خاص او شده و می توان گفت به نوعی فیلم دارای ماجراجویی به سبک اندرسون است. ماجراجویی هایی که در آن ها نوعی سنت شکنی به چشم می خورد و فیلمساز صرفه نظر از جذابیتی که در مواقع تعقیب و گریز می تواند به فیلم ببخشد بیش از هر چیز به فضای کمیک و اتفاقات غیرقابل پیش بینی توجه داشته است. سکانس های اسکی کردن گستاو و زیرو به دنبال ژوپلینگ (ویلم دافو) و در نهایت نجات گوستاو از مرگ توسط زیرو، فرار گوستاو و زیرو از دست مأموران و بسیاری دیگر بیش از هر چیز می توانند یادآور این مسئله باشند. پیش از اندرسون شاید بتوان دنیای فیلم های تیم برتون را کمی مشابه با دنیای این فیلم دانست اما هر مخاطبی که سایر آثار اندرسون را مشاهده کرده باشد پس از چند دقیقه سپری شدن از زمان فیلم می تواند نام صاحب اثر را به درستی حدس بزند.

رالف فاینس در نقش گستاو که به تازگی به کارگردانی نیز روی آورده است با توجه به نقش های متعددی که بازی کرده و دو فیلمی که ساخته است می توان علاقه او به فیلم های درام، رومانس و پر احساس را متوجه شد که با توجه به این مسئله فاینس مطمئناً یکی از خاص ترین نقش های کارنامه خود را بازی کرده و در ایفای این نقش نیز کاملاً موفق بوده است، او در نقش یک انسان پول دوست (یا پول پرست) که در تلاش است تا شبیه پولدارها باشد و به یکباره بر اثر یک اتفاق به پول بزرگی می رسد بازی کرده و در راستای هدف فیلمساز که به سخره گرفتن این کاراکتر است کاملاً موفق بوده است و با خلاقیت بسیاری که دارد توانسته نقش اش را به بهترین شکل ایفا کند. در واقع فاینس با بازی متفاوت و درخشانش در این فیلم استعداد و توانایی بالای خود در بازیگری را به اثبات رسانده و همبازی او تونی رِولری نیز با بازی نسبتاً‌ خوبی که در نقش زیرو مصطفی ارائه داده است آینده ای موفقیت آمیز برای او انتظار می رود. رولری در نقش کاراکتر نوجوانی تنها که به کشوری برای کار پناهنده شده است و حاضر است زیر بار هر چیز برود تا به پول و کار دست یابد بازی کرده و با توجه به اینکه شخصیت این کاراکتر در طول فیلم با شکل گرفتن علاقه اش به گوستاو، پدیدار شدن حس عاشقانه در او، ماجراجویی هایی که انجام می دهد به مرور زمان تغییر می کند توانسته بازی یکدستی همراه با تغییرات انجام شده در شخصیت اش داشته باشد و سایر بازیگران از جمله آدرین برودی، ویلم دافو، هاروی کیتل، تیلدا سوینتن و ادوارد نورتون با وجود اینکه در نقش هایی با نمونه های مشابه کم در سینما در این فیلم بازی کرده اند به خوبی از پس نقش برآمده و در اختیار فیلم و فضای حاکم بر آن هستند و در بازی هیچ کدام از آن ها نمی توان نکته ای یافت که در تضاد با قراردادهای فیلم باشد.

کارگردانی وس اندرسون که با توجه به کنتراست و وزن مشخص تصاویرش و میزانسن هایی که برای فیلم هایش از جمله فیلم هتل بزرگ بوداپست در نظر می گیرد و استفاده از نماهایی موزون با موقعیت و فضای فیلم و ضرباهنگ نشأت گرفته از تدوین که مختص فیلم های وی است به سبک خاص او تبدیل شده و برای هر مخاطبی می تواند دیدنی باشد تا به دریافت والاتری از ماهیت یک فیلم برسد و به همه اجزای تصویر توجه کند. چرا که در فیلم های اندرسون از جمله هتل بزرگ بوداپست که اکثر میزانسن ها با دقت فراوان در امتداد قاب یا عمق تصویر صورت گرفته اند همه اجزای صحنه در فضاسازی، پیشبرد قصه و معرفی موقعیت ها تأثیرگذار می باشند و با دقت بیشتر به آنها می توان نکات بیشتری از فیلم های اندرسون از جمله این فیلم را فهمید.

با توجه به این اوصاف می توان دیدن هتل بزرگ بوداپست را پس از هفت فیلم اندرسون تجربه ای نو دانست و به گستردگی دنیای سینما پی برد. جدیدترین اثر این کارگردان به نوعی مخاطب خود را سرگرم می کند که فیلم های دیگر که در قصه با آن مشترک هستند دارای روش دیگری هستند که کم کم تبدیل به کلیشه شده است و اندرسون با توجه به اینکه می داند مخاطبان می توانند به راحتی مسیر پیشروی قصه فیلم اش و پایان آن را حدس بزنند رویه دیگری برای حفظ مخاطب برگزیده است که ابزارش علی رغم اکثر فیلم هایی از این قبیل که درام است فضا، کاراکترها و اتفاقات خاص است.

هتل بزرگ بوداپستاز سوی دیگر فیلمساز در این فیلم اگر علاقه دارد تا انسان مفتخر به تمدن را به سخره بگیرد این کار را در چند نما و صحنه ی کوتاه انجام می دهد، انتقادات اش از جنگ و عواقب اش را تنها به چند دیالوگ در یک سکانس می سپارد و به ادامه قصه اش می پردازد و عجیب اینکه سکانس مورد نظر نیز جدا از ساختار فیلم به نظر نمی رسد و با تیز هوشی فیلمساز تأثیر مورد نظر را نیز می گذارد.

همانطور که مشخص است قصه فیلم در زمانی بین جنگ جهانی اول و دوم سپری می شود. گوستاو به عنوان مردی سودجو و هوسباز در رابطه اش با پیرزنی ثروتمند و در آستانه مرگ به پول و ثروت کلانی می رسد و در واقع با سوء استفاده از خانواده ای فئودال و پول پرست به یک بورژوا تبدیل می شود و پس از مرگش جوانی بیگانه که زیردست او است صاحب آن ثروت می شود. اندرسون در این فیلم نگاهی به شکل گیری پولدارهایی از این قبیل در دنیای امروز نیز دارد. هتل بوداپست که در حال حاضر در فیلم از آن مصطفی است هیچ تغییری نکرده و در شکل و شمایل گذشته اش مانده و مصطفی به عنوان فردی ثروتمند که پیر شده است همچنان در اتاقی می خوابد که از زمان پادو بودن اش نیز در آن بود و نشان دادن این نکات در این فیلم می تواند تنها برای معرفی جایگاه افرادی از این قبیل به کار رفته باشد و خیلی ساده فیلمساز نیز هیچ تأکیدی برای بیان این مضمون ندارد و چنین مضامینی که در کلیت فیلم گنجانده شده اند به دلیل متصل بودن به داستان فیلم شاید فهمیده نشوند اما می توان آن ها را احساس کرد.

هتل بزرگ بوداپست می تواند در ذهن هر مخاطب، فیلمی تأثیرگذار باشد و از آنجا که یکی از هدف های سینمای پست مدرن دست بردن به سلایق رایج مخاطبان و گسترده کردن آن ها است می توان هتل بزرگ بوداپست را فیلمی موفق در این راستا دانست.  

 

علی ناصری

تیرماه نود و سه


 تاريخ ارسال: 1393/4/31

نظرات خوانندگان
>>>mehrdad:

فيلمهاي وس اندرسون يه كم نيازمند حال و هواي مناسب براي ديدنه وگرنه تحمل فيلماش كار ساده اي نيست.

4+0-

جمعه 3 مرداد 1393



>>>reza:

نقدی یسیار عالی بود. منتظر خواندن نقد های دیگرتان هستم.

5+2-

جمعه 3 مرداد 1393



>>>A.A:

فضای فیلم و حال و هوایش را دوست داشتم اما داستان و شیوه ی روایتش را نه!

7+0-

پنجشنبه 2 مرداد 1393



>>>اقبال:

در کل هتل بزرگ بوداپست فیلمی است که به درد وقت های دور هم بودن می خورد و در مجموع دیدن این فیلم را به شما پیشنهاد می کنم.

15+1-

چهارشنبه 1 مرداد 1393



>>>زینب کریمی:

سلام. خسته نباشید. فیلم شروعی خیلی هیجان انگیز و جذاب داشت اما کم کم دچار رکود شد و بالاخره با پایانی نه چندان جالب به انتها رسید.با اینکهThe Grand Budapest Hote تمام انتظاراتم را برآورده نکرد اما حال و هوای فیلم را دوست داشتم. متشکرم.

14+0-

چهارشنبه 1 مرداد 1393




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.