پرده سینما

غافلگیرکننده و فراتر از انتظار؛ نقد و بررسی فیلم «لاک» ساخته‌ی استیون نایت

پیمان عباسی نیا

 

 

 

 

 

 

هر پنج‌شنبه، طعم سینما را در پرده سینما بچشید!

 

 

 

 

 

Locke

كارگردان: استیون نایت

فيلمنامه: استیون نایت

بازیگر: تام هاردی

محصول: انگلستان

اولین اکران در آوریل ۲۰۱۴

مدت: ۸۵ دقیقه

 

پوستر فیلم لاکتام هاردی در لاک نقش مهندسی دقیق و نکته‌سنج، مدیری لایق و شیفته‌ی کارش (ساخت‌وُساز)، پدر و همسری خانواده‌دوست و زحمت‌کش و بالاخره -مهم‌تر از همه- انسانی مصمم و مسئولیت‌پذیر به‌نام ایوان لاک را بازی می‌کند که در شب مسافرت به لندن، سیلی از مشکلات کاری و خانوادگی بر سرش آوار می‌شوند. او سعی دارد از طریق برقراری تماس‌های تلفنی حین رانندگی، اوضاع را مدیریت کند. ایوان عازم لندن است تا مسئولیت گناه بزرگی که -یک‌بار برای همیشه- مرتکب شده را بر عهده بگیرد...

استیون نایت پس از سال‌ها فیلمنامه‌نویسی برای دیگران، با این دومین تجربه‌ی کارگردانی‌اش در سینما -به‌طور هم‌زمان- شاخ چند غول گردن‌کلفت را می‌شکند! هم فیلمی با حضور فقط یک بازیگر می‌سازد و هم در تک‌لوکیشینی تنگ‌وُترش (یک اتومبیل در حال حرکت). ضمناً تمام لاک در یک شب می‌گذرد و زمان دراماتیک نیز با زمان واقعی برابر است. اما به‌نظرم آنچه از ویژگی‌های پیش‌گفته اهمیت بیش‌تری دارد، این است که فیلم‌اش برخلاف انتظار، سرگرم می‌کند و حوصله سر نمی‌برد.

نایت از هیچ و نزدیک به هیچ، همه‌چیز می‌سازد؛ او توفیق می‌یابد در لاک قصه بگوید، شخصیت‌پردازی ‌کند، تعلیق و هیجان بیافریند و عمیقاً تأثیر بگذارد. گاه با ایوان شادمان و امیدوار می‌شویم و گاهی در اوج یأس -با پشت دست- نم از چشمان‌مان می‌گیریم. فیلمساز بدون به تصویر کشیدن پلانی از گذشته‌ی ایوان، بیننده را با ماجراهایی که در طول زندگی‌اش از سر گذرانده -و نیز امشب می‌گذراند- درگیر می‌کند. همراه ایوان، راهی سفر شبانه‌اش به لندن می‌شویم درحالی‌که شاهد اتفاقات متعددی هستیم که به لطف فیلمنامه‌ی پروُپیمان و قدرت کلام و نقش‌آفرینی تام هاردی در ذهن می‌پرورانیم‌شان.

استیون نایت برای فراری دادن لاک از تله‌ی ملال‌زدگی، هوشمندانه به ترفندهای گوناگون محتوایی و فرمی متوسل شده است. در بحث محتوایی بیش از هر المان دیگر، دیالوگ‌های جذاب فیلمنامه و تعبیه‌ی حقایق ریزوُدرشتی که پشتِ‌سرِهم از تاریخچه‌ی زندگیِ ایوان لاک رو می‌شوند به داد فیلم رسیده‌اند. در حیطه‌ی فرم نیز کارگردان روی ری‌اکشن‌ها و توان بازیگری تام هاردی هم‌چنین تنوع نماهایی که از زوایای مختلف از چهره‌ی او گرفته به‌اضافه‌ی جاذبه‌های بصری بزرگراه در شب -مثلاً تلألو چراغ‌ها- حساب ویژه‌ای باز کرده است. البته در این خصوص، از کمکی که موسیقیِ دیکون هینچلیف به فیلم رسانده است هم نباید غافل شد.

 

تام هاردی به‌واسطه‌ی بازی در آثاری از قبیل همین لاک، شوالیه‌ی تاریکی برمی‌خیزد (The Dark Knight Rises) و مبارز (Warrior) ثابت کرده که مردِ تجربه‌های دشوار و نامتعارف است. او از فرصتی طلایی که استیون نایت در اختیارش گذاشته است، حداکثرِ استفاده را برده و نه‌تنها گلیم‌اش را یک‌تنه از آب خروشانِ لاک بیرون کشیده، بلکه لاک را تبدیل به خاطره‌ای مثال‌زدنی برای دوست‌داران بازیگری کرده است. هاردی طی مدت زمانی کم‌تر از ۹۰ دقیقه، گروه متنوعی از احساسات را -پشت فرمان و طبیعتاً بدون یاری گرفتن از نیمی از بدن‌اش- در کمال مهارت و پختگی، روی پرده می‌آورد.

 چنانچه اشاره کردم، بخشی از جذابیت فیلم مدیونِ دیالوگ‌هایی است که هرکدام‌شان قابلیت این را دارند که به‌خاطر سپرده شوند تا بعدها از یادآوری‌شان لذت ببریم. سه مورد از دیالوگ‌های مذکور، این‌ها هستند: -«امیدوارم وجدانت جلوی مشروب خوردنتو بگیره...» -«دو ساعت پیش که از سایت بیرون اومدم؛ یه کار، یه زن و یه خونه داشتم. الان هیچ‌کدومشونو ندارم، خودمم و این ماشین و فقط دارم رانندگی می‌کنم، همین...» -«امشب سه تا کلمه یاد گرفتم: گور بابای شیکاگو!» (نقل به مضمون).

طی روزهای گذشته، مجالی دست داد تا دو نمونه از فیلم‌هایی را که اخیراً وارد شبکه‌ی نمایش خانگی شده‌اند، ببینم. اولی -به‌قول معروف- از "بفروش"های امسال و عضو جدید باشگاه میلیاردی‌ها و دیگری از فیلم‌های غیرتجاری و به‌اصطلاح "مستقل"مان؛ دو فیلم از دو طیف متفاوت سینمای ایران اما شوربختانه در یک نقیصه، مشترک: بی‌بخاری و لکنت. به‌عبارتی، برای به پایان رساندن‌شان -دور از جان‌تان- به تنگیِ نفس و جان کندن می‌افتید!

لاک مگر به‌جز فیلمنامه، کارگردانی، بازیگری، فیلمبرداری، تدوین و صدا -همگی البته در حدّ اعلایی از کیفیت و خلاقیت- چه دارد؟ قابل توجه کارگردان‌های وطنی! این فیلم نه به مسائل جنسی می‌پردازد و نه پرده‌دری می‌کند، نه اسپشیال‌افکت دارد، نه خشونتی، نه سوپراستار و نه حتی بودجه‌ای آنچنانی! اما سینماست و خیلی هم جدّی، حرف برای گفتن دارد.

    

بارها از فیلمسازان‌مان چیزهایی شبیه این شنیده‌ایم که اگر "..." و "..." [لطفاً نقطه‌چین‌ها را به دلخواه خود، با نام و نام خانوادگی دو کارگردان اسم‌وُرسم‌دار ترجیحاً آمریکایی پر کنید!] در شرایطی مشابه ما کار کنند، سر از دارالمجانین درمی‌آورند و الخ... یقیناً هیچ عقل سلیم و هیچ بنی‌بشری از شما توقع ساخت شوالیه‌ی تاریکی (The Dark Knightارباب حلقه‌ها (The Lord of the Rings) یا تایتانیک (Titanic) ندارد؛ لاک هم نمی‌توانید بسازید؟!

    اگر بدون هیچ‌گونه پیش‌داوری، به فیلم دل بدهید و مقابل "فیلمی با یک بازیگر در اتومبیل" جبهه نگیرید، مطمئن باشید لاک آن‌قدر پتانسیل دارد که درگیرش شوید. اگر کسی به لاک برچسب‌هایی مثلِ "نمایشنامه‌ی رادیویی" بزند، احتمال می‌دهم یا خیلی وقت است رادیو گوش نداده و یا اصلاً سینما نمی‌داند! لاک پرکشش، هیجان‌انگیز و اضطراب‌آور است اما از جنمی دیگر!... پربیراه نیست اگر لاک را یکی از غافلگیری‌های اکرانِ ۲۰۱۴ به‌حساب آوریم.

 

 

شهریور ۱۳۹۳


 تاريخ ارسال: 1393/6/30

نظرات خوانندگان
>>>هلن:

فقط تام هاردی

0+0-

دوشنبه 5 تير 1396



>>>حسین حسینی:

ممنون از این مطلب از اینکه یک نقد فیلم درست خوندم خوشحال شدم. امیدوارم همه منتقدان و یادداشت نویسان سینما از این روش صحیح نقد نویسی استفاده کنند.

12+0-

سه‌شنبه 29 مهر 1393



>>>به 速さ :

دوست عزيز هر چيزي حدي داره، عبارتهاي چيني و ژاپني رو يكي دو بار كپي پيست كردن براي شوخي بد نيست كه خوبم هست اما اينكه هر بار بخواي اين كارو بكني ديگه خيلي بي مزه و خزه !!!

1+1-

سه‌شنبه 1 مهر 1393



>>>♥:

پس من چی!من که ندارم این فیلمو⊙⊙ ○ _

55+0-

دوشنبه 31 شهريور 1393



>>>عشق فیلم :

=) تماشای این فیلم کمی حوصله میخواد اما چیزی نیس که بعدش آدمو پشیمون کنه ;) ممکنه وسطای فیلم حس کنین باید نیمه رها بشه اما باز با خودمون میگیم سرنوشت این بچه چی میشه? تکلیف بار سیمان به کجا میرسه?وضعیت خونواده ی لاک چی میشه?همینا یعنی جذابیت و هدف فیلم که کارگردان دنبالش بوده :)

55+0-

دوشنبه 31 شهريور 1393



>>>kazem:

☆★☆★☆★ Thanks.بازی هاردی بی نهایت بی نقص بود.یکی از بهترین فیلم های تک بازیگره که تا حالا دیدم☆★☆★☆★

56+0-

دوشنبه 31 شهريور 1393



>>>خادم:

متشکرم از اطلاع رسانی تون،فیلم بسیار پر کشش و جالبی بود.سپاس..................................................

55+0-

دوشنبه 31 شهريور 1393



>>>速さ :

こんにちは、私の友人。繰り返しますが、あなたは良いレビューを読んで。私は、この映画のビールを見て、私はすべての人にそれを推薦する映画を見て楽しんだ。特別提供。

55+0-

دوشنبه 31 شهريور 1393



>>>زهرا:

^_^ خیلی فیلم متفاوتی بود ^_^ دیالوگ ها و ماجراهای فیلم اینقد جذاب بودن که دنبال چیز یا فرد دیگه ای توی فیلم نمی گشتم جز لاک و تلفن همراهش ^_^

56+0-

دوشنبه 31 شهريور 1393



>>>زینب کریمی:

سلام. نقد سنجیده ای بود. از خواندنش بسیار لذت بردم. موفق باشید و قلم تان نویسا و سبز.

55+0-

دوشنبه 31 شهريور 1393



>>>بهرام.نون:

نقد خوبی خواندم.پاینده باشید.

66+0-

يكشنبه 30 شهريور 1393



>>>Jim:

Thanks my friend. It,s great. Good look

66+0-

يكشنبه 30 شهريور 1393



>>>image:

AAli bod.harf nadasht.

65+0-

يكشنبه 30 شهريور 1393



>>>eli:

LIKE LIKE

65+0-

يكشنبه 30 شهريور 1393



>>>Ali.n:

کارگردانی خوب- تام هاردی عالی. واقعا از دیدنش لذت بردم.

65+0-

يكشنبه 30 شهريور 1393



>>>یه نفر:

با وجودی که فیلم های تک لوکیشنه چیز تازه ای نیستند «لاک» هم به دلیل روش تصویرسازی و اجرای نایت و هم نقش آفرینی افسون کننده ای که تام هاردی از خود به نمایش می گذارد خود را از سایر فیلم های اینچنینی متمایز می سازد.از آنجایی که هاردی برای شرکت در فیلمبرداری این فیلم تنها دو هفته وقت آزاد داشت و نیمی از آن هم صرف تمرین شده بود، نایت تصمیم گرفت فیلمبرداری را دو بار در هر شب و به صورت متداوم انجام دهد. هاردی در یک اتومبیل که پشت یک تریلر قرار گرفته بود می نشست و سایر بازیگران در اتاق کنفرانس یک هتل جمع می شدند و تماس هایی بدون حذف یا توقف با او داخل ماشین برقرار می کردند. نایت به همه ی بازیگران از جمله هاردی اینطور گفته بود که طوری عکس العمل نشان بدهند که انگار مشغول اجرای یک نمایشنامه هستند، یعنی "اگر مشکلی پیش آمد، با آن کنار بیایید، همانطور که اگر روی صحنه بودید این کار را می کردید."

69+1-

يكشنبه 30 شهريور 1393



>>>مجتبا:

داستان «لاک» (Locke) در 85 دقیقه و در زمان واقعی روی می‌دهد...

66+0-

يكشنبه 30 شهريور 1393



>>>نونا:

سلام دوست عزيز نقد تان طبق معمول بي نظير بود و از نگاه ريز بين شما هيچ موردي از قلم نيافتاده است. بسيار لذت بردم

74+0-

يكشنبه 30 شهريور 1393



>>>استوارسوم علي حقگو:

آقاي الماسي نيا درسته كه فيلم ها و سريال هاي ايراني در روايت كردن داستان به قول شما دچار لكنت هستند ولي شخصيت فيلم ها و خود بازيگر و كارگردان ها نه تنها دچار لكنت نيستند بلكه زبون دارن از اينجا تا فرحزاد !

74+0-

يكشنبه 30 شهريور 1393




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.