پرده سینما

برای انتقام بازمی گردم! نقد و بررسی فیلم «بازگشته» ساخته آلخاندرو گونزالس ایناریتو

موحد منتقم

 





 

 

 

نقد و بررسی فیلم بازگشته ساخته آلخاندرو گونزالس ایناریتو

 

 

The Revenant (2015)

 

Director: Alejandro González Iñárritu

 

 

  • مورد جالبی که درباره فیلم بازگشته در شبکه های اجتماعی شکل گرفته سکانس نبرد «هیو گلاس» (دی کاپریو) با خرس گرینزلی است که اکثر مردم به شوخی در شبکه های اجتماعی گفته اند باید به این خرس گرینزلی اسکار داد! واقعیت اش را بخواهید این حرف کاملاً به جا و درست است! سکانس درگیری هیو گلاس با خرس به لطف کارگردانی خیره کننده و فیلمبرداری بدون نقص تبدیل به وحشتناک ترین و طبیعی ترین سکانس نبرد انسان و حیوان در یک فیلم شده است، و به قدری طبیعی است که انگار واقعا دارید حمله یک خرس به شکارچی را از فاصله یک  متری تماشا می کنید و همین سکانس تا آخر فیلم باعث می شود شما سر جایتان میخکوب بمانید.

 

 

  • در انتهای فیلم بازگشته این سؤال  پیش می آید که امید به انتقام بود که باعث شد هیوگلاس زنده بماند یا امید به زندگی؟ جواب این پرسش را باید در نمای آخر فیلم که هیو گلاس دارد خیره به دوربین نگاه می کند بفهمید....

 

 

 

پوستر فیلم بازگشته ساخته آلخاندرو گونزالس ایناریتو با بازی لئوناردو دی کاپریوبازگشته جدیدترین اثر ایناریتو برگرفته از داستان زندگی واقعی فردی به نام هیو گلاس است که در سالهای بین 1780 تا 1833 زندگی می کرده. هیو گلاس یک«دام گذار» بود و در مناطق سرد کوهستانی کارش را انجام می داده، تا اینکه روزی پس از درگیری با یک خرس گرینزلی، توسط گروه همراه اش به حال خود رها می شود تا از دنیا برود. اما گلاس با تلاشی عجیب و غیرقابل باور، بدون تجهیزات و اسلحه، مسیری 320 کیلومتری در سردترین هوا و صعب العبورترین راه ها را طی می کند تا بتواند زنده بماند و به محل زندگی اش بازگردد و البته سراغ کسانی را بگیرد که او را به حال خود رها کرده بودند!

این فیلم اقتباسی است از کتاب «بازگشت: رمانی درباره انتقام» که در سال 2002 توسط مایکل پانک منتشر شد. کتاب های مشهور درباره انتقام گیری زیاد هستند ولی تصور نمی کنم هیچ نویسنده ای به اندازه فرانتس فانون روانکاو و نظریه پرداز الجزایری مردم را به انتقام گیری و خشونت ورزی تشویق کرده باشد. او در کتاب معروف خود «دوزخیان روی زمین» می نویسد: «انتقام و خشونت ورزی نیرویی پاک کننده است که فرد رنج دیده را از آزار ناعادلانه، عقده های فرودستی و نومیدی و بی تحرکی خود رها می سازد، ترس را از وی دور می کند و حرمت نفس او را به حالت اول برمی گرداند.»

فیلم ارزشمند بازگشته طرفدار نظریه فوق نیست اما گشاینده بحث و گفتگو درباره روانشناسی مقوله ی «انتقام» و «خشونت ورزی» است.

این فیلم پرسش هایی کلیدی را در این باب مطرح می کند که مرز بین انتقام و بخشش کجاست؟ اگر کسی در دنیای بی قانون و وحشی، خودش دست به کار شود و انتقام بگیرد آیا از مرز های اخلاقی تخطی می کند؟ و در این مسیر چه بلایی سر خود او می آید؟ آیا انتقام به دست خدا انجام می شود یا انسان؟

فیلم های خوبی مثل بازگشته در عین حال که سرگرم کننده هستند، تماشاگر را به اندیشیدن وامی دارند. این فیلم با وجودی که در ژانر خشن و خونین «فیلم های انتقامی» جا می گیرد، اما توجه اصلی اش را بر روی عمل کشتن و خشونت نگذاشته بلکه تأثیر این عمل را بر روی شخصیت اصلی قصه ی فیلم بررسی می کند.

بازگشته بدون حضور لئوناردو دی کاپریو هرگز نمی توانست به چنین قدر و مرتبه ی والایی برسد. دی کاپریو در سخت ترین تجربه سینمایی اش کار بزرگی انجام داده است. ایفای کاراکتری که دیالوگ های کمی دارد و در سردترین و سخترین لوکیشن ها باید احساسات خود را با زبانِ بدن و تغییرات چهره در کمترین زمان ممکن بروز دهد. امید زیادی وجود دارد او  امسال به خاطر این فیلم هم که شده بتواند اسکار را به دست بیاورد.

بازگشته با نمایی از جنگلی که مثل رودخانه است شروع می شود و درختانی که انگار ریشه هایشان در آب فرو رفته است. دوربین برخلاف جریان آب در حال حرکت است و به گروهی شکارچی می رسید. هیو گلاس (لئوناردو دی کاپریو) و گروه اش در حال شکار در جنگل هستند. گروه اصلی کمی آنسوتر در حال کندن پوست حیوانات برای فروش هستند، که ناگهان وحشی ها به آنها حمله می کنند. کارگردانی خارق العاده و فیلمبرداری حیرت انگیز فیلم از همین سکانس تا انتها مخاطب را درگیر خود می کند. سکانس بدون کات است و خشونت صحنه بیننده را یاد سکانس افتتاحیه ی فیلم نجات سرباز رایان می اندازد.

از گروه آنها تعداد محدودی باقی می مانند. آنها سوار قایق می شوند، ولی برای رسیدن به دژ و فرار از دست وحشی ها باید مسیری را در خشکی طی کنند. در حین استراحت ناگهان خرس گرینزلی به هیو حمله ور می شود و او را حسابی زخمی می کند. گروه متوجه می شود که او به زودی از شدت جراحت جان خواهد سپرد، پس او را همراه جان فیتزجرالد (تام هاردی) و جیم (ویل پولتر) و پسر هیو که یک وحشی است باقی می گذارند تا وقتی هیو مرد او را دفن کنند. رییس گروه در قبال مراقبت از هیو تا زمان مرگ اش به فیتزجرالد چند صد دلار اجرت می دهد. اما جان فیتزجرالد بی حوصله است و نمی تواند صبر کند! او فقط به پول فکر می کند. بنابراین بی رحمانه پسر هیو را می کشد و به دروغ به جیم می گوید وحشی ها را کنار رودخانه دیده است. آنها با عجله هیو را در قبر می گذارند و مقداری خاک روی او می ریزند و آز انجا می روند... غافل از اینکه هیو گلاس نمرده و برای انتقام باز می گردد...

 

*****

 

پوستر فیلم بازگشته با بازی لئوناردو دی کاپریودر بازگشته آب و درخت دو نماد قدرتمند هستند. آب را در فیلم باید به عنوان نماد سرنوشت انسان قلمداد کرد و درخت نماد خود انسان است. در فیلم به طوفانی که از راه می رسد اشاره می شود، و شما برگ درختان را می بینید که تکان می خورند و فکر می کنید طوفان همین الان درخت را از جا می کند. ولی وقتی به تنه آن نگاه می کنید متوجه می شوید ریشه محکمی دارد. و باد نمی تواند آن را از پا درآورد. هیو گلاس یکی از همین درختان قدرتمند است که طوفان های زندگی نمی تواند او را از پا درآورد.

کارگردان فیلم آلخاندرو گونزالس ایناریتو صحنه های فراوانی از آب و رودخانه در فیلم گنجانده که مفاهیم زیر لایه ای فیلم را به مخاطب القا کنند. توجه کنید به رودخانه های یخ زده که هیو گلاس در شرایط ناامیدی در آن قدم می زند، و جریان رودخانه ای که هیو خودش را به آن می زند تا از وحشی ها جان سالم به در ببرد، و انتهای فیلم هم که هیو، جان فیتزجرالد را به آب می سپارد تا خدا انتقام او را بگیرد. و توجه کنیم وقتی جیم و جان، هیو را خاک می کنند، جیم یک قمقمه روی سینه او می گذارد. این قمقمه (نماد ظرفی که آب در آن قرار می گیرد) علامت جالبی روی آن حکاکی شده. دایره های داخل هم. که نماد ابدیت و بی زمانی و بی آغازی و بی انتهایی اند.

 

*****

زجر و فلاکتی که هیو گلاس در این فیلم می بیند بی سابقه است. گویی طبیعت می خواهد با تمام وجود از او انتقام بگیرد. حتی جایی از فیلم او را می بینیم که در عالم رویا در دیوار کلیسای ویران شده ای دستان اش را روی پاهای حضرت مسیح که منقش شده می کشد، و پسرش را در آغوش می گیرد که ناگهان متوجه می شود پسرش تبدیل به تنه ی سوخته درختی شده که در کلسیای ویران شده ای قرار دارد.

 

*****

 

«انسان دربرابر طبیعت وحشی» از سوژه های مورد علاقه اسکار است. اینکه انسان به تنهایی و بدون هیچ کمکی و در بدترین شرایط هم می تواند زندگی را ادامه دهد چون زندگی و زنده ماندن از همه نیروها در این دنیا قوی تر است. امانوئل لوبزکی که پیش از این فیلمبرداری فیلم های مردپرنده ای و جاذبه را انجام داده است خودش را برای نامزدی اسکار دوباره آماده کرده است. فیلمبرداری این اثر با آن نماهای لانگ شات خیره کنند و نماهای نبرد که  اثرات خون و بخار و گل و لای، برای طبیعی تر شدن نما، روی دوربین دیده می شود فوق العاده است.

 

*****

مورد جالبی که درباره فیلم بازگشته در شبکه های اجتماعی شکل گرفته سکانس نبرد هیو گلاس با خرس گرینزلی است که اکثر مردم به شوخی در شبکه های اجتماعی گفته اند باید به این خرس گرینزلی اسکار داد! واقعیت اش را بخواهید این حرف کاملاً به جا و درست است! سکانس درگیری هیو گلاس با خرس به لطف کارگردانی خیره کننده و فیلمبرداری بدون نقص تبدیل به وحشتناک ترین و طبیعی ترین سکانس نبرد انسان و حیوان در یک فیلم شده است، و به قدری طبیعی است که انگار واقعا دارید حمله یک خرس به شکارچی را از فاصله یک  متری تماشا می کنید و همین سکانس تا آخر فیلم باعث می شود شما سر جایتان میخکوب بمانید.

 

 

در انتهای فیلم بازگشته این سؤال  پیش می آید که امید به انتقام بود که باعث شد هیوگلاس زنده بماند یا امید به زندگی؟ جواب این پرسش را باید در نمای آخر فیلم که هیو گلاس دارد خیره به دوربین نگاه می کند بفهمید....

 

 

موحد منتقم

 

دی ماه نود و چهار

 

در همین رابطه دیگر نقدهای موحد منتقم بر فیلمهای مهم سال را بخوانید

 

 

درست وقتی فکر میکنی هیچی از این بدتر نمیشه، سیگارت هم تموم میشه! نقد و بررسی فیلم «کارول» ساخته تاد هاینس

 

برای انتقام بازمی گردم! نقد و بررسی فیلم «بازگشته» ساخته آلخاندرو گونزالس ایناریتو

 

سرعت کمی دارد ولی به تو می رسد! نگاهی به فیلم «دنبالت می آد» ساخته دیوید رابرت میچل

 

گذشته برای ما هدیه دارد! نقد و بررسی فیلم «هدیه» ساخته جوئل ادگرتون

 

رو کردن برگ­های برنده تا آخرین دقایق! نگاهی به فیلم «مأموریت غیرممکن: ملت سرکش» ساخته کریستوفر مک کوراری

 

سبک بصری فوق العاده و داستان بسیار عمیق؛ نقد و بررسی «مکس دیوانه: جاده خشم» ساخته جرج میلر

 

برای زندگی باید مبارزه کرد؛ نقد و بررسی فیلم «کرید» ساخته رایان کوگلر

 

پُر از دنیل کریگ ولی خالی از جیمز باند! نقد و بررسی فیلم «اسپکتر» ساخته سام مندس

 

برای اعتراف فقط چهار دقیقه وقت لازم است! نقد و بررسی فیلم «کانون توجه» ساخته تام مک کارتی

 

 


 تاريخ ارسال: 1394/10/11

نظرات خوانندگان
>>>مهدی عظیمی:

بهترین فیلم سال 2015 تا اینجای کار که دیدم و بهترین بازی دهه اخیر لئو ناردو دی کاپیرو در این فیلم است.توصیه میکنم این فیلم را ببینید

210+44-

جمعه 11 دي 1394



>>>امید:

با سلام مثل همیشه از مطلبتون لذت بردم منم امروز تونستم فیلم رو با کیفیت متوسط ببینم فیلم به نظرم به سه بخش تقسیم میشه یک سوم اول عالیه یک سوم میانی با اینکه بیشترین زمان فیلم رو شامل میشه معمولیه و تا حد زیادی ملال اور انتهای فیلمم قابل قبوله در کل فیلم خوبیه اما عالی یا شاهکار نیست به نظرم میشد فیلم تو دو ساعت جمعش کنه از وقتی قهرمان سفر طاقت فرسای خودش شروع میکنه ریتم فیلم بدجوری افت میکنه البته منظورم این نیست که باید مثل سوپر هیروها یه دفعه بر زخمهاش غلبه میکرد ولی حداقلش کارگردان میتونست با بهره گیری از حضور سرخپوستان مهاجم چندتا سکانس مهیج اضافه کنه تا بیننده یه خورده سرحال بیاد در میانه فیلم با مجموعه ای از نماهای زیبای کارت پستالی طرفیم که اولش خیلی جذابه اما هرچی جلوترمیریم چیزی به داستان اضافه نمیکنه تو تمام نقدها بیشتر روی جنبه تصویر برداری اثر تاکید شده که کاملا هم به جاست اما نباید از موسیقی شگفت انگیزش هم گذشت بازی ها هم که حرف نداشت که بازی تام هاردی هم با اینکه کمتر ازش تعریف شده ولی عالی بود کلام اخر بازگشته فیلم خوبیه با چند صحنه عالی و فراموش نشدنی اما در مجموع به طور کامل انتظارات من براورده نکرد و شاید با تماشای مجددش بیشتر برام خاطره ساز بشه

120+16-

جمعه 11 دي 1394



>>>میلاد:

ایناریتو یه فیلم ساخته با یه داستان دو خطی ولی دو ساعت و نیم نذاشت پلک بزنم! اسکار حلالش باشه

91+12-

جمعه 11 دي 1394



>>>مریم:

این فیلم تازه دو هفته دیگه تو آمریکا اکران میشه.چجور دیدین؟

13+69-

جمعه 11 دي 1394



>>>ندا م:

فیلم رو دیدم.خیلی خوب بود.کلی باهاش تخیل کردم،ولی تو تخیلم به قوی اییه گلس نبودم،تو هر سکانس میمردم!اونجا که رفت تو شکم اسب خوب بود

77+22-

جمعه 11 دي 1394



>>>امیر پرتو:

چه خوب شد مث قدیما.. هفته با نقدهای "در حد لالیگا"ی موحد شروع میشه. ایول!

83+12-

جمعه 11 دي 1394



>>>k1:

دی کاپیرو دقیقا 6فیلم پشت سر همه که فیلم خوب بازی نکرده, همشون عالی هستن!!

66+6-

شنبه 12 دي 1394



>>>رضا گروسی:

دوستان کسی میدونه اون خرس کامپیوتری بود یا واقعی؟

22+54-

شنبه 12 دي 1394



>>>ب.م.م:

سکانس حمله خرس عالی بودولی زمان فیلم خیلی طولانی بود بعضی از صحنه هاش زیاد کش داده بود نقش دیکاپریو تو این فیلم نقش دنیل دی لوییس تو خون به پا می شود بود بخش اعظم فیلم رو دوش اینا بود

36+46-

شنبه 12 دي 1394



>>>نیما:

فیلم نامه زیاد قوی نبود ..بازی دی کاپریو محشر بود به معنای واقعی کلمه

71+27-

شنبه 12 دي 1394



>>>amin:

به The Revenant امتیاز کامل دادم تو IMDB. واقعا متفاوت ترین فیلم امسال بود و لئو دی کاپریو یه بازی زیرپوستی خارق العاده رو ارائه کرد.

63+17-

شنبه 12 دي 1394



>>>miti:

ماشالله فیلم هنوز تو آمریکا اکران نشده همه تو ایران فیلم رو دیدن!!! یعنی کپی رایت تو حلقم

31+15-

شنبه 12 دي 1394



>>>در جواب miti و مریم:

فیلم از 25 دسامبر اکران شده و موقع نوشته شدن این نقد یک هفته از اکرانش میگذره.

22+1-

يكشنبه 13 دي 1394



>>>majid:

به نظر من فیلم گول زننده ای بود .فقط قصد داشت با حرکات دوربین و نماهای کارت پستالی مخاطب رو گول بزنه.

22+70-

سه‌شنبه 15 دي 1394



>>>یاسر:

‏فیلم revenant انگار دیکاپریو به همه سپرده بود هر فیلمی میخواین بسازین اگه نقشش سخته بدین من که اسکار ببرم

21+53-

جمعه 18 دي 1394



>>>مسعود:

بعید بود کاپریو بتواند از پس چنین نقش براید ولی کارش قابل قبول بود هرچند اگر هنرپیشه دیگری را هر چند ناشناخته میگذاشتند بهتر بود ! دی کاپریو با اون چهره زیبایش بهنر از در فیلم های عشق وعاشقی بازی کند ! البته این نظر شخصی منه و در حدی هم نیستم که قضاوت کنم !

24+9-

يكشنبه 27 دي 1394



>>>amir:

Hamin alan didam filmo vaghean film bardarish mahshare mikh kob mishe

27+6-

يكشنبه 27 دي 1394



>>>پرویز:

فیلمی که فقط متکی به توانایی های تصویربرداریشه و خط روایی بسیار ساده و مهملی داره.بیست دقیقه ی ابتداییش مثل بیست دقیقیه ابتدایی سرباز رایان ریتم فوق العاده ای داره و البته تام هاردی هم گرد و خاک میکنه با بازیش

16+26-

دوشنبه 5 بهمن 1394



>>>مهدی:

واقعا به نویسنده این نقد باید تبریک گفت بعد از کلی جستجو در سایت های مختلف که مفهموم نقد رو با یادداشت اشتباه گرفتن و فقط فیلم رو اسپویل کردن خوندن مطلب شما دل نشین بود.

28+2-

شنبه 10 بهمن 1394



>>>moh3en:

فیلم خوبی بود اما برای یک بار دیدن چون بطور نالازمی طولانی بود. بهترین نقشی بود که دیکاپریو بازی کرده بود. احساس سرما و نفرت و زخم را بخوبی به بیننده منتقل میکرد. نه اغراق و نه کم داشت.

19+5-

شنبه 10 بهمن 1394



>>>ساناز :

فیلم واقعا جذاب بود.. بازی دیکاپریو عالی بود.. تام هاردی هم واقعا عالی بود حسابی جا باز کرده... بازیگر خیلی خوبیه مخصوصا تو فیلم لاک که من عاشق اون فیلمم..به شخصه مطمئنم جز بهترینها میشه توی چند سال آینده...کارگردانی ایناریتو هم که واقعا حرفی برای گفتن باقی نذاشته.. فیلم برداری هم که عالی... کلا فیلم بسیار خوبی بود...

6+1-

يكشنبه 11 بهمن 1394



>>>مهسا:

دقیقا دقایق اول فیلم منو یاد نجات سرباز رایان انداخت.نقطه شباهت هم تعارف نداشتن جنگه. اگه من جای کارگردان و عوامل فیلم بودم واسه جمع کردن صحنه مبارزه با خرس مخم میترکید...واقعا کار سختیه میلیون ها بییننده رو اینطور قشنگ میخکوب کرد... چند نکته؟ چرا با وجود برف هیو گلاس اونقدر خودش رو با مشقت به رودخانه رسوند و با ولع آب خورد؟!!!! سرخ پوستی که نجاتش داد اول یک اسب بعد دو اسب و نهایتا بازم با یک اسب در داستان دیده شد!!!! تا جایی که من میدونم گراز وحشیه و به انسان حمله میکنه ولی براحتی در دهکده ویران شده با دو شخصیت فیلم قدم میزدن!!! اینکه هیو گلاس براحتی با مرگ پسرش کنار اومد برام جالب بود.. نهایتا درست نیست سرخپوستها رو وحشی خطاب کنیم... فیلم بی نظیری بود...

6+0-

دوشنبه 26 بهمن 1394



>>>علی:

فیلم خوبی بود. اما اگه بابت این فیلم به دیکاپریو اسکار داده شده، پس باید بابن بازی عالی اون در فیلم های گتسبی بزرگ و شاتر آیلند جایزه می گرفت. به نظر من این فیلم بدون حضور دی کاپریو هیچ فرقی با دیگر فیلم های وسترن نداره و یه فیلم تاپ نیست.

3+0-

جمعه 14 اسفند 1394



>>>حسین:

با نظر امید موافقم. بخش دوم فیلم به خوبی بخش اول نیست.سکانس حمله خرس بی‌نظیره. تصویر برداری سیصد و شصت درجه ای هم که چند جای فیلم استفاده شده در نوع خودش جالبه

1+0-

چهارشنبه 19 اسفند 1394



>>>دیانا:

منتظر یه چیز شاخ تر بودم! دروغ چرا؟!! همه چیز خوب بود.ولی فیلمنامه میتونست هیجان انگیز تر باشه...کلا فقط انتقام؟😕

1+0-

شنبه 21 فروردين 1395



>>>Graison:

فیلم خیلی عالی بود،یه نکته ای که نصف و نیمه اشاره ای بهش شد رود اول فیلمه که کلی حرف برا گفتن داره. در یونان باستان اعتقاد بر این بوده که ارواح بعد از مرگ به دنیای زیرین یا هیدیس میرن و در اونجا وارد رودی به نام استیکس میشن،در این رود اونا دوباره جسم پیدا میکنن. و اگه جسم انسان وارد اون رود بشه فناناپذیر میشه نمونه ش هم آشیل در داستان تروا ست. اما برداشت اساطیری دیگه میتونه ارجاعی از کمدی الهی دانته باشه که میگه ارواح دوزخیان بعد از تموم شدن عذاب وارد رودی به اسم استیکس(که اون هم زیره زمینه) میشن و خاطراتشون پاک میشه. هر دو تا ارجاع بالا که درباره ی رودی به اسم استیکس اند مربوط به بعد از مرگن و در هر دو فرد دوباره جسم پیدا میکنه. برداشت سوم مربوط به حرکت دوربینه که خلافه جهت جریانه و میتونه اشاره ای به داستان کلی فیلم در ابتدای اون باشه که جریان طبیعی(شامل سرما و طبیعت و سرخپوستا و حتی مرگ )در کارند تا گلس تسلیم بشه ولی خلاف جریان عادت حرکت میکنه و آخر هم موفق میشه. برداشت چهارمی هم هست که میشه به مفهوم جاری و رونده بودن آب اشاره کرد و اون رو به پافشاری گلس ربط داد. مفاهیم خیلی عمیق تری تو عمقه داستان نهفته است که تو لایه های عمقی مختلف قابل بررسی اند،فرار از مرگ(حمله ی اولیه ی سرخپوستا و خیلی صحنه های دیگه)،فرار از تسلیم(مبارزه با گریزلی) ،فرار از قبر،فرار از طبیعت و بالاخره فرار از خود(که در انتها برخلاف افکار نویسنده رمان اصلی که انتقام رو راه پاکسازی روح و بازگردوندن عزت نفس میدونه،گلس متوقف میشه و فیتزجرالد رو به دست جریان میسپره و اونجاست که حضور نیرویی بزرگتر به چشم میاد) در واقع باتوجه به برداشت اولی که ذکر شد گلس فیتز جرالد رو میکشه و بعد اونو به دست رود میسپره،رودی که دوباره به فیتزجرالد زندگی میده و بعد از رد شدن ازش با جزای اعمالش روبرو میشه،فضای سرد و آسمون گرفته هم میتونن یادآور سردی و گرفتگی دنیای زیرزمین باشن. ایناریتو بیش از جنبه ی ظاهری روی فلسفه فیلم کار میکنه و اینو تو کارای قبلیش به وضوح میشه دید.هرچند که ظاهر بی نقصه ولی بعد از گذر از اجرای بازیگرا میبینیم که زیر پوسته ی اصلی فیلم یه دنیا خلق شده و این هنریه که کارگردان تو فلسفه فیلمش و حتی ظاهرش پیاده کرده...

2+1-

سه‌شنبه 31 فروردي 



>>>روشنایی:

تنها بازی دی کاپریو این فیلم‌ را به اوج رسونده داستان خیلی کلیشه ای هست خیلی از سکانس ها احساس ندارند و نمیشه با فیلم همزاد پنداری کرد کارگردان سعی کرده بود خیلی از تصاویر بصری استفاده کنه.در کل برای یکبار دیدن بد نیست

2+0-

سه‌شنبه 21 ارديبهž




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.