پرده سینما

غوكاسیان: از خودم خجالت می‌كشم كه چرا این همه سال آغوش‌های باز و با محبت را از خودم دریغ كردم

پرده سینما

  

 

 

 

 

 

 

 

 

من از 16 سالگی دنبال كار دوبله بودم. قبل از آن هم اگر اجازه داشتم زودتر به سراغ دوبلوری می‌رفتم اما پدرم اجازه نمی‌داد چون دوست داشت من زرگر شوم و شغل خودش را ادامه دهم. همین هم سبب شد من زرگری را یاد بگیرم، اما هیچ وقت در ایران از آن درآمدی كسب نكردم و شغل اصلی‌ام دوبلوری بوده است.

 

آرشاک غوکاسیان. عکس از محمد تهرانی. ایسناغوکاسیان كه پس از بازگشت دوباره‌اش به ایران فعالیت دوبله را آغاز كرده، استقبال به عمل آمده را پس از بازگشتن به ایران بسیار عالی توصیف كرد و گفت: حدود سه ماه پیش به كشور بازگشتم و امیدوارم كه برای همیشه بمانم. البته گه گاه به خاطر فرزندانم باید برگردم اما در كل آمده‌ام كه بمانم، البته اگر موفق شوم.

وی یادآور شد:بار اولی كه بهمن ماه گذشته به ایران آمدم و حدود 20 روز در ایران بودم استقبال بسیار خوب بود. برای اولین بار در برج میلاد با آقای مسعودشاهی و شمقدری آشنا شدم و وقتی خبرنگاری از من سوال كرد كه چه احساسی داری،‌گفتم: شرمندگی. گفتم از خودم خجالت می‌كشم كه چرا 26 ـ 27 سال این آغوش‌های باز و با محبت را از خودم دریغ كردم.

او برای این استقبال خوب از دست‌اندركاران تشكر كرد و ادامه داد: در سفر اول استقبال خیلی خوب بود و در سفر دوم نیز استقبال شد اما نه مثل دفعه قبل. البته من تقاضایی از كسی نكرده بودم زیرا فكر می‌كردم نیازی نیست. استقبال جوان‌ترها هم از من خیلی خوب بود و من خجالت‌زده آنها هستم. وی درباره بزرگداشتی كه در بازگشتش توسط انجمن گویندگان جوان ترتیب داده شده بود، نیز گفت: بزرگداشتی كه برای من گرفتند واقعاً بی‌نظیر بود و آن چارچوب برای من خیلی بزرگ بود. حتی حامد بهداد آمد و در این مراسم شركت كرد. من با ایشان در كانادا آشنا شدم و به نظر شخصیتا انسان شریفی است و خیلی كار بزرگی برای من انجام داد كه من از او سپاسگذارم.

این دوبلور پیشكسوت كشور افزود: باید از مهناز افشار، بهرام رادان، شاهرخ بحرالعلومی كه بعدها فهمیدم چقدر برای بازگشت من تلاش كرده‌اند تشكر كنم. یكی از بهترین اتفاقات زندگی‌ام همان مستندی است كه بحرالعلومی در حال ساخت آن هست و دوستان زیادی برای ساخت آن دست به دست هم دادند.

او گفت: از زمان ورود به ایران خیلی هیجان داشتم كه هنوز هم همین‌طور است و واقعا خوشحال هستم. چون فكر می‌كنم جایی هستم كه متعلق به آن هستم. برای من این مساله كمی نیست فكر كنید من از 16 سالگی دنبال كار دوبله بودم. قبل از آن هم اگر اجازه داشتم زودتر به سراغ دوبلوری می‌رفتم اما پدرم اجازه نمی‌داد چون دوست داشت من زرگر شوم و شغل خودش را ادامه دهم. همین هم سبب شد من زرگری را یاد بگیرم، اما هیچ وقت در ایران از آن درآمدی كسب نكردم و شغل اصلی‌ام دوبلوری بوده است.

در ادامه این هنرمند ارمنی با اشاره به میلاد امام رضا (ع) به ذكر خاطره‌ای پرداخت و عنوان كرد: قبل از انقلاب امام رضا (ع) من را طلبید و به مشهد رفتم. مرحوم آذر دانشی می‌گفت: «من 19 سال است كه می‌خواهم به مشهد بروم اما امام‌ رضا (ع) من را نمی‌طلبد، اما توچگونه قصد رفتن به بومهن را داشتی و سر از مشهد درآوردی!؟» به هر صورت من از آن زمان یک دینی داشتم كه ادا نكرده بودم. این بار وقتی می‌خواستم بیایم به بحرالعلومی گفتم به شرطی می‌آیم كه من را به مشهد ببری. البته وقتی بنیاد فارابی این موضوع را فهمید خجالتم داد و در مشهد مهمان آنها بودیم و نذرم كه آن موقع‌ دو هزار تومان بود را به معادل امروزی آن یعنی 300 دلار پرداخت كردم.

غوكاسیان ادامه داد: هیچ فرقی نمی‌كند كه انسان مسلمان باشد یا خیر. اگر انسان آزاده باشد دیگر این مسائل مهم نیست. ادیان آمده‌اند انسان‌ها را راهنمایی كنند و زندگی و راه خوب را به مردم نشان دهند. همه این ادیان خوب هستند و هیچ كدام چیز بدی نگفته‌اند و حضرت عیسی(ع) به نوعی و حضرت محمد(ص) هم به نوعی انسانها را به احسان و نیكوكاری دعوت كرده‌اند و تفاوتی در هدایت انسانها ندارند.

وی درباره ارادت خود به امام رضا (ع) افزود: وقتی وارد حرم امام رضا (ع) شدم و این سعادت نصیب من شد دیدم كه آن همه آدم معتقد، آنجا هستند. مگر می‌شود اینها بدون هیچ باوری آنجا باشند؟ حتما باور داشته‌اند كه از كودک خردسال گرفته تا پیرمرد 90 ساله ایستاده‌اند و التماس دعا می‌گویند. اگر چیزی واقعیت نداشته باشد این همه سال دوام نمی‌آورد. من به ایشان معتقد هستم و اصلا كه هستم كه معتقد نباشم؟

در ادامه غوكاسیان سطح فعلی دوبله ایران را نازل‌تر از گذشته دانست و گفت: من الان آن سطحی از دوبله‌ای را كه ایران پس از ایتالیا حرف اول را می‌زد، دیگر نمی‌بینم. «مونترال» كه زندگی می‌كردم و مردم آن فرانسوی زبان بودند همه فیلم‌ها از انگلیسی دوبله می‌شدند. آن اوایل دوبله آنها خوشایند من نبود اما الان كه مقایسه می‌كنم می‌بینم آنها خیلی جلوتر هستند.

وی استفاده از فناوری‌های جدید در دوبله را مهم دانست و تصریح كرد: فناوری‌های جدید سرعت كار را بالا برده است. اگر یك مقدار هم دستمزد‌ها سرجایش باشد می‌تواند كارهای خوبی انجام شود. مسلما تكنولوژی و فناوری وقتی بالا برود به گوینده كمك می‌كند. به عنوان مثال قبلاً وقتی یك گوینده دیالوگی را می‌گفت، چون سیستم مونولوگ بود هر جای آن را كه خراب می‌كرد باید دوباره از اول شروع می‌كرد اما با این تكنولوژی‌های جدید این شكل حل شده است.

آرشاك غوكاسیان دستمزدهای پایین دوبلورها را یكی از عوامل پایین آمدن كیفیت دوبله در ایران توصیف كرد و گفت: به‌ سبب تعجیلی كه در اتمام كارها است، یك مقدار كیفیت پایین‌تر می‌آید. البته بستگی به مدیر دوبلاژ هم دارد. دوبلورها سعی‌شان را می‌كنند ولی با پول‌هایی كه در مقابل آن می‌گیرند، چون كفاف زندگی افراد را نمی‌دهد مجبورند عجله كنند و فیلم را تمام كنند تا شاید به فیلم دیگری برسند و درآمد مضاعفی داشته باشند.

او ادامه داد: از وقتی به ایران بازگشتم كار دوبله را جسته و گریخته شروع كردم كه متأسفانه اسم فیلم‌هایی كه در این مدت كار كردم در ذهنم نیست. واقعا حسم مانند انسانی بود كه عشق خودش را بازیافته است و اصلا برایم قابل وصف نیست.

این هنرمند پیشكسوت عنوان كرد: من هیچ وقت فارسی كار نبودم. چند فیلم فارسی حرف زدم اما مدیر دوبلاژ‌هایی كه داشتم می‌گفتند صدای تو شیک است و به درد فیلم فارسی نمی‌خورد. الان هم كه سالها گذشته است فكر نمی‌كنم صدایم خیلی عوض شده باشد. ممكن است یك مقداری صدایم به نظر بم بیاید ولی صدا در كار شكل می‌گیرد. مثلا وقتی من می‌آیم و به جای سعید كنگرانی 15 ساله حرف می‌زنم كه «لیلی» اولین عشق اوست (سریال دایی جان ناپلئون)، خود به خود آن چهره و طرز بیان به من می‌گوید كه چگونه باید صحبت كنم.

غوکاسیان همچنین از پیشنهادهای كاری زمینه دوبلوری، فیلم و تئاتر استقبال كرد و عنوان كرد:الان كارهایی كه برای نمایش خانگی آماده می‌شوند را نیز كار می‌كنم كه كارهای خوبی هستند. البته كیفیت آنها به مدیر دوبلاژ و دوبلورهایش خیلی بستگی دارد. اگر خداوند شانسی سر راهم قرار دهد از كار در تئأتر یا فیلم نیز استقبال می‌كنم. البته در این دو مورد سابقه چندانی ندارم. اما سالهای قبل تئاتری به نام زیرگذر لوطی صالح به كارگردانی هادی اسلامی كار كردم كه مرحوم خسروشكیبایی از دوستان نیز در آن حضور داشت. ما در زمان خدمت با هم بودیم. او به قسمت چتربازها منتقل شد و من به پیاده نظام. آشنایی مان هم از دوبله بود. وقتی خبر فوتش را شنیدم خیلی اذیت شدم ولی دستم كوتاه بود و دور بودم. به هرحال در دورانی كه در ایران بودم یكی از دوستان خوب من بود. اما وقتی رفتم زیاد ارتباطی نداشتیم، زیرا سعی می‌كردم خودم را از تعلقاتم دور نگه دارم كه كمتر اذیت شوم اما واقعا شدنی نبود.

آرشاك غوكاسیان در آثاری چون دایی‌جان ناپلئون، محمد رسول‌الله (عمار)، برادر خورشید، خواهر ماه، دارا و ندار (پیترا شراوز) و خانواده دانتون (جامبوی) نقش گفته است.

 

برگرفته از: ایسنا

 


 


 تاريخ ارسال: 1389/7/26

نظرات خوانندگان
>>>سهیل:

ای کاش میشد بار دیگر صدای سعید را در زمانی دگر شنید ای کاش تجلیل از او در رسانه ای پخش میشد

0+0-

شنبه 4 آذر 1391




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.