پرده سینما

وضعیت پیچیده بشری؛ نگاهی به فیلم «خرس» ساخته خسرو معصومی

مانی بزرگمهر

 

 

 

 

 

 

 

 

نقد و بررسی فیلم خرس ساخته خسر معصومی

 

 

مریلا زارعی در فیلم خرسدر چند سال گذشته برخی از کارگردانان سینمای ایران تلاش کردند سروقت بخشی از زوایای پیچیده دوران دفاع مقدس بروند، اما ممیزی ها از یک سو و دشواری مواجهه با درونمایه های پیشروانه از سوی دیگر باعث شدند این زوایای پیچیده مورد موشکافی قرار نگیرند. از جمله این فیلم ها می توان مثلاً به فیلم بیداری رویاها ساخته محمدعلی باشه آهنگر اشاره داشت. این فیلم سروقت مضمون زنی رفته بود که مدتی پس از شنیدن خبر شهادت همسرش، ازدواج می کند. اما سالها بعد معلوم می شود شوهر او شهید نشده است و خیال دارد برگردد. در حالی که بازگشت او بسیاری چیزها را دگرگون می کند. البته آن فیلم به دلائل مختلف نتوانسته بود به طور کامل این وضعیت دشوار زندگی بشری را مورد بررسی قرار دهد، اما امسال فیلم خرس ساخته خسرو معصومی این دورنمایه را بی مهابا محور خود قرار داده بود. داستانی که سالها تلاش می شد در سینمای ایران گفته شود بالاخره گفته شد.

داستان فیلم خرس درباره یک رزمنده دوران دفاع مقدس (با بازی پرویز پرستویی) است که همه تصور می کرده اند او شهید شده است. اما او پس از هشت سال به خانه و کاشانه اش بازمی گردد و متوجه می شود همسر او «گلی» (با بازی مریلا زارعی) با مرد دیگری به نام «افرا» ازدواج کرده است. اما «افرا» یک مرد معمولی نیست، بلکه مردی خشن، تنومند، آتشین مزاج و بی مهاباست که لقب «خرس» گرفته است. او دامداری دارد، ثروتمند است، تفکرش سنتی است و در عین حال آدم مهربانی است. «گلی» شوهر سابق اش را دوست دارد، اما پایبند زندگی دوم اش است زیرا –ظاهراً- از همسر دوم اش صاحب یک دختر و یک پسر است. تمایل شوهر اول او برای رجوع گلی به زندگی با او، و از طرفی غیرتی شدن شوهر دوم اش در مواجهه با هرگونه ارتباط «گلی» با شوهر قبلی اش موجب رویدادهایی غیرقابل پیش بینی در فیلم می شود...

بدون اغراق فیلم خرس را باید یکی از بهترین فیلم های سالهای اخیر سینمای ایران دانست. فیلم روی موضوعی دست گذاشته که طبیعتاً هر فیلمساز، و اصولاً هر انسانی می تواند پاسخ متفاوتی برای حل آن داشته باشد. حق با کیست؟ رزمنده ای که جان و زندگی اش را نثار کشور و اعتقادات اش کرده است؟ زنی که به هر حال حق زندگی و تصمیم گیری دارد، یا مردی که با زنی مطلقه ازدواجی شرعی و قانونی انجام داده و تا حد زیادی خود را وقف او و دو فرزندشان کرده است؟ حق با کیست؟

مریلا زارعی در فیلم خرسفیلم خرس به شکلی هنرمندانه این داستان پیچیده را مضمون محوری خود قرار داده است.

خسرو معصومی که پیش از این چند فیلم متوسط در فضای زندگی روستایی مردم شمال ایران ساخته بود و به خوبی در فضاهای جنگل و برف تجربه کسب کرده بود، اینکه از تجربیات گذشته خود استفاده کرده تا فیلمی خلق کند که طبیعت (جنگل و مه و برف) یکی از شخصیت های اصلی آن است. چراکه بی تردید هیچ فیلمی در چندین سال گذشته تا این حد مؤثر از لوکیشن به عنوان یکی از عناصر پایه ای فیلم اش استفاده نکرده بود. در حدی که اگر داستان فیلم در شهر، یا روستای دیگری اتفاق می افتاد قطعاً فیلم بخش عمده ای از امتیازات اش را از دست می داد.

بازی مریلا زارعی و فرهاد اصلانی در زمره بهترین بازی ها دوران فعالیت شان است و صداگذاری محمدرضا دلپاک در سکانس های پایانی یکی از مؤلفه های اصلی محسوب می شود.

با این همه فیلم خرس کاستی هایی نیز دارد که از جمله آنها می توان به شکل روایتی آن اشاره کرد. این شکل روایتی در قالب «فلاش بک» باعث به وجود آمده یک سکانس در ابتدا و سکانسی در انتهای فیلم شده است. و این دو سکانس به شدت به اثرگذاری فیلم لطمه وارد کرده اند. بهتر بود فیلم با بازگشت پرویز پرستویی پس از هشت سال دوری به شهرش آغاز می شد و با آن سکانس کوبنده برف پایان می گرفت. در آن صورت فیلم قطعاً به سطح بالاتری ارتقا پیدا می کرد.

در دومین روز جشنواره فجر تماشای فیلم خرس اتفاق خوبی بود. فیلمی که داستانی را بازگو می کند که متعلق به تمام انسان های روی کره زمین در تمام دوران هاست و می تواند برای هر شخصی در هر زمانی اتفاق بیافتد؛ در حالی که ممکن است هرکس در مواجهه با آن تصمیم متفاوتی اتخاذ کند یا حق را به شخص دیگری بدهد.


 تاريخ ارسال: 1390/11/15

فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.