پرده سینما

پشت دروازه کاخ جشنواره؛ یادداشت هایی در حاشیه جشنواره سی ام

سعید توجهی

 

 

 

 

 

 

 

 

«سلحشور» فیلم آژانس شیشه ای که یادتان هست خطاب به حاج کاظم می گفت: «مربی، اصل، حاشیه؟ نوچ» ، من هم ابتدا قرار بود بروم سراغ اصلاما حال که خواستم بعد سالی بروم به کاخ جشنواره فیلم فجر سهمیه این سایت شد 2 تا کارت از حدود 2000 و خورده ای کارت صادر شده برای سینمای رسانه ها! البته آقای فاضلی عزیز هم خیلی تلاش کردند اما نشد که نشدنتیجه اینکه من مانده ام پشت دروازه کاخ جشنواره. البته وقتی اینجا را دیدم گرچه به شوخی بود اما فهمیدم که راه را اشتباهی رفتم و گاهی راه رسیدن به هر مقصدی لزوماً همان راهی نیست روی نقشه ثبت شده است. حالا قصد آن دارم با مرور خبرها و وبگردی در حاشیه جشنواره فیلم بنویسم. پس برویم سر اصل که نه حاشیه جشنواره.

 

یکم. پوستر جشنواره، فرصتی که از دست رفت

 

پوستر سی امین جشنواره جراز پوستر جشنواره شروع کنم، تصویری از شناسنامه شخصی که جشنواره بین المللی فیلم فجر نام دارد. این پوستر صرف نظر از اشکالاتی که به آن در دیگر نوشته ها اشاره شده است باز هم بیشتر برای روی جلد مجله یا یک اعلان دیواری فرعی برای جشنواره مناسب است تا پوستر اصلی آن. فراموش نکنیم این پوستر اصلی جشنواره است یعنی بیننده با یک نگاه باید بتواند دریابد که با چه رویدادی مواجه است. «اگر وقتی به پوستر جشنواره نگاه می کنیم متوجه شویم که پوستر جشنواره است یعنی این پوستر دارد درست و سر جای خودش عمل می کند» این تعریفی است که آقای ابراهیم حقیقی طراح پوستر جشنواره امسال از پوستر یک جشنواره ارائه می دهند. حالا با همین تعریف تصور کنید توی خودرو نشسته اید و از کنار این پوستر رد می شوید چگونه در زمانی کوتاه سر در بیاورید از محتویات شناسنامه آقای یا خانم جشنواره فیلم فجر و متوجه موضوع شوید. البته کاملاً روشن است که آقای حقیقی بهتر از هر کسی این تفاوت ها را می داند اما به گمانم کمی بی حوصلگی ایشان و البته اعمال سلیقه سفارش دهنده منتج به تولید اینچنین محصولی شده است.در مورد اول نمی دانم چرا برخی از هنرمندان ما وقتی پا به سن می گذارند بی حوصله می شوند. البته هنوز دوست داشتنی اند یه جورایی مثل دایی عزت الله فیلم یه حبه قند.

و اما درباره سفارش، البته طبیعی است که پوستر یک رویداد هنری یک کار سفارشی است که برگزار کننده جشنواره به عنوان کارفرما به طراح سفارش می دهد اما کار آنجا خراب می شود که سفارش آنقدر بر وجه هنری غلبه کند که از کنار گوشه اش بیرون بزند. مثلاً وقتی اشاره به شماره یک رویداد سالانه که یکی از مهمترین عناصر پوستر باید باشد در طرح در نظر گرفته شده قابل تشخیص سریع نباشد – در اینجا مثلا باید بیننده تاریخ ولادت را از 90 کم کند که بعد بشود 29 و همان اشتباه همیشگی که همه در محاسبه سن دارند و بعد مشخص شود که یک سال دیگر باید به آن اضافه شود- نتیجه این است که طراح مجبور شده عدد 30 را با گیره به شناسنامه الصاق کند. و یا وقتی احتمالاً به اسرار سفارش دهنده شعار جشنواره باید در متن طرح گنجانده شود به قول آقای امیر پوریا به نتیجه سور رئالیستی ثبت اسم 2 مادر در شناسنامه جشنواره فیلم فجر منتهی می شود.

شاید اگر دست طراح باز گذاشته می شد ایشان که چند دوره طراح پوستر  این جشنواره بودند و در نهمین دوره جشنواره نشان سیمرغ جشنواره – که آن را خود طراحی کرده بود- به عنوان «نشان»/«برند» اصلی جشنواره از حاشیه پوستر به مرکز آن آوردند و طراحی قابل توجه تری نسبت به طرح های اخیر انجام دادند، حالا که عدد جشنواره به سی رسیده و از قضا نشان جشنواره هم نامش سیمرغ است این فرصت را از دست نمی دادند و میتوانستند از این تقارنی که برای رسیدن به آن سی سال زمان سپری شده بهره بیشتری ببرند و کار چشم نواز و به یاد ماندنی تری با استفاده از نشان همیشگی جشنواره یعنی سیمرغ ارائه دهند.

 

دوم. دستشویی جشنواره ما و  فرش قرمز جشنواره آنها

 

اگر متهم به سیاه نمایی و نگاه کردن به نیمه خالی لیوان نشوم – در حالیکه وقتی حاشیه می نویسی باید همان بخش خالی را ببینی چرا که دیدن نیمه پر کار بولتن روزانه جشنواره است- باید بگویم این خبر در اینجا نظرم را جلب کرد. خبری که حکایت از سرگردانی مهمانان خارجی برای دسترسی به دستشویی در کاخ جشنواره (همان سالن برج میلاد) داشت. این جلب نظر از آن جهت بود که آن را با موردی که چند ماه پیش در همین وبگردی به آن برخوردم مقایسه کردم. چند سالی است در یکی از همین کشور همسایه جنوبی ما یا باز به  به قول «سلحشور» (رضا کیانیان) در فیلم آژانس شیشه ای، این کشورهای گوگولی خلیج فارس یعنی امارات جشنواره بین المللی فیلم دبی برگزار می شود که هشتمین دوره اش (دقت کنید هنوز به ده تا نرسیده) همین 2 ماه پیش برگزار شد. امروزه با وجود اینترنت نیازی به حضور فیزیکی در یک رویداد یا همایش نیست تا از چگونگی برنامه ریزی و میزان نظم و آمادگی برگزار کنندگان آن آگاه شد و ایضاً میزان احترامی که متولیان جشنواره برای شرکت کنندگان از طریق ارائه اطلاعات کافی به آنها قائل هستند را دریافت؛ بلکه با یک گشت و گذار در وب سایت جشنواره نیز می شود به میزان زیادی در این زمینه اطلاعات کسب کرد. بحث فقط ارائه تسهیلات رنگارنگ به شرکت کنندگان و یا مخاطبان نیست بلکه گاه حتی ارائه اطلاعات به شرکت کنندگان از کمبودها و یا تسهیلاتی که امکان ارائه آن وجود ندارد می تواند بسیار مفید باشد و ضمن نمایش میزان مسئولیتی که برگزار کنندگان در قبال شرکت کنندگان دارند و احترامی که به آنها می گذارند باعث می شود شرکت کنندگان نیز آمادگی لازم برای مواجه با برخی مسائل داشته باشند. ممکن است بگوئید اینها همه درست اما چه ربطی به آن خبر اول دارد؟ ربطش را عرض می کنم. در سایت جشنواره فیلم دبی در بخش معرفی مراسم فرش قرمز در انتهای اطلاعاتی درباره زمان و چگونگی برگزاری آن نکته جالبی یاد آوری شده بود و آن اینکه چون در مدت برگزاری مراسم دسترسی به دستشویی وجود ندارد شرکت کنندگان تمهید لازم را از قبل بیندیشند (ترجمه و نقل به مضمون)، ملاحظه می فرمائید برنامه ریزی و در نظر گرفتن مخاطب تا کجا، حالا دوباره لینک پیشتر ذکر شده را در نظر آورید تا تفاوت ها را در آنچه به آن امروزه برنامه ریزی و مدیریت می گویند آشکار شود.

 

 سوم. برنامه هفت و خمیازه های کشدار

 

 

ظاهرا هرکسی دارد کار خودش را می کند و کسی به اینکه بازخورد کارش چیست و چگونه می تواند با دریافت آن آنرا تصحیح کند و یا بهبود ببخشد، توجه ندارد. یکی همین برنامه سینمایی «هفت» است که انگار نه انگار این همه نوشتند و گفتند اما دوستان کار خود را به همان سبک و سیاق سابق ادامه می دهند تا ثابت کنند حرف مرد یکی است!

سال گذشته در اینجا نوشتم زمان پخش برنامه «هفت» ویژه جشنواره نامناسب است. اگر قرار است برنامه مخاطبی داشته باشد و اگر برنامه می سازید که کسی آنرا نگاه کند آخر این چه برنامه زمانبندی است؟ بینندگان تلویزیون در این 10 روزه کار و زندگی هم دارند و واقعاً چه انتظاری دارید که هرشب تا نزدیکی صبح پای برنامه سینمایی هفت بنشینند؟ ممکن است دوستان بگویند محدودیت پخش داریم، خب حالا که شکر خدا تلویزیون هفت، هشت یا شاید هم 10 تا کانال دارد که همه با گیرنده های دیجیتال قابل دریافت است برنامه را از شبکه 3 به شبکه دیگر منتقل کنید بالاخره توی یکی از این کانال های جور واجور  2 ساعت وقت خالی شبانگاهی پیدا می شود.اگر این برنامه در زمان مناسبی پخش شود می تواند مخاطب بیشتری جذب کند. باور کنید با این زمانبندی بهترین ساعات پخش تلویزیون را دارید دو دستی تقدیم شبکه های رقیبی می کنید که تعدادشان هر چه می گذرد دارد بیشتر می شود. باقی حرف ها هم درباره «هفت» تکراری است و گفتن آن فایده ای ندارد؛ اما فقط همین را بگویم هنوز هم نمی فهمم اعلام برنامه روز بعد جشنواره در برنامه «هفت» چه فایده ای دارد؟ انگار هنوز در عصر قبل از اینترنت و حتی روزنامه و مجله زندگی می کنیم. چند روز قبل یکی فرزاد حسنی که به عنوان بازیگر مهمان برنامه «هفت» بود بعد از اینکه فریدون جیرانی حرف او را قطع کرد تا بانک اطلاعاتی یا همان برنامه روز بعد جشنواره را پخش کند حرف جالبی زد، او گفت: شما که می گویید وقت کم دارید خب این اطلاعات را زیر نویس کنید.

 

سوم. برنامه هفت و خمیازه های کشدار

 

ظاهرا هرکسی دارد کار خودش را می کند و کسی به اینکه بازخورد کارش چیست و چگونه می تواند با دریافت آن آنرا تصحیح کند و یا بهبود ببخشد، توجه ندارد. یکی همین برنامه سینمایی «هفت» است که انگار نه انگار این همه نوشتند و گفتند اما دوستان کار خود را به همان سبک و سیاق سابق ادامه می دهند تا ثابت کنند حرف مرد یکی است!

سال گذشته در اینجا نوشتم زمان پخش برنامه «هفت» ویژه جشنواره نامناسب است. اگر قرار است برنامه مخاطبی داشته باشد و اگر برنامه می سازید که کسی آنرا نگاه کند آخر این چه برنامه زمانبندی است؟ بینندگان تلویزیون در این 10 روزه کار و زندگی هم دارند و واقعاً چه انتظاری دارید که هرشب تا نزدیکی صبح پای برنامه سینمایی هفت بنشینند؟ ممکن است دوستان بگویند محدودیت پخش داریم، خب حالا که شکر خدا تلویزیون هفت، هشت یا شاید هم 10 تا کانال دارد که همه با گیرنده های دیجیتال قابل دریافت است برنامه را از شبکه 3 به شبکه دیگر منتقل کنید بالاخره توی یکی از این کانال های جور واجور  2 ساعت وقت خالی شبانگاهی پیدا می شود.اگر این برنامه در زمان مناسبی پخش شود می تواند مخاطب بیشتری جذب کند. باور کنید با این زمانبندی بهترین ساعات پخش تلویزیون را دارید دو دستی تقدیم شبکه های رقیبی می کنید که تعدادشان هر چه می گذرد دارد بیشتر می شود. باقی حرف ها هم درباره «هفت» تکراری است و گفتن آن فایده ای ندارد؛ اما فقط همین را بگویم هنوز هم نمی فهمم اعلام برنامه روز بعد جشنواره در برنامه «هفت» چه فایده ای دارد؟ انگار هنوز در عصر قبل از اینترنت و حتی روزنامه و مجله زندگی می کنیم. چند روز قبل یکی فرزاد حسنی که به عنوان بازیگر مهمان برنامه «هفت» بود بعد از اینکه فریدون جیرانی حرف او را قطع کرد تا بانک اطلاعاتی یا همان برنامه روز بعد جشنواره را پخش کند حرف جالبی زد، او گفت: شما که می گویید وقت کم دارید خب این اطلاعات را زیر نویس کنید.

 

چهارم: دهه شصت و هفتاد، سالهایی که سینمای ایران زمستان نداشت

 

 سه دهه پیش در حالیکه زمستان ها سرد بود و گاه برف تا زیر زانو می رسید، ایام جشنواره بیرون سینما یخبندان بود و دمای هوا چندین درجه زیر صفر، اما داخل سینما و روی پرده، آسمان سینمای ایران همواره آفتابی بود. این را می توان از تعداد زیاد فیلمهای در یاد مانده آن سالها که خاطره جمعی نسلی را شکل دادند تشخیص داد. مادیان،  ناخدا خورشید، اجاره نشینها، خانه دوست کجاست؟، تیغ و ابریشم، آن سوی آتش، شاید وقتی دیگر، هامون، دندان مار، مهاجر، مسافران، از کرخه تا راین،....

این البته تعریفی از سر نوستالژی از آن ایام است، اما از اتفاق در عالم واقع هم در سینمای ایران در این دو دهه زمستان و برف کمتر حضور دارد آنهم به یک دلیل ساده، آن روزها حضور فیلمی در جشنواره فجر شرط اکران آن فیلم در سال بعد بود. بنابرین در ماراتن مرگ و زندگی برای رساندن فیلم به جشنواره عملاً آخرین فرصت برای اتمام فیلمبرداری نیمه پائیز بود و اگر نمی شد، فیلم به جشنواره نمی رسید و اکران سال بعد را از دست می داد. از آن طرف کار جدید هم عملاً اوایل سال بعد شروع می شد و اینگونه بود که در فصل زمستان کمتر فیلمی در حال فیلمبرداری بود و نتیجه این شد که در کمتر فیلم ایرانی فصل زمستان و برف دیده می شد. علیرغم لوکیشنهای سفید پوش از برف زمستان های آن سالها، روی پرده نشانی از سرما و زمستان نبود.

اما چند سالی است که آن شرط برداشته شده است و دیگر فیلمی که فیلمبرداری اش به زمستان برسد و به جشنواره نرسد از اکران سال بعد جا نمی ماند. این سالها زمستان دیگر نه رمقی ندارد و نه سرمای استخوان سوزی اما به جایش تا بخواهی داخل سینما سرد است و از فیلمهایش دلی گرم نمی شود. سرد مثل زمستان های آن سالها و اگر نبود یکی دو استثنای این سالها مانند جدایی نادر از سیمین معلوم نبود به کجای این شب تیره باید می آویختیم و برای نوستالژی سالهای بعد چه چیزی ذخیره می کردیم. خرافاتی نیستم اما شاید باید دوباره به همان قانون قدیمی برگردیم تا زمستان را از پرده سینما برانیم.  


 تاريخ ارسال: 1390/11/17

فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.