پرده سینما

صدرعاملی: همه جهان پر از زائر است؛ گزارشی از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «در انتظار معجزه» در جشنواره فجر

علیرضا انتظاری

 

 

 

 

 

 

رسول صدرعاملینشست پرسش و پاسخ فیلم در انتظار معجزه به کارگردانی رسول صدرعاملی در تالار کنفرانس مرکز همایش های بین المللی برج میلاد برگزار شد.

در این نشست که مدیریت آن را مانند همیشه محمود گبرلو بر عهده داشت برخی از عوامل این فیلم سینمایی از جمله رسول صدرعاملی (کارگردان)، پریوش نظریه (بازیگر)، مرتضی هدایی (مدیر فیلمبردای)، ستار اورکی (آهنگساز) و محمدرضا دلپاک (صدابردار) حضور داشتند. غلامعباس فاضلی منتقد سینمای ایران و سردبیر سایت پرده سینما نیز به عنوان منتقد مهمان در این نشست حاضر شده بود.

در ابتدای این نشست محمود گبرلو با اشاره به اتفاقاتی که هنگام نشست فیلم بیداری افتاده بود گفت:

من از همه مهمانان و تهیه کنندگان و دست اندرکاران فیلم ها تقاضا می کنم با دوستان خبرنگار و منتقد ما رفتار مهربانانه تری داشته باشند و از رفتار بی ادبانه ای که باعث کدورت اصحاب رسانه شود پرهیز کنند همچنین از تمامی منتقدان نیز می خواهم که با سعه صدر پرسش های خود را مطرح نمایند تا بتوانیم فضای دوستانه ای داشته باشیم .

گبرلو ادامه داد: من یادم می آید اولین جلسات نقد و بررسی فیلم ها حدود 25 سال پیش با همین رسول صدرعاملی در سینما شهرقصه برگزار می شد و صدرعاملی خود به عنوان یکی از بنیانگذاران نشست فیلمسازان با اصحاب رسانه بود. صدرعاملی قبل از آن که فیلمسازی کند یک ژورنالیست بود و الآن هم یک ژورنالیست فیلمساز محسوب می شود.

محمدرضا دلپاکدر ادامه این نشست صدرعاملی در خصوص چگونگی تولید فیلم در انتظار معجزه گفت:

حدود سال 83-84 بود که من با یکی از مدیران یکی از شبکه های تلویزیونی جلسه داشتم و ایشان طرحی از اصغر فرهادی به نام «زائر» را به من دادند و گفتند که می خواهند از روی این طرح سریال بسازند. من به دلیل عدم علاقه به سریال سازی از این طرح آقای فرهادی 5 قصه را برداشتم که 3 تای آن ها را انتخاب کردم و پیشنهاد تولید 3 کار سینمایی را به دوستان دادم تا یک سه گانه با مضمون زائر باشد.

صدرعاملی ادامه داد: دلیل کار من این بود که اعتقاد دارم همه جهان پر از زائر است و ما به غیر از شهرهای زیارتی خودمان مکه و مدینه و سوریه و امثالهم را هم داریم. فیلم های شب و هرشب تنهایی من در بسیاری از جشنواره های جهانی مانند رم، شیکاگو و غیره شرکت کرده اند که با استقبال بسیار خوبی مواجه گشته اند و در هر کجای دنیا که اکران می شوند مخاطبان با آن فیلم ها برخورد خوبی می کنند. من دست به تولید فیلم هایی زدم که برایم تجربه جدیدی بود اما حیطه چالش برانگیزی داشت. کار کردن در این درونمایه برای فیلمساز بسیار سخت است چون باید حق مطلب را ادا کند، چرا که همه آدم ها زائر بوده اند و آداب زیارت را می دانند و اگر فیلمساز کوچکترین اشکالی داشته باشد آن ها متوجه خواهند شد.

صدرعاملی افزود: تازگی و نو بودن این درونمایه سینمایی بیش از هرچیز دیگری برای من جالب بود. فارغ از دوست داشتن و یا دوست نداشتن آدم هایی که قرار است این فیلم ها را ببینند طراوت درونمایه ها برای من مهم است و این فیلم برایم تجربه شیرین و خوبی بود.

پریوش نظریهمحمود گبرلو پس از اتمام سخنان صدرعاملی مجدداً به ادای توضیحاتی در مورد حواشی به وجود آمده در نشست های اخیر پرداخت و گفت:

برخی از دوستان فیلمساز و تهیه کننده هنگامی که به جلسه می آیند فکر می کنند که در این سالن همه خبرنگار و یا منتقد هستند اما من باید اعلام کنم که به دلیل محدودیت نمایش جشنواره، مهمانان زیادی را هم به این سالن دعوت می کند که آن ها این قبیل مسائل را به وجود می آورند. شما اگر عکس العملی این چنینی می بینید مطمئن باشید که آن در شأن و اندازه خبرنگاران و منتقدان نیست و بنابراین دوستان فیلمساز و تهیه کننده این حرکات را از سوی منتقدان و خبرنگاران نبینند. این اشکالی است که در جشنواره وجود داشته است. فضای مطبوعات باید متفاوت باشد ما در این جا باید به جشنواره تذکر بدهیم تا سال آینده سالن جداگانه ای برای منتقدان و خبرنگاران در نظر بگیرند. جلسه قبل منجر به عصبانیت تهیه کننده شد و شرط ادب به خبرنگاران رعایت نشد و از سوی دیگر دوستان منتقد الفاظ نامناسبی را نسبت به تهیه کننده و کارگردان به کار گرفتند که شایسته نبود.

در ادامه این نشست غلامعباس فاضلی منتقد سینما در جملاتی گفت:

رسول صدرعاملی کارگردانی است که همیشه مورد علاقه من بوده است و من از فیلم رهایی تا حالا همیشه آثار او را دنبال کرده ام. کارنامه صدرعاملی نشان می دهد که وی از سال 77 تلاش بیشتری برای تجربه گرایی انجام داده است و سعی کرده در هر فیلم این تلاش را داشته باشد تا بیان نویی را به وجود بیاورد که این تلاش وی گاه موفق و گاه ناموفق بوده است.

غلامعباس فاضلیفاضلی افزود: کارنامه صدرعاملی در 15 سال گذشته نشان می دهد که وی به سمت نوعی پرداخت رفته که من از آن به عنوان گرایش به واقعگرایی یا رئالیسم یا پرداخت مستندگونه یاد می کنم. این پرداخت مستندگونه در فیلم در انتظار معجزه موفق نبوده است البته ما در این جا قصد نداریم که فیلمساز را نقد کنیم و تلاش می کنیم تا درباره فیلم صحبت کنیم و ببینیم تا چه حد می توانیم با ذهنیت کارگردان فیلم آشنا شویم.

این منتقد سینما در ادامه اظهار داشت: صدرعاملی در رسیدن به بیان واقع گرایانه در این فیلم با 3 مشکل عمده و قابل توجه مواجه بوده است که مشکل اول دکوپاژ ایشان است. البته صدرعاملی کارگردانی است که 28 سال است فیلمسازی می کند و نمی شود گفت که دکوپاژ را نمی شناسد و به آن مسلط نیست، اما من معتقدم دکوپاژ او در این فیلم جای بحث دارد. چراکه در این فیلم او از طرفی تلاش می کند با اتخاذ دوربین روی دست و کم کردن رنگ ها و نحوه رنگ آمیزی موسیقی و انتخاب بازیگران بیان مستندگونه ای در فیلم اش داشته باشد اما از سوی دیگر دکوپاژ تابع این دیدگاه نیست. به عنوان نمونه در صحنه ای که فرخ نژاد وارد قطار می شود و نگاه اش به خانم نظریه می افتد، تاکید صدرعاملی در دکوپاژ دختر بچه است، که به عقیده من این تأکید در دکوپاژ جایی ندارد و باید بر نماهای متوسط از آن دو تأکید می شد. این کاری که صدرعاملی در این فیلم انجام داده منجر به نوعی سانتی مانتالیسم شده است.

دومین مسئله مهم در فیلم شخصیت پردازی و چگونگی پیش بردن داستان است که نمونه موفق تر آن را می شود در دختری با کفش های کتانی دید. پیرنگ داستان در فیلم در انتظار معجزه قوی نیست. اگر قرار باشد ما در هر فیلمی به جای شخصیت اصلی هفت هشت شخصیت وارد فیلم کنیم باعث می شود تا روند پیشبرد داستان موفق نشود. به عنوان نمونه تأکید زیاد بر شخصیت بیتا فرهی و یا دختران دانشجو و همچنین خانم لبنانی که در فیلم حضور دارد و این که فیلمساز سعی می کند برای هر یک از این شخصیت ها شناسنامه ای تهیه کند غلط است. بهتر بود داستان بر رابطه زن و شوهر متمرکز می ماند و تلاش می شد پیرنگ قوی تری تعریف شود.

سومین نکته مهم این فیلم هم لحن متفاوتی است که در فیلم وجود دارد. این فیلم با پرداختی واقع گرا مواجه است که با برخی حرکات از جمله اسلوموشن ها و «فید این» و «فید اوت» ها لحنی دو گانه در فیلم به وجود می آید. این سه محور اساسی ترین محورهایی است که باعث شده تا من با این فیلم مشکل پیدا کنم.

رسول صدرعاملی در پاسخ گفت: من نمی خواهم خودم را توجیه کنم، اما باید شرایط من فیلمساز نیز در نظر گرفته شود. قبل از هرچیز باید بگویم که در سینما من دنبال لحن خودم می گردم. در مورد فیلم باید بگویم که تنها در فصل اول فیلم دوربین روی دست است و در بقیه جاها دوربین ثابت است و قاب بندی ها روی سه پایه انجام شده است و سعی شده در فضایی کمتر کار شده مانند قطار که کار در آن بسیار سخت است و زحمت دارد کاری متفاوت انجام شود. شما دارید فیلمی 75 دقیقه ای می بینید که بیش از 50 دقیقه آن در قطار می گذرد و ما مجبور بودیم هر روز با دو واگن اضافه که به قطار وصل شده بود به سرخس برویم و برگردیم من نخواستم فیلم ام را در دکور کار کنم. قطار در این فیلم در حال حرکت است و به درخواست من ترمز نمی کند من در این فیلم با شرایط موجود خود را وفق دادم به همین دلیل صحبت دکوپاژ در قطار متفاوت می شود و من نمی توانستم دکوپاژ ایده آل خودم را داشته باشم شما اگر می خواهید در فیلم من دکوپاژ ببینید بروید به نمایی مراجعه کنید که مهرانه از اتاق هتل بیرون می آید و تلفن زندگ می زند و او خبر مرگ پدر شوهرش را می شنود که او بدون هیچ پز و ادایی بازی اش را انجام می دهد. دکوپاژ من در آنجا است که پلان بندی و توانایی بازیگر هم برای خوب شدن اش مهم بوده است. من نمی توانم دکوپاژی داشته باشم که منتقدان آن را تأیید کنند هر منتقدی سلیقه و زیبایی شناسی خودش را دارد.

سپس محمدرضا دلپاک در جملاتی گلایه آمیز از رفتارهایی که در جلسات قبلی شده بود گفت: من 30 سال است که در این سینما کار می کنم و بسیار متأسف شدم وقتی می بینم در سینما به ساحت مقدس آن احترام گذاشته نمی شود و اطراف در حین تماشای فیلم با سر و صدای فراوان مانع از دیده شدن فیلم می شوند و احترام همگان را از بین می برند.

غلامعباس فاضلی در پاسخ به این حرف دلپاک گفت:

ما تا سه سال قبل که این جلسات خارج از برج میلاد و در جاهایی مثل سینما صحرا، سینما فلسطین، سینما استقلال و... برگزار می شد با چنین مسئله ای مواجه نبوده ایم. اما در سه سال اخیر که جلسات به برج میلاد منتقل شده، اسم اینجا «سینمای رسانه ها» است؛ در حالی که ما حدود 500 منتقد و خبرنگار داریم و حدود 2500 کارت برای این سالن صادر شده است. در نتیجه ما در این سالن با اما افراد زیادی از قبیل مدیران مختلف و خانواده و دوستان آنها مواجه هستیم که به این سالن می آیند؛ ولی چون دیوار منتقدان همیشه کوتاه بوده است این رفتارها به نام منتقدان ثبت می شود و دامان آن ها را می گیرد.

از طرف دیگر این نکته را هم مورد توجه قرار بدهیم که منتقدان در این سینما از صبح تا شب

حدود شش فیلم می بینند و قرار است بهترین فیلم ها را هم ببینند. در نتیجه یک حرکت اشتباه بازیگر، یک لحظه پرداخت سردستی، یک نمای کشدار، یا جمله شعاری باعث می شود منتقدان نسبت به آن واکنش نشان دهند.

صدرعاملی در ادامه توضیحاتش گفت گفت: من باید مراقب می‌بودم که مضمون فیلم را وارد عرصه خرافه و حتی مسایل ماورائی نکنم و روح خوب زائر بودن را به مخاطب القا کنم زیرا این روحیه در ادیان و همه جای جهان به همین شکل وجود دارد.

در ادامه این نشست خبری برخی از خبرنگاران سوالاتی مربوط بر تکراری بودن برخی از پلان های فیلم پرسیدند که صدرعاملی در پاسخ گفت: من هم مانند شما فکر می کنم که ریتم فیلم باید تندتر شود.

در همین رابطه ببینید

عکس های الهام عبدلی از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «در انتظار معجزه»


 تاريخ ارسال: 1390/11/21

فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.