پرده سینما

جزئیات فیلم را می سازد؛ نگاهی به فیلم «شب» ساخته رسول صدر عاملی

حمیدرضا تقی پور

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خسرو شکیبایی و عزت الله انتظامی در فیلم شبرسول صدر عاملی یکی از کارگردان های دغدغه دار اجتماعی این روزهای سینمای ایران است. این موضوع با یک تفحص ساده در سیر فیلم های او به راحتی روشن می شود چراکه از نخستین فیلم او رهایی همواره گرایشات اجتماعی جای خاصی را به خود اختصاص داده اند. در طول چند دهه این نگاه اجتماعی داری فراز و فرود و افت و خیز فراوانی شده است.شاید موفق ترین این آثار دختری با کفش های کتانی است و اگر بخواهیم به آخرین اثرش اشاره کنیم فیلم زندگی با چشمان بسته را باید نام برد.

اما وجهه دیگری که در چند سال اخیر در فیلم های صدرعاملی حضور پیدا کرده است دغدغه های دینی است. که به طور دقیق تر باید گفت این موضوع منحصر به مضمون امام رضا (ع) می باشد. صدرعاملی با ساخت فیلم های سه گانه ای در باره حضرت رضا (ع) سعی کرده ادای دینی نسبت به این امام داشته باشد باشد. سه اثر عبارتند از هر شب تنهایی، شب،  و در انتظار معجزه که این فیلم آخر در جشنواره فجر امسال به نمایش در آمد و ظاهراً توجه منتقدان را به خود جلب نکرد.

داستان فیلم شب دربارهسربازی است (با باری امین حیایی) که متهمی را به او سپرده اند که از مکانی به یک از روستا های مشهد ببرد و او را تحویل دهد تا به حکم او رسیدگی شود. اما وقتی که آنها به مشهد می رسند از آنجا که سرباز نامزد دارد و قرار است به همین زودی ازدواج نماید در ایستگاه قطار به نامزد خود زنگ می زند و آنها از قطار جا می مانند و مجبور می شوند که به سمت ترمینال رفته و با اتوبوس راهی مقصد مورد نظر شوند. به دلیل وضعیت نامناسب هوا هیچ اتوبوسی پیدا نمی کنند و مجبور می شوند سر جاده بایستند. بالاخره نتیجه ای نمی گیرند و به سمت شهر برمی گردند تا شب را در مسافرخانه ای به سر کنند. بالاخره مرحوم خسرو شکیبایی در نقش یک صاحب مسافرخانه در فیلم حاضر می شود و فرشته نجات این دو نفر می شود، به آنها اتاقی می دهد. میانه های شب سرباز حالش بد می شود و او را به دکتر می برند و از آنجا که دستان این دو نفر با دستبند به هم وصل است و متهم هم در زمینه پزشکی دارای ادعاست! در بیمارستان آنقدر صحبت می کند که دکتر از معاینه بیمار منصرف می شود و می گوید اگر این شخص اینجا باشد مریض را معاینه نمی کند و اینگونه می شود که خسرو شکیبایی سرباز را راضی می کند تا دستبند او را باز کند و به دست خودش ببند. و همین اقدام موجب رهایی متهم می شود، اما به به صاحب مسافرخانه قول می دهد که حتماً بعد از زیارت امام رضا (علیه السلام) برگردد ولی تصمیم بر فرار می گیرد و با تهیه سوغاتی یک خلعت برای مادر خود اراده بازگشت به شهر خود می کند که بعد از یک تماس متوجه می شود که مادرش فوت کرده و اینگونه می شود که به حرم بازمی گردد و سرباز را که حالش خوب شده بود و به دنبال متهم می گشت در حرم می بیند.

در فیلم شب کارگردان سعی کرده از جهتی فیلم را شبیه به فیلم های روشنفکرانه ای که در گاه در سینمای هالیوود ساخته می شود بسازد. به این معنا که در فیلم سعی شده که از چند بازیگر بخصوص استفاده شود و شاهد بر این مدعا این مطلب است که شما در تیتراژ فیلم هنگامی که اسامی بازیگران بر تصویر حک می شود چیزی به جز نام سه بازیگر نمی بینید و باید گفت که کارگردان از این جنبه نتوانسته فیلم را آنچه که در نظر داشته به مخاطبان نشان دهد، چرا که در طول فیلم می بینیم که شخصیت های دیگری در فیلم حضور دارند که نبود آنها به فیلم لطمه وارد می کند. اگر بخواهیم مهمترین فیلم هالیوودی را برای مقایسه فیلم نام ببریم باید به فیلم Sunset Limited اشاره کرد که اتفاقاً داستان آن فیلم هم یک داستان مذهبی است که دو نفر در کل زمان فیلم درباره یک موضوع دینی بحث می کنند و فیلم با پایان نسبتاً «باز»ی به اتمام می رسد.

از آنجا که داستان فیلم قرار است که در مورد امام رضا (علیه السلام) باشد این انتقاد بسیار مهم بر این فیلم می باشد که واقعاً این داستان چه ارتباطی با امام رضا (ع) دارد، آیا جز این است که صرفاً داستان فیلم در مشهد و مقدار کمی هم در حرم روایت می شود!؟ در واقع باید اینگونه گفت که اگر قرار است داستانی دینی با محوریت امام رضا (ع) وایت شود صرف اینکه این داستان در مشهد روایت شود کافی است؟ و کارگردان توانسته است با اتکا به همین نکته یک داستان دینی را روایت کرده!؟ پرواضح است که اینچنین نیست. می توان گفت که ما در این فیلم ارتباط مهمی با حضرت رضا (ع) را مشاهده نمی کنیم.

به علاوه موضوع دیگری که درباره فیلم مهم به نظر می رسد صحنه های تکراری است که در فیلم مدام بر تصویر نشان داده می شود (که هم شامل تصاویر مردم در ایستگاه قطار و در حرم و حتی در ترمینال، با وجود اینکه مقدار کمی از فیلم در ترمینال می گذرد، می باشد) وبه گونه ای این ذهنیت برای مخاطب ایجاد می شود که چون فیلمنامه حرف زیادی برای گفتن ندارد و حتی مدت زمان فیلم هم به اندازه ای نیست تا بتواند در قالب یک فیلم سینمایی بگنجد کارگردان سعی کرده فیلم را تاحدی کش دهد و به مدت زمان یک فیلم سینمایی (حدود 90 دقیقه) برساند.

مشکل دیگر فیلم هم روایت بسیار کندی است که دارد که شاید این موضوع هم به اصل فیلمنامه برگردد و بتوان ریشه این دو مشکل را در فیلمنامه جستجو کرد. با این حساب شاید بتوان گفت که داستان فیلم پتانسیل این را دارد که به عنوان یک «تله فیلم» خوب ساخته شود و در ایام خاص مربوط به امام رضا (ع) پخش شود.

در فیلمنامه مشکلات ریز دیگری وجود دارد و از آنجا که به قول معروف جزئیات است که فیلم را می سازند نمی توان به راحتی از کنار آنها گذشت؛ مشکلاتی همچون متحول شدن شخصیت متهم داستان. ما از ابتدای فیلم می بینیم که تصمیم بر فرار دارد و در ابتدای فیلم می بینیم شیئ تیزی را پیدا می کند تا در موقعیت مناسبی دستبند را باز کند و فرار کند، اما در انتهای فیلم می بینیم که وقتی که موقع فرار رسیده بدون هیچ دلیل منطقی از تصمیم خود برمی گردد. یا مسأله دیگری که از ابتدای فیلم تمام شخصیت فیلم به آن دچار هستند این موضوع است که چرا سرباز نباید متهم را به پاسگاه ببرد تا شب را در آنجا به سر کنند و هیچ کدام از شخصیت های فیلم هم به این موضوع توجه ندارند!؟

فیلم شب را بیشتر از یک فیلم متوسط نمی توان دانست، همانگونه که به عقیده نگارنده فیلم هر شب تنهایی فیلم خوبی نبود.


 تاريخ ارسال: 1391/1/30

فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.