پرده سینما

مقررات جدید جشنواره فیلم فجر؛ مواهب و معایب

کاوه قادری


 

 

 

 

 

 

 

 

به یاد بیاوریم که بزرگترین دستاورد جشنواره ی سی و چهارم، کشف استعدادهای نوپا، نوگرا و خوش قریحه بود که در سایه ی سفارش ناپذیری و محافظه کارستیزی و مصلحت گریزی داوری های جشنواره و ترک عادت تقسیم سهمیه بندی شده و سیاستمدارانه ی جوایز و عدم اعطای سیمرغ های بزرگ به پدرخوانده ها، ظهور و بروزی شیرین تر داشت و نشان داد که اگر «کشف استعدادها» در رأس اهداف جشنواره ی فیلم فجر نهادینه شود، همچون سال سینمایی 94-95، سال های پرامیدی در انتظار سینمای ایران خواهد بود.

 

 

محمد حیدری. دبیر سی و چهارمین و سی و پنجمین جشنواره فیلم فجراز آنجایی که هنوز نمی دانیم برای سینمایمان در دهه ی فجر، جشنواره ای کم و بیش از جنس کن، برلین، ونیز و لوکارنو می خواهیم یا مسابقه رقابتی مشابه محافلی همچون گلدن گلوب و بفتا و آکادمی اسکار؛ و هنوز نمی دانیم که مرامنامه و سیاست گذاری ها و اهداف کلی جشنواره اگر وجود دارند، حول چه محورهایی هستند و ذیل چه بسترهایی تحقق می یابند و نقش و تأثیر و کارکرد و حصول برگزاری هر دوره ی جشنواره بر مناسبات کلان سال بعد سینمای ایران چیست؛ و هنوز نمی دانیم خروجی هر دوره ی جشنواره قرار است ناظر بر کشف و معرفی استعدادهای جدید و فیلمسازان جوان و مبتکر باشد یا مبتنی بر حمایت و تجلیل از آثاری با مضامینی خاص یا متکی به گفتمانی مشخص و واحد که محور سیاست های جشنواره در تمام ابعاد آن واقع شود، معمولاً سال به سال و بنا بر تغییر سلیقه ها و ذائقه ها و البته گاه تجربه اندوزی ها، قوانین جشنواره فجر خودمان را به دفعات، دستخوش تغییرات ساختاری و محتوایی متعدد، متنوع، متضاد و گاه حتی متناقض کرده ایم؛ گویی که پس از سی و چهار دوره برگزاری جشنواره، هنوز نوپا هستیم و همچنان در حال آزمون و خطا کردن!

غافل از اینکه نفس این همه دگرگونی پی در پی در قوانین و مقررات، در وهله ی اول، اعتبار و قوام و دوام ساز و کارهای جشنواره را هم نزد شرکت کنندگان، هم نزد مخاطبان و هم حتی نزد مسئولین و متولیان امر زیرسئوال می برد و در وهله های بعدی نیز جشنواره را از دستیابی به یک هندسه ی متعادل ساختاری که در آن، هم شرکت کننده، هم مخاطب و هم متولی و مسئول امر، دقیقاً بدانند با چه ساز و کار مشخص و تثبیت شده ای مواجه اند که بتوان بر اساس آن، یک برنامه ریزی دقیق و مدون بلند مدت انجام داد بازمی دارد؛ و شاید همین موجب شده تا جشنواره ی فیلم فجر در طول برگزاری اش در ادوار مختلف، به رغم سیاست نویسی های تئوریک منظمی که هر سال در فراخوان اش صورت می گیرد، در عمل، معمولاً هیچ گاه به مرحله ی تعیین مقصد، هدف گذاری و مهندسی خروجی مطلوب و به تبع آن، نیل به آن هدف و مقصد و خروجی (البته نداشته) نرسد و دائماً در یک دور باطل و سیکل معیوب ساختاری که همواره جشنواره را از دستیابی به هویتی معین، ثابت و خدشه ناپذیر بازداشته سرگردان بماند.

این قوانین جدید جشنواره ی سی و پنجم، البته برخلاف نفس مضر سنت تغییر پی در پی مقررات جشنواره در سی و چهار دوره ی پیشین، ذاتاً و به خودی خود مصیبت بار نیست و بسته به نوع و نحوه ی اجرایشان، می تواند دارای مواهبی نیز باشد؛ از جمله اینکه :

 

۱سعید روستایی کارگردان فیلم ابد و یک روز. اگر فیلم یک سال قبل تر در فجر به نمایش درمی آمد زیر سایه پدرسالاری محو می شد!-   حذف بخش های غیر از «سودای سیمرغ» (به ویژه بخش «هنر و تجربه») از جشنواره و ادغام شان با دو بخش مرکزی جشنواره یعنی «سودای سیمرغ» و «چشم انداز» و کاهش کلی تعداد فیلم های حاضر در جشنواره، هم می تواند از ترافیک مزمن، پرازدحام و سرسام آور جشنواره و فضای شلوغ، مغشوش، مشوش و شتاب زده ی آن که اظهارنظرها، نقدها و قضاوت ها درباره ی آثار جشنواره را آنی، لحظه ای، ناپخته و تابعی از هیاهوها و هیجان زدگی ها می کند بکاهد؛ و هم می تواند به جشنواره ی فیلم فجر که جز استثنائات معدود و انگشت شماری، معمولاً همچون یک جشن پیک نیک گونه ی درهم فراگیر و بدون محدودیت، عمده ی تولیدات و آثار شاخص هر سال سینمای ایران را تقریباً بی کم و کاست برای حضور، نمایش و حتی داوری و ارزشیابی می پذیرد، پیش از بیش، شکل و شمایل یک جشنواره ی منظم و قاعده مند دارای کف و سقف بدهد؛ و هم حتی می تواند جشنواره را به لحاظ موضوعی و محتوایی، متمرکزتر و هدفمندتر کند.

 

۲-   ترکیبی تر کردن بخش «سودای سیمرغ» جشنواره و به ویژه برداشتن سقف تعداد «فیلم اول»هایی که امکان حضور در بخش «سودای سیمرغ» را دارند (که در گذشته حداکثر دو فیلم بود)، این امکان را به فیلمسازان نوپا، نوگرا و خوش قریحه ای که معمولاً آثارشان در حاشیه ی جشنواره دیده می شود می دهد تا فیلم هایشان، دست کم روی کاغذ و به لحاظ تئوریک، شانس بیشتری برای حضور و احیاناً رقابت در بخش «سودای سیمرغ» (به عنوان متن و پیشانی جشنواره) داشته باشند و به شرط شایسته سالاری، فرصت بیشتری جهت کشف استعدادها فراهم شود.

 

۳-   حضور دست کم یازده فیلم غیر از فیلم های «سودای سیمرغ» در بخش «چشم انداز» اعم از فیلم اول و هنر و تجربه و انیمیشن، می تواند به بخش «خارج از مسابقه» جشنواره که در گذشته، یا گاه تشریفاتی و بلاموضوع و بدون هدف و صرفاً جهت ویترین پرکردن برای جشنواره برگزار می شد و یا گاه جهت شرکت دادن آثاری که به بخش «سودای سیمرغ» راه نیافته اند اما مصلحت نیست در جشنواره غایب باشند بکار گرفته می شد (تا جایی که بعضاً این بخش، تنها با حضور یک فیلم برگزار می شد! )، به شرط سیاست گذاری درست، معنا و موضوعیت و هویت و موجودیت بدهد.

 

 

محمدحسین مهدویان کارگردان ایستاده در غبار. اگر فقط یک سال قبلتر فیلمش را ساخته بود «پدرسالاری» در داوری اجازه اهدا جایزه به او را نمی داددر این میان البته این قوانین جدید، به ویژه در صورت تکرار رویه های غلط گذشته، می توانند زمینه ساز معایبی نیز بشوند؛ معایبی از جمله اینکه :

 

۱-   حذف بخش «نگاه نو»، حتی با وجود محدودیت زدایی که در رابطه با تعداد «فیلم اول»های دارای امکان حضور در بخش «سودای سیمرغ» صورت گرفته و شانس رقابت برابر این فیلم ها با آثار فیلمسازان شناخته شده را افزایش داده، باز هم باعث خواهد شد که به «فیلم اول»ها (که برترین آثار سه دوره ی اخیر جشنواره بوده اند)، مجموعاً کمتر از گذشته توجه شود؛ چرا که در کل جشنواره (و نه فقط بخش «سودای سیمرغ») تعداد «فیلم اول»های کمتری نسبت به گذشته مورد بررسی قرار می گیرند. در این میان، اگرچه قوانین جدید، از یک سو، با پیش بینی جایزه ی ویژه استعداد درخشان و افزایش امکان حضور اینگونه آثار در بخش «سودای سیمرغ»، کوشیده توجه به «فیلم اول»ها و کشف استعدادها را کماکان حفظ کند و از سوی دیگر، با ادغام بخش «نگاه نو» با بخش «چشم انداز»، ضمن منظم کردن بخش بندی آثار جشنواره و حذف احتمالی آن دسته از «فیلم اول»های زائد و «تله فیلم» گونه، کوشیده در قالب بخش «چشم انداز»، به تعداد «فیلم اول»های به مراتب بیشتری نسبت به بخش «سودای سیمرغ» بپردازد اما حذف رشته ها و جوایز اختصاصی مربوط به «فیلم اول»ها باعث می شود در صورتی که اینگونه فیلم ها در مواجهه با آثار پرهیاهوها و سفارش شده ها و پدرخوانده ها مظلوم واقع شوند (که معمولاً اینگونه نیز می شود) محل دیگری برای ارائه و عرضه شان وجود نداشته باشد و از این روی، توجه به «فیلم اول»ها محدود شود به معدود آثاری که در بخش «سودای سیمرغ» حضور دارند. لذا بهتر بود بخش «نگاه نو» و رشته ها و جوایز اختصاصی اش، کماکان به طور مستقل، ولو با تعداد مجموع فیلم های کمتر نسبت به گذشته در جشنواره حضور می داشتند تا حداقل در صورت عدم اجازه ی ورود به حریم پدرخوانده ها، امکان ارائه و عرضه و رقابت در قلمرو اختصاصی و تخصصی و خودمختارشان را داشته باشند.

 

۲چند نفر از هیئت داوران سودای سیمرغ سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر. از راست به چپ: شاهسواری، کریمی، محمد داودی، فخیم زاده، ساداتیان (مجتبی راعی و ابوالحسن داودی در عکس حضور ندارند.) اهدای جایزه به نوید محمدزاده. -   به یاد بیاوریم که بزرگترین دستاورد جشنواره ی سی و چهارم، کشف استعدادهای نوپا، نوگرا و خوش قریحه بود که در سایه ی سفارش ناپذیری و محافظه کارستیزی و مصلحت گریزی داوری های جشنواره و ترک عادت تقسیم سهمیه بندی شده و سیاستمدارانه ی جوایز و عدم اعطای سیمرغ های بزرگ به پدرخوانده ها، ظهور و بروزی شیرین تر داشت و نشان داد که اگر «کشف استعدادها» در رأس اهداف جشنواره ی فیلم فجر نهادینه شود، همچون سال سینمایی 94-95، سال های پرامیدی در انتظار سینمای ایران خواهد بود. در این مسیر البته اضافه شدن جایزه ی ویژه استعداد درخشان، اگرچه می تواند نشان دهنده ی توجه هر چه بیشتر متولیان و سیاستگذاران جشنواره به این مقوله باشد اما از این جهت جداً جای نگرانی است که ممکن است آن ها را دچار خطای باصره ای کند که کشف استعدادها را صرفاً در اعطای این تک جایزه ببینند و این مهم را از هدف و خروجی اصلی جشنواره، به سمت و سوی اهدای صرف یک نشان تشریفاتی تقلیل دهند و دوباره اعطای جوایز اصلی جشنواره بر اساس سیاست و مصلحت و البته رضایت پدرخوانده ها و نه آینده نگری و استعدادشناسی و قریحه یابی، توزیع و تقسیم شود.

 

۳-   با وجود کاهش کلی تعداد فیلم های حاضر در جشنواره، باز هم باید پذیرفت که حضور این میزان فیلم (که قریب به نیمی از تولیدات سال سینمای ایران را تشکیل می دهند) در مهم ترین و معتبرترین جشنواره ی سینمای ایران، زیادی است و نتیجه اش همان شلوغی مزمن جشنواره است که به کم و کیف و چگونگی رصد آثار و ارزشیابی و ارزشگذاری و نقد و تحلیل شان، به ویژه در فضای شتابزده ی جشنواره، آسیبی جدی وارد می کند. به این قضیه از این زاویه هم می توان نگاه کرد که کمتر جشنواره مهمی در دنیا را می توان یافت که به اندازه ی جشنواره ی فیلم فجر، تعداد فیلم های غیرمهم داشته باشد؛ تا جایی که جشنواره ی سی و چهارم که یک-سوم کل آثارش، مهم (و نه لزوماً خوب) بود دو-سوم کل آثارش غیرمهم، از موفق ترین ادوار تاریخ جشنواره به حساب می آید. پس لازم است هم برای تمرکزبخشی و ازدحام زدایی از جشنواره و هم برای افزایش معدل کیفی مجموع آثار حاضر در آن، باز هم از مجموع فیلم های حاضر در کل جشنواره کاست. در این زمینه، حذف کامل بخش «هنر و تجربه» از جشنواره (و نه ابقای پنهان آن در قالب ادغام با بخش «چشم انداز») می تواند نخستین گام مهم باشد؛ حداقل تا زمانی که «هنر و تجربه» هویتی مشخص، ثابت و خدشه ناپذیر یابد، از سیاست گذاری و برنامه ریزی دارای چشم انداز برخوردار باشد، مرامنامه ی مدون ساختاری و محتوایی داشته باشد که موجب شود هر اثری (به ویژه آن دسته که نه هنری اند و نه تجربی و چون صرفاً مخاطب عام ندارند به این گروه ملحق می شوند) به راحتی به این گروه راه نیابند و حتی الامکان، جشنواره ی اختصاصی خود را داشته باشد و آن جشنواره دارای کارکرد معین و قابل اندازه گیری باشد؛ تا اگر پس از رعایت تمام این شرایط، محصول یا محصولاتی مفید از این بخش بدست آمد، آن محصول یا محصولات با کف و سقف مشخصی در جشنواره ی فیلم فجر نمایش داده شوند؛ نه اینکه آثاری مخدوش، با هویت «شترگاوپلنگ» صرفاً به جهت ظاهر (و نه باطن) آوانگاردشان، با تن پوش عنوان «هنر و تجربه»، وقت و هزینه ی جشنواره ی فیلم فجر را اسراف کنند.

 

فارغ از این همه، امیدواریم روزی فرابرسد که جشنواره ی فیلم فجر، به جای مدیرمحوری، برنامه محور شود و مسئولین و متولیان آن، در نگارش قوانین و مقررات، به یک نقطه ی ثابت و برگشت ناپذیر برسند؛ با این میزان حذف و اضافه های پی در پی، هویت ساختاری و محتوایی جشنواره را بیش از این دستخوش تغییر نکنند؛ به قوانین جشنواره و به تبع آن، خود ساختار و محتوای جشنواره ثبات بدهند و به جای سیاست نویسی و تعیین تئوری، تمرکزشان را بر سیاست گذاری و تعیین هدف ها بگذارند و اینکه به جای تغییر دائم در دستورالعمل ها، چگونه می توانند از اجرای بایسته ی دستورالعمل موجود برای نیل به اهداف مطلوب استفاده کنند؛ اهدافی که اگر همچون دوره ی قبل، ناظر بر کشف نوپاها و نوگراها و خوش قریحه ها باشد، روزهای خوش سینمای ایران نیز ادامه خواهد یافت.

 

 

 

کاوه قادری

 
شهریور ۱۳۹۵

 

 



 تاريخ ارسال: 1395/6/27

فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.