پرده سینما

ایستاده از دنیا رفت...؛ نگاهی «لانگ شات» گونه به علی معلم قهرمان دراماتیک و کنش مند منتقدان سینمای ایران

کاوه قادری

 


 

 





علی معلمعمر نوشتن ام برای سینما، سابقه، رزومه و کارنامه و جدیت ام در این حوزه، هیچوقت آنقدری نبوده که بتوانم با علی معلم از نزدیک آشنا شوم و احیاناً سلام و علیکی داشته باشم، اما همواره از دور مخاطب او بوده ام؛ مخاطب نوشته های او، خطابه های او، گفتگوهای رسانه ای او و... . با وجود این مخاطب او بودن اما چون آشنایی نزدیک و شخصی با او نداشتم، طبعاً شناخت ام را نسبت به او، «لانگ شات» گونه می دانم؛ از دریچه ی فردی که از دور، همواره مخاطب او بوده؛ مخاطب رفتارها، گفتارها و چه بسا کنش های رسانه ای او. با این همه، پس از درگذشت ناگهانی او، هر چه با خودم کلنجار رفتم، دیدم به خودم و خاصه دل خودم مدیونم اگر آنچه از او شناختم را ننویسم؛ ولو اگر آن شناخت و نگاه حاصل از آن شناخت به او، «لانگ شات» گونه باشد؛ نگاهی که این ویژگی ها را در علی معلم دید و شناخت :

 

۱-   علی معلم تنها منتقد سینمای ایران بود که شمایلی عینی از قهرمان دراماتیک و کنش مند سینمای کلاسیک را می توان در او یافت؛ قهرمانی که اصیل، بومی و منحصر به فرد بود؛ فردیت بی همتا و خاص خودش را داشت، مسکون و مسکوت نبود؛ کنش مندی و فاعلیت داشت؛ عمل و عکس العمل داشت؛ «حصول» داشت؛ «مؤثر» بود؛ و البته بخش عمده ای از این تأثیر و حصول را مدیون و مرهون قدرت سخنوری اش بود. او آنقدر واعظ و خطابه گوی ماهری بود که با یکه بزنی و قاطعیتی که در کلام اش، جذابیتی که در لحن اش و شیوایی که در بیان اش نهفته بود، می توانست از همان ابتدای کلام، خود را سمپات مخاطب کند، مخاطب را به سمت کلام خود جذب کند و متحدانه و متفقانه، با مسیر گفتار و گفتمان خود، «همراه» و «همذات پندار» کند؛ درست همانند یک قهرمان دراماتیک و کنش مند سینمای کلاسیک که ابتدا با معرفی شناسه ها و سلوک رفتاری اش، مخاطب را به سمت خود جذب می کند و سپس در ادامه ی راه، مخاطب را متحدانه و متفقانه، با مسیر رفتاری و حرکتی خود، همراه و همذات پندار می کند؛ و همین طریقت و ویژگی ها بود که «نفوذ کلام» اعجازگونه ی او را موجب می شد؛ او آنقدر «قهرمان کلام» توانا و دانا و مدبری بود که می توانست مختصات و مناسبات حتی از پیش تعیین شده ی هر صحنه ای که خود در آن حضور دارد را نزد مخاطب اش از بیخ و بن تغییر دهد؛ حال، نظیر آن صحنه در سینما، خواه دادگاه فیلم مردی برای تمام فصول فرد زینه مان باشد، خواه هیأت منصفه ی فیلم دوازده مرد خشمگین سیدنی لومت. و البته این همه، از «شومن» بودن، «درشت گویی» و «خودنمایی» که برخی درصددند از این طریق خود را «بولد» کنند، برنمی آمد.

 

۲-   او از معدود منتقدین سینمای ایران بود که به مدد شناخت تجربی و پژوهشی اش از ذات سینما، درباره ی این هنر، «نظریه» و «تئوری» داشت و از معدودترین شان که توانست در این راستا، بسترسازی و جریان سازی عینی و ملموس و هویت مند کند؛ نمونه اش جشن مجله ی «دنیای تصویر» موسوم به «جشن حافظ» به عنوان تنها جشن مستقل سینمای ایران و همچنین مجله ی «دنیای تصویر» با سابقه انتشار بالغ بر دو دهه و انبوهی از منتقدان و نویسندگانی که در مکتب او تربیت شدند و به فعالیت پرداختند.

او همچنین از اولین و معدود منتقدین سینمای ایران بود که با بینش و آینده نگری اش، به سینما به مثابه «صنعت سینما» و لزوم درآمدزایی سینما از طریق سینما، توجهی ویژه داشت؛ قوت سینمای ایران را در پرمخاطب و پرفروش بودن آثار آن و توفیق و تقویت جریان اصلی سینما می دید و بسیار کوشید این نگاه و نگرش «مخاطب محور» را همچون یک «معلم» (و البته نه با نگاه از بالا) به مدیران سینمایی هر دوره، انتقال دهد؛ کمااینکه بسیار کوشید تا مطالعات، تجربیات و آموخته های متعدد و متنوعی که از رصد مداوم جشنواره های معتبر جهانی همچون ونیز و کن داشت را چه به لحاظ چگونگی مرامنامه نویسی و سیاست گذاری های جشنواره ای، چه به لحاظ چگونگی قاعده بازی جشنواره ای و چه به لحاظ چگونگی کارکرد و هدف گذاری جشنواره ای و شکل دادن بایسته ی خروجی های آن، به مدیران سینمای ایران و متولیان جشنواره های داخلی انتقال دهد.

 

۳غلی معلم-   حتی از درگذشت ناگهانی و تکان دهنده علی معلم هم می توان تعبیر زیبایی کرد؛ اینکه بسیار ناگهانی و بی مقدمه، در داخل همان دفتر مجله ی «دنیای تصویر» از میان ما می رود؛ گویی خدا آنقدر دوستش داشت که حتی دل اش نمی خواست او بستری شود؛ گویی علی معلم، ایستاده و به اختیار از دنیا رفت؛ باز هم همچون همان قهرمان دراماتیک و کنش مند سینمای کلاسیک که خودخواسته و در میزانسن دلخواه خود، پشت به دوربین دنیا، از قاب دنیا خارج شد و به دیار باقی شتافت. پس همانگونه که قدرت سخنوری و نفوذ کلام، کنش مندی و مؤثر بودن اش، بینش و آینده نگری اش و تجربیات و شناخت اش، کم نظیر و چه بسا بی نظیر و غبطه برانگیز بود، سفر ابدی اش به دیار باقی نیز کم نظیر و چه بسا بی نظیر و غبطه برانگیز بود.

 

این همه، مجموعه ای بسیار موجز و گذرا بود از آن ویژگی هایی که یک مخاطب می تواند در همان نگاه اول و از دور، از علی معلم ببیند و بشناسد؛ و حتی همین ویژگی ها نیز کافی است برای اثبات این مدعا که در فقدان علی معلم، جای خالی او، توسط هیچ اهل قلم دیگری، دست کم در حال حاضر، قابل پرشدن نیست. این مصیبت، بر خانواده و خاندان علی معلم، به ویژه همسر و فرزندان او و همچنین سینمای ایران، خاصه اهل قلم اش و به ویژه کلیه ی نویسندگان و دست اندرکاران مجله ی «دنیای تصویر» و تعلیم دیدگان مکتب او و ایضاً کلیه ی همکاران، دوستداران و هواخواهان اش، تسلیت باد.

 

 

 

کاوه قادری

 

اسفند ۱۳۹۵

 



 تاريخ ارسال: 1395/12/25

نظرات خوانندگان
>>>روژان موسوی:

خیلی خوب بود. روشون شاد

5+0-

چهارشنبه 25 اسفند 1395



>>>سعید مهرپور:

امیدوارم همکاران و دوستانش نگذارند جشن معتبر حافظ قطع شود / روشح شاد و یادش گرامی باد

5+0-

چهارشنبه 25 اسفند 1395




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.