پرده سینما

کپی برابر اصل، نگاهی به سی و ششمین جشنواره فیلم فجر

سعید توجهی





 

 

 

 

 

 

 

 

سیستم تولید سینما همچون جامعه ای که مولد آن است ناکارآمد شده است. اوج این ناکارآمدی در آخرین فیلم ابراهیم حاتمی کیا قابل مشاهده است، فیلمسازی که با اعتقاد و ایمان کامل به موضوع فیلم می سازد و همه گونه امکاناتی در اختیار دارد. اما حاصل اش به تعبیر بسیاری از منتقدان و صاحب نظران سینمای ایران غیر ایدئولوژیک ترین فیلم حاتمی کیاست، نه اینکه این بار کارگردان خواسته فیلمی با این خصوصیات بسازد. نه انگار همه امکانات در بالاترین حد برای این کار آماده و مهیا بوده اما محصول چیزی است که حتی خود فیلمساز هم نمی تواند پای آن بایستد و در مقابل منتقدان به دلایلی خارج از سینما متوسل می شود  و از آن به عنوان یک پروژه کارآفرین یاد می کند دلیل و مصداقی بی ربط که تنها به پیچیده تر شدن موضوع می انجامد.

 

 

لاتاری محمد حسین مهدویان مصداق دیگر این وضعیت است فیلمی که قرار بوده منافع و غیرت ملی را نمایندگی و ترویج و تبلیغ کند در خروجی این ماشین ناکارآمد به چیزی ضد قصد اولیه تبدیل شده است.

 

 

 

 

 

اختتامیه سی و ششمین جشنواره فیلم فجرسی و ششمین جشنواره فیلم فجر از نظر تطابق با جامعه امروز جشنواره مهمی بود و شاید از این منظر یکی از مهمترین دوره های این جشنواره به حساب آید. احتمالاً خواندن این جمله برای خواننده ای که تماشاگر آثار جشنواره امسال بوده با علامت سوال بزرگی همراه خواهد شد. پس بی مقدمه عرض کنم که منظورم از تطابق با جامعه امروز نظر به بازتاب روابط و ماجراهای اجتماعی در فیلمها نیست که در برخی فیلمهای امسال بود و در برخی دیگر نبود. بلکه این تطابق را با نگاه از زاویه دیگر دریافته ام.

سال ۹۶ برای جامعه ما در چند دهه اخیر سال مهمی محسوب می شود، نه از منظر گشوده شدن برخی گره ها یا پیچیده تر شدن برخی دیگر آنها و یا موفقیت ها و شکست ها، که از این منظر چه بسا در این چند دهه سال های مهم تر و سرنوشت سازتری داشته ایم. بلکه از این منظر که امسال دریافتیم برخی چیزها بقول فرنگی ها دیگر کار نمی کنند. در دریافت و فهم این موضوع و در یک همبستگی مثال زدنی، از مقامات عالیرتبه تا شهروندان عادی گرفته تا جناح های سیاسی و تشکل های غیر سیاسی، مشترک و همزبان هستیم. پیشرفت های تکنیکی سخت افزاری و نرم افزاری، سر و شکل جامعه، آمار تحصیلکردگان، رفاه  نسبی علیرغم شکاف طبقاتی و برخی کمبودها همه نشانه های مثبتی است، اما چرا همه ناراضی اند و نشاط اجتماعی پدیدار نیست؟ انگار درون جامعه چیزی گم شده که هرچه این موتور محرکه با تما اجزا و پیچ و مهره هایش کار می کند، خروجی چز اتلاف سرمایه و منابع نیست، دریاچه ها خشک میشوند، سفره های آب زیرزمینی ته کشیده اند، ناهنجاری های اجتماعی رو به تزاید است و روابط اجتماعی خانوادگی به گسست و بحران دچار شده است.

به جشنواره فیلم فجر باز گردیم در یک نگاه گذارا به بیست و دو فیلمی که دیده ایم پیشرفت تکنیکی سینما را حتی نسبت به سال قبل شاهدیم فیلمبرداری، بازیگری، کارگردانی، طراحی صحنه، جلوه های بصری و ... در اکثر فیلمها پیشرفت قابل ملاحظه داشته که حالا به مدد سیستم های با وضوح بالای دیجیتال و صدای گوش نواز در سالنهای مدرن بیشتر به چشم و گوش می آیند. چگونه می توان از فیلمبرداری درخشان فیلمبرداران نسل جدید سینما مانند روزبه رایگا و حتی نسل قدیم همچون زرین دست و کلاری لذت بصری نبرد؟ آیا می توان بازی بازیگرانی همچون امین حیایی و نوید محمد زاده را دید و از یاد برد و یا از کنار  کارگردانی سکانس های نفس گیر تنگه ابو قریب به سادگی گذشت. اما حاصل چیست؟ توشه ما از این بیست و دو فیلم برای گذراندن اوقات و لذت بردن از سینما و دریافت و فهم تازه ای از زندگی در سال آینده چیست؟ ذکر تنها یکی دو فیلم برای یک سال و پس از این همه برو و بیا عدد چشمگیری نیست.

اختتامیه سی و ششمین جشنواره فیلم فجردر یک کلام این سیستم تولید سینما همچون جامعه ای که مولد آن است ناکارآمد شده است. اوج این ناکارآمدی در آخرین فیلم ابراهیم حاتمی کیا قابل مشاهده است، فیلمسازی که با اعتقاد و ایمان کامل به موضوع فیلم می سازد و همه گونه امکاناتی در اختیار دارد. اما حاصل اش به تعبیر بسیاری از منتقدان و صاحب نظران سینمای ایران غیر ایدئولوژیک ترین فیلم حاتمی کیاست، نه اینکه این بار کارگردان خواسته فیلمی با این خصوصیات بسازد. نه انگار همه امکانات در بالاترین حد برای این کار آماده و مهیا بوده اما محصول چیزی است که حتی خود فیلمساز هم نمی تواند پای آن بایستد و در مقابل منتقدان به دلایلی خارج از سینما متوسل می شود  و از آن به عنوان یک پروژه کارآفرین یاد می کند دلیل و مصداقی بی ربط که تنها به پیچیده تر شدن موضوع می انجامد.

لاتاری محمد حسین مهدویان مصداق دیگر این وضعیت است فیلمی که قرار بوده منافع و غیرت ملی را نمایندگی و ترویج و تبلیغ کند در خروجی این ماشین ناکارآمد به چیزی ضد قصد اولیه تبدیل شده است. در کارخانه ناکارآمد سینمای ایران، فیلمساز نسل تازه راهی را که فیلمساز نسل اول بعد از انقلاب در چند دهه پیموده و از هویت و از کرخه تا راین به به وقت شام رسیده است در یکی دو سال پیموده و از روزهای آخر زمستان و ایستاده در غبار به لاتاری رسیده است.

قضاوت نگارنده درباره جشنواره امسال و نتیجه گیری برای ناکارآمدی وضعیت موجود سینمای ایران از این جهت می تواند مورد سوال قرار گیرد که سینمای ایران فقط ۲۲ فیلم نمایش داده شده در جشنواره نیست چرا که به نظر آنها که برخی از آثار راه نیافته یا ارائه نشده به جشنواره امسال را دیده اند، آن آثار کیفیتی به مراتب بهتر از فیلم های حاضر در جشنواره داشته اند، به نحوی که گاه از عدم راه یافتن برخی از آنها به جشنواره شگفت زده شده اند. ضمن اینکه چنین نظری کاملا صحیح و مورد تأیید است، اما همین وضعیت نیز گواه دیگری بر ناکارآمدی مجموعه متولی سینماست.

در شرح این ناکارآمدی ذکر همین نکته بس که چرا پس از سی و پنج دوره تجربه برگزاری جشنواره فیلم فجر هنوز برگزار کنندگان جشنواره به جای کشف فیلمسازان با استعداد و مستقل و فراهم کردن مجال برای ایده های تازه و نو که از کارکردهای اصلی و ذاتی جشنواره است، تنها به دنبال فراهم کردن کشکول متنوعی از فیلم ها و در نهایت جایزه دادن به بهترین عوامل آنها هستند؟ 

 

 

سعید توجهی

اسفند ۱۳۹۶

 

 

 

در همین رابطه بخوانید

 

 

 

کپی برابر اصل، نگاهی به سی و ششمین جشنواره فیلم فجر- سعید توجهی

 

سه نمای دور، از سی و ششمین جشنواره ی فیلم فجر- فهیمه غنی نژاد

 

یادداشت های روزانه کاوه قادری در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر

 

پاسخ غلامعباس فاضلی به ابراهیم حاتمی کیا: من فرزند این انقلابم، اپوزیسیون نیستم

 

دیگر به چه معترضید؟! در مذمت طلبکاری نامتناهی ابراهیم حاتمی کیا، فیلمساز نازپرورده

 

پاسخ غلامعباس فاضلی به کارگردان «ماهورا»: راستی شما به فیلمتان چند ستاره می‌دهید!؟

 

جدول ارزشگذاری فیلم های سی و ششمین جشنواره فیلم فجر از دیدگاه منتقدان پرده سینما

 

داغونت می‌کنم بیلی!- جواد طوسی

 

جمعی از منتقدان و روزنامه‌نگاران خواستار اعطای «زرشک زرین» شدند


 


 تاريخ ارسال: 1396/12/12

نظرات خوانندگان
>>>رضا:

اگر به مرحوم مغفور جناب ارشمیدس می گفتید که به جای کشف «قانون فشار»، علت نارضایتی دائمی ابراهیم حاتمی کیا رو کشف کنه، مطمئناً اون مرحوم مجبور میشد تمام عمرشو در حموم صرف کنه و هیچوقت از اونجا بیرون نیاد، چون حتی اون مرحوم هم نمی تونست علت نارضایتی دائمی ابراهیم حاتمی کیا رو کشف کنه!

12+0-

شنبه 12 اسفند 1396



>>>بارسلونا:

اینجا رو صدبار خوندم و آفرین گفتم: "حاتمی کیا در مقابل منتقدان به دلایلی خارج از سینما متوسل می شود و از آن به عنوان یک پروژه کارآفرین یاد می کند دلیل و مصداقی بی ربط که تنها به پیچیده تر شدن موضوع می انجامد"

36+0-

شنبه 12 اسفند 1396



>>>alireza:

khoob oomadi raees

16+0-

شنبه 12 اسفند 1396



>>>ساسان:

لایک

14+0-

شنبه 12 اسفند 1396



>>>م. مهسا:

خیلی عالی بود اقای توجهی.

46+0-

شنبه 12 اسفند 1396




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.