پرده سینما

سادگی و بلدی؛ نقد و بررسی فیلم « فِراری» ساخته علیرضا داود نژاد

کاوه قادری


 

 

 

 

 

 

 

 

فِراری علاوه بر نحوه ی روایت، از منظر صحیح بودن سبک و نوع فیلم نیز اثری تحسین شده است. پس از مدت ها، با نمونه ای صحیح از یک فیلم اجتماعی بایسته در سینمای ایران مواجهیم.

 

تمام آن چیزی که در سرتاسر فیلم داوودنژاد موج می زند و جای خالی اش را می توان در بسیاری از آثار کنونی سینمای ایران حس کرد، سادگی در فرم، در عین بلدی، پختگی و دانایی سینمایی خالق اش است.

 

 

 

فراری. محسن تابنده، ترلان پروانهفِراری علیرضا داوودنژاد، حتی به سبب نفس گذشتن کل داستان فیلم در طول فقط چند ساعت و اغلب در یک لوکیشن معین و محدود (خودروی کاراکتر محسن تنابنده) هم که شده، فیلم سختی است؛ خاصه اگر قرار باشد از دل پلات نحیف و نیم خطی شخصیت و موقعیت اش، علاوه بر یک فیلم پر تب و تاب و گشت و گذاری شهری با پرداخت انواع آدم ها از گرایش های مختلف اجتماعی، یک فیلم معمایی و شبه «مک گافین» بازانه نیز شکل بگیرد؛ با الگوی روایی ترکیبی از داستان گویی هم معمایی و جنایی دارای ریتم نسبتاً تُند غیرخطی (فلاش بک ها و فلاش فورواردها) و هم شهری و اجتماعیِ خرده زیستنی و لحظه نگارانه و دارای ریتم نسبتاً کُند خطی.

در این الگوی روایی، در بخش شهری و اجتماعی اش، فیلم پیشبرد پیرنگ و داستان و معرفی شخصیت هایش را از طریق پینگ پنگ کلام و رفتار و اکت میان دو شخصیت اصلی اش صورت می دهد؛ پینگ پنگی که تماماً در سکانس های طولانی، با کمترین تقطیع و کات ممکن و با میزانسن های ثابت و ایستا صورت می گیرد تا به نوعی رفتارنگاری آزادانه و ممتد و پیوسته ی بدون دخالت دوربین منجر شود و یکی از معدود تجارب دستیابی به واقعیت داستانی دارای کمترین دستکاری، در سینمای ایران باشد. دراین میان، به رغم تعدد و ازدیاد گشت و گذارها، فلاش بک ها، فلاش فورواردها، رفت و آمدها و آمد و شدها و جابجایی ها و پاسکاری های مکرر و مداومی که داستان میان کاراکترها و خرده موقعیت های گوناگون دارد، انسجام، استحکام و پیوستگی سیر داستانی، طوری حفظ می شود که گویی کل این چند ساعت را در طول قریب به 100 دقیقه زمان فیلم، دربست و تمام و کمال و بی کم و کاست دیده ایم؛ به عبارت دیگر، آنقدر کات خوردن فیلم به لحاظ داستانی، نامحسوس و ناملموس است که گویی فیلم به لحاظ داستانی کات نمی خورد؛ و همین خصیصه، یکی از عواملی است که فیلم را برای مخاطب، همواره گرم نگاه می دارد و او را ممتد پای پرده ی سینما می نشاند.

همچنین در بخش جنایی و معمایی، الگوی تعلیق فیلم، با الگوی آگاهی شخصیت ها از واقعه ای مخوف و شوم، در عین ناآگاهی همزمان ما از آن واقعه شکل می گیرد، در کنار جابجایی ها و پاسکاری هایی که در روایت هر فصل از موقعیت، میان کاراکترهای مختلف صورت می گیرد و ابهام در روایت های شفاهی پیش از نمایش هر فصل و مرموز و ناشناخته بودن هر کدام از کاراکترها در روایت شفاهی، که جملگی آنقدر تعلیق پنهان و وجه معمایی قدرتمندی به اثر می دهند که تقریباً در هر فصل، نگران وقوع حادثه ای شوم برای دختر هستیم و به هر راوی شفاهی آن فصل نیز در رقم زدن این حادثه ی شوم شک داریم و دائماً در پی کشف و شهود اینکه چه کسی چه بلایی بر سر دختر آورده و در عین حال، قدرت ردگُم کنی معمایی داستان به گونه ای است که تردید اصلی ما تا ده دقیقه ی پایانی، به کاراکتر محسن تنابنده باشد که در واقع، بی گناه ترین ضلع ماجراست؛ یعنی تا ده دقیقه ی پایانی، ما حتی نمی توانیم حدس بزنیم که شخصیت عامل حادثه کیست و از چه جنس شخصیتی است؛ چه برسد به پیش بینی و حدس چگونگی و چرایی حادثه! و این همان قدرتنمایی نحوه ی روایت معمایی داستان فیلم است که موجب می شود به هیچ عنوان نتوانیم سیر داستان و بزنگاه ها و فراز و فرودهای آن را پیش بینی کنیم و حدس بزنیم.

فراری. محسن تنابنده، ترلان پروانهبخشی از قدرت ردگُم کنی روایت معمایی داستان البته به رویکرد شبه «مک گافین»ی فیلم نیز برمی گردد؛ آن هنگامی که داستان در مواقعی، مملو می شود از سرنخ هایی که مخاطب فکر می کند خط داستانی معمایی براساس آن پیش خواهد رفت و عناصری که به نظر می رسد نقش مهمی در پیشبرد درام مرکزی ایفا خواهند کرد؛ مانند مواقعی که «گلنار» از خودروی کاراکتر تنابنده خارج می شود و با کارکترهایی مثل محمدرضا داوود نژاد و غیره ارتباط می گیرد؛ و پیشامدهایی از این دست که ظاهراً قرار است مسیر درام را تغییر دهند و سرنوشت شخصیت اصلی را تعیین کنند؛ اما در ادامه معلوم می شود در عین ایفای نقش در پیشبرد درام، از اهمیت محوری و تعیین کننده در رقم زدن سرنوشت شخصیت اصلی و موقعیت مرکزی برخوردار نیستند.

اما فِراری علاوه بر نحوه ی روایت، از منظر صحیح بودن سبک و نوع فیلم نیز اثری تحسین شده است. پس از مدت ها، با نمونه ای صحیح از یک فیلم اجتماعی بایسته در سینمای ایران مواجهیم. فیلم، نه یک فیلم اجتماعی نمایانه یا دارای جلوه نمایی اجتماعی، بلکه به معنای حقیقی کلمه، یک فیلم اجتماعی است؛ این اجتماعی بودن از الصاق و سنجاق شفاهی صرف و بی موضوعیت دابسمش ها، سوژه ها، موضوعات، گفتارها و ادبیات تلگرامی و اینستاگرامی به فیلم بدست نمی آید، بلکه از زیست پیوسته و لحظه نگارانه ای که در سکانس های طولانی از آدم ها و موقعیت ها صورت می گیرد و از رفتارنگاری و رفتارشناسی که پشتوانه ی شکل دادن مراودات و مناسبات و ته مایه های اجتماعی حاصل از آن است، حاصل می شود. همچنین کلیه ی مشکلات و معضلات اجتماعی طرح شده توسط فیلم، به مسائل داخل خود فیلم نیز تبدیل می شوند؛ آن هنگامی که صرفاً در حد و اندازه ی «کُد» و «موضوع» باقی نمی مانند، بلکه به مرحله ی «پرداخت» داستانی و دراماتیک می رسند و عینیت یافته و واقعی سازی شده می شوند، دارای پیش زمینه و پشتوانه ی روایی و نمایشی می شوند و مستقلاً داخل خود فیلم، اصالت وقوع می یابند و در قالب رفتارها و گشت گذارهای موقعیتی دو شخصیت اصلی مان، در سیر و بستر اصلی داستانی، جا می افتند.

در این اجتماعی بودن بایسته ی فیلم البته نقش مستقیم فیلمساز را نیز نمی توان نادیده گرفت. علیرضا داوودنژاد از معدود فیلمسازان سینمای ایران است که از نیاز تا مرهم، ثابت کرده از کوچه پس کوچه و حاشیه نشین ها و پایین شهری ها گرفته تا برج نشین ها و ویلادارها و بالای شهری ها را با شناسه هایشان، فرهنگ شان، ادبیات شان، نحوه ی رفتارشان و نوع زندگی شان می شناسد؛ و ایضاً طبقات و قشرهایی که جامعه ی شهرستان نشین ایران را تشکیل می دهند؛ و دقیقاً از همین جهت است که می تواند از ترلان پروانه که اساساً شمایل و شاکله ی یک کاراکتر شمالی را ندارد، یک دختر جوان شمالی نشین ساده اما تمام عیار بسازد. راستی تاکنون چندبار از ترلان پروانه، چنین نقش آفرینی شاداب و شیرین، گرم و گیرا و بازیگوشانه در عین معصومانه بودن را تماشا کرده اید؟ بله! این از موهبات نقش آفرینی زیر دست یک مؤلف است.

در مجموع، تمام آن چیزی که در سرتاسر فیلم داوودنژاد موج می زند و جای خالی اش را می توان در بسیاری از آثار کنونی سینمای ایران حس کرد، سادگی در فرم، در عین بلدی، پختگی و دانایی سینمایی خالق اش است؛ اینکه بدانی تا چه اندازه بگویی و چگونه بگویی و مهم تر از آن، آنچه که می گویی را به درستی بشناسی.

 

 

 

کاوه قادری

 

خرداد 1397



 تاريخ ارسال: 1397/3/6

نظرات خوانندگان
>>>روژان موسوی:

مرسی

0+0-

يكشنبه 27 خرداد 1397



>>>فرهاد:

فیلمهای داودنژاد انگار هر چی خوبتر میشه کمتر هم میفروشه! مرهم و کلاس هنرپیشگی و فراری هیچکدوم با استقبال اونچنانی در اکران روبرو نشدند

90+0-

يكشنبه 6 خرداد 1397




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.