پرده سینما

روایتی جذاب، اما سهل انگار؛ نقد و بررسی فیلم «خجالت نکش» ساخته رضا مقصودی

کاوه قادری








 

 

احمد مهرانفر در خجالت نکشنخستین فیلم بلند رضا مقصودی یعنی خجالت نکش، کمدی موقعیت مفرح و پرپیشامدی است، مبتنی بر یک ایده ی روایی کمیک که البته طنازی ظریفی هم در ارتباط با سیاست های متناقض دولتمردان ایران در خصوص مسأله ی جمعیت در طول دهه های گذشته دارد؛ تصمیم مرد خانواده ای مبتنی بر بچه دار نشدن (و حتی خود را در این راه، عقیم کردن) با توجه به سیاست های کنترل جمعیت دولتمردان، که بیست سال بعد با تغییر سیاست دولتمردان به افزایش جمعیت، تصمیم مرد خانواده نیز به بچه دار شدن، ولو در دوران پیری، تغییر می کند؛ و موقعیت مرکزی و داستان اصلی فیلم، با همین تغییر تصمیم شخصیت اصلی است که شروع می شود.

اساساً نفس این موقعیت بچه دار شدن در روزگار پیری و تضادهای پیشامدی و خرده موقعیتی متعددی که از پس آن حاصل می شود (که ورود و حضور دوباره ی سیسمونی بچه و پوشک و شلوار نوزاد در دوران پیری، فقط نمونه های کوچک آن هستند)، کمدی موقعیت فیلم را شکل می دهند؛ و این خود شاید مهم ترین موهبت روایی این کمدی باشد؛ اینکه کمدی فیلم، کمدی موقعیت است؛ صرفاً کمدی کلامی نیست؛ کمدی اکت و حالت هم نیست؛ یعنی بر این مبتنی نیست که با بذله گویی صرف یا تکرار کلیدواژه ها و ایجاد و تکرار اکت ها و حالت های عامه پسند، تولید کمدی کند و از مخاطب خود خنده بگیرد؛ بلکه بر این مبتنی است که علاوه بر سوژه و موضوع جذاب و بالقوه کمیک، روایت و پرداخت هم داشته باشد، ایجاد موقعیت کند و داستان بگوید و از طریق تضادهای موقعیتی و پیشامدی و رفتاری که در بستر سوژه ی بالقوه کمیک اش رخ می دهد، کمدی بالفعل تولید کند؛ کمدی موقعیتی که خط سیر روایی آن، با موقعیت افزایی ها و اضافه کردن مسائل و گره هایی همچون مخفی کردن بارداری زن در عین حضور مرتب و پی در پی مهمان های مختلف در خانه آن ها، به دنیا آمدن بچه در حضور سایر فرزندان در عین بی اطلاعی فرزندان از اساس و ماهیت قضیه، تلاش برای مخفی کردن بچه از سایر فرزندان، تلاش برای معرفی کردن آن نوزاد به عنوان بچه سر راهی نزد دیگران، گم شدن و دست به دست گشتن بچه و... ، دائم در حال حرکت داستانی و چالش افزایی جهت ریتم دار کردن و جذاب تر شدن این کمدی موقعیت است.

شبنم مقدمی در خجالت نکشدر این میان، از قضا هر کجا که فیلم، با تکرار کلیدواژه ی «ما می توانیم» و یا با اعمالی مانند مرتب دمپایی پرت کردن زن به سمت شوهر یا دائم غش کردن خادم مسجد، به سمت صرفاً کمدی کلام و اکت و حالت می رود، تیپیکال و یکنواخت و سطحی جلوه می کند؛ اما هر کجا که به سمت کمدی موقعیت می رود و می خواهد خط سیر اصلی را با پیشامدسازی و موقعیت افزایی به پیش ببرد، داستان را عریض و طویل تر و جذاب تر و قابل تعقیب تر می کند؛ داستانی که راوی اش (فیلمنامه نویس و فیلمساز)، نقاط اصلی و کلیدی روایت پیرنگ اش را می شناسد و از این روی، به دور از اضافه گویی و بدون مطول شدن بی جهت روایت و با ریتم سریع به پیش می رود؛ امری که روان تر و گیراتر شدن روایت داستان نزد مخاطب را تسهیل می کند.

فیلم البته واجد نقصان های روایی نیز است؛ از جمله در بزنگاه هایی که داستان می خواهد از درخت کمدی اش، میوه های دراماتیک بچیند؛ مانند خطابه ی پشیمانی کاراکتر شبنم مقدمی از ناشکری درباره ی بچه داشتن، پس از دست به دست شدن مرتب نوزاد و افتادن اش به داخل آب و سرنوشت نامعلوم او، و یا جملات شبه سفارشی و کاتالوگی مبنی بر اینکه نباید از بچه دار شدن در این سن خجالت کشید و درباره اش ناشکری کرد و غیره؛ جملات و خطابه هایی که به راحتی از داستان موقعیت فیلم، بیرون می زنند و فیلم را شعاری و گل درشت جلوه می دهند؛ به ویژه با توجه به اینکه فیلم، در دراماتیزه کردن نتایج بزنگاه های کمدی اش دچار کمبود است و جز موسیقی متن آن هم کلیشه ای، ابزار دیگری برای این کار ندارد؛ پس چه بهتر می بود اگر متولیان فیلم اجازه می دادند آن نتایج دراماتیک، از مشاهده ی سیر و بستر طبیعی این داستان کمدی، برای مخاطب استنباط شود؛ نه اینکه برای مثلاً عینی کردن شان، آن ها را به صورت جملات و خطابه های شعاری آویزان به موسیقی متن، داخل فیلم سرریز کنند.

فیلم البته نقصان های روایی دیگری نیز دارد؛ مانند روند رضایت دادن زن خانواده به حفظ بچه، که برخلاف نحوه ی گره افکنی، این گره گشایی فرعی، دفعتی است و به آن گره و چالش فرعی مورد نیاز فیلم که کشش لازم را داشته باشد، تبدیل نمی شود. با این همه، پاشنه آشیل روایی فیلم، آنجاست که در شکل گیری برخی از مراحل داستانی این کمدی موقعیت، کمی بلاهت و ساده انگاری در نحوه ی چگونگی و چرایی سازی شان به چشم می خورد. برای نمونه از همین که یک خانواده، صرفاً به دلیل سیاست دولت، تصمیم به بچه دار شدن یا نشدن می گیرد، بگیرید تا نحوه ی بچه را پشت در گذاشتن به دلیل صحنه سازی بیخودی، نحوه ی دزدیدن و جا به جا شدن بچه میان این و آن، نحوه ی افتادن بچه در آب و غیره، که نشان می دهد در شکل دادن برخی از این موقعیت افزایی های داستانی، سهل انگاری به خرج داده شده است.

احمد مهرانفر در خجالت نکشاوج این سهل انگاری ها، در ساختن پیشامدها و موقعیت هایی است که از یک سو، چرایی روایی قابل قبولی برای به وجود آمدن شان وجود ندارد و از سوی دیگر، در صورت به وجود نیامدن شان، فیلم دچار پایان زودهنگام می شود و بسیاری از موقعیت ها و گره ها و چالش های بعدی فیلم، اساساً شکل نمی گیرند. برای نمونه، اینکه پدر خانواده، آن هم در شرایطی که زن اش در آستانه ی به دنیا آوردن بچه است و این به دنیا آوردن باید از دیگران مخفی بماند، به بهانه ی حواس پرتی ناشی از تماشای سریال، به راحتی در خانه را برای پسران و عروس هایش باز می کند و برای خود و همسرش و بچه ی در حال به دنیا آمدن دردسر درست می کند! و یا اصلاً اینکه یکی از عروس های خانواده به عنوان پرستار بچه که آنگونه درباره ی چهره ی زائو موشکافی می کند، چطور نفهمید که نوزاد خانه ی «مرضیه» همان بچه ی پشت در است (که البته اگر می فهمید و می گفت، کمدی موقعیت ما همانجا به پایان زودهنگام می رسد و بسیاری از موقعیت ها و چالش های بعدی، اساساً شکل نمی گرفت؛ پس به دستور فیلمساز، نباید می فهمید و می گفت!) و سپس ناگهانی و در یک «جامپ کات» داستانی، ایکیوسانی متوجه شد که بچه ی پشت در مال کیست!

مطمئناً اگر روی فراز و فرود نویسی های فیلمنامه ای این فیلم، با وسواس بیشتری کار می شد، می توانستیم این روایت موقعیت افزا، گیرا و خوش ریتم را در فراز و فرودسازی هایش نیز دقیق بدانیم و علاوه بر یک کمدی موقعیت مفرح، شاهد یک کمدی موقعیت موجه هم باشیم؛ یادمان نرود این روزها در سینمای ایران، از این دست کمدی موقعیت، زیاد پیدا نمی شود.

 

 

 

کاوه قادری

 

خرداد ۱۳۹۷



 تاريخ ارسال: 1397/3/20

نظرات خوانندگان
>>>بیتا:

از کمدی های خوب این سالهای اخیر است. کمدی خوب گوهره.

3+0-

سه‌شنبه 22 خرداد 1397



>>>سام. ن:

فیلم خوبی بود و نقد خوبی.

3+0-

سه‌شنبه 22 خرداد 1397



>>>سام:

یک نمونه سالم کمدی تجاری در سینمای بدنه ایران

4+0-

سه‌شنبه 22 خرداد 1397




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.