پرده سینما

حکایت «چشم اسفندیار» و کشف استعداد؛ نظری بر داوری ها و شناسایی استعدادها در سی و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر

کاوه قادری


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سیاست و هدف و مقصد جشنواره فجر اگر قرار بر کسب آورده ی دندان گیر برای سینمای ایران و آینده نگری و آینده سازی برای این سینما است، باید ناظر بر «کشف استعدادها» باشد.

 

 

 

لطفاً به داده های زیر توجه کنید :

جشنواره ی برلین در سال 1975، یعنی آن زمانی که وودی آلن هنوز آنی هال را نساخته بود و نام و آوازه اش، آنچنان بر سر زبان ها نیفتاده بود، جایزه ی خرس نقره ای یک عمر دستاورد هنری را به او اعطا می کند تا امروز بتواند پیش همه ی دنیا ادعا کند که وودی آلن را نخستین بار و پیش از همه کشف کرده است!

جشنواره ی ونیز در سال 1951، یعنی آن زمانی که آکیرا کوروساوا هنوز هفت سامورایی را نساخته بود و شهره ی عام و خاص نشده بود، جایزه ی شیر طلایی بهترین فیلم را برای فیلم راشومون به او اهدا می کند و امروز می تواند با قاطعیت ادعا کند که نخستین کاشف کوروساوا در میان تمام جشنواره های جهانی بوده است!

جشنواره ی کن در سال 1994، جایزه نخل طلای بهترین فیلم اش را نه به فیلم قرمز کریستف کیشلوفسکی که یکی از نزدیک ترین آثار تاریخ سینمای جهان به سلیقه و ذائقه ی هنری و زیبایی شناختی اش است، بلکه به فیلم داستان عامه پسند کوئنتین تارانتینو اهدا می کند و امروز می تواند پیش و بیش از همه ی عالم، ادعای کشف تارانتینو را با توجه به جایزه دادن به او برای دومین فیلم اش داشته باشد!

ترجیع بند داده های فوق، «کشف استعدادها» است؛ همان کارکردی که جشنواره های معتبر و پیشرو جهانی، سال به سال، به دنبال اش هستند، اما در جشنواره ی فیلم فجر خودمان، ما هنوز اندر خم تک کوچه ی اعطای «جایزه دولتی» هستیم! با این توجیه که جشنواره ی دولتی، جایزه دولتی نیز دارد! خب البته اشکالی هم ندارد؛ بالاخره صلاح مملکت خویش، خسروان دانند! اشکال آنجاست که تکلیف مان با خودمان روشن نیست و چه بسا، با هم صادق نیستیم؛ آن هنگامی که چه در بیانیه ی هیأت داوران و چه در مصاحبه های متولیان و بیان چشم اندازهای جشنواره توسط شان، از «کشف استعدادها» به عنوان هدف و تعیین کننده بودن سنجه های صرفاً سینمایی برای ارزشیابی و ارزشگذاری آثار حرف می زنیم و بعد معلوم می شود که سنجه ها، بیشتر ایدئولوژیک و دولتی هستند و اگر هم «کشف استعداد»ی به عنوان هدف مطرح است، متوجه سفارشی سازها است و نه مستقل ها و مستعدها!

البته که می توان امثال سعید روستایی، آرش لاهوتی و نیما جاویدی را آن هم اینگونه شدید و غلیظ، به نفع «ماه شب چهارده»های موقت و مقطعی، نادیده گرفت، اما دیگر نمی توان همزمان از «چشم اسفندیار» سینمای ایران سخن گفت و از «لوس بازی زننده کارگردان تازه کار» انتقاد کرد و در مورد اینکه چرا برخی فیلمسازان ما، نظر به جشنواره های خارجی دارند، نق زد! چرا که اگر «چشم اسفندیار»ی تحت عنوان مقوله ی «فیلمنامه» در سینمای ایران وجود دارد، یکی از مقصرهایش قطعاً شمایید که در مرحله ی اعطای جوایز و شناسایی خروجی ها، به آثار سفارشی-دولتی-ایدئولوژیک واجد فیلمنامه های پر نقصان سیمرغ می دهید و در مقابل، آثار مستقل فیلمسازان جوان و مستعد واجد فیلمنامه های به مراتب کم نقصان تر را پس می زنید؛ و اگر لوس بازی های زننده ای در کار است (که هست)، یکی از مقصرها شمایید که در سالیان گذشته، آنقدر از جشنواره ی فیلم فجر، اعتبارزدایی کرده اید که بخشی از مهم ترین فیلمسازان سینمای ایران، اساساً عطای حضور در جشنواره را به لقایش بخشیده اند و بخش دیگر هم بعضاً با انجام چنین حرکاتی، مثلاً می خواهند جشنواره را مورد گوشمالی قرار دهند! و اگر چشم برخی فیلمسازان ما به جشنواره های خارجی دوخته شده، باز مقصر شمایید که استعدادهای جوان سینمای ایران که بغل گوش تان حضور دارند را در مرحله ی اعطای جوایز و شناسایی خروجی های جشنواره، به هیچ می گیرید و با این نادیده گرفتن، به جشنواره هایی همچون برلین، کن، ونیز و لوکارنو پاس گل می دهید تا آن ها، با دخالت دادن اغراض و انگیزه های اجتماعی-سیاسی خودشان، استعدادهای سینمای ما را کشف کنند!

پیش از این نیز بارها گفته ایم که مهمترین سنجه ی قضاوت عملکرد متولیان جشنواره، در سیاست و هدف و مقصدی نهفته است که برای جشنواره طراحی می کنند؛ سیاست و هدف و مقصدی که اگر قرار بر کسب آورده ی دندان گیر برای سینمای ایران و آینده نگری و آینده سازی برای این سینما است، باید ناظر بر «کشف استعدادها» باشد. البته ناگفته نماند این خاصیت جشنواره که فیلم ها توسط مردم و منتقدان دیده می شوند و اگر ظلم و بی توجهی در قضاوت داوران نسبت به فیلمی ابراز داشته شد، این ظلم و بی توجهی بی پاسخ نمی ماند و توسط مردم و منتقدان مورد نقد قرار می گیرد و تقبیح می شود و فیلم مورد ظلم واقع شده به مرور زمان به جایگاه حقیقی اش دست خواهد یافت، عملاً موجب می شود تا اگر هم در این «کشف استعدادها» کوتاهی سهوی یا عمدی شود و برای نمونه، امثال منیره قیدی و سهیل بیرقی در دوره های گذشته و آرش لاهوتی و نیما جاویدی و سعید روستایی در دوره ی کنونی، به عنوان مستعدهای جوان خروجی جشنواره، توسط داوری رسمی جشنواره، نادیده گرفته شوند، آسیب مستقیمی متوجه استعدادهای مذکور نشود؛ چرا که آن ها توسط قاطبه ی مردم و منتقدین، دیده و کشف شده اند و می توانند با قوت به مسیر خود ادامه دهند و به مرور زمان، به جایگاه حقیقی شان در این سینما برسند. لذا اگر هم مقام قضاوت رسمی جشنواره، از کشف این فیلمسازهای جوان و مستعد اجتناب کند، قطعاً آن فیلمسازان نیستند که متضرر می شوند؛ بلکه این اعتبار و آبروی جشنواره ی فجر است که با نداشتن آورده ی دندان گیری برای سینمای ایران و غفلت مطلقی که در آینده نگری و آینده سازی برای این سینما ابراز داشته، به چوب حراج گذاشته می شود.

در واقع، حکایت همان حکایت معروف جمله ی مشهور کاراکتر ژنرال «جورج پاتن» در فیلم پاتن فرانکلین جی شافنر خطاب به سربازان اش است : «اگر روزی نوه تان از شما بپرسد که در جنگ جهانی دوم چه می کردید، قطعاً به او پاسخ نخواهید داد که عزیزم، من هیچ غلطی در جنگ جهانی دوم نمی کردم!». حال، شما متولیان محترم جشنواره ی فیلم فجر، اگر از محل همین جشنواره، برای آینده ی سینمای ایران «کشف استعداد» کردید، برای اعتبار و آبروی خودتان خوب است؛ چرا که قطعاً در آینده به آیندگان نخواهید گفت که : «ما در این جشنواره، برای آینده ی سینمای ایران، هیچ کاری نکردیم»!

حال، برنده ی این دوره ی جشنواره ی فیلم فجر، قطعاً فیلمسازان جوان مستعدی همچون سعید روستایی، آرش لاهوتی، نیما جاویدی و امثالهم هستند که فضای سینمای ایران را به ویژه به لحاظ ساختار فیلم، به سمت خلاقیت و نوگرایی تغییر می دهند؛ و ایضاً سینمای ایران که در سال سینمایی جدید، با داشتن چندین فیلم مهم و متنوع، هم برآیند کیفی خود نسبت به سال گذشته را افزایش داده و هم احتمالاً در گیشه، اکران موفقیت آمیزی را همچون سال 95، به نفع سینمای نخبه در پیش خواهد داشت. اما شما ای متولیان محترم جشنواره ی فیلم فجر، باز هم باختید! چرا که در تعیین خروجی های جشنواره، برای بار هزارم، «مصلحت» را بر «حقیقت» ترجیح دادید!

 

 

 

کاوه قادری

 

بهمن ۱۳۹۷



 تاريخ ارسال: 1397/11/25

فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.