پرده سینما

یادداشت سردبیر: دفتر چهل و چهارم- ضیافت «شبه خاطرات»

غلامعباس فاضلی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به نام خداوند هستی بخش مهربان

 

 

تماشای گتسبی بزرگ (2013) باز لورمن بهترین اتفاق این روزها بود! هرگز تصور نمی کردم یک کارگردان میانمایه در مواجهه با دومین رمان قرن بیستم (پس از «یولیسس» جیمز جویس- به انتخاب مؤسسه «رندوم هاوس»)، و البته محبوب ترین رمان زندگی من! بتواند چنین فیلم خوبی بسازد. گتسبی بزرگ اگرچه در وهله اول ممکن است به خاطر تصاویر پر زرق و برق و ریتم تندش کمی سبکسرانه به نظر برسد، و اگرچه ممکن است طرفداران رمان اسکات فیتز جرالد انتظار تصور کنند اقتباس سینمایی از کتاب «گتسبی بزرگ» لزوماً باید به فیلمی سرد و تلخ و غیر روایتی و حتی ساختارشکنانه منجر شود، اما من تصور می کنم این فیلم علیرغم نقدهای تندی که علیه آن نوشته شده یک اقتباس خیلی خوب از بزرگترین داستان عشقی تاریخ بشر است. خوشحال ام که تلخی کتاب فیتزجرالد، باز لورمن را به ساختن فیلمی تیره و تار مثل اقتباس جک کلی تن از این کتاب در سال 1974 و یا فیلمی به سبک و سیاق محله چینی ها (1974) سوق نداد.

من از روز اول اخبار ساخت فیلم را دنبال می کردم و تصور می کردم این هم شکست دیگر خواهد شد! اعتقاد داشتم در رمان فیتزجرالد یک نکته مهم، یک راز وجود دارد که باید در سینما کاملاً نسبت به آن هشیار بود و سرسختانه فکر می کردم اگر آن راز فیلمنامه نویسی دانسته نشود، هرگز فیلم خوبی از «گتسبی بزرگ» ساخته نمی شود. خیلی بعید می دانستم این نکته ی «خیلی محرمانه!» را که فقط من مثل رازی مگو در دل نگه داشته بودم شخص دیگری بداند! اما آنها هم این را دریافته بودند! وقتی فیلم به عنوان فیلم افتتاحیه فستیوال کن برگزیده شد، و وقتی آمارهای فروش از فروش خوب فیلم حکایت کردند، حدس زدم بالاخره پس از هفتاد-هشتاد سال کسی پیدا شد که بداند چطور باید سر وقت کتاب فیتزجرالد برود، تا اینکه فیلم را دیدم و یقین کردم که بله! گتسبی بزرگ فیلم خیلی خوبی است! خیلی دوست دارم فرصت پیدا کنم و نقد مشروحی درباره این فیلم بنویسم. چون به جز فیلم کتابچه بارقه امید (2012) این تنها فیلم دو- سه سال اخیر است که به نظرم قابل قبول آمده است. بقیه فیلم های این سال ها نظیر جانواران حیات وحش جنوب، لینکلن، زندگی پی، آرگو، قلمرو طلوع ماه، جانگوی رها از بند، و... به نظرم فیلم های بد یا متوسطی بوده اند.

 

*****

 

چندی پیش فیلم مجدداً آتشپاره (1941) هوارد هاوکس و خانم ایو (1941) پرستون استورجز را دیدم. هنوز خارق العاده بودند! گرم و دیدنی! با خودم فکر کردم واقعاً چرا بعضی از فیلم های کلاسیک هرگز کهنه نمی شوند! به خاطر کمدی رومانتیک بودن آنهاست؟ یا دهه ی 1940 دهه ای جادویی است؟ دوست دارم فهرستی از «فیلم های کلاسیکی که هنوز کهنه نشده اند» را تهیه کنم. کسی کمک ام می کند؟!

فیلم های دهه ی 1990 را هم خیلی دوست دارم. همیشه برایم دیدنی هستند: عروسی بهترین دوستم (1991)، بی خواب در سیاتل (1993) و... به نظرم دهه 1990 هم یک دهه ی استثنایی در سینماست.

 

*****

 

تابستان دارد به آخر می رسد. فکر می کنم بعضی فیلم ها را باید ترجیحاً در تابستان دید! به دلائلی که شاید بیشتر شخصی باشد برای من کشتن مرغ مقلد (1962) و پدرخوانده (1971) و پدرخوانده قسمت دوم (1974) از آن فیلم هاست. هر تابستان تلاش می کنم این فیلم را یک بار دیگر ببینم. شاید بشود این موضوع را در نظریه ای به نام «تئوری فیلم/فصل» ارائه کرد!

 

*****

به سایت فوق العاده ای برخوردم که گویی برای من و نسل من راه اندازی شده. کتاب های قدیمی را ارائه می کند. کتاب های درسی، رمان و... برای من یک جور سفر با ماشین زمان است. توصیه می کنم بهش یری بزنید! http://www.bookiha.com/

 

 

*****

 

سال هاست یک دانلود باز حرفه ای هستم! چندی پیش مجموعه کامل آموزش زبان نصرت را دانلود کردم. اما حقیقتاً دل ام نیامد از آن استفاده کنم. فکر کردم غیرشرعی است و ناشر احتمالاً از دانلود آن رضایت ندارد. تصمیم گرفتم سی دی های اصل آن را از مؤسسه نصرت بخرم. حتی روزی در خیابان انقلاب یک دی وی دی هولوگرام دار که 4000 تومان قیمت داشت را هم دیدم اما به تصور اینکه غیررسمی (و در واقع غیر شرعی) است آن را نخریدم! هولوگرام را امروز روی هر چیزی می شود چسباند!

بنابراین به سایت مربوطه مراجعه کردم تا 19000 تومان بدهم و سی دی ها را بخرم تا آنچه می شنوم برکت داشته باشد. به فروشگاه مراجعه حضوری کردم، 19000 تومان پول پرداخت کردم و سی دی ها را خریدم. تصور می کردم طبق چیزی که در سایت مربوطه نوشته شده با هشت سی دی که «کیفیت عالی» دارند مواجه می شوم. اما دیدم کیفیت سی دی ها افتضاح است! کیفیت صدای سی دی ها به قول صدابردارها «حمامی» است و انگار توی حمام ضبط شده است! به علاوه حتی در شروع سی دی ها صدا پرش داشت. با فروشگاه مربوطه تماس گرفتم گفتند «هر چقدر پول بدهی همان قدر آش می خوری. این ها از روی کاست به سی دی تبدیل شده!!! و اگر کیفیت خوب می خواهید باید حدود 80000 تومان پول بدهید!»

به جای نوشتن بقیه ماجرا و توضیحات فقط باید بنویسم: بدون شرح!...

 

*****

 

به توصیه دوست نازنین ام سید جلال الدین ترابی «شبه خاطرات» دکتر علی بهزادی را دست گرفته ام. ضیافتی در تاریخ معاصر است.

موسیقی جاز به عنوان ساندتراک کمتر توانسته نظرم را جلب کنم. اما اخیراً آلبوم موسیقی متن فیلم تشریح یک جنایت (1959) که به طرز نوآورانه ای موسیقی متن اش را به جای اینکه مثلاً ارنست گلد بسازد، دوک الینگتون جازیست ساخته می شنیدم. خیره کننده است.

و بالاخره باید اشاره کنم به اینکه پس از حدود چهار سال تازه ترجمه فرزانه طاهری از «خانم دالووی» ویرجینیاوولف را دست گرفتم. حق مطلب را ادا کرده. یکی از بهترین ترجمه های فارسی از ویرجینیاوولف است. اگرچه ترجمه پرویز داریوش هم در زمان خودش قابل تقدیر بود.

از امیر پاشازاده عزیزم (طراح سایت از روز نخست تا ابد) ممنون هستم. زحمات زیادی در یک ماه اخیر به دوش او بوده. دوستان خوب ارزشمندتر از گوهرند.

*****

دستخط علی کسماییدیوان حافظ مرحمتی مرحوم علی کسمایی را ورق می زدم که چشم ام به پاره کاغذی افتاد. روی آن استاد با دستخط مبارک نوشته بود:

«دوشنبه 25/6/1387 روحیه خوبی ندارم. ناامیدم. آن شور دلپذیر نیروبخش زندگی مانند همیشه، امشب در من نیست. حافظ برداشتم و گفتم حافظ جان، من به تو اعتقاد دارم با من حرف بزن بگو چه کنم

فال گرفتم این غزل و شاهدش آمد

 

مژده ای دل، که دگر باد صبا باز آمد/ هدهد خوش خبر از طرف سبا، باز آمد

 

شاهد

صبا به تهنیت پیر می فروش آمد  / که موسم طرب و عیش و نوش آمد»

 

خدار رحمت کند علی کسمایی را. با فاتحه ای روح اش را شاد کنیم.

من هم تفألی زدم به حضرت لسان الغیب که پاسخ فرمودند:

 

صبا از عشق من رمزی بگو با آن شه خوبان / که صد جمشید و کیخسرو غلام کمترین دارد

وگر گوید نمی خواهم چو حافظ عاشق مفلس/ بگویندش که سلطانی گدایی همنشین دارد.

 

غلامعباس فاضلی

 

هشتم شهریور ماه سال نود و دو

 

 

  برای مشاهده دیگر یادداشتها، اینجا را کلیک کنید

 


 تاريخ ارسال: 1392/6/8

نظرات خوانندگان
>>>در پاسخ به بهروز میلانی فر عزیز:

دوست نازنین با تشکر از اظهار لطف شما، امیدوارم در هفته اول مهر فرصت نوشتن این نقد پیش بیاید.

10+0-

دوشنبه 18 شهريور 1392



>>>م . لازمی:

سلام من همین چند دقیقه پیش با سایت شما آشنا شدم دو سه تا از مطالبتون مخصوصا مطلب راجع به بازیگری رو خوندم بینظرین شما خدا الهی بهتون عوض خیر بده

9+0-

دوشنبه 18 شهريور 1392



>>>بهروز میلانی فر:

سلام جناب فاضلی به شدت علاقمندم نقد شما را روی فیلم گتسبی بزرگ بخوانم. سپاسگذارم اگر درخواستم را بپذیرید

10+0-

دوشنبه 18 شهريور 1392



>>>محمد توسلیان :

استاد سخت پسند رو بسیار دوست داریم.

20+2-

چهارشنبه 13 شهريوž



>>>حمید:

جالبه که اینقدر منتقداتون از گتسبی متنفرن و شما خوشتون میاد چرا یه نقد نمینویسین در مورد فیلم؟

21+1-

سه‌شنبه 12 شهريور 1392



>>>مریم پاراف:

چه سلیقه سینمایی بدی دارید.به بهترین فیلم های سال میگید بد و متوسط ولی فیلمی مثل گتسبی که سرشار از حفره های داستانی است میگویید قابل قبول.

3+17-

دوشنبه 11 شهريور 1392



>>>وحید:

خوشحالم شما گتسبی رو دوست دارین

20+5-

يكشنبه 10 شهريور 1392



>>>پویا:

چه دستخط جالبی از استاد کسمایی پدر دوبلاژ فارسی

27+0-

يكشنبه 10 شهريور 1392



>>>یوگی:

واقعا سلیقه سینمایی عجیب و غریبی دارید

10+25-

شنبه 9 شهريور 1392




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.