پرده سینما

یادداشت سردبیر: دفتر بیست و یکم- تفاوت منتقد خوب و «نقش» منتقد خوب!

پرده سینما

 

 

 

 

 

 

 

 

 به نام خدا

 

دفتر بیست و یکم

 

ششم مرداد ماه سال هزار و سیصد و هشتاد و نه

 

وقتی رسانه های سینمایی را مرور می کنم می بینم همه دارند از هم گلایه و انتقاد می کنند. همه در حال اعتراض کردن هستند. ممکن است بروز این عارضه دلائل متعدد و پیچیده ای داشته باشد، اما یک دلیل عمده اش این است که منتقدان کار خودشان را به درستی انجام نمی دهند. بنابراین مثلاً خانم هنگامه قاضیانی باید انتقاد کند که چرا در تبلیغات فیلم بیداری رویاها نام او اشتباه روی پوسترها درج شده است. چون اگر خودش صدایش درنیاید زودتر از آنچه فکرش را بکنیم، بی سر و صدا مثل «الناز شاکری دوست» که آرام آرام روی پوسترها شد «الناز شاکردوست»، «هنگامه قاضیانی» می شود «هنگامه قاضیان»!

اگر فیلمی که برای اکران ساخته شده و عواملش هم برایش زحمت کشیده اند، در بقالی ها اکران می شود، اگر روال نادرستی دارد در سینمای ایران شکل می گیرد، اگر آدمی حرف نابجایی زده، در وهله اول وظیفه منتقد است که زنگ خطر را به صدا دربیاورد و به این روال انتقاد و اعتراض کند و در جلوی صف بایستد. اما این اتفاق نمی افتد. چرا؟

سالهاست اعتقاد دارم نمی شود هم آدم خوبی بود و هم نقش یک آدم خوب را بازی کرد. به تبع این فکر می کنم نمی شود هم «منتقد» خوبی بود و هم نقش یک منتقد «خوب» را بازی کرد. در سالهای اخیر تلاش منتقدان سینمای ایران برای ثبت تصویر یک «آدم خوب» از خودشان به بیماری واگیردار هولناکی تبدیل شده است. منتقدان به جای انتقاد کردن دوست دارند در آموزشگاهها تدریس کنند، کت و شلوار بپوشند و در محافل «رسمی» گل سرسبد باشند، روابط عمومی فیلم ها شوند، پشت تریبون ها سخنرانی کنند، و خلاصه به هرکاری که وجاهت عمومی آنها را افزایش دهند رو بیاورند مگر نقد فیلم!

دلیل ساده این اتفاق این است که در طول تاریخ ایران هرگز مدیران مسئول نشریات سینمایی حق التحریر شایسته ای به منتقدان نداده اند. و خیلی به ندرت پیش آمده که منتقد سینمایی بودن بتواند «شغل»ی برای منتقدان محسوب شود. منتقدان هرگز درآمد قابل اتکایی از نوشتن نداشته اند. اما دلیل پیچیده تر این است که بسیاری از منتقدان دوست دارند مثل یک ستاره سینما با آنها رفتار شود! دوست دارند مشهور باشند، امضاء بدهند، در محافل مختلف دعوت شوند و... در حالی که منتقد بودن حرفه یا جایگاهی امروزی نیست. امروز هیچکس دوست  ندارد انتقاد بشنود. کسی که به حوزه انتقاد رو می آورد باید بداند حرفه نقد فیلم را «آیندگان» در مرور و بررسی تاریخی ارزشگذاری می کنند، نه امروزی ها. به علاوه همواره «خواص» به این حوزه توجه نشان داده اند نه «عوام». بنابراین چرا جایگاه خودمان را اشتباه می گیریم؟ چرا فکر می کنیم اگر بقال سرکوچه از دیدن یک هنرپیشه رده هفتم تلویزیون ذوق زده می شود، باید از مواجهه با یک منتقد سینما هم سر وجد بیاید؟!

نه! منتقد خوب، آدم محبوبی نیست! اگر دنبال محبوبیت هستیم بهتر است راه دیگری را در زندگی مان انتخاب کنیم. به قول لسان الغیب شیرازی:

 

در کوی نیکنامی ما را گذر ندادند    گر تو نمی پسندی تغییر کن قضا را

 

غلامعباس فاضلی

 

 

برای مشاهده دیگر یادداشت ها، اینجا را کلیک کنید

 


 تاريخ ارسال: 1389/5/6

نظرات خوانندگان
>>>علي:

مرسي.فقط من نفهميدم چرا عرضه فيلم تو بقالي رو بد ميدونيد.آدما موقع خريداز بقالي سليقشون عوض ميشه يا فيلما تو بقالي تبديل به فيلمفارسي ميشن.

0+0-

يكشنبه 17 مرداد 1389



>>>بهمن:

آقاي فاضلي .حداقل به احترام دوستان كاربر در يكماه گذشته يك سرمقاله ميگذاشتيد.هر چقدر هم مشغله باشد دو سه خط شما باعث ادامه دوستيهاست...

0+0-

سه‌شنبه 2 شهريور 1389




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.