پرده سینما

ژاله کاظمی هنرمند اعماق و راز

پنه لوپه کرافورد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

-بررسی یک پرسش مهم در مورد ژاله کاظمی: آیا ژاله کاظمی از بیماری مهلک و مرگ ناگهانی خود مطلع بود؟

 

 

- منابع متعددی -حتی دانشنامه اینترنتی ویکی پدیا- در شرح زندگینامه ژاله کاظمی از جملاتی نظیر «ژاله کاظمی هنرمند برجسته و صاحب نام دوبلاژ در ۱۲ فروردین ۱۳۸۳ پس از سالها جدال با بیماری سرطان در ۶۱ سالگی در واشینگتن دی.سی درگذشت.» استفاده کرده اند که جمله «سالها جدال با بیماری سرطان» معلوم نیست بر چه اساسی چنین بی پروا وارد زندگینامه ژاله کاظمی شده است!

 

 

مقدمه ی غلامعباس فاضلی

 

ژاله کاظمی و پنه لوپه کرافورد در سالهای دورپیش از این در مقدمه ی مقاله ی «اندیشه هایی بر یک عمر دوستی» نوشته پنه لوپه کرافورد به چگونگی مکاتباتم با خانم کرافورد، صمیمی ترین دوست ژاله کاظمی اشاره کرده ام. بنابراین اینجا با ارجاع خواننده محترم به آن مقاله و همچنین به مقاله مفصّل و مشروح «من خودم، خود را تبعید می کنم؛ خداحافظی ابدی ژاله کاظمی» کلام را کوتاه می کنم و به ادامه سخن می پردازم.

با وجود آنکه سال های آخر زندگی ژاله کاظمی از بی سروصداترین دوران زندگی او بود، اما پس از مرگ نابهنگامش در 12 فروردین 1383 دوران جدیدی از توجه به او آغاز شد. دورانی که حتی با شایعات بی اساسی مبنی بر بستگی فامیلی او با همسر یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری در انتخابات ریاست جمهوری  سال 1388 به اوج خود رسید!

زندگی ژاله کاظمی (آنطور که در یادداشت خانم کرافورد هم خواهیم دید) سراسر رمز و راز بود. شخصاً پس از مرگ او پی به رازهای فراوانی از زندگی او بردم. اما در برابر آنها لب فرو بسته ام. چون فکر می کنم باید در زمان و شکل بهتری به آنها پرداخته شود.

پس از درگذشت ژاله یک پرسش مهم در مورد او منشاء اظهار نظرهای متعددی شد. «آیا ژاله کاظمی از بیماری مهلک و مرگ ناگهانی خود مطلع بود؟» روزنامه ها و سایت های خبری در بهار 1383 ضمن انتشار خبر درگذشت او اعلام کردند ژاله برای معالجه به آمریکا رفته بود. من در مقاله «من خودم، خود را تبعید می کنم؛ خداحافظی ابدی ژاله کاظمی» که نخستین بار در خرداد 1383 منتشر شد این ادعا را نادرست خواندم و به عنوان یکی از افراد صمیمی در زندگی ژاله کاظمی معتقد بودم ژاله هیچ اطلاعی از بیماری مهلک خود نداشت. اما ظاهراً در سال 1387 یکی از همکاران ژاله کاظمی (سعید مظفری) در یک برنامه تلویزیونی، خاطره ای از همکاری با ژاله کاظمی را هنگام دوبله فیلم بیمار انگلیسی روایت می کند که با این فرضیه تناقض دارد. بیمار انگلیسی یکی از واپسین فیلم هایی بود که ژاله در آن سخن گفت و طبق روایت مذکور، حین دوبله ژاله کاظمی به همکارش می گوید «یادت هست سالها پیش فیلم قصه عشق را با هم دوبله کردیم و در آن فیلم نقش دختری را بازی می کردم که دچار بیماری مرگباری است؟ حالا من به آن بیماری مبتلا هستم و به زودی خواهم مرد.»

خیلی ها روایت مطرح شده در این برنامه تلویزیونی که متأسفانه آن را ندیده ام را با من مطرح می کردند. اعتقاد شخصی من این است به دلائل مختلفی که در پانوشت شماره 2 بر یادداشت خانم کرافورد به آنها اشاره کرده ام، این روایت قابل تأیید به نظر نمی رسد. از طرف دیگر منابع متعدد دیگری -حتی دانشنامه اینترنتی ویکی پدیا- در شرح زندگینامه ژاله کاظمی از جملاتی نظیر «ژاله کاظمی هنرمند برجسته و صاحب نام دوبلاژ در ۱۲ فروردین ۱۳۸۳ پس از سالها جدال با بیماری سرطان در ۶۱ سالگی در واشینگتن دی.سی درگذشت.» استفاده کرده اند که جمله «سالها جدال با بیماری سرطان» معلوم نیست بر چه اساسی چنین بی پروا وارد زندگینامه ژاله کاظمی شده است! از آنجا که خود من شخصاً به این مسئله علاقمند بودم در ایمیلی به خانم کرافورد این پرسش را مطرح کردم. ایمیل را در تاریخ 19 اسفند 1388 ارسال کردم و متن آن به شرح زیر بود:

 

خانم کرافورد عزیز

 

... بسیار ممنون می شوم چنانچه شما در مقاله دیگری چند محور مهم در زندگی ژاله را مورد تحلیل قرار دهید:

الف)آیا در فوریه سال 2003 که ژاله قصد ترک ایران را داشت شما از بیماری مهلک او اطلاع داشتید؟

ب)آیا شما اطلاع دارید ژاله در چه زمانی متوجه بیماری مهلک خود شده بود؟ در آخرین روزها؟ چند ماه یا چند سال زودتر؟

ج)چه عاملی باعث شد شما در اواخر سال 2002 یا اوائل سال 2003 آن نامه مهم را به ژاله بنویسید و او را به بازگشت به آمریکا ترغیب کنید؟

د)بسیار اشیاق دارم خاطره شما را از دو ماه آخر زندگی ژاله که ورود به آمریکا و مرگ او بود بدانم. چون در ایران هیچ منبع موثقی برای توضیح آن وجود ندارد.

در پایان تأکید می کنم شما مهم ترین و صادق ترین شخصی هستید که می توانید در این رابطه به تاریخ سینمای ایران کمک کنید.

 

با بهترین آرزوها- غلامعباس فاضلی

 

 

من سه بار دیگر، در 10 تیر، 5 آذر، و 29 آذر 1389 موارد مطرح شده در بند 5 نامه ام را برای ایشان ایمیل کردم. و خوشبختانه چند ساعت پس از ایمیل آخری، خانم کرافورد یادداشت ذیل را برایم نوشت. یادداشتی که اگرچه کوتاه است، اما حاوی نکات مهمی در مورد زندگی ژاله کاظمی است. در برخی جاهای نامه، مواردی را لازم به توضیح می دانستم که در پانوشت آورده ام. توجه شما را به این یادداشت جلب می کنم.

 

 

ژاله کاظمی هنرمند اعماق و راز

پنه لوپه کرافورد

 

ترجمه: نغمه رضایی

 

پنه لوپه کرافوردآقای فاضلی عزيز

بسيار متاسفم که زودتر در پاسخ به پرسش های شما در مورد ماه های آخر ژاله ننوشتم. متاسفم که هيچ پاسخ خوشايندی برای پرسش هايتان ندارم، اما سعی ام را می کنم.

من و ژاله حول و حوش زمانی که او در فکر ترک ايران بود چند مکالمه تلفنی داشتيم و با اينکه او هيچ دليل خاصی برای عزيمت قريب الوقوعش ارائه نداد، اين طور به نظر می رسيد که بسيار زياد به يک تغيير در زندگی اش نيازمند است. با خبر بودن يا نبودنش از بيماری مرگباری که داشت، معمايی ست که بر جا خواهد ماند.

بعد از آمدنش به واشنگتن، اغلب در روزهای ساکن شدنش با او گفتگو می کردم و سعی می کردم بفهمم می خواهد بعد چه کار کند. نمی توانستم بلافاصله او را ملاقات کنم چرا که درگير برنامه مفصلی از کنسرت ها و تعهدات آموزشی بودم. در آن زمان به دردهايی اشاره کرد اما آن را به فشار عصبی فروختن اشياء اش و ترک ايران ربط داد. هرگز حرفی درباره ديدن هيچ پزشکی در ايران نزد، اما پسرش افشين بعدها به من گفت که چيزهايی در مورد اينکه عمه/خاله اش[1] ژاله را نزد پزشک برده بود به خاطر می آورد.[2]

فکر می کنم افشين نيز به اندازه من از بيماری ژاله دچار شک شده بود. وقتی ناگهان با يرقان شديد در بيمارستان بستری شد من بلافاصله برای ديدنش به واشنگتن رفتم. بعد از چند ساعت اعضای بيمارستان برايم تشريح کردند که او بيماری کشنده ای دارد و زمان اندکی برايش باقی مانده است. تا هنگام مرگش کنار او ماندم، که تنها چند روز بعد از راه رسيد. در آن چند روز آخر، با آنکه کم سخن می گفت، برای من روشن بود که تقديرش را بی هيچ تلخی پذيرفته است. آرام و بی دغدغه به نظر می آمد. به ميشيگان پرواز کردم، شکسته، و دو هفته بعد من و همسرم برای مراسم يادبودش که توسط پسرش سازمان دهی شده بود به واشنگتن بازگشتيم، بسياری از دوستان واشنگتنی اش، پسرش و پدر او ايرج گرگين در آن شرکت داشتند.

گمان می کنم نامه ای را که به آن اشاره کرديد به خاطر دارم[3] (اواخر ٢٠٠٢ يا ٢٠٠٣)، اما به هر جهت به نظر نمی رسد نسخه ای از آن داشته باشم. اگر همان نامه ای است که من فکر می کنم در آن عکس هايی از فرزندانم را قرار داده و گفته بودم که او در اينجا خانواده ای دارد که منتظرش هستند. ژاله آن زمان بسيار غمگين بود. ازدواجش با بيژن الهی[4] گسسته شده بود و با اينکه نقاشی می کرد اين فقط عملی انزوايی بود که در خانه و تنها نگاهش می داشت. در اعتراض به رفتار با يکی از همکارانش از کار دوبله اش استعفا داده بود.[5] اطمينان دارم که تصميم نهايی اش برای ترک ايران تصميمی دردناک بود، چرا که او می دانست اين بار برای هميشه خواهد بود.

آرزو داشتم می توانستم در پر کردن فضاهای خالی داستان ژاله کمک بيشتری کنم. او شخص پيچيده ای بود، هنرمند اعماق و راز، و شايد اين همان گونه است که او دوست دارد به خاطر آورده شود.

 

ارادتمند

پنی کراوفورد

تکمله غلامعباس فاضلی بعد از تحریر

 

بعد از انتشار نامه کرافورد فرصتی برای گفتگو با خانم خبازیان، دخترخاله ژاله کاظمی پیش آمد. ایشان را در سال 1380 از طریق خانم ژاله می شناختم. در این گفتگوی مفصل (تهران- 20/10/1389) خانم خبازیان به 2 دلیل کاملاً قاطع و قابل قبول فرضیه ی آگاهی ژاله کاظمی از بیماری مهلک و مرگبارش را رد کرد و هرگونه ادعایی در این مورد را بی اساس خواند. از آنجا که این 2 دلیل به مسائل خصوصی ژاله کاظمی مربوط می شوند اجازه ی انتشار آنها را ندارم. اما آنچه که مهم است این است که ژاله کاظمی بدون هرگونه اطلاع از بیماری اش از دنیا رفت.

در مورد شخصی که در نامه خانم کرافورد با عنوان عمه/خاله مورد اشاره قرار گرفته، خانم خبازیان نکته ای را گفتند. ژاله کاظمی به طور یقین خواهری نداشته است، بنابراین فرض «خاله» کاملاً منتفی است. اما افشین عمه ای در ایران داشته است. خانم «ایران گرگین» خواهر ایرج گرگین که ژاله تا آخرین روزهای اقامت در تهران با وی روابط صمیمانه ای داشته است. البته دکتر رفتن های او و ژاله هیچ ربطی به بیماری مهلک ژاله کاظمی نداشته است و به مسائل دیگری مربوط می شده که در اینجا از اشاره به آنها خودداری می کنم.

 



[1] -در متن انگلیسی نامه خانم کرافورد از کلمه "aunt"  استفاده کرده است. که هم معنای عمه و هم خاله را می دهد. هر دو این معناها پرسش برانگیز هستند. "عمه افشین گرگین" یعنی "خواهر ایرج گرگین"، و "خاله افشین گرگین" یعنی "خواهر ژاله کاظمی". شخصاً از وجود خارجی چنین اشخاصی اطلاعی ندارم. و نمی دانم ایرج گرگین به جز عاطفه گرگین که سالهاست در اروپا زندگی می کند، خواهر دیگری دارد یا نه. و اگر دارد با توجه به جدایی ژاله و ایرج گرگین در سال 1345 آیا ممکن است ژاله آنقدر با این "خواهر شوهر" روابط صمیمانه ای داشته باشد که مثلاً در سال 1380 با او به دکتر برود؟ از سوی دیگر ژاله برادرانی مثل هوشنگ کاظمی (دوبلور فعال در دهه 1340 و 1350 که ژاله از طریق او وارد دوبله شد.)  و کشواد (کارمند شرکت ملی نفت در آبادان که ژاله پس از جدایی پدر و مادرش، سالهای کودکی و نوجوانی را، دور از مادرش که تهران زندگی می کرد، نزد او در آبادان گذراند)داشت، اما از وجود یک "خواهر" در زندگی او بی اطلاع هستم. ژاله حتی با دخترخاله اش نیز در ارتباط بود. ولی من هرگز چیزی در مورد یک "خواهر" از او نشنیدم. از آنجا که افشین گرگین در ایالات متحده زندگی می کند، طبیعتاً این دکتر رفتن باید در آمریکا اتفاق افتاده باشد. و چون ژاله دوستان صمیمی در آمریکا داشت، ممکن است افشین (آنطور که در بین بسیاری از ایرانیان رایج است) از یک دوست صمیمی مادرش با نام "خاله" یاد کرده باشد.

[2] -چند نکته در این قسمت از نامه خانم کرافورد جالب توجه به نظر می رسد.

الف)خانم کرافورد از بیماری ژاله بی اطلاع بوده است. ب)پسر ژاله از بیماری مادرش بی اطلاع بوده است. ج)جمله " هرگز حرفی درباره ديدن هيچ پزشکی در ايران نزد، اما پسرش افشين بعدها به من گفت که چيزهايی در مورد اينکه خاله اش ژاله را نزد پزشک برده بود به خاطر می آورد." جمله قابل توجهی است. چراکه این جمله دلیلی بر اطلاع خواهر، دوست، یا خواهر شوهر ژاله کاظمی از بیماری مهلک او نیست؛ بلکه صرفاً به همراهی او با خواهر، دوست، یا خواهر شوهرش در رفتن پیش پزشک اشاره می کند. به علاوه که اگر خواهر، دوست، یا خواهر شوهر ژاله در مورد بیماری او اطلاعی داشت با یقین و قطعیت بیشتری این موضوع را با افشین مطرح می کرد و به این جمله کلی و مبهم اکتفا نمی کرد. همچنین فریده محمدی صمیمی ترین دوست ژاله در ایران نیز از بیماری او بی اطلاع بود. اگرچه خانم مریم شیرزاد هم در گفتگوی تلفنی با نگارنده در پاییز سال 1384 روایتی را نقل کردند که ژاله در گفتگویی با ایشان به طور تلویحی به بیماری مهلکش اشاره کرده، اما بعید به نظر می رسد زنی موضوعی تا این حد مهم و خصوصی را که با نزدیکترین بستگان و دوستانش در میان نگذاشته، آن را در دیدارهایی اتفاقی و کاری، با همکارانش مطرح کند. همکارانی که در آن سالها ژاله از اکثر آنها دل خوشی نداشت.

 

[3] -در مورد این نامه در مقاله «من خودم، خود را تبعید می کنم؛ خداحافظی ابدی ژاله کاظمی» توضیحاتی داده ام.

[4] -بیژن الهی که از سال 1367 تا 1379 همسر ژاله کاظمی بود، چند هفته پیش در تاریخ نهم آذر 1389 درگذشت. نکته جالب توجه در مورد زندگی او و ژاله کاظمی این است که ژاله کاظمی در تاریخ 9 آذر 1379 از بیژن جدا شد، و دقیقاً 10 سال بعد یعنی در نهم آذر 1389 بیژن الهی درگذشت! در مورد جزییات بیشتر زندگی او و رابطه اش با ژاله کاظمی به مقاله «من خودم، خود را تبعید می کنم؛ خداحافظی ابدی ژاله کاظمی» رجوع نمایید.

[5] -در سال 1378 فردی به نام کدخدازاده که مدیر واحد دوبلاژ شبکه اول بود، یکی از گوینده های رده پایین را به جرم کشیدن سیگار در محل کار اخراج می کند. ژاله کاظمی از حقوق گوینده مذکور دفاع می کند. به اعتقاد او آن گوینده زن و بچه دارد و کرایه خانه می دهد. بنابراین حق او نیست که از کار بیکار شود. و در اعتراض به اخراج آن گوینده با واحد دوبلاژ تلویزیون قهر می کند. این رویداد ضربه روحی مهلکی به ژاله وارد کرد و آثار و تبعاتی بر تن و روان او باقی گذاشت. جزییات بیشتر را در مقاله «من خودم، خود را تبعید می کنم؛ خداحافظی ابدی ژاله کاظمی» ملاحظه فرمایید.

 

 

در همین رابطه بخوانید

کشف نسخه قدیمی یکی از دوبله های ژاله کاظمی

من خودم، خود را تبعید می کنم:خداحافظی ابدی ژاله کاظمی

اندیشه هایی بر یک عمر دوستی؛ من و ژاله کاظمی

ژاله کاظمی هنرمند اعماق و راز

 


 تاريخ ارسال: 1389/10/7

نظرات خوانندگان
>>>محسن سعادت:

يار غمخوران بود ، با صداى زيبا و جادويى خدا رحمتش كند

2+0-

سه‌شنبه 25 آذر 1393



>>>hossein:

روحش شاد . زندگی عجیبی داشته ولی در هرصورت خدا اورا رحمت کند.

5+0-

يكشنبه 1 دي 1392



>>>mohamad:

خدا خانم کاطمی رو بیامرزه. افسوس که بین ما نیست. روحش اد

5+0-

چهارشنبه 20 دي 1391



>>>بهمن:

خدایش رحمت کند. با صدایش بزرگ شدم- با صدایش خاطراتم زنده میشودو همیشه درقلبم جای دارد.ایران وهالیوود جواهری را از دست داد...روحش شاد.

5+1-

جمعه 15 دي 1391



>>>سهیل:

او جزئی نا گسستنی از تاریخ دوبلاژ ایران است او رفت اما اوای او برای همیشه باقی است با صدایش در فیلم ها زندگی کردیم با خنده هایش خندیدیم با گریهایش گریستیم چه نیکو بود که در سالهای طلائی دوبله کشف شد نه در خزان . اما خدائیش بگم ما ایرانی ها قدر هر عزیزی رو بعد از مرگش میدا نیم

5+0-

شنبه 4 آذر 1391



>>>منا:

مدتها دنبال فیلمی بودم که صدای ژاله کاظمی را در آن بشنوم چرا که از هنر دوبله اش تعریف ها شنیده بودم و مدتها بود صدای زنی را در بسیاری از فیلم ها شنیده بودم و ان را بسیار دلنشین و جادویی می یافتم و اکنون یافتم که هر دو یکی بودند . افسوس نمی دانستم صاحب این صدا فوت کرده است

5+0-

سه‌شنبه 18 مرداد 1390



>>>اوکتای بخشایش:

دوبله های ژاله کاظمی ( بانوی دوبله ایران ) نسخه کامل تر : سوفیا لورن ( ال سید / گوشه گیران آلتونا / دوزن – دوبله دوم / آرابسک / گذرگاه کاساندرا – دوبله اول / گل آفتاب گردان / برخورد کوتاه / معشوقه گانگستر / در ناپل شروع شد / بالاتر از معجزه / دیروز،امروز،فردا / مادام جودیت / آسیابان عشوه گر / راهبه سفید پوش / نان و عشق / کلید / مادام سن جان / بوکاچیو 70 / دختر رودخانه / لیدی ال / مورتادلا / سفر / آخرین محاکمه / افسانه گمشدگان / آتیلا – دوبله اول / حیف که خیلی حقه ای ) الیزابت تیلور ( مکانی در آفتاب / گربه روی شیروانی داغ / چه کسی از ویرجینا وولف می ترسد؟ / آیوانهو / کلئوپاترا / باترفیلد 8 / محل اشخاص سرشناس / طلاق مال او / چهارشنبه خاکستری / پرنده آبی / مراقب شب / انعکاس در چشمان طلایی / منطقه شکار فیل / پدر عروس / دکتر فاستوس / مرغ دریایی / تنها بازی در شهر / هتل بین المللی / دختران چه می خواهند؟ / هامرا اسمیت آزاد شده ) جنیفر جونز ( وداع با اسلحه - دوبله دوم / روبی گنتری / عشق چیز با شکوهی است / صبح به خیر خانم داو / ما بیگانه بودیم / تصویر جنی / شیطان را بران / مردی در لباس فلانل خاکستری / بارت های خیابان ویمپول / بت / ایستگاه مرکزی / مادام بوواری ) اینگرید برگمن ( زنگها برای که به صدا در می آید؟ / طلسم شده / استرومبلی / ناقوس های سن ماری / آناستازیا / دیدار/ بی احتیاط / گل کاکتوس / النا و مردانش / اروپا 51 / چراغ گاز – دوبله اول ) سوزان پلهشت ( پسر گیشا / ماجرای رم / چهل پوند دردسر / پرندگان / شیپوری از دوردست / تقدیر شکارچی است / ماجراهای گیریفین شلاق کش / اگر سه شنبه است باید بلژیک باشد / لاتیگو / وکیل دعاوی سگ پشمالو ) جووآن وودوارد ( بیعانه ای در کار نیست / رقاصه استیریپ تیز / سه چهره ایو / نگاهی از تراس / سیبل / خشم وهیاهو / نوع جدیدی از عشق / راشل راشل ) جولی کریستی ( دکتر ژیواکو / دور از اجتماع خشمگین / واسطه / حالا نگاه نکن / دارلینگ / مک کیب و خانم میلر / فارنهایت 451 / پتولیا ) فی داناوی ( ماجرای توماس کراون - دوبله اول / بزرگ مرد کوچک / خشن های اوکلاهما / محله چینی ها / شبکه – دوبله اول / سفر نفرین شدگان ) کندیس برگن ( سرباز آبی پوش / داستان اولیور / گلوله را گاز بگیر / گروه / گاندی / باد و شیر ) سیلوا کوشینا ( جنگ مخفی هری فریک / جولیتای ارواح / زمان عسرت خون آشام ها / گرمای کافی در ژوئن / میشل استروگف / راه زیبای مردن ) باربارا استرایسند ( دختر مسخره / سلام دالی / تازه چه خبر دکتر جون / ستاره ای متولد می شود / خانم مسخره ) مونیکا ویتی ( شب / کسوف / مودسی بلز / قصزی در سوئد ) ریتا هیورث ( کارمن / گیلدا / بانوی از شانگ های ) الی مک گرا ( قصه عشق / این فرار مرگبار / قافله ) شرلی مک لین ( ایرما خوشگله / چویتی شیرین / کان کان ) میا فارو ( گتسبی بزرگ / مرگ روی نیل ) جینا لولوبریجیدا ( مردان بد رودخانه / بندباز – دوبله دوم ) ماریا شل ( شب های سفید / برادران کارامازوف ) جولی اندروز ( آوای موسیقی – اشکها و لبخندها / میلی خیلی متجدد ) سارا مایلز ( پیشخدمت / لیدی کارولین لمب ) ونسا ردگریو ( جولیا / ایزادورا ) نیکول کیدمن ( دیگران / ساعت ها ) ویوین لی ( اتوبوسی به نام هوس ) لیو اولمان ( چهره به چهره ) مرلین مونرو ( نیاگارا ) لیزا مینه لی ( کاباره ) جنت لی ( وایکینگ ها ) آوا گاردنر ( برف های کلیمانجارو ) راکول ولش ( قدیمی ترین حرفه دنیا ) لسلی کارون ( فانی ) سوزانا یورک ( شن های کالاهاری / قدرت طلا ) دوروتی مالون ( آخرین غروب ) مارتا هایر ( پسران کتی الدر ) میلن دومونژ ( آوازه خوان ، نه آواز ) آنجی دیکنسون ( یازده یار اوشن ) دوروتی تیرستان ( مترسک - دوبله اول ) مگی اسمیت ( ظرف عسل ) جین مورو ( شیر در زمستان ) شارلوت رمپلینگ ( نگهبان شب ) اینگر استیونس ( پنج ورق سرنوشت ) ملینا مرکوری ( ده و سی دقیقه تابستان ) ایوت میمیر ( مزدوران ) گلدی هان ( تعقیب در شاهراه ) والری پرین ( لنی ) شرلی جونز ( باشگاه اجتماعات شاین ) کاترین دونو ( شوک ) گریس کلی ( ام را به نشانه قتل بگیرید ) آن باکستر ( ده فرمان ) کاترین رایس ( بوچ کسیدی و ساندنس کید ) آیلین برنان ( نیش ) جین پیترز ( زنده باد زاپاتا – دوبله دوم ) ژان مورو ( ماتاهاری ) سیلویا منگانو ( باراباس – دوبله اول ) جون فونتین ( ربه کا – دوبله اول ) دوبرا کر ( هوس های امپراطور ) کیم نواک ( مرد بازو طلایی ) باربارا استنویک ( با جان دو ملاقات کنید ) دایان کیتون ( پدرخوانده – دوبله اول ) دایان بیکر (مارنی – دوبله اول ) کارول بیکر ( سرزمین پهناور ) گی همیلتون ( بری لیندون ) اولگا ژرژس پیکو ( خداحافظ رفیق ) جووآن درو (دختری با روبان زرد ) سوزی پارکر ( پرواز از ایشیا ) استلا استیونس ( حماسه گیبل هوگ ) نرگس ( آواره ) ویجنتی مالا ( سنگام ) سوزی آمیس ( نام من جو است ) نانسی کووآن ( الماس 33 ) گیلا وایترهاوزن ( شیر خفته ) بانی هانت ( مسیر سبز ) کریستین اسکات تامس ( بیمار انگلیسی ) کتی جورادو ( ماجرای نیم روز – دوبله چهارم ) ؟ ( آرامش آیگر ) جین منسفیلد / الکه زومر/ پیر آنجلی / السا مارتینلی / سنتا برگر/ ماریانا ولادی/ دوبرا پاجت / میشل مرسیه / می وست و...

3+0-

يكشنبه 19 دي 1389



>>>اوکتای بخشایش:

دوبله های زاله کاظمی ( بانوی دوبله ایران ): سوفیا لورن ( ال سید/گوشه گیران آلتونا/دوزن-دوبله دوم/عمایات کراسبو/گذرگاه کاساندرا-دوبله اول/آرابسک/گل آفتاب گردان/برخورد کوتاه/معشوغه گانگستر/در ناپل شروع شد/بالاتر از معجزه/دیروز امروز فردا/مادام جودیت/آسیابان عشوه گر/راهبه سفید پوش/نان و عشق/مادام سن جان/بوکاچیو 70/دختر رودخانه/آتیلا-دبله اول/سفر/آخرین محاکمه/افسانه گمشدگان ) الیزابت تیلور ( مکانی در آفتاب/چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد؟/گربه روی شیروانی داغ/آیوانهو/کلئوپاترا/باترفیلد 8/محل اشخاس سرشناس/منطقه شکار فیل/طلاق مال او/چهارشنبه خاکستری/پرنده آبی/مراقب شب/انعکاس در چشمان طلایی/پدر عروس/دکتر فاستوس/مرغ دریایی/تنها بازی در شهر/هتل بین المللی/دختران چه می خواهند؟/هامرا اسمیت ناپدید شده/وسوسه عشق/تشریفات پنهانی ) اینگرید برگمن ( زنگها برای که به صدا در می آید/طلسم شده/ژاندارک/استرومبلی/ناقوس های سن ماری/آناستازیا/دیدار/بی احتیاط/گل آفتاب گردان/کاکتوس/النا و مردانش/اروپا 51/چراغ گاز -دوبله اول) جنیفر جونز ( وداع با اسلحه/روبی جنتری/عشق چیز باشکوهی است/صبح بخیر خانم داو/بیگانگان/تصویر جنی/شیطان را بران/مردی در لباس فلابل خاکستری/بارت های خیابان ویمپول/بت/ایستگاه مرکزی/مادام بوواری ) فی داناوی ( ماجرای توماس کراون/بزرگ مرد کوچک/خشن های اوکلاهما/محله چینی ها/شبکه-دوبله اول/سفر نفرین شدگان ) جووآن وودوارد ( خشم و هیاهو/نوع جدیدی از عشق/راشل راشل/بعانه ای در کار نیست/رقاصه استریپ تیز/سه چهره ایو/نگاهی از تراس/سیبل ) جولی کریستی ( دکتر ژیواگو/دور از اجتماع خشمگین/واسطه/حالا نگاه نکن/دارلینگ/مک کیب و خانم میلر/فارنهایت 451/پتولیا) باربارا استرایسند ( دختر مسخره/سلام دالی/تازه چه خبر دکتر جون/ستارهای متولد می شود/خانم مسخره ) کندیس برگن ( سرباز آبی پوش/داستان اولیور/گلوله را گاز بگیر/گروه/گاندی/باد و شیر ) شرلی مک لین ( ایرما خوشگله/چویتی شیرین/کان کان ) الی مک گرا ( قصه عشق/این فرار مرگبار/قافله ) میا فارو ( گتسبی بزرگ/مرگ روی نیل ) جولی اندروز ( آوای موسیقی (اشکها و لبخند ها)/میلی خیلی متجدد ) مونیکا ویتی ( شب/کسوف/مودسی بلز/قصری در سوئد ) ماریا شل ( شب های سفید/برادران کارامازف) ریتا هیورث ( کارمن/گیلدا/بانویی از شانگهای ) جینا لولوبیرجیدا ( مردان بد رود خانه/بندباز-دوبله اول) سارا مایلز ( پیشخدمت/لیدی کارولین لمب) سیلوا کوشینا ( جنگ مخفی هری فریک/و.....) ویوین لی ( اتوبوسی به نام هوس) مرلین مونرو ( نیاگارا ) لیزا مینه لی ( کاباره ) جنت لی ( وایکینگ ها ) آوا گاردنر ( برف های کلیمانجارو ) راکول ولش ( قدیمی ترین خرقه دنیا ) لسلی کارون ( فانی ) سوزانا یورک ( شن های کالاهاری ) دورتی مالون ( آخرین غروب ) مارتا هایر ( پسران کتی الدر ) میلن دومونژ ( آوازه خوان نه آواز ) آنجی دیکینسون ( یازده یار اوشن ) دوروتی تیریستان ( مترسک - دوبله اول ) ملینا مرکوری ( ده و سی دقیقه تابستان ) جین مورو ( شیر در زمستان ) شارلوت رمپلینگ ( نگهبان شب ) آن باکستر ( ده فرمان ) گلدی هان ( تعقیب در شاه راه ) والری پرین ( لنی ) کاترین دونو ( شک ) آیلین برنان ( نیش) نانسی کوآن ( الماس 33 ) کاترین رایس ( بوچ کسیدی و ساندنس کید) باربارا لستنویک ( با جان دو ملاقات کنید ) جین پیترز ( زنده باد زاپاتا-دوبله دوم ) نرگس ( آواره ) ژان مورو ( ماتاهاری) لیو اولمان ( چهره به چهره)دایان کیتون ( پدرخوانده-دوبله اول) ایوت میمیر ( مزدوران ) اینگر استیونس ( پنج ورق سرنوشت ) مگی اسمیت ( ظرف عسل ) کارول بیکر ( سرزمین پهناور ) دایان بیکر ( مارنی- دوبله اول ) شرلی جونز ( باشگاه اجتماعات شاین ) جین منسفیلد ( عشق های هرکول ) دوبرا کر ( هوس های امپراطور ) جون فنتین(ربه کا-دوبله اول) سیلویا منگانو ( باراباس-دوبله اول ) میشل مرسیه /سنتا برگر/کیم نواک/سوزان پیهشت/الکه زومر/پیر آنجلی/الزا مارتینلی/دوبرا پاجت/ماریا ولادی/می وست/ویجنتی مالا و...... آخرین یادگار ها: سوزی آمیس ( نام من جو است ) بانی هانت ( مسیر سبز ) کریستین اسکات تامس ( بیمار انگلیسی ) کتی جورادو ( ماجرای نیم روز - دوبله چهارم ) نیکل کیدمن ( دیگران / ساعت ها ).

3+0-

جمعه 17 دي 1389



>>>بهمن:

در مورد ژاله كاظمي خسرو خسروشاهي هيچگاه صحبتي نكرده و شماهم نقل قولي نكرده ايد در حالي كه در دهه 70 خسروشاهي از هنرخانم ژاله كاظمي در بسياري از دوبله آثار فارسي استفاده كرد كه اتفاقا بسيار آبرومند و قابل توجه اند .البته خسروشاهي از مرحوم ايرج دوستدار هم در واپسين سالهاي عمر در فيلمها و مجموعه هاي تحت مديريتش دعوت به همكاري نمود.ولي در مطالبتان در مورد زنده ياد ژاله كاظمي هيچگاه از همكاري هاي خسروشاهي با ايشان نامي نبرديد و حتي مصاحبه اي كوناه با ايشان نكرديد .شايد از برخي از مسائل ابهام زدائي كند .نكته بعد در مورد حسين باغي است .كاش دوستاني چون آقاي كلانتر يا غني پور مطلبي در خور مي نگاشتند ...

2+1-

شنبه 11 دي 1389



>>>بهروز میلانی فر:

توی زنها دوبلور رو دست این زن نیومده و نمیاد اما متاسفانه کلا فاتحه دوبله تو ایران خونده شده .

3+0-

چهارشنبه 8 دي 1389



>>>میلاد:

در این که مرحومه کاظمی یکی از اسطوره های دوبله هستند شکی نیست.ولی واقعا\" برای وب سایت شما که مثلا\" به دوبله اهمیت می دهد متاسفم که حتی یک یادداشت کوچک و حتی یک تسلیت خشک و خالی درباره ی مرحوم باغی که همین هفته ی پیش فوت کردند ننوشت.

2+2-

چهارشنبه 8 دي 1389



>>>niki.m:

esm khanom kazemi ro ziad shenidam ama ishon ro nemishnasam .

0+4-

سه‌شنبه 7 دي 1389



>>>شاهین:

عمو عباس میتونه زندگیهای گذشته ی ژاله رو به یاد بیاره!

3+1-

سه‌شنبه 7 دي 1389



>>>مریم س:

ممنونم.من پیگیر این ماجرا بوده وهستم .جالب بود

7+0-

سه‌شنبه 7 دي 1389



>>>شهلا حسنی:

من هیچ چیزی از این جریان سر درنیاورم.کسی موضوع رو گرفت به من هم بگه.

1+6-

سه‌شنبه 7 دي 1389



>>>مریم:

آقای فاضلی عزیز!مطلبتان کمی گنگ است.\"او\" که در نوشته های پیشین به گفته هایش اشاره کردید و گفتید که زمینه دیدارش را با ژاله فراهم کرده اید از کجا می دانسته مریض است؟این او کیست؟این فرد باید ارتباط نزدیکی با ژاله داشته باشد،یا از خودش شنیده که مریض است یا از دکترش یا... این جریان کمی گنگ است.خواننده علاقه من را قانع نمی کند.

5+0-

سه‌شنبه 7 دي 1389



>>>مرتضی2009:

حالا کی هست این خانم کاظمی ؟من اصلا نمیشناسمش

1+10-

سه‌شنبه 7 دي 1389



>>>محمد سبزی:

روحش شاد.

7+0-

سه‌شنبه 7 دي 1389




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.