امیر اهوارکی
نقد فیلم
چهره بینقاب مؤلف را به وضوح میتوان در فیلم تسویه حساب دید، کسی که دیگر حتی آداب روشنفکری را به کنار گذاشته و آشکارا فحش میدهد و مردها را تماماً حیوان و کثافت و احمق میخواند، کسانی که به زعم او بایست با پتک به سرشان زد تا آدم شوند!
این فیلم در سال 1385 با تبختر و مستی ناشی از فروش یک میلیاردی آتشبس ساخته شده است. معاونت سینمایی دوره قبل به این فیلم اجازه اکران نداده آن را در «ردیف فیلمهای مبتذل» قرار داد که «نمایش آن باعث پایین آمدن شأن سینمای ایران میشود». اما کارگردان مدعی است که فیلمش را وفق فیلمنامه ساخته است و اگر این ادعا درست باشد او در این اعتراضش محق است. آیا جناب آقای محمود اربابی که در سال 1385 برای این فیلم جواز ساخت صادر کرده تحت تأثیر فروش یک میلیاردی آتشبس بوده است؟ فیلم وقیحانه تسویه حساب هیچ توضیحی برای ساخت ندارد و هر کس که آن را تأیید کند در دنیا و عقبی از او مؤاخذه خواهد شد، فیلمی که آیات قرآن خدا را نیز تمسخر میکند.
جناب حاتمیکیا وقتی با فیلم آژانس شیشهای مخاطبان بیشتری یافت، در اثر بعدی فیلمی هنریتر همچون روبان قرمز را تولید کرد. اما برخی همچون این کارگردان وقتی فیلمشان فروش میکند تازه جرأت میکنند که فیلم بدی را که جرأت ساختش را نداشتند بسازند و عقاید و بیانیههای وقیحانهشان را از زبان هنرپیشههای جمیل فیلم صادر کنند. گویا فحش اگر از زبان سوپر استارهای سینما شنیده شود دیگر فحش نیست! به یاد آورید آن ضربالمثل را که میگوید: «اگر دزدی با چراغ آید گزیدهتر برد کالا». وقتی کسی مثل بنده به ایشان بگوید که «فیلم شما به مخلوقات خداوند و به نیمی از جامعه که مردان باشند توهین کرده است» میگویند: «بایست ببینیم نظر مردم چیست. شما هم برو نقد خودت را بنویس و فیلم ما را نقد کن»! به عبارت دیگر ما که این قدر مخاطب پیدا کردهایم حق داریم اکنون هر خبطی مرتکب شویم. این سخن داخل گیومه را رسماً جناب نیکبین تهیهکننده اثر در جلوی دوربین خبرنگاران بیان کرد و از شبکه خبر هم پخش شد (برنامه 45 دقیقه، پنجشنبه هشتم بهمن، ساعت 20:15 دقیقه). بنده به جناب نیکبین پاسخ دادم که اولاً حق به قلت و کثرت پیروانش شناخته نمیشود. ثانیاً که شما مثل مسلسل 108 دقیقه با صدای دالبی و از حنجره زنان سوپراستار به مردان شلیک میکنی آنگاه من بروم با نقد خودم یک نخود به سمت تو پرتاب کنم؟! لهذا بنده نیز با این رأی معاونت سینمایی که این فیلم را مبتذل و دون شأن سینمای ایران دانسته است موافقم و بایست بگویم که تسویه حساب بدترین فیلم ایرانی است که در عمرم دیدهام و اگر نوشتن این نقد باعث نبود همان دقایق اول سالن را ترک میکردم.
با این فیلم، دیگر خیلی واضح گشته که ما با یک آدم روشنفکر و فهمیده طرف نیستیم و این فیلمساز فمینیست، که طبق معمول فیلمنامه را نیز خودش نوشته، کاملاً بیمنطق و بیانصاف و نامعقول رفتار میکند و از او دیگر نمیتوان انتظار خیر و صلاح داشت. او در جلسه مطبوعاتی در پاسخ به پرسش شفاهی اینجانب که از او پرسیدم «چرا در فیلمت مرتباً به مردها فحش میدهی؟» گفت: «تو خودت جزو کدام دسته از این مردها هستی که از تماشای خودت بر پرده عصبانی شدهای؟!» کسی که فکر میکند تمام مردان جامعه خود را شناخته و آنها از این دوازده قسم که او پنداشته خارج نیستند، یا خواب است یا خودش را به خواب زده. از این دوازده مرد داخل در فیلم فقط یک مرد به نظر کارگردان مرد خوبی است و آن هم یک آرشیتکت است که همسر جناب کارگردان (محمد نیکبین) در نقش آرشیتکتی خود، در آن ظاهر شده است. بنابراین، به نظر کارگردان بیش از 90 درصد مردهای جامعه ظالم و خشن و سروته یک کرباسند. ما این جمله را از زبان «زیبا» (لادن مستوفی) خطاب به شوهر سابقش علی (رضا عطاران) میشنویم که گفت: «از همتون بدم میآید، همتون مثل هم هستید»! او در پاسخ دعوت همسر سابقش برای رجوع پس از طلاق، بدو گفت: «چرا نمیفهمی؟ آدم چیزی را که بالا آورده، دوباره نمیخورد»! آنچه باعث تهوع است نه دعوت یک مرد برای بازگشت به زندگی مشترک بلکه شنیدن فحشهایی است که از چهرههای بزک کرده هنرپیشههای فیلم بیرون میآید و بیانیههای فمنیستهای افراطی و مردستیز است که از دهان آنها شنیده میشود.
فمنیستهای موج سوم که از سال 1960 با شعار مردستیزی و استقلال مالی و همجنسگرایی شروع کردند، بیست سال بعد سرشان به سنگ خورد و متنبه شدند و از عقاید خود برگشتند. اما این خانم کارگردان دارد به مردم یک کشور مسلمان، که حقوقی مترقی بر اساس شرع دارد، همان قی کردههای پنجاه سال قبل فمنیستهای افراطی را میخوراند. یکی از شعارهای فمینیستهای موج سوم مردستیزی و همجنسگرایی است. آنها حتی نکاح قانونی زن و شوهر را نفی میکنند و آن را ظالمانه مینامند. به این جمله یکی از این فمینیستهای افراطی دقت فرمایید:
نهتنها خشونت جنسی بلکه آمیزش جنسی [...] لحظه کلیدی مظلومیت زنان است. تمام مردان متجاوزند و تمام زنان قربانی آنها. (سوزان آلیس واتکینز و دیگران، فمینیسم: قدم اول، ترجمه زیبا جلالی نائینی، نشر شیرازه، 1380، ص 143)
این موضوع همجنسگرایی در فیلم تأکید شده بود. پس از سکانس فرار از دست مرد سوم، که مأمور قانون بود، آن چهار زن به خانه آمده و با هم نزاع کردند. زیبا که عاقلتر از همه و رهبر این ماجراست و بیانیههای فیلم را او صادر میکرد در خصوص مردان گفت: «این احمقها میخواهند که ما فقط زن باشیم، و ما هم با زن بودن حالشان را میگیریم. این اسلحه ماست»! به عبارت دیگر فیلم میگوید که ما نمیخواهیم زن باشیم و حتی با شوهران خود نکاح کنیم. این همان سخن فوقالذکر است که رابطه جنسی قانونی با شوهررا نیز ظالمانه میداند. خانم کارگردان با تمام این وقاحتی که در فیلم میبینیم باز در مصاحبههای خود ادعا کرده که دچار خود سانسوری شده و برخی از حرفهایش را نتوانسته درست بیان کند. مقصود او همین بخش است که زنان را به استقلال کامل از مردان و همجنسگرایی دعوت میکند.
کارگردان با این عقیده آشکارا به جنگ خداوند رفته است و حضرت خالق را در خصوص آفرینش مرد و زن به این هیئت و شمایل، تقبیح میکند. آیا کسی حق دارد که به خداوند خرده بگیرد که چرا مثلاً مار و عقرب و پشه را خلق کرده است؟ تا چه رسد به اشرف مخلوقات که انسان باشد؟ آیا یکصد و بیست و چهار هزار نبی از میان مردان برنخاستند؟ شما کدام نبی را از جنس زنان میشناسید؟ انبیای خداوند و اصولاً مردان تجلی اسماء مبارک «باطن» و «جلال» خداوند هستند و زنان مظهر نامهای خجسته «ظاهر» و «جمال» باری تعالی. و برخی از اسماء حق تعالی بر برخی دیگر توفق دارند، چنانکه «باطن» بر «ظاهر» اولویت دارد و «جلال» بر «جمال». در دعای روزانه ماه رمضان ابتدا «یا علی و یا عظیم» (صفات جلال) را میخوانیم و سپس «یا غفور و یا رحیم» (صفات جمال) را، چنانکه در دعای قنوت نماز عید فطر نیز اسماء جلال خداوند بر اسماء جمال اولویت دارند. آیا فمینیستها این مفاهیم عرفانی را میفهمند؟
اصولاً فیلمهای این کارگردان که سرسپردگی فوقالعادهای به مفاهیم غربی دارد، از فیلمهای امریکایی دزدیده شده. چنانکه فیلم آتشبس (1384) با دقت بسیار زیاد و حتی سکانس به سکانس، به فیلم اصل خود یعنیPeyton Reed (2006) \ The Break-Up وفادار است، ولی کارگردان تنها اذعان کرده که مفاهیم روانشناسی فیلم را از یک کتاب امریکایی اقتباس نموده است. ایضاً فیلم سوپراستار (1387) وی از فیلم نقشه بازی Andy Fickman (2007) \ The Game Plan برداشت شده با این تفاوت که آن بازیگر در آن فیلم بازیکن ستاره فوتبال امریکایی است و با ظهور دخترش او متنبه میشود. این فیلم سه نوبت از شبکه دوم سیما نیز پخش شده است.
ایده این تسویه حساب نیز از فیلم عکس یک ساعته/ مارک رومانک Mark Romanek (2002) \ One Hour Photo با بازی رابین ویلیامز گرفته شده که در آن یک ظاهرکننده عکس در عکاسی وقتی که به خیانتهای مردی پی میبرد قصد دارد تا آن را برای همسرش افشاء کند. در مسیحیت تعدد زوجات وجود ندارد و اصلاً خود ازدواج طبق فصل هفتم از نامه اول پولس به قُرَنتیان امری منهی است که حتیالمقدور بایست از آن پرهیز کرد! (جالب است که در باب نهم همین نامه پولس اهالی قرنتیه را مؤاخذه میکند که چرا او را به سبب آنکه با زنان متعددی دیده شده ملامت میکنند!) کسانی که اعتدال و عقلانیت اعلای دین خدا را نپذیرند، به افراط و تفریط دچار میشوند. یعنی به ناچار یا به رهبانیت مسیحی و کلیسایی در میافتند یا به لاقیدی و بیمبالاتی شدیدی که ازدواج را دست و پاگیر میدانند و هنرپیشههای فیلمهای پورنوگرافی را تحسین میکنند و مثل آنها میزیند، چه مرد باشند چه زن. و جالب توجه است که هر دو وجه این افراط و تفریط که برشمردیم، در فیلم تسویه حساب دیده میشود. این چهار زن اشکالی نمیبینند اگر که نقش فواحش خیابانی را بازی کنند و در آن هیئت دیده شوند. اما وقتی خواهر باردار مریم از او پرسید: «مگر صیغه شدی که پولدار شدهای؟» مریم با تمام علاقهای که در فیلم به خواهرش ابراز میکند به او گفت: «خفه شو»! این چه منطقی است که روابط جنسی حلال و قانونی را که برای شوهر تعهداتی میآورد، مجاز نمیداند اما رابطه جنسی خارج از خانواده را روا میدارد؟ زیبا که در فیلم قهرمان نقش اول است و بسیاری از بیانیههای فمینیستی از زبان او صادر میشوند و حتی گاهی به جهت عقل و درایتی که دارد به او «مادر بزرگ» هم میگویند، لیلا دختر خالهاش فاش میکند که او در زمانی که با علی زندگی میکرده از دوست پسرش حامله شده است. حالا آن بچه نامشروع چیزی است که لیلا پس از بیرون آمدن از زندان از دور او را تماشا میکند و حسرتش را میخورد، چونکه آن دختر را از او گرفتهاند. اما مریم جنین حلالزاده خواهرش را «توله سگ» مینامد تا هم فحشی به شوهر خواهرش داده باشد و هم به دیانت و ازدواج و عقد و شرع و عقلانیت و سنتها و قانون.
ارتباط برقرار کردن با فیلم تسویه حساب حتی برای زنان فمنیستِ معتدل هم سخت است چه برسد به کسانی که اصلاً کفریات فمنیسم را قبول نداشته باشند. آیا آدم پول بدهد و سینما برود و فحش و ناسزا هم بشنود؟ واقعاً این فمنیستهای افراطی خودخواه و متکبر چه گمان میبرند؟ به نظر بنده سالنی که این فیلم در آن نمایش داده شود یک جهنم تمام عیار است. شما چقدر حاضرید بپردازید تا به جهنم نروید؟
همچنین در این باره بخوانید:
مخالفان تهمینه میلانی در نشست رسانه ای با او تسویه حساب کردند
تسویه حساب به سبک زنانه البته تنها از نوع میلانی
چو عضوی به درد آورد روزگار.../نگاهی به فیلم تسویه حساب
میلانی: زمان ساخت تسویه حساب فریب مسئولین وقت را خوردم
اکران تسویه حساب در مشهد هم ممنوع شد
اکران تسویه حساب در اردبیل ممنوع شد
استفاده از مقالات، تنها با ذکر منبع سایت پرده سینما مجاز است. |
|