پرده سینما

او را به خدا واگذار و به خارهایی که در قلبش جای دارند؛ نگاهی به فیلم «به امان خدا رهایش کن» ساخته جان. ام استال

غلامعباس فاضلی






 

 

 

هر پنج‌شنبه، طعم سینما را در پرده سینما بچشید!

 

با طعم سینما، سینما را از دریچه ای تازه ببینید!

 

نقد و بررسی فیلمهای مهم تاریخ سینما در طعم سینما

 

 

 

 

 

 

 

به امان خدا رهایش کن

(به خدا واگذارش کن)

Leave Her to Heaven

۱۹۴۵

کارگردان: جان. ام. استال

فیلمنامه: جو سورلینگ بر اساس کتاب «به امان خدا رهایش کن» نوشته بن ایمس ویلیامز

بازیگران: جین تیرنی، کرنل وایلد، جین کارین، وینسنت پرایس، و...

موسیقی متن: آلفرد نیومن

مدیر فیلمبرداری: لئون شامروی

تدوین: جیمز. بی. کلارک

تهیه کننده: ویلیام آ. باچر

پخش از: فوکس قرن بیستم

تاریخ نخستین نمایش: ۱۹ دسامبر ۱۹۴۵

فروش فیلم در اکران نخست: ۸.۲ میلیون دلار

محصول: ایالات متحده آمریکا

زبان فیلم: انگلیسی

زمان فیلم: ۱۱۰ دقیقه

رنگی

 

خلاصه داستان فیلم: یک نویسنده جوان و موفق به نام ریچارد هارلند (کرنل وایلد) به طور اتفاقی در قطار با زن جوانی به نام اِلِن برنت (جین تیرنی) آشنا می شود. اِلِن نامزدی به نام راسل کویینتون (وینست پرایس) دارد که سیاستمدار جوانی است. ریچارد رفته رفته مجذوب اِلِن می شود، اِلِن که ظاهراً خویشتنداری بیشتری در مورد رابطه اش با ریچارد دارد، به طور غیرمنتظره ای و حتی بدون اطلاع دادن به ریچارد، در یک جمع فامیلی اعلام می کند قرار است به زودی او و ریچارد با هم ازدواج کنند. ریچارد از این ازدواج استقبال می کند و آنها زندگی مشترکشان را در خانه ای مشرف به یک دریاچه کوچک، زیبا، و خوش آب و هوا آغاز می کنند.

ریچارد برادر نوجوانی به نام دَنی (داریل هیکمن) دارد که به علت بیماری قادر به راه رفتن نیست و در عین حال به شدت مورد مراقبت و توجه ریچارد است. رفته رفته جنبه هایی از حسادت زنانه در اِلِن آشکار می شود. او تلاش می کند به نحوی دَنی را به جای دیگری بفرستند تا او و ریچارد با هم تنها باشند؛ اما وقتی این خواسته محقق نمی شود او نقشه ای ظریف برای کشتن دَنی می کشد...

 

 

 

 

طعم سینما- شماره ۱۸۱- به امان خدا رهایش کن (Leave Her To Heaven)

 

 

برای پیام مستوفی

 

 

جین تیرنی در فیلم به امان خدا رهایش کنشاید اگر مارتین اسکورسیزی در فیلم مستند سفری شخصی با مارتین اسکورسیزی به درون سینمای آمریکا به معرفی فیلم به امان خدا رهایش کن جان. ام. استال نمی پرداخت، امروز حتی در همین حد اندک هم این فیلم درخشان تاریخ سینما مورد توجه قرار نمی گرفت. اسکورسیزی این فیلم را به عنوان «یک فیلم- نوآر رنگی» معرفی می کند! و همین عبارت ابداعی او برای توضیح لحن چندپهلوی فیلم کافی است. «فیلم نوار» ژانر فیلمی است که قطعاً در زمان ساخت به امان خدا رهایش کن سیاه و سفید ساخته می شده و فرقی نمی کرده شاهین مالت جان هیوستن باشد یا خواب بزرگ هوارد هاوکس، و حتی یک دهه بعدتر ورای یک شک منطقی فریتز لانگ. فضای تیره و تلخ «نوار» سیاه و سفید می بوده. اما چه اتفاقی می افتد که در دهه ی ۱۹۴۰ یک «نوآر» با رنگ های چشم نواز و گران قیمت «تکنی کالر» [۱] ساخته می شود؟!

اینجاست که حوزه های ژانر در هم ادغام، و پرسش های دیگری مطرح می شوند که فیلم را پیچیده تر می کنند: آیا این فیلم لزوماً یک «نوآر» است؟ یا احتمالاً یک «ملودرام»؟ چه چیزی باعث می شود تصور کنیم به امان خدا رهایش کن یک «نوآر» است؟ صرفاً یک صحنه ی قتل؟ آیا صحنه ی قرینه ی این فیلم یعنی صحنه سقط جنین فیلم به ما ثابت نمی کند این فیلم یک «ملودرام» است؟!

بر فرض اینکه بر همین اساس ثابت کنیم به امان خدا رهایش کن یک «ملودرام» است، احتمالاً از همین راه می شود در شیوه استدلالی دیگری ثابت کرد این فیلم یک «نوآر» است! و این ماجرا ادامه دارد!...

بنابراین ضمن اینکه با همین مقدمه کوتاه درباره کارکرد فیلم در حوزه «ژانر» درمی یابیم به امان خدا رهایش کن فیلم مهمی است که به راحتی قواعد ژانر را در هم شکسته، به جای دعوت شما به وارد شدن به مباحث پیچیده ژانر، توجه شما را به چند مدخل جالب توجه درباره این فیلم جلب می کنم:

 

 

مدخل نخست: نام فیلم

 

نام فیلم برگرفته از نمایشنامه هملت ویلیام شکسپیر است. پرده نخست-صحنه پنجم. جایی که شبح (روح پدر هملت) بر وی ظاهر می شود و شرح می دهد چگونه توسط برادرش (عموی هملت) به قتل رسیده است. آنگاه از مادر هملت سخن می گوید که چگونه همدست برادر گشته و به او خیانت کرده است:

 

«...ولی، به هر صورت که دست اندرکار شوی روح خود را آلوده مدار، و هیچ مگذار که جانب بر ضد مادرت به چاره اندیشی برآید؛ او را به خدا واگذار و به خارهایی که در قلبش جای دارند، تا او را بخلند و نیشش بزنند... [۲]

این بخش از نمایشنامه هملت که به عنوان نام فیلم برگزیده شده در فیلم کارکردی محتوایی دارد. اینجا خطاب فیلم و این جمله به اِلِن است.

 

 

 

مدخل دوم: لطیف ترین صحنه قتل در تاریخ سینما!

 

به امان خدا رهایش کن یک سکانس خیلی معروف دارد که به «سکانس دریاچه» معروف است. در این سکانس ملایم ترین و لطیف ترین صحنه قتل تاریخ سینما رخ می دهد! قتلی بدون اسلحه، بدون خشونت، بدون خونریزی... اما فراموش نشدنی و به شدت اثرگذار.

 

 

مدخل سوم: جغرافیا

 

آب و هوا و جغرافیا عنصر بسیار مؤثری در این فیلم است. به امان خدا رهایش کن طبق تعاریف شخصی من! یک فیلم «تابستانی» است! فیلم پر از گرماست و سرشار از لوکیشن های مختلف در جغرافیاهای متعدد است به جز بخش کوچکی در ایالت مِی ن در شرق آمریکا، بیشتر فیلم در ایالت های جنوبی آریزونا، و نیومکزیکو، و ایالت غربی کالیفرنیا، فیلمبرداری شده است. چیزی که من در این فیلم خیلی دوست دارم هماهنگی عجیب رنگ تکنی کالر با چشم اندازهای متنوعی است که در مسیر سفر شخصیت ها وجود دارد.

 

 

مدخل چهارم: درونمایه و نتیجه گیری های اخلاقی

 

 

به نظر من فیلم به امان خدا رهایش کن از نظر درونمایه هم فیلم پیچیده ای است. این را در تماشای اخیر فیلم متوجه شدم. جین تیرنی نقش «اِلِن» زن پرشرارت فیلم را بازی می کند. شخصیتی که با دو سکانس «دریاچه» و «پلکان»، یکی از استثنایی ترین شخصیت های زن تاریخ سینما را برای خود ثبت می کند. ابتدا قرار بود آیدا لوپینو ایفاگر نقش اِلِن باشد. (لوپینو با فیلم سییرای مرتفع رائول والش در کارنامه اش انتخاب خوبی برای این نقش بود) اما قرعه به نام جین تیرنی افسانه ای افتاد. بازیگری که به لحاظ زیبایی، احتمالاً به زیبایی عروسکی خیلی از بازیگران هم دوره اش نمی رسید؛ اما موفق شد در تعدادی از بهترین فیلم های تاریخ سینما، بهترین نقش ها را از آن خود کند و در قواره ی زنی پرنفوذ جا بیافتد. از همین رو نام او همراه با نام تعدای از بهترین فیلم های تاریخ سینما ثبت شده است: بازگشت فرانک جیمز فریتز لانگ، جاده تنباکو جان فورد، اشارات شانگهای جوزف فون اشترنبرگ، بهشت می تواند منتظر بماند ارنست لوبیچ، لورا، گرداب، جایی که پیاده رو تمام می شود، و شور و تصویب اتو پره مینجر، لبه تیغ ادموند گلدینگ، روح و خانم موییر جوزف ال منکیه ویچ، شب و شهر جولز داسین، مصری مایکل کورتیز، دست چپ خدا ادوارد دیمتریک و...

کمتر زنی در تاریخ سینما اینهمه فیلم مهم در کارنامه اش دارد.

نخستین بار حدود ده سال قبل وقتی بخش های کوتاهی از فیلم به امان خدا رهایش کن را در فیلم مستند سفری شخصی با مارتین اسکورسیزی به درون سینمای آمریکا دیدم سراغی از فیلم را گرفتم که البته هیچ جا در دسترس نبود.

تماشای این فیلم را به پیام مستوفی عزیرم مدیون ام. در همان سالها ازش خواستم این فیلم را برای من پیدا کند و او از طریق یکی از دوستان اش از راهی دور و دراز فیلم را برایم یافت و بهم عطا کرد. تماشای این فیلم در آن سالها موهبتی استثنایی بود که به پیام عزیزم مدیون هستم و هرگز آن مرحمت را از یاد نمی برم.

در نخستین دیدارم با فیلم آن را گرچه جذاب یافتم، اما به لحاظ درونمایه متوسط ارزیابی اش کردم. از پس گذشت سالها، امروز وقتی نسخه «بلو-ری» فیلم را با زیرنویس فارسی و به شکل دقیق تری دیدم ارزیابی بسیار خوشبینانه تری نسبت به فیلم دارم. برخلاف دیدار نخستین در سال های دور، امروز اتفاقاً من تصور می کنم «اِلِن» در این فیلم نه زنی صرفاً ویرانگر و تباه کننده، بلکه عاشقی دوست داشتنی است! زنی که مرد زندگی اش را فراتر از حد تصور دوست دارد؛ اگرچه نمی تواند این عشق را در مسیر درستی قرار دهد. مرزی که بین عشق و نفرت در این فیلم وجود دارد چند دهه بعد در فیلم ماه تلخ رومن پولانسکی هم تکرار می شود. بنابراین نه تنها فیلم با جرأت قواعد ژانر نوار و ملودرام را در هم می شکند، نه فقط از رنگ تکنی کالر نه در یک فیلم تاریخی یا موزیکال، بلکه در چنینی فیلمی استفاده می کند، بلکه شخصیتی را خلق می کند که از هالیوود آن سالها خیلی جلوتر است.

 

 

مدخل پنجم: آلفرد نیومن

 

تصور می کنم اگر از علاقمندان موسیقی فیلم در مورد «بهترین آهنگساز تاریخ سینما» نظرسنجی شود، برنارد هرمن بالاترین آراء را از آن خود خواهد کرد. من اگرچه آثار برنارد هرمن را بسیار دوست دارم، اما در موارد بسیاری آلفرد نیومن را از او والاتر ارزیابی می کنم. روح عجیبی در آثار آلفرد نیومن وجود دارد. و شاید از همین رو خیلی ها او را «یوهان سباستین باخ آهنگسازان فیلم» نام نهاده اند. این لقب شایسته ای برای آلفرد نیومن است.

در این فیلم هم کار آلفرد نیومن شاهکار است. به خصوص صحنه ی عجیب مراسم پخش کردن خاکستر در صحرای نیومکزیکو.

موسیقی به امان خدا رهایش کن در سال ۲۰۰۰ همراه موسیقی فیلم همه چیز درباره ایو در یک آلبوم منتشر شد و امسال هم همراه با موسیقی خارش هفت ساله و عشق چیز خیلی پرشکوهی است در آلبوم جدیدی روانه بازار گردید.

 

 

 

 

پانوشت ها

 

 

۱.تکنی کالر. برای علاقمندان قدیمی سینما واژه «تکنی کالر» مفهومی فراتر از یک اصطلاح تکنیکی دارد. این کلمه مترادف با بخش مهمی از دوران دست نیافتنی سینماست. در دوران سینمای کلاسیک معمولاً هر کمپانی شیوه ی رنگی مخصوص به خودش را داشت که فیلمهای رنگی اش را به آن طریق فیلمبرداری می کرد. به این ترتیب کمپانی متروگلدوین مایر از «مترو کالر»، فوکس قرن بیستم از «دولوکس کالر»، و برادران وارنر از «وارنر کالر» استفاده می کردند. کمپانی های کوچکتر و کشورهای اروپایی یا احیاناً آسیایی از سیستم های رنگی عمومی تر نظیر «ایستمن کالر» یا «آگفا کالر» استفاده می کردند. اما «تکنی کالر» یک سیستم رنگی فوق العاده درخشان، به شدت متمایز، و البته در سطح قابل توجهی پر هزینه تر از سایر سیستم ها بود که در موارد خاص استفاده می شد. «تکنی کالر» البته قدیمی ترین شیوه ی فیلمبرداری رنگی نیز محسوب می شود. در سیستم رنگی «تکنی کالر» در سالهای نخست از یک دوربینِ سه نواره، و در سالهای بعدتر با پیشرفتهای تکنیکی از یک نوار نگاتیو، اما به صورت سه لایه که هر کدام یک طیف رنگی را جذب می کردند استفاده می شد. هیچکدام از سیستم های رنگیِ بعدی با وجود فراگیر بودن به دقتِ رنگی و عمرِ طولانیِ سیستم «تکنی کالر» نرسیدند. به خاطر پرهزینه بودنِ این سیستم، تنها پروژه های خاص، یا کارگردانان صاحب نفوذ می توانستند از سیستم «تکنی کالر» استفاده کنند. کارگردانانی همچون آلفرد هیچکاک –که اکثر آثار رنگی اش را به این شیوه ساخت- و پروژه هایی استثنایی همچون بربادرفته، فانتازیا، یک آمریکایی در پاریس، آواز در باران، و مرد آرام به این شیوه فیلمبرداری شدند. البته فیلمهای متعددی هم به این شیوه فیلمبرداری شدند اما فاقد اعتبار یا ارزش هنری از آب درآمدند.

 

 

 

۲.هملت. (ویلیام شکسپیر) ترجمه م. الف. به آذین. نشر دوران. چاپ چهارم ۱۳۶۰ صفحه ۶۰

 

 

 

برای مطالعه دیگر فیلم هایی که در «طعم سینما» معرفی و بررسی شده اند اینجا را کلیک کنید



 تاريخ ارسال: 1395/7/16

نظرات خوانندگان
>>>یاسین:

مارتین اسکورسیزی یک کارگردان و یک سینماشناس بزرگ است

148+1-

جمعه 16 مهر 1395



>>>امیر:

!like

78+0-

جمعه 16 مهر 1395



>>>سمیرا:

خلاصه داستانش که جالبه

63+0-

جمعه 16 مهر 1395



>>>موسی:

همت شما را می ستایم.

61+0-

جمعه 16 مهر 1395



>>>سعید:

دم مارتین اسکورسیزی و شما و تمام کسانی که نگذاشتند اینگونه فیلمها مهجور باقی بمانند گرم

33+0-

يكشنبه 18 مهر 1395




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.