پرده سینما

از منظر تاریخی، به «سیانور» بهروز شعیبی چگونه بنگریم؟

کاوه قادری







 

 

پوستر فیلم سیانور ساخته بهروز شعیبی: تلاش برای بازسازی واقعیت تاریخی در دهه 1350با آغاز اکران عمومی سیانور بهروز شعیبی، یکی از بحث های عمده ای که معمولاً در نقد و بررسی این فیلم مطرح می شود، حول جنبه ی تاریخی این اثر و میزان مطابقت آن با واقعیت بیرونی رخ داده در گذشته است؛ اینکه واقعیت فیلم به لحاظ تاریخی، از چه میزان اصالت، خلوص و کمال برخوردار است؟ آیا شخصیت هایی همچون «تقی شهرام»، «وحید افراخته»، «مرتضی صمدیه لباف»، «مجید شریف واقفی» و... عیناً با همان شناسه ها، کنش و واکنش ها و منش هایی که در تاریخ معاصر ما زیست کرده اند و وجود داشته اند، مصور شده و به نمایش درآمده اند؟ درباره ی ساواک و سازمان مجاهدین خلق آن دوران چطور؟ درباره ی وقایع تاریخی فیلم همچون ترور آمریکایی ها، دستگیری مظنونین، تصفیه های ایدئولوژیک درون سازمان مجاهدین خلق و... چطور؟ و از این قبیل پرسش ها که البته در مقابل شان، همیشه یک پرسش چالشی نیز مطرح می شود؛ و آن اینکه آیا یک اثر نمایشی ولو براساس تاریخ، الزاماً موظف به پایبندی تام و تمام و عینی به کلیه ی مستندات، ویژگی ها، جنبه ها و بایسته های تاریخی است؟

اجازه بدهید در این مقاله، به این پرسش، کمی غیرمستقیم تر و در عین حال، دقیق تر پاسخ بدهیم؛ به این معنا که اول از همه، مشخص کنیم که سیانور به عنوان فیلمی که داعیه دار بنا شدن براساس واقعیت است، بنا دارد در چهارچوب کدام نوع واقعیت حرکت کند؟

می دانیم که واقعیت در یک اثر نمایشی، از انواع مختلفی برخوردار است که مرسوم ترین نوع آن، واقعیت داستانی دارای فراز و فرودها، جذابیت ها، دستکاری ها و تقلب های موجه دراماتیک است که در اکثریت قریب به اتفاق آثار تاریخ سینمای جهان نیز بکار برده شده است. نوع دیگر واقعیت در یک اثر نمایشی را می توان واقعیت داستانی بدون دستکاری و به دور از جذابیت سازی ها و ترفندهای رایج دراماتیک دانست که آشناترین نمونه های آن در آثار فیلمسازانی همچون یاسوجیرو اوزو، برادران داردن، ریچارد لینکلیتر و امثالهم یافت می شود. شکل دیگر واقعیت، واقعیت نهفته در آثار مستند است که علی الظاهر نزدیک ترین نوع واقعیت در یک اثر نمایشی، به واقعیت اصیل، خالص و کامل است و البته در این میان، شکل جزئی تری از واقعیت مستند نیز وجود دارد که قائل به خلق واقعیت زنده، آنی و حتی الامکان بدون انقطاع است  تا بدین طریق، از محدودیت هایی که واقعیت مستند در راه دستیابی به واقعیت خالص، اصیل و کامل دارد بکاهد.

در واقعیت داستانی دارای تقلب های موجه دراماتیک، مؤلف فیلم عملاً در مقام «قادر مطلق» است و می تواند از هر ترفند دارای موجهی جهت جذابیت آفرینی ها، فراز و فرودسازی ها و تعیین و شکل دهی و پیشبرد و به ثمر رساندن خطوط و محورهای داستانی بهره بگیرد و به بیان ساده تر، واقعیت مطلوب و مطبوع خود را بدون کمترین ارتباط و نسبتی با واقعیت خالص و اصیل و کامل بسازد؛ تا جایی که در این زمینه، گابریل گارسیا مارکز جمله ی مشهوری با این مضمون گفته است که: «هنرمند می تواند هر مهملی را به هم ببافد؛ به شرط آنکه که بتواند آن را به مخاطب خود (چه از نظر حسی و چه از نظر ذهنی) بقبولاند».

سیانور ساخته بهروز شعیبیدر واقعیت داستانی بدون دستکاری نیز اگرچه از جذابیت آفرینی ها، فراز و فرودسازی ها و تقلب های رایج دراماتیک خبری نیست و اراده بر تعیین، شکل دهی، پیشبرد و به ثمر رساندن طبیعی خطوط و محورهای داستانی است اما باز هم ذات وجود داستان که برگرفته از ذهن، سیالیت نهفته در آن و فراواقعیت حاصل شده از آن است، موجب می شود میان چنین واقعیتی و واقعیت خالص و اصیل و کامل، فاصله ایجاد شود.

     

در واقعیت مستند هم که حداقل در شکل مدیوم تصویری و نمایشی همچون سینما، خالص ترین، اصیل ترین و کامل ترین نوع واقعیت محسوب می شود، به سبب حضور و دخالت ولو صرفاً نظاره گرانه ی دوربین در موقعیت و آگاهی سوژه از این حضور و دخالت، واقعیت موقعیت موجود دستخوش تغییر می شود و حتی در شکل جزئی ترش تحت عنوان واقعیت زنده، لحظه ای و لاینقطع نیز از آنجایی که برای خلق صددرصد و همه جانبه ی کل واقعیت یک موقعیت خاص از تمام زوایای ممکن و نقطه دیدها نیز حتماً باید P.O.V به کاملی P.O.V دانای کل را داشت، باز هم به خلوص، اصالت و کمال صددرصدی نمی رسد.

     

پس بدیهی است که ذات سینما برگرفته از نه واقعیت، که فراواقعیت یا واقعیت دستکاری شده، بازطراحی شده و بازآفرینی شده باشد و در این میان، حتی تطابق واقعیت نمایشی با واقعیت بیرونی نیز به سبب ذات متفاوت این دو نوع واقعیت، ممکن نباشد؛ از یاد نبرید فیلم شبح کژدم کیانوش عیاری را که نشان می داد تصادف مستقیم واقعیت داستانی، قابل خلق یا بازسازی و نمایشی برگرفته از ذهن با واقعیت زنده، خلق شده، ماهیتاً غیرقابل تغییر و بیرونی که عیناً در جریان است، احیاناً می تواند به چه فجایع تراژیک و غیرقابل جبرانی برای هر دو نوع واقعیت منجر شود.

لذا در یک اثر نمایشی، دستیابی تام و تمام به واقعیت اصیل، خالص و کامل، ممکن نیست و هر آنچه از واقعیت و میزان اصالت، خلوص و کمال اش می بینیم و می سنجیم، نسبی است و حتی شکل نگاه به وقایع و مقوله ها نیز در هر نوع واقعیت، متفاوت و وابسته به مختصات و مناسبات درونی آن واقعیت است.

سیانور ساخته بهروز شعیبیبرای نمونه، واقعه ی «کشتن» و مقوله ی «قضاوت» را در هر نوع واقعیت درنظر بگیرید. در واقعیت داستانی دارای تقلب موجه دراماتیک، به سبب نوع جذابیت آفرینی و فراز و فرودسازی داستانی و نحوه ی قهرمان پروری و ضدقهرمان سازی برآمده از آن، کشتن ضدقهرمان توسط قهرمان، بی آنکه به نفس و ذات عمل «کشتن» توجه چندانی شود، مورد استقبال مخاطب قرار می گیرد و قضاوت در این مورد، «صفر و صدی» می شود؛ در شرایطی که در واقعیت داستانی بدون دستکاری و ترفندهای رایج دراماتیک، به سبب طبیعی تر شدن مناسبات و خط سیر حاکم بر درام و نوع شخصیت پردازی خاکستری برآمده از آن، استقبال از چنین عملی مورد مکث و تأمل قرار می گیرد و قضاوت درباره ی آن، دشوار و همراه با تردید است؛ و در واقعیت مستند، به سبب رویارویی مستقیم تر، بی واسطه تر، بی پیرایه تر و جزئی تر با سوژه، نفس و ذات مخوف، مخرب و فاجعه بار این عمل، بیش از پیش عیان می شود و قضاوت دقیق در این مورد، تقریباً غیرممکن می شود.

پس همانطور که دیدیم، شکل جهان بینی مؤلف یک اثر نمایشی، حتی در یک فیلم تاریخی نیز نسبت و وابستگی مستقیم دارد با نوع واقعیتی که فیلم در چهارچوب آن حرکت می کند؛ کمااینکه در فیلمی همچون نبرد الجزایر که اغلب در چهارچوب واقعیت مستند و گاه در چهارچوب واقعیت داستانی به دور از حربه های رایج دراماتیک است، پونته کوروو خود را آنچنان پایبند به بایسته های تاریخی سوژه و موقعیت می داند که سکانس های تظاهرات معترضان، عملیات های تروریستی و شکنجه های معترضان در بازجویی را طوری عینی می سازد که گویی تصاویر خلق شده، همان تصاویر آرشیوی به جا مانده از آن واقعه ی تاریخی هستند؛ در شرایطی که در فیلمی همچون لینکلن استیون اسپیلبرگ که در چهارچوب واقعیت داستانی دارای فراز و فرودسازی دراماتیک است، شاهد هستیم که فیلمساز در مقام «قادر مطلق»، شخصیت «آبراهام لینکن» را با نگاه و قرائت دلخواه خود از یک سیاستمدار عملگرا می سازد که لزوماً با مستندات تاریخی همخوان نیست؛ و یا حتی در نمونه های ساختارشکن تر و آوانگاردتر این نوع واقعیت داستانی، تارانتینو در اراذل بی آبرو، «گوبلز» را آنگونه که خود می پسندد، درست برخلاف مستندات تاریخی که او را زیرک و زبردست جلوه می دهند، خنگ و بی عُرضه نمایش می دهد و یا «آدولف هیتلر» را برخلاف فرجامی که در مستندات تاریخی برای او عنوان شده، حقیرانه تیرباران می کند.

آتیلا پسیانی و پدرام شریفی در سیانورحال، اگر بپذیریم که سیانور بهروز شعیبی، به سبب ساختار فیلمنامه ای کلاسیک و دارای فراز و فرود دراماتیک اش، جنس تصویرپردازی شاعرانه و حتی تا حدی سانتی مانتال اش، نوع رویدادمحوری و حادثه پردازی و کنش و واکنش سازی دینامیک اش، نحوه ی قهرمان پروری و ضدقهرمان سازی اش، پیرنگ عاشقانه و شخصیت خیالی که در دل پیرنگ و شخصیت های تاریخی اش قرار داده و شناسه هایی از این قبیل، فیلمی در چهارچوب واقعیت داستانی دارای تقلب موجه دراماتیک است، پس می توان این را هم پذیرفت که مؤلف فیلم در مقام همان «قادر مطلق»، می تواند نگاه و قرائت مطلوب و مطبوع خود را از ماجراها، رویدادها و شخصیت های حاضر در آن ها داشته باشد؛ همانطور که اینکه علی حاتمی در آثاری همچون ستارخان، حاجی واشنگتن، هزاردستان و کمال الملک، نگاه و قرائت نه متبوع، بلکه متفاوت اما مطلوب و مطبوع خود را از ماجراها، رویدادها و شخصیت های تاریخی داشت نیز در چهارچوب همین نوع واقعیت داستانی، قابل ادراک و پذیرش است؛ کمااینکه در سریال کوچک جنگلی به عنوان یک نمونه ی نمایشی دیگر نیز بهروز افخمی با نگاه و قرائتی که از «میرزاکوچک خان» داشت، شخصیتی اغلب ایدئولوژیک و متشرع خلق کرد؛ در شرایطی که ناصر تقوایی می خواست از همین شخصیت تاریخی، کاراکتری اغلب ناسیونالیست و وطن خواه خلق کند.

بنابراین در یک کلام و به عنوان نتیجه گیری، متر و معیارمان برای راستی آزمایی تاریخی سیانور و امثال اش، لزوماً نباید این باشد که مؤلف فیلم، تا چه میزان توانسته بایسته های تاریخی را به نحوی اصیل، خالص و کامل، واقعی جلوه دهد؛ بلکه مهم این است که مؤلف فیلم، تا چه میزان توانسته حقیقت ولو ضمنی و تقریبی ماجراها، رویدادها و شخصیت ها را استخراج کند.

 

 

 

کاوه قادری

 

آبان  ۱۳۹۵ 

 



 تاريخ ارسال: 1395/8/16

نظرات خوانندگان
>>>محمد جوادپور:

سیانور از فیلمهای مهم سال است که در جشنواره فجر مورد کم لطفی قرار گرفته و این نقد بجا هم ثابت میکنه این فیلم شایستگی توجه بیشتر را داره

91+6-

يكشنبه 16 آبان 1395



>>>yasi:

دهلیز فیلم متوسطی بود که خیلی شلوغ شد براش اما سیانور فیلم پخته تریه که فروشش بالاتر بوده

49+11-

يكشنبه 16 آبان 1395



>>>علیرضا:

بازیها همه خوب هستن تو این فیلم. مهدی هاشمی آتیلا بهنوش طباطبایی و پدرام شریفی و...

67+7-

يكشنبه 16 آبان 1395



>>>منتقد سینما:

آقای قادری چقدر تعریف از یک فیلم متوسط؟؟؟؟؟!!!!!!!! "جنس تصویرپردازی شاعرانه ... رویدادمحوری و حادثه پردازی و کنش و واکنش سازی دینامیک...، نحوه ی قهرمان پروری و ضدقهرمان سازی اش، پیرنگ عاشقانه و ...»

5+52-

يكشنبه 16 آبان 1395



>>>کامیار:

این بحث تاریخ و سینما یه بحث تکراریه که هیچوقت تموم نمیشه!!!

11+32-

يكشنبه 16 آبان 1395



>>>در جواب منتقد سینما:

با سلام. اینکه اشاره شد جنس تصویرپردازی شاعرانه است (غالباً بخاطر دهه پنجاهی و نوستالژیک بودنش) و یا نوع رویداد محوری و حادثه پردازی و کنش و واکنش سازی فیلم، دینامیک است و... جملگی ناظر بر بیان ویژگی های فیلم است؛ آن هم فقط برای اینکه بسنجیم فیلم در چهارچوب چه واقعیتی حرکت می کند و بسته به آن واقعیت، باید پایبند به تاریخ باشد یا نه. بیان ویژگی های فیلم هم لزوماً در جهت تعریف از فیلم نیست؛ کمااینکه پرواضح است قصد این مقاله، به هیچ عنوان نقد و بررسی این فیلم نیست، بلکه پاسخ به این پرسش است که این فیلم و امثال این فیلم، آیا لزوماً باید پایبند به ملزومات تاریخی باشند یا اینکه می توانند نگاه و قرائت دلخواه خود را از تاریخ داشته باشند

49+0-

يكشنبه 16 آبان 1395



>>>سامان:

سیانور اصلن فیلم واقعگرایی نیست و وقوع داستان فیلم در چند دهه پیش دلیل واقعگرای نمیتونه باشه و از طرف دیگه فیلم نه ربطی به اوزو، برادران داردن، و ریچارد لینکلیتر داره و نه مستند محسوب میشه ولی تحلیلتون جالبه

17+1-

يكشنبه 16 آبان 1395



>>>سعید مهرپور:

سیانور با بازی مهدی هاشمی معنا و مفهوم واقعی پیدا میکند، فیلمی خوش ساخت که شعیبی را خوش آتیه نشان میدهد به امید ساخته بهتر

19+2-

دوشنبه 17 آبان 1395



>>>در جواب سامان:

البته که فیلم ربطی به اوزو و داردن ها و لینکلیتر ندارد و مستند هم محسوب نمیشود. این مقاله هم نمی خواست بگوید که ربط دارند؛ بلکه قصد این بود که واقعیت های مختلف در سینما با مصادیقش برشمرده شود تا ببینیم فیلم در چهارچوب کدوم واقعیت قرار می گیرد.

16+0-

دوشنبه 17 آبان 1395



>>>سعید :

هر کسی از ظن خود می شود همراه تاریخ

7+2-

سه‌شنبه 18 آبان 1395



>>>روژان موسوی:

به کل با نظر جناب قادری مخالفم. وقتی فیلمی اسم اشخاص حقیقی که توی تاریخ چپ ایران نقش به سزایی دارند رو میاره و ماجرا هارو عینا توضیح میده انجام تقلب طوری که تاریخ زیر سوال بره برام پذیرفته نیست......مثل این میمون من وسط تعریف یک ماجرای تاریخی بیام بزنم جاده خاکی و دروغ بگم.

4+13-

دوشنبه 15 آذر 1395



>>>در جواب روژان موسوی:

پس با این حساب، جواب شما به فیلمی مثل «اراذل بی آبرو» تارانتینو چیست که در آن هیتلر را تیرباران می کنند؟ مگر هیتلر واقعاً تیرباران شده؟! از این دست نمونه ها در تاریخ سینما بسیار است. آیا می توان تمام شان را به اتهام تحریف تاریخ، مردود کرد؟ اصلاً چه کسی گفته که یک فیلم سینمایی تاریخی، لزوماً وظیفه حفاظت و صیانت از تاریخ را برعهده دارد؟

12+2-

سه‌شنبه 16 آذر 1395



>>>روژان موسوی:

وظیفه حفظ و صیانت نداره.....ولی وقتی اسم اشخاص حقیقی رو میاره و یکدفعه در روایت و ماجراهای 20 سال پیش که واقعی بود ،میزند جاده خاکی و تحریف میکنه،این ایراد داره.ضمن اینکه تارانتبنو رو دوست ندارم غیر از یک فیلمش.استاد فاضلی هم زمانی که به هفت تشریفات آوردن ،همین اشتباه رو جلو فراستی کردن.

3+10-

چهارشنبه 17 آذر 1395



>>>در جواب روژان موسوی:

فقط تارانتینو که نیست، اسپیلبرگ در «لینکن»، داورنای در «سلما»، سودربرگ در «چه»، تام هوپر در «سخنرانی پادشاه» و بسیاری از فیلمسازان دیگر هم همین کار رو کردند؛ اسم اشخاص حقیقی رو آوردند و ماجراهای همون سال ها که واقعی بود روایت کردند اما نگاه و قرائت خودشون رو (به قول شما یکدفعه) غالب کردند؛ کسی هم متهم شون نکرد که تحریف کردند؛ چون اصلاً قرار نیست تمام فیلم های تاریخی تماماً مثل «نبرد الجزایر» پونته کوروو براساس واقعیت مستند و حقایق تاریخی باشند. نکته ای که آقای فاضلی هم در اون جلسه گفت بر همین اساس هست که درسته.

8+1-

پنجشنبه 18 آذر 1395



>>>روژان موسوی:

اشتباه همینجاست دیگه.هیچکدوم این فیلمها غلظت این ماجرا رو زیاد نکردن مثل فهرست شیندلر آسیب ولی این فیلم چرا.

2+7-

جمعه 19 آذر 1395



>>>در جواب روژان موسوی:

درباره غلظت ماجرا و میزان اصالت اش هم اتفاقاً باز این رویکرد متولی فیلم هست که تعیین می کنه آیا «فهرست شیندلر»ی بره جلو یا «نبرد الجزایر»ی عمل کنه یا به سبک «اراذل بی آبرو» خودش مجزا تاریخ رو بنویسه. چه کسی می تونه مدعی صددرصد مالکیت واقعیت باشه؟ اصلاً واقعیت چیست؟ میشه یک طریقت برای به تصویر کشیدن یا نمایش دادن اش تعریف کرد؟ اینجاست که هر کس از ظن خود واقعیت را می سازد؛ کمااینکه آنچه به عنوان تاریخ روبروی ما گذاشتند هم معلوم نیست لزوماً تمام اش اصیل و کامل و خالص و واقعی باشه!

7+1-

جمعه 19 آذر 1395



>>>روژان موسوی:

من میگم هولوکاست واقعیه. شما نمیتونید بگید نیست و بعدش تحریف کنید،میتونید؟

1+4-

شنبه 20 آذر 1395



>>>در جواب روژان موسوی:

البته تحریف یک واقعه با نگاه و برداشت متفاوت از یک واقعه فرق داره و تمام بحث این مقاله هم در همین رابطه بود. اما اگر بپذیریم یک واقعه رو در یک فیلم، کسی غیر از فیلمساز نمی سازه، اون موقع دیگه اساسا تحریف از موضوعیت ساقط میشه؛ کمااینکه داشتیم فیلمسازانی که به انواع مختلف اینکارو کردند. چون اساسا سینما در هیچ شکلی وظیفه تاریخ نگاری به شکلی که در کتب تاریخی معمول و مرسومه رو نداره؛ بنابراین در سینما هولوکاست از نو و مستقلا خلق میشه؛ دیگه تحریف موضوعیتی نداره.

4+1-

شنبه 20 آذر 1395



>>>روژان موسوی:

پس با این صحبت شما خود این متن هم میره زیر سوال و دیگه بحث کردن موضوعیتی نداره. میشه فیلم تاریخی ساخت و در آن گفت که انقلاب در 1357 نبوده بلکه 1360 بوده.میشه فیلم تاریخی ساخت و گفت هولوکاست اصلا نبوده و چیز دیگری بوده. میشه فیلم راجع به تاریخ ساخت و با این نگاه فیلم 300 هم مشکلی نداره و هنوز که هنوزه مورخان و کسانی که تاریخ سینما کار میکنند بی جهت توی سر و کله هم میزنند. میشه راجع به حضرت محمد (ص) فیلم ساخت و ایشان را جور دیگری معرفی کرد و صفاتی برعکس صفات حقیقی به ایشان چسباند. پس ساختن فیلمهای تاریخی مهم تاریخ سینما رو باید بیخیال شد.بحث بر سر وفاداری به متن بود که با این نگاه میشه همین مصادیق رو ازش بیرون آورد. چرا اسم این فیلمها رو تاریخی میگذارید ؟چرا نمیگید فانتزی؟ به هر حال با این نگاه سینما و فیلمهای تاریخی رو باید بوسید و گذاشت کنار.

0+2-

يكشنبه 21 آذر 1395



>>>آرمان در جواب خانم روژان موسوی:

سلام. تعجب میکنم شماچطور اینقدردرگیر یه بحث خیلی بدیهی شدیدن؟ حتی سالیان سال پیش هم کسی از یه فیلم تاریخی توقع وفاداری به تاریخ رو نداشت جه برسه به امروز؟! در مورد فیلم تاریخی مذهبی هم ببینین شخصیت مسیح توی فیلمهای مختلف چقدرباهم فرق داره تااونجا که میرسه به فیلمی مثل "عیسی مسیح سوپراستار" و... راستی یه سوالی؟.... کاشکی فیلم معروف "خرقه" رو دیده باشین. اولین فیلم سینمااسکوپ تاریخ سینما. درباره خرقه عیسی مسیح که قدرت جادویی داره. آیا کسی تاامروز گفته اون فیلم فیلم بدیه چون واقعیت تاریخی چنان خرقه ای ثابت نشده! و کلیسای کاتولیک تاییدش نکرده؟ بنظر من شماباید بیشتر فیلم ببینید و بخصوص بیشتردرباره سینما کتاب بخونید.

3+1-

يكشنبه 21 آذر 1395



>>>آرمان در جواب خانم روژان موسوی:

واینکه تاحالادقت کردید درباره انقلاب روسیه یاانقلاب فرانسه چندتافیلم ساخته شده و گاهی چقدرباهم متضادن؟ تویه فیلم ناپلئون عاشقه و توی یکی سردارجنگ! اگر اینطور چه کسی ثابت میکنه فیلم تاریخی "گلادیاتور" سندیت تاریخی داره؟ "سقوط امپراطوری رم" آیا براساس واقعیت ساخته شده؟ "باراباس" چقدر شبیه آنتونی کویین توی اون فیلم بوده؟ آیا واقعا مردم توی بندر اودسا مثل فیلم "رزمناوپوتمکین" تیرباران شدند؟ ایا فیلمهای اولیوراستون پراز خطاهای تاریخی نیستند؟ نیکسون مث فیلم "نیکسون" بوده؟ یا پشت پرده ترور کندی سندیت تاریخی داره توی فیلم "ج اف ک" استون؟... و یه چیز دیگه! گول چرندیات فراستی رو نخورید... هیچ جا.

3+1-

يكشنبه 21 آذر 1395



>>>روژان موسوی:

جواب آقا آرمان رو هم در کامت قبلم دادم.بحث این نیست که باید عین تاریخ فیلم ساخت ،بحث آینه که آیا میشه راجع به مسایل تاریخی در سینما حرف زد ولی اونها رو تحریف کرد یا بگیم من ازش اینطور فهمیدم؟مثلا میشه فیلم 300 رو درست دونست؟میشه ترور یک شخصیت،مثل لینکن رو طور دیگری نشون داد؟اگر شما میگید میشه،دیگه حرفی باقی نمیمونه. بحث اصلا راجع به فیلمهایی که شما نام بردن نیست.

1+4-

يكشنبه 21 آذر 1395



>>>آرمان در جواب خانم روژان موسوی:

پیشنهادمیکنم فیلمهای تاریخی بشتر ببینید. چون نمونه های بیشتری جلوی نظرتون میاد. مثلا نمونش "لارنس عربستان" یا "پاتن" که جرج سی اسکات بازی میکنه. خب این فیلما نمی تونن از تاریخ فرار کنند چون براساس شخصیتهای تاریخی واقعی ساخته شدند اما چقدر وفادار بودند به تاریخ؟

4+1-

يكشنبه 21 آذر 1395



>>>آرمان در جواب خانم روژان موسوی:

بنظر بنده میشه. و اصلا فیلم "سیانور" که درمقایسه بااون فیلمهاکاری نکرده! توتافیلم درباره کریستف کلمب ساخته شده که باهم فرق دارن. یکی "فتح بهشت" و اون یکی اسمش یادم نیست. یامثلا فیلم "تک تیرانداز امریکایی" کلینت ایستود که کلی با اصل داستان و شخصیت اصلی فرق داره

4+1-

يكشنبه 21 آذر 1395



>>>روژان موسوی:

با نظر آخرتان موافقم.سیانور اصلا جزو این فیلمها نیست.سیانور تاریخ رو تحریف نمیکنه اما به نظرم روایت رو طور دیگه ای نشون میوه. اما بحث من همچنان همونه که توی کامت قبل گفتم و به قول شما سیانور یا حتی فیلم ترنس مالیک و غیره توی این بحث ما نیستن.

1+0-

يكشنبه 21 آذر 1395



>>>سعید:

دوستان عزیز! اینجا چه خبره؟ بذارید منم نظر بدم. اگر معتقدیم میشه تاریخ رو با فیلم 300 تحریف کرد و یک فیلم رئال ساخت،که خب این نظر شماست.اما بحث این مقاله اصلا تحریف تاریخ نیست!بحث اینه که میتوان فیلمی تاریخی ساخت و اون رو اندکی تغییر داد؟ میشه استنباط تاریخی داشت؟ همین. خود آقای فراستی هم توی جلسه با آقای فاضلی نگفت که سیانور تحریف تاریخ کرده. سیانور از نظر من تحریف نکرده و فقط کمی زاویه داره با تاریخ.این همون اسنتباطه که به نظرم درسته،ولی تحریف غلطه.

4+0-

يكشنبه 21 آذر 1395



>>>در جواب روژان موسوی:

چون صحبتهای آرمان مبسوط بود من فقط یک نکته ی تکمیلی اضافه می کنم و اون اینکه شما از واقعیت داستانی انتظار واقعیت مستند دارید و اصلا تمام تضاد بحث تون از همینجا شکل می گیره. در واقعیت داستانی، فیلمساز خدای داستانش هست؛ تا جایی که مارکز معتقده میشه هر مهملی رو به هم بافت به شرط اینکه به قول مارکز و همینگوی، اون مهمل به مخاطب باورونده بشه؛ حالا اون داستان میتونه تاریخی باشه و میتونه نباشه؛ وگرنه ما فیلم آخرین وسوسه مسیح رو داریم که مدعی میشه مسیح قبل از مرگش ازدواج میکنه و صاحب فرزند میشه؛ آیا میشه آخرین وسوسه مسیح رو به همین علت مردود دونست؟! باید متمایز دونست واقعیت داستانی رو از واقعیت مستند.

3+0-

يكشنبه 21 آذر 1395



>>>روژان موسوی:

در جواب آقا سعید خب صحبت منم همین بوده دیگه! من میگم نمیشه تحریف کرد ولی میشه جهانی مستقل از واقعیت ولی مرتبط باهاش ساخت.خود استاد فاضلی هم توی اون برنامه گفتن که "این یک بحث قدیمی و کهنه ای "بین اهالی سینماست.من خودم معتقدم فیلمهای علی حاتمی عین تاریخ نبود ولی تحریف تاریخ نمیکرد و منطبق بر واقعیت بود و حس خوبی داشت. ضمن اینکه اون دوستمون آقا آرمان ،گفتند که میشه فیلمی مثل 300 ساخت.خب از اینجا به بعد رو من دیگه نمیتونم بحث کنم و این به عهده کسانی باید گذاشت که تاریخ سینما کار میکنن.چون منطقی نیست و از از رئال خارج میشه.تشکر

2+0-

دوشنبه 22 آذر 1395



>>>در جواب روژان موسوی:

بحث خوبی بود؛ تشکر از شما.

2+1-

چهارشنبه 24 آذر 1395



>>>روژان موسوی:

من هم از همه شما سپاسگذارم که در برقراری این دیالوگ کمک کردین. تشکر

2+0-

چهارشنبه 24 آذر 1395



>>>آرمان:

منهم به نوبه خودم ازخانم موسوی بخاطررعایت اداب بحث ومنطقی بودن و احترام (وحتی حرف شنوبودن ولجاجت نکردن] ممنونم

2+0-

پنجشنبه 25 آذر 1395




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.