پرده سینما

حق تقدم با کیست؟! نگاهی به فیلم «آسمانخراش جهنمی» ساخته جان گیلرمن

غلامعباس فاضلی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هر پنج‌شنبه، طعم سینما را در پرده سینما بچشید!

 

با طعم سینما، سینما را از دریچه ای تازه ببینید!

 

نقد و بررسی فیلمهای مهم تاریخ سینما در طعم سینما





آسمانخراش جهنمی

The Towering Inferno

کارگردان: جان گیلرمن

تهیه کننده: ایروین آلن

فیلمنامه: استرلینگ سیلیفانت بر اساس کتاب «برج» نوشته ریچارد مارتین استرن، و همچنین کتاب «جهنم شیشه ای» نوشته توماس ان. اسکورتیا و فرانک ام. رابینسون

باریگذان: استیو مک کویین، پل نیومن، ویلیام هولدن، فی داناوی، فرد آستر، سوزان بلکلی، ریچارد چمبرلین، جنیفر جونز، او.جی. سیمپسون، رابرت وان، رابرت واگنر، و...

موسیقی متن: جان ویلیامز

مدیر فیلمبرداری: فرد جی. کوئن کمپ

تئدوین: کارل کرس و هارولد اف. کرس

شرکت های تهیه کننده: فوکس قرن بیستم، برادران وارنر، ایروینگ آلن پروداکشنز یونایتد فیلمز

شرکت های پخش فیلم در آمریکا: فوکس قرن بیستم، برادران وارنر

تاریخ نخستین نمایش: ۱۴ دسامبر ۱۹۷۴

مدت زمان فیلم: ۱۶۵ دقیقه

محصول کشور: ایالات متحده آمریکا

زبان فیلم: انگلیسی

هزینه تولید فیلم: ۱۴.۳ میلیون دلار

فروش فیلم: ۱۳۹.۷ میلیون دلار

 

خلاصه داستان فیلم: داگ رابرترس (پل نیومن) آرشیتکت بزرگ از سفر کاری به سن فرانسیسکو برمی گردد تا در مراسم افتتاحیه برج شیشه ای ۱۳۸ طبقه ای با ارتفاع ۵۵۰ متر که خودش طراح آن بوده شرکت کند. این برج با سرمایه جیمز دانکن (ویلیام هولدن) ساخته شده است و بلندترین آسمانخراش جهان است.

داگ در فاصله کوتاهی پس از ورودش به برج متوجه آتش سوزی در طبقه هشتاد و یکم برج می شود. علیرغم اخطار جدی او به دانکن مبنی بر انتقال مهمانی افتتاحیه به طبقه دیگری از برج، دانکن حاضر به خاطر خدشه دار شدن اعتبار برج حاضر به تغییر محل مهمانی نیست.

با گسترش آتش در برج، سازمان آتش نشانی سن فرانسیسکو مایک هالوران (استیو مک کویین) مأمور زبده آتش نشانی را به عنوان فرمانده عملیات به محل اعزام می کند. اما به علت عدم رعایت نکات ایمنی حین ساخت برج که به خاطر استفاده از مصالح ارزانتر توسط راجر سیمونز (ریچارد چمبرلین) داماد دانکن صورت گرفته مشکلات جدی تری به وجود می اید و آتش به شدت در طبقات دیگر گسترش می یابد.

مهمانان متعددی با روحیات و شخصیتهای گوناگون به مراسم افتتاحیه برج دعوت شده اند که هرکدام در مواجهه با خطر واکنش های مختلفی از خود بروز می دهند.

مایک برای مهار آتش راهکارهای متعددی را به کار می گیرد که در این مسیر  داگ نیز همراهی خوبی با او دارد...

 

 

 

 

 

طعم سینما- شماره ۱۹۳ – آسمانخراش جهنمی (The Towering Inferno)

 

 

 

پوستر فیلم آسمانخراش جهنمیسالها قبل در سفری به اصفهان، یک روز حین رد شدن از جلوی فروشگاهی که نوار کاست می فروخت، به شکل غافلگیرکننده ای چشم ام به یک کاست موسیقی افتاد که جای دیگری ندیده بودم اش: آسمانخراش جهنمی ساخته جان ویلیامز.

وقتی کاست موسیقی متن را گوش کردم از جذابیت باشکوه آن حیرت کردم. جان ویلیامز را با موسیقی فیلمهای جنگ ستارگان، برخورد نزدیک از نوع سوم، ئی. تی، و آرواره ها می شناختم؛ بنابراین با پسزمینه ای که از آن موسیقی ها داشتم تصور نمی کردم با چنین آلبومی مواجه شوم. آن آلبوم موسیقی به خصوص قطعه ی افتتاحیه فیلم چنان پرشور و امیدبخش بود که سختی راه بازگشت از سفر را اصلاً حس نکردم.

وصف فیلم را پیش از آن بارها شنیده بودم. یکی از پرفروش ترین فیلم های زمان خودش با جلوه های ویژه ای کارآمد. با موفقیتی که زمینه های بازسازی فیلم معروف کینگ کنگ (۱۹۳۳) را برای کارگردان اش فراهم ساخت و منجر به خلق نسخه ناکام ۱۹۷۶ شد.چند سالی طول کشید تا به نسخه ای از فیلم دست پیدا کردم. وقتی نخستین بار نسخه فیلم را به زبان اصلی دیدم به نظرم اندکی کشدار آمد. اما در دیدارهای بعدی فیلم در سال های بعد، هربار بیشتر به این نتیجه رسیدم که آسمانخراش جهنمی فیلمی جذاب و دیدنی است.

آسمانخراش جهنمی در پی موفقیت فیلمهای مصطلح به «فیلمهای فاجعه» که در دهه ۱۹۷۰ تماشاگران زیادی پیدا کردند ساخته شده. آثاری از قبیل فرودگاه ساخته جرج سیتون، و ماجرای پوزیدون ساخته رونالد نیم ساخته شد. این نوع فیلم در سالهای بعد با زلزله ساخته مارک رابسون، فرودگاه ۱۹۷۵ ساخته جک اسمایت، گذرگاه کاساندرا اخته جرج پان کاسماتوس، و... ادامه پیدا کرد. استقبال از این گونه فیلم ها در دهه ۱۹۹۰ به موفقیت و فروش بی همتای فیلم تایتانیک ساخته جیمز کامرون منجر شد.

 

 

 

پل نیومن و استیو مک کویین؛ تلاقی دو اَبَرستاره در یک فیلم

 

 

پیش از تماشای فیلم یکی از مهمترین کنجکاوی ها برای من حضور دو ابرستاره ی دهه ۱۹۷۰ با هم در این فیلم و کشمکش اعتبار تجاری و هنری آنها با هم است. پل نیومن و استیو مک کویین.

فیلمهای زیادی در تاریخ سینما با حضور دو ستاره بزرگ ساخته شده است، اما در بیشتر موارد معلوم بوده نام کدام یک به عنوان نام اول عنوانبندی ذکر شود. مثل جان وین و کرک داگلاس در دلیجان جنگی که نام جان وین، نام اول فیلم است! یا همه مردان رییس جمهور با حضور رابرت ردفورد و داستین هافمن که نام ردفورد نام اول فیلم است و داستین هافمن دومی است.

در بعضی از فیلمهای تاریخ سینما ستارگان فیلم بسیارند، در نقش هایی کوتاه حضور دارند. در چنین مواردی نام آنها به ترتیب حروف الفبا می آید. مثل فیلمهای طولانی ترین روز، پلی در دورست، و...

اما آسمانخراش جهنمی شاید تنها فیلم تاریخ سینما باشد  که دو اَبَرستاره با اعتبار تجاری همسنگ در نقشهایی با حضور زمانی مساوی در آن ظاهر می شوند. پل نیومن و استیو مک کویین. در عنوانبندی فیلم نام کدام یک اول باید بیاید؟! طبیعتاً اعتبار و سابقه ی پل نیومن در سینما  بیشتر از استیو مک کویین بوده است! زمانی که پل نیومن نقش اول فیلم یک نفر آن بالا مرا دوست دارد (۱۹۵۶)  بود استیو مک کویین نقشی در اندازه یک سیاهی لشکر در آن فیلم داشت!   از اهمیت و اعتبار هنری و تجاری نیومن در سالهای دهه ۱۹۷۰ هم کاسته نشد . این کارآموز مدرسه «آکتورز ا ستودیو» نه تنها بازیگر اقتباس هایی درخشان از تنس ی ویلیامز (گربه روی شیروانی داغ، و پرنده شیرین جوانی) بوده است، بلکه  بازیگر فیلمهای بسیار پرفروش بوچ کسیدی و ساندنس کید (۱۹۶۹) و نیش (۱۹۷۳) هم بوده و در عنوانبندی هر دو فیلم نام اش پیش از رابرت ردفورد قرار گرفته بوده!

اما هنگام ساخته شدن آسمانخراش جهنمی استیو مک کویین ستاره خیلی بزرگی شده بود. اَبَرستاره ای که در پی موفقیت فیلمهای حادثه توماس کراون، بولیت، این فرار مرگبار، و پاپیون در گیشه به جایگاهی کم نظیر رسیده بود.

پوستر فیلم آسمانخراش جهنمی در پخ شسال 1974در سالهایی که با تماشای فیلم فاصله زیادی داشتم این پرسش را از دوستی که فیلم را دیده بود پرسیدم و او به من پاسخی داد که وقتی فیلم را دیدم دریافتم (برخلاف بیشتر پاسخهای او که معمولاً با گزاف همراه بود!) کاملاً درست بوده است! نام یکی سمت چپ اما پایین تر می آید و نام دیگری سمت راست اما بالاتر (این توضیح و یادآوری شاید اینجا غیرضروری باشد که خط انگیسی برخلاف خط فارسی از چپ به راست نوشته می شود) به این ترتیب نوعی برابری در عنوان ها برقرار می شد. اما خب تکلیف پوسترهای فیلم، تیزر تبلیغاتی فیلم و... چه می شد؟!

حالا با گسترش ارتباطات درمی یابیم که ویلیام هولدن هم یک مدعی دیگر برای آورده شدن نام اش در اول عنوانبندی بوده که البته خیلی زود رد می شود! و بعد نام استیو مک کویین پایین سمت چپ و پل نیومن بالا سمت راست قرار می گیرد. تصور من این است که این در نهایت به نفع استیو مک کویین تمام می شود! چون در تیزرهای فیلم هم نام او نخست گفته می شود و در بیشتر پوسترهای فیلم هم نام او اولین نام نوشته شده است.

البته به استیو مک کویین و پل نیومن از سوی تهیه کننده فیلم قول داده شده بود که دستمزد هر دو مساوی است و اندازه حضور انها در فیلم نیز برابر است.

به هرحال هربار که این فیلم را می بینم به دشواری بزرگی که پیش روی سازندگان فیلم بوده و بیشتر به حاشیه مربوط می شده تا متن فکر می کنم. تا امروز این شاید تنها فیلم تاریخ سینما باشد که با چنین معضلی مواجه بوده است!

 

 

 

درونمایه

 

معمولاً آسمانخراش جهنمی به لحاظ شخصیت پردازی و چارچوب های ساختاری و محتوایی چندان جدی گرفته نمی شود. فیلم به عنوان یک فیلم «ماجرایی» وبا ستارگان پرشمار خیلی زود در ذهن هر منتقدی به پایان می رسد. من شخصاً همواره به فیلم علاقمند بوده ام. شاید یکی از مهمترین دلیل ها موسیقی جان ویلیامز باشد. وقتی سالها بعد به آلبوم خیلی کامل تری از این موسیقی دست پیدا کردم به نظرم آمد برخلاف آنچه مصطلح است اتفاقاً بهترین کارهای ویلیامز در همکاری با استیون اسپیلبرگ خلق نشده است! بلکه آنها فقط بیشتر با هم کار کرده اند!

دلائل دیگری برای این دوست داشتن وجود دارد. فیلم دوزخی را پیش روی ما قرار می دهد که در زندگی روزمره ی ما هر لحظه محتمل است. دوزخی که در آن گنهکاران در آتش می سوزند و آنها که کمی یا خیلی کمتر به گناه آلوده شده اند از ورطه ی آن آتش می گریزند، و اگر احیاناً خیلی با گنهکاران حشر و نشر داشته اند همراه آنها روانه همان جهنم می شوند... بله به قول معروف با آتش آنها می سوزند.

مسئولیت پذیری قهرمان های فیلم برای من آموزنده است. وقتی استیو مک کویین به عنوان یک آتش نشان، آسمانخراشِ سوخته در حریق را قلمرو کار خودش می داند و به هیچ مقام دیگری اجازه دخالت در حوزه کاری اش را نمی دهد. وقتی پل نیومن به عنوان یک آرشیتکت نسبت به ساختمانی که طراحی اش کرده تا حدی احساس مسئولیت دارد که جان اش را برای آن بارها به خطر می اندازد؛ وقتی در لحظه ها و دقیقه های بحرانی که پای جان آدمی مطرح باشد چطور برای سوار شدن به یک بالابر یا هر وسیله نجات دیگری، آدمها حق تقدم را زیرپا می گذارند...

فیلم را دوست دارم. یک دلیل دیگرش جملاتی است که بین استیو مک کویین و پل نیومن و فی داناوی در دقیقه های پایانی فیلم رد و بدل می شود. جملاتی که به نظر می رسد تا همیشه کارکرد دارند.

وقتی پل نیومن در جواب  فی داناوی که پرسیده با این آسمانخراش سوخته چه خواهند کرد می گوید: «نمی دانم! شاید بهتر باشه به همین صورت باقی بمونه تا آیندگان ازش عبرت بگیرند»

وقتی استیو مک کویین با تلخی به پل نیومن می گوید: «ما مجبوریم آنقدر دود بخوریم و جسد خارج کنیم  تا بالاخره یکی از ما بپرسه ساختمان را چطوری باید بنا کرد...»

 

 

 

غلامعباس فاضلی

 

 

 

برای مطالعه دیگر فیلم هایی که در «طعم سینما» معرفی و بررسی شده اند اینجا را کلیک کنید


 تاريخ ارسال: 1395/11/7

نظرات خوانندگان
>>>سعید توجهی:

چه انتخاب مناسبی برای این ایام ، روز آتش سوری ساختمان پلاسکو بی اختیار یاد این فیلم افتادم انگار این یک امر مشترک بین همه علاقمندان به سینما بوده

131+0-

پنجشنبه 7 بهمن 1395



>>>منصوره:

چه جمله ایی گفته استیومک کویین "ما مجبوریم آنقدر دود بخوریم و جسد خارج کنیم تا بالاخره یکی از ما بپرسه ساختمان را چطوری باید بنا کرد" لایک داره

122+0-

پنجشنبه 7 بهمن 1395



>>>دوست:

سلام استاد مقاله هایتان مثل همیشه عالی است . اما سوالی ذهن من رو درگیر کرده.چرا درباره ی سینمای خودمون (ایران)توی سایت چیزی نمینویسید؟ این موضوع ذهن منو یکم درگیر کرده.با تشکر فراوان از شما و سایتتون.

46+0-

پنجشنبه 7 بهمن 1395



>>>سعید:

پل نیومن، استیو مک کوئین، ویلیام هولدن و حتی رابرت وان که همین چند ماه اخیر فوت کرد و البته فی داناوی که هنوز زنده است. گویی آن سینما تبدیل به خاطره ای حسرت برانگیز شده. دل آدم برای آن سینما تنگ میشود.

49+0-

پنجشنبه 7 بهمن 1395



>>>حامد:

ویلیام هولدن سانست بولوار، و سابرینا توی این فیلم دیدنی باید باشه

24+0-

شنبه 9 بهمن 1395




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.