پرده سینما

ارجحیت جزئیات تاریخی بر جزئیات دراماتیک؛ نگاهی به فیلم «محمد (ص) رسول الله» ساخته مصطفی عقاد [طعم سینما – شماره ۲۰۱]

کاوه قادری


 

 


 

 

 

 

 

پنج‌شنبه ها، طعم سینما را در پرده سینما بچشید!


با طعم سینما، سینما را از دریچه ای تازه ببینید!

 

نقد و بررسی فیلمهای مهم تاریخ سینما در طعم سینما

 

 

 

 

رسالت [محمد (ص) رسول الله]

The Message

کارگردان: مصطفی عقاد

گروه محققان: اچ.آ.ال کرایگ، ا.ب. جودت السحار، توفیق حکیم، ا.ب. رحمن الشکرکاوی، محمدعلی ماهر

فیلمنامه: اچ.آ.ال کرایگ

بازیگران: آنتونی کویین، ایرنه پاپاس، مایکل آنسارا، جانی سکا، مایکل فورست، و...

گوینده گفتار متن: ریچارد جانسون

موسیقی متن: موریس ژار

مدیر فیلمبرداری: جک هیلدیارد

فیلمبرداران: سعید باکر، ابراهیم سلام

تدوین: جان بلوم، حسین عفی

تهیه کنندگان: مصطفی عقاد، هارولد باک، محمد سنوسی

شرکت تهیه: Filmco International Productions Inc

شرکت پخش کننده: Tarik Film Distributors

تاریخ نخستین نمایش: ۳۰ اکتبر ۱۹۷۶ (لندن) ۹ مارچ ۱۹۷۷ (نیویورک)

مدت زمان فبلم: ۱۷۸ دقیقه (نسخه انگلیسی) ۲۰۷ دقیقه (نسخه عربی)

محصول: لبنان، لیبی، کویت، مراکش، انگلستان

زبان فیلم: عربی، انگلیسی

هزینه تولید فیلم: ۱۰ میلیون دلار

فروش فیلم در اکران نخست: ۱۵ میلیون دلار

 

 

 

 

 

طعم سینما – شماره ۲۰۱- رسالت (The Message)

 

 

 

 

پوستر فیلم «رسالت»/ محمد (ص) رسول اللهمصطفی عقاد به هنگام ساختن فیلم رسالت (که در ایران با نام محمد رسول الله (ص) شناخته شده)، به خوبی می دانست که برای شخصیت پردازی پیامبر اسلام (ص) و معرفی چگونگی منش و سلوک رفتاری او، با توجه به محدودیت هایی که برای نمایش چهره یا پخش صدای شخصیت «پیامبر» (ص) وجود دارد، نمی تواند این مهم را از طریق یک «فیلم شخصیت» یا اثری بیوگرافیک محقق کند؛ لذا به خلق «فیلم موقعیت»ی روی آورد که در آن، به غیر از بازه ی حضور شخصیت «حمزه» در فیلم، نه فقط «پیامبر» (ص)، بلکه هیچ قهرمان یا شخصیت محوری را نمی توان یافت که فاعل و مرکز ثقل تمام کنش ها، پیشامدها، موقعیت ها و رویدادهای فیلم باشد و این تنها «حمزه» است که از زمان ورودش به فیلم (با آن شمایل نمایشی و تعقیب میزانسن قهرمان پردازانه) تا لحظه ی مرگ اش (با آن مکث دراماتیکی که در قالب اسلوموشن و «کِش دار» کردن مرگ او صورت می گیرد)، هم به مثابه یک قهرمان دراماتیک، شناسه پردازی رفتاری می شود، هم فاعل و محور تقریباً تمام رویدادها، کنش و واکنش ها، پیشامدها و موقعیت ها در جبهه ی «پیامبر» (ص) است و هم به واسطه ی اکت ها و رفتارهای متقابل او با «پیامبر»، برخی شناسه های شخصیت «پیامبر» (ص) به طور غیرمستقیم ساخته و پرداخته می شود.

از این گذشته، رسالت فقط و فقط «فیلم موقعیت»ی که اتکای چندانی به شخصیت محوری ندارد نیست؛ بلکه همچنین «فیلم موقعیت»ی است که به سبب بیوگرافیک نبودن، ناگزیر به گزینش مقطعی از زندگی پیامبر اسلام (ص) می شود که البته بیشترین موقعیت ها و رویدادها و حوادث را در دل خود دارد و به همین دلیل، بیشترین ظرفیت دراماتیک برای شناساندن شخصیت «پیامبر» (ص) را داراست؛ موقعیت هایی همچون مورد سرکوب قرار گرفتن پیروان «پیامبر» (ص) در آغاز دوران نبوت، مراجعه ی مسلمانان به پادشاه حبشه، محاصره ی اقتصادی شعب ابی طالب، تلاش برای ترور نافرجام پیامبر (ص)، چگونگی بنا نهاده شدن اولین مسجد اسلام، چگونگی بنا نهاده شدن اذان برای نخستین بار، جنگ بدر، جنگ احد، پیمان صلح مکه، فتح مکه و... که بالقوه مسیر داستانی و موقعیتی نسبتاً جذاب و پراتفاقی را نیز برای اثر رقم می زند، ضرباهنگ پیشبرد روایت را در تمام طول فیلم، متوازن نگاه می دارد و کمتر دقیقه ای از فیلم را اضافه، خنثی یا دارای خلأ داستانی جلوه می دهد.

در ساحت روایت و نمایش این موقعیت ها اما به سبب دقتی که می بایست صورت می گرفت تا فیلم به لحاظ تاریخی و از نگاه علمای اسلام مناقشه برانگیز نباشد، این روایت و نمایش، پیش و بیش از آنکه دراماتیک و به فرم «Fiction» باشد، حالت خبری و گزارشی یافته؛ مسأله ای که البته باز به سبب همان اهتمام و جزئی نگری هایی که در راستای مستند بودن حداکثری فیلم به لحاظ تاریخی صورت گرفته، موجب شده تا فیلم رسالت مصطفی عقاد، همچون فیلم نبرد الجزایر جیلو پونته کوروو، از معدود فیلم های سینمایی تاریخی باشد که به لحاظ صحت واقعیت تاریخی نیز قابل استناد باشد؛ آن هم در سینمایی که ذات اش برگرفته از فراواقعیت است و بیشتر با واقعیت بازسازی شده، دستکاری شده و اعوجاج یافته سر و کار دارد تا با واقعیت محض و خالص.

این موقعیت ها اما چگونه روایت و نمایش می شوند که گویی واقعاً نمایانگر خود تاریخ هستند؟ در این زمینه، عمده ی قدرت فیلمسازی مصطفی عقاد در دو مورد ظهور و بروز می کند؛ چیدمان روایت و فضاسازی. در چیدمان روایت، مانند آنچه در مقتل ها وجود دارد، تقریباً به تمام ریز اتفاقات موجود در رویدادها توجه شده؛ اینکه به طور دقیق تصویرسازی و نمایش آرایی روایی شده که در بحبوحه ی نبردها چه اتفاقاتی افتاد، چه کسانی و چگونه کشته شدند، افراد در موقعیت های مختلف چه عکس العملی نشان دادند، اول از همه چه کسانی در جنگ بدر به میدان آمدند، چه شد که جنگ احد با شکست مواجه شد، عکس العمل سربازها به هنگام مواجه شدن با شکست و احتمال زخمی و کشته شدن «پیامبر» (ص) چه بود و... .

مصطفی عقاد و ایرنه پاپاس سر صحنه فیلم محمد رسول اللهبه عبارت دیگر، با نوعی «واقعی سازی» مواجه هستیم که علاوه بر جزئیات پردازی دقیق اتفاقات در روایت، از طریق فضاسازی نیز صورت می گیرد؛ محیط صحرایی عربستان، از طریق نماهای باز و میزانسن های پرگستره و دارای حداکثر آزادی عمل نمایشی، نشان داده می شود تا وسعت و هیبت عنصر مکان فیلم، به عینه حس شود و از رنگ های گرم مخلوط با زرد غلیظ استفاده می شود تا بیابانی بودن جغرافیا و تیغ آفتاب و خشکی آن برای مخاطب، ملموس باشد. این فضاسازی البته در نحوه ی تصویرسازی جنگ ها نیز نمود دارد؛ یعنی به همان اندازه که جنگ های تن به تن، جهت جزئیات پردازی و البته عینی تر روایت شدن، در کلوزآپ و گاه اکستریم کلوزآپ نمایش داده می شوند، لشکرکشی های دسته جمعی نیز برای محسوس جلوه کردن وسعت نبردها، در لانگ شات و گاه اکستریم لانگ شات، به نمایش درمی آیند.

اما همین وسواس روایی و نمایشی قابل تحسین جهت تام و تمام جلوه کردن واقعیت تاریخی فیلم، موجب شده تا روایت و نمایش موقعیت ها و رویدادها، دقیقاً به همان اندازه که به لحاظ جزئیات تاریخی، مبسوط است، به لحاظ دراماتیک، گزیده گو باشد؛ به این معنا که حجم وسیع موقعیت ها و رویدادها و ریزپیشامدهای موجود در آن ها، به انضمام اهتمامی که فیلمساز برای تصویرسازی مو به مو تاریخی از آن ها دارد، سبب شده تا آن میزان رهایی، مکث و تأنی و حس یابی و لحظه نگاری که لازم است برای شکل گرفتن یک درام به معنای واقعی کلمه اتفاق بیفتد، عملاً حاصل نشود؛ در واقع، وقایع اگرچه دقیق اما تنها به صورت خبری و گزارشی روایت و نمایش داده می شوند؛ خود وقایع با تمام جزئیات شکل دهنده شان روایت می شوند اما از آن حس و مکث و تضادها و برخوردهایی که برای فراز و فرودسازی بالفعل داستانی و دراماتیک شدن شان لازم است شکل بگیرند، محروم اند؛ تا جایی که به جز مکث نمایشی اندک روی مرگ «حمزه» یا پلان چند ثانیه ای که از تأثر فرزند اول «عتبه» از کشته شدن پدرش در جنگ بدر وجود دارد، به ندرت می توان واقعه نگاری دارای حس دراماتیک را در فیلم یافت.

مصطفی عقاد و آنتونی کویین سرصحنه فیلم محمد (ص) رسول اللهتأثیر این کمبود پیشامدهای دراماتیک را در شخصیت پردازی مستقیم و غیرمستقیم خود شخصیت «پیامبر» (ص) نیز می توان یافت. در شخصیت پردازی غیرمستقیم شخصیت «پیامبر» (ص)، تقریباً تمام مواضع، دستورات و تصمیمات «پیامبر» (ص) از زبان دیگران بیان می شود؛ باز هم به صورت دقیق، پرجزئیات، مرحله به مرحله و مطابق با مستندات تاریخی، اما تهی از رنگ و بوی داستانی و دراماتیک.

در شخصیت پردازی مستقیم «پیامبر» نیز با توجه به محدودیت در نمایش مستقیم چهره و اکت های «پیامبر» (ص)، مخاطب، واکنش مستقیم «پیامبر» (ص) به آنچه در مقابل اش روی می دهد را از طریق واکنش دوربین (که مطابق با P.O.V «پیامبر» (ص) تنظیم شده) به آنچه مستقیماً پیش روی او است می بیند؛ دوربینی که هنگام اصلاح پیش نویس پیمان صلح مکه در مقابل چشمان «پیامبر» (ص)، منفعل است و هیچ حس یا کنشی از ایشان را منتقل نمی کند، به هنگام آجر بردن «پیامبر» (ص) جهت ساخت مسجد، تنها اکت او را آن هم با واسطه ی گفتار و رفتار «حمزه» منعکس می کند اما باز هم حس و حالتی از «پیامبر» (ص) را به مخاطب منتقل نمی کند، به هنگام صحبت کردن «حمزه» با «پیامبر» (ص) در خصوص لزوم جنگ با کفار، به مخاطب منتقل نمی کند که آیا «پیامبر» (ص) به هنگام ارائه ی پیشنهاد جنگ توسط «حمزه» چگونه مخالفتی از خود نشان می دهد؟ خشمگین می شود؟ لبخند می زند؟ خونسرد و ساکت و بی اعتنا است؟ یا به شدت در فکر و در شرف تصمیم گرفتن است؟ دوربینی که البته حرکت آرام اش در این سکانس به سمت «حمزه» و «Eye-Level» شدن اش با او، می تواند دلجویی «پیامبر» (ص) از «حمزه» را منعکس کند؛ کمااینکه در سکانس خشم مسلمانان از «ابوسفیان» پس از نقض پیمان صلح مکه نیز می تواند حس قهر و رنجش و دلخوری عمیق «پیامبر» (ص) نسبت به «ابوسفیان» را با حرکات دارای ریتم ملایم رو به تندش برخلاف جهت حرکت «ابوسفیان» منتقل کند؛ کارکردی که اگر همین دوربین، با تحرک یافتن بیشتر، در سکانس های مشابه ایفا می کرد، مطمئناً این میزان خلأ دراماتیک در شخصیت پردازی نمایشی «پیامبر» احساس نمی شد.

از این همه، اینگونه برمی آید که در فیلم رسالت، جزئیات تاریخی بر جزئیات دراماتیک، ارجحیت پیدا کرده اند و در واقع، ما با «فیلم موقعیت»ی «Non Fiction» مواجهیم که مأموریت اصلی روایی و نمایشی اش را بیشتر در پر کردن خلأ تصویرسازی و نمایش آرایی سینمایی دوران نبوت پیامبر اسلام (ص) مطابق با واقعیات تاریخی می بیند تا خلق اثر دراماتیکی اعوجاج یافته و دارای تلاطم؛ مأموریتی که صدالبته مصطفی عقاد در آن ناموفق نبوده؛ چرا که فیلم او، هنوز هم تنها اثر متقن، معتبر، قابل استناد و البته دارای ارزش های سینمایی است که درباره ی پیامبر اسلام (ص) ساخته شده است.

 

 

 

کاوه قادری

 

آذر ۱۳۹۶

 

 

 

-به مناسبت سالروز میلاد رسول اکرم (ص) «طعم سینما» این شماره روز چهارشنبه منتشر می شود.

برای مطالعه دیگر فیلم هایی که در «طعم سینما» معرفی و بررسی شده اند اینجا را کلیک کنید

 



 تاريخ ارسال: 1396/9/15

نظرات خوانندگان
>>>روژان موسوی:

خوب

20+0-

پنجشنبه 16 آذر 1396



>>>پرهام:

فیلم آبرومندانه ای است و در تاریخ ماندگار می ماند. برخلاف فیلم آقای مجیدی که انگار ساخته شده تا از یادها برود!

223+4-

پنجشنبه 16 آذر 1396



>>>رامین:

درمورد این فیلم خوب که بنوعی فیلم ملی و دینی ماست ( باوجوداینکه درایران ساخته نشده ) خیلی کم نوشته شده. از جناب منتقدعزیز ممنون هستم که فرصتی ایجاد کردبرای نقداین فیلم.

159+1-

چهارشنبه 15 آذر 1396



>>>عبدالله:

چه انتخاب بجایی. طعم سینما پاینده باد.

251+1-

چهارشنبه 15 آذر 1396




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.