پرده سینما

در توضیح یک ماهیت شاید مبهم و به اندازه کافی اسرار آمیز! نگاهی به فیلم «حادثه ونیزی» ساخته جری تورپ [طعم سینما – شماره ۲۰۳]

غلامعباس فاضلی


 

 







پنج‌شنبه ها، طعم سینما را در پرده سینما بچشید!


با طعم سینما، سینما را از دریچه ای تازه ببینید!

 

نقد و بررسی فیلمهای مهم تاریخ سینما در طعم سینما

 

 

 

 

 

 

حادثه ونیزی

The Venetian Affair

کارگردان: جری تورپ

نویسنده فیلمنامه: ای. جک نیومن

بازیگران: رابرت وان، الکه زومر، بوریس کارلوف، فلبشیا فار، لوچیانا پالوزی، و...

مدیر فیلمبرداری: میلتون کراسنر

تدوین: هنری برمن

موسیقی متن: لالو شیفرین

تهیه کننده: ای. جک نیومن

شرکت پخش کننده: مترو گلدوین مایر

مدت زمان فیلم: ۸۹ دقیقه

محصول: ایالات متحده آمریکا

زبان فیلم: انگلیسی (و ایتالیایی)

تاریخ نخستین نمایش: ۱۸ ژانویه ۱۹۶۷

رنگی- مترو کالر

 

خلاصه داستان: در پی یک بمب گذاری انتحاری در یک کنفرانس صلح، توسط یک دیپلمات آمریکایی، رییس CIA (فرانک روزنفلد) می خواهد «بیل فِنِّر» (رابرت وان) یک مأمور سابق CIA که حالا به روزنامه نگار تنهایی تبدیل شده، برای تحقیق درباره این موضوع به ونیز فرستاده شود؛ چراکه یکی از مظنونین این ماجرا "ساندار فاین" (الکه زومر) همسر سابق «بیل فِنّر» است و به نظر CIA دارای گرایشات کمونیستی است.یک گزارش محرمانه از سوی دکتر "واگریود" (بوریس کارلوف) کلیدی از این معما پیش رو قرار می دهد.

ماجراهای مختلف و خطرناکی پیش روی «بیل فِنّر» قرار می گیرد. مرد خطرناکی به نام  «رابرت وال» (کال بوهم) که خطرناک و اسرارآمیز است، جان «بیل فِنّر» را به طور جدی تهدید می کند...

 

 

طعم سینما – شماره ۲۰۳ : حادثه ونیزی The Venetian Affair))

 

 

 

 

 

برای کاوه قادری که «رابرت وان» را دوست دارد

 

 

 

پوستر فیلم حادثه ونیزی، با امضای رابرت وان!آدم ممکن است در دوره های مختلف زندگی اش فیلمهای زیادی ببیند و تحت تأثیر آنها قرار بگیرد، اما برخی فیلمها آدم را جادو می کنند! و این جادو اگرچه ممکن است تا حد زیادی به علت سن و سال بیننده یا حال و هوایی که فیلم را در آن تماشا کرده است رخ داده باشد، اما به هر حال اثرش می ماند.

نخستین مواجهه ی من با فیلم حادثه ونیزی چنین کیفیتی داشت. یک جادوی تمام! به نظرم می آمد پبش روی من فیلمی قرار گرفته که شبیه هیچ فیلم دیگری نیست. یک بازیگر فوق العاده جذاب پیش در آن ایفاگر نقش اصلی بود و یک موسیقی متن فوق العاده استثنایی در سراسر فیلم شنیده می شد. فیلم اثر غریبی روی من گذاشت، جهانی عجیب آفرید و بعدش برای سالیان سال غیب شد! چون این ماهیت سحرآمیز با اتفاق دیگری کامل شد و آن این بود که تمام منابع در دسترس آن زمان، یا آدمهای آشنا با سینما، دلالت بر عدم وجود خارجی چنین فیلمی داشتند! بنابراین تا مدتی احتمال می دادم شاید آنها راست بگویند و اصلاً من فیلمی را که تصور می کنم حادثه ونیزی نام دارد با فیلم دیگری اشتباهی گرفته ام!

میانه ی دهه ی ۱۳۶۰ بود. به گمانم سال ۱۳۶۴ که در تابستان دم کرده و پرشرجی اهواز، (که همین ماهیت پررطوبت هوایش راه را برای رسیدن امواج تلویزیونی کشورهای حاشیه ی خلیج فارس، هموار می کرد!) این فیلم را از همان تیتراژ نخستین اش از یک شبکه ی تلویزیونی خارجی دیدم. نام فیلم و نام بازیگر نقش اول آن را فوراً به خاطر سپردم. در آن زمان طبیعتاً نه جستجوی «گوگل» وجود داشت،  اثری از «ویکی پدیا» و سایت «IMDB» بود. فرهنگ های فارسی و فرنگی ی که امروز به صورت مکتوب در دسترس ما هستند نیز، طبیعتاً وجود نداشتند و منابعی که احتمالاً به زبان خارجی در تهران ممکن بود پیدا شوند در اهواز قابل تصور نبودند. اگر از بخش سینمایی دائره العارف عمومی و دو جلدی «دانش بشر» چاپ انتشارات امیرکبیر بگذریم، تنها کتاب در دسترس، کتاب عزیز و نفیس و جاودانی «دائره المعارف سینمایی» بیژن خرسند بود. وای که این کتاب چه جادویی داشت! و هنوز که هنوز است برای من دارد! تا آخر عمر بهش مدیون ام. به هرحال در آن کتاب به مدخلی برای نام اصلی بازیگر فیلم حادثه ونیزی نیافتم. همان مردی که تصور می کردم نام او اگر درست در آن چند ثانیه ی عنوانبندی در ذهن مانده باشد باید «رابرت وان» باشد؛ هجای نام او به زبان انگلیسی کار را دشوار می کرد. هم ناآشنا بود و هم سرراست نبود! Robert Vaughn را سخت می شد به فارسی در دهن سپرد. ترکیب غریبی بود که با مثلاً James Stewart، Richard Burton، John Wayne، Henry Fonda، Cary Grant و... فاصله زیادی داشت! چهار حرف آخر نام فامیل Vaughn هنوز هم در فارسی با تساهل «وان» خوانده می شود؛ به نطر می رسید یک جوری «وائون» یا چیزی شبیه آن باشد! به هرحال در آن زمان نه کسی اطلاعی از فیلم حادثه ونیزی داشت، نه بازیگری به نام رابرت وان را می شناخت. بگذریم که امروز هم پس از سالیان سال، هنوز هم این فیلم ناشناخته باقی مانده، و هم رابرت وان در اندازه و حد واقعی اش معرفی نشده است.

تا اینکه بالاخره یکی از کسانی که ازش پرسیدم «شما بازیگری به نام رابرت وان یا همچین چیزی می شناسید؟» پاسخ داد «آره! همونی که شبیه دیوید مک گالومه!»

دیوید مک گالوم برای نسل من با سریل تلویزیونی مرد نامرئی The Invisible Man) ۱۹۷۵ نامی آشنا بود و همین باعث دلگرمی شد! بالاخره چند سال بعد در کتاب مجلل و نفیس انگلیسی زبان «داستان مترو گلدوین مایر» که مشخصات تمام فیلمهای این کمپانی را تا اواخر دهه ۱۹۷۰ در برداشت، به نام این فیلم و عکس کوچکی از آن برخوردم و دریافتم اشتباه نکرده ام!

به هرحال حتی امروز فیلم حادثه ونیزی نه تنها ایران، بلکه در خارج از ایران هم فیلمی ناشناخته است. و چندی پیش که با دوستی درباره اش صحبت می کردیم هرچه جستجو کرد اثری از فیلم نیافت.

 

 

۱) لالو شیفرین

 

به نطرم لالو شیفرین آهنگساز، مؤلف بزرگی در فیلم حادثه ونیزی است. یادم هست زمانی که فیلم را برای نخستین بار دیدم، موسیقی فیلم آن به نظرم «دلنشین ترین موسیقی متن تمام تاریخ سینما» جلوه کرد! هنوز هم موسیقی این فیلم به نظرم بسیار متفاوت و شنیدنی است. قطعاً بخش خیلی عمده ای از فضاسازی فیلم حادثه ونیزی مدیون موسیقی شیفرین است. جالب اینجاست با وجود اینکه موسیقی متن حادثه ونیزی یکی از متفاوت ترین و شنیدنی ترین موسیقی های متن فیلم در تاریخ سینماست، هنوز که هنوز است حتی در اروپا و آمریکا آلبوم موسیقی مستقلی از آن عرضه نشده است! آنچه از موسیقی این فیلم منتشر شده یکی در آلبوم «لالو شیفرین: زندگی من در موسیقی» است که شامل چهار سی دی می باشد و در سی دی دوم، قطعه ششم به این فیلم اختصاص داده شده. و موسیقی کامل فیلم اما در مجموعه ی «لالو شیفرین- موسیقی های متن فیلم- بخش اول ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۷» در سی دی شماره ۴ منتشر شده که شامل ۳۲ قطعه ی شنیدنی است.

 

 

۲)رابرت وان

 

روی جلد کتاب حادثه ونیزیوقتی پس از سالها فیلم را دیدم به نظرم آمد رابرت وان که در تماشای نخستین فیلم به نظرم فوق العاده جذاب و متفاوت اتفاقاً جلوه کرده بود، اتفاقاً چندان چیز خاصی هم عرضه نمی کند! او در این فیلم نه طنازی راجر مور و شون کانری را در فیلمهای جیمزباندی دارد، نه آن ته ریش های مکررش در صحنه های مختلف فیلم می تواند یک همفری بوگارت ازش خلق کند! به نطرم ماهیت مبهمی دارد که این «ماهیت مبهم» در نخستین دیدار فیلم حادثه ونیزی به نظرم جذابیت جلوه کرده بود! و این ایراد اتفاقاً نه به خود او، بلکه به کارگردان فیلم مربوط می شد. به نظرم نقش او شاید برازنده ی ریچارد برتون می بود! که البته حالا درمی یابم در ابندا قرار بوده پیتر فوندا آن را بازی کند. با اینهمه وان دارای فیزیک و شمایلی کاملاً متفاوت است که طبیعتاً نمی توانم حادثه ونیزی را بدون او تصور کنم!

 

۳) جغرافیا

 

حادثه ونیزی در مکان های واقعی فیلمبرداری شده است. یک فیلمبرداری خیلی خوب از میلتون کراسنر  بزرگ، و دنیایی چشم انداز فراموش نشدنی از ونیز؛ که به نظرم قطعاً از ونیزی که در فیلمهای توریست و شغل ایتالیایی، و حتی فیلم جیمزباندی ماه شکن می بینیم به یادماندنی تر است.

 

 

۴)جری تورپ

 

 

جری تورپ کارگردان این فیلم فرزند ریچارد تورپ بزرگ است. پدرش در فیلمهایی مانند تارزان می گریزد، ماجراهای تارزان در نیویورک، آیوانهو، زندانی زندا، شوالیه های میزگرد، و ماجراهای کوئنتین دوروارد خالق رویا بوده است. اما جری فرزند او خالق فیلمهای چندان بزرگی نیست. با اینهمه بارقه هایی از قریحه را می توان در صحنه هایی از فیلم حادثه ونیزی حس کرد. مثل سکانس افتتاحیه فیلم و بازی با عینک کارل بوهم در نقش «رابرت وال».

 

 

 

۵) نظر منتقدان

 

بازلی کراوتر منتقد روزنامه «نیویورک تایمز» فیلم حادثه ونیزی را «یک نصویر کاملاً بی نظیر و زیبا درباره یک روزنامه نگار عکاس آمریکایی که در ونیز درگیر یک توطئه ی بین المللی می شود» توصیف کرد و برخی تصاویر زیبای فیلم از ونیز را نیز ستود.

 

در ایران در شماره ۳ ماهنامه «ستاره سینما/ درباره ی سینمای نو» (دی ۱۳۴۵) که به سردبیری بیژن خرسند منتشر شد و صاحب امتیاز آن صاحب امتیاز آن پ. گالستیان بود، این فیلم با عنوان ماجرای ونیزی در صفحه «راهنمای فیلم» مجله مرور شده است و «یک ستاره» دریافت کرده است.

در همین شماره فیلمهای چگونه می توان یک میلیون دلار دزدید (ویلیام وایلر) جعبه عوضی (برایان فوربز) در راه خطر (اتو پره مینجر) و شورش بی دلیل (نیکلاس ری) «دایره سیاه» گرفته اند.

از دیگر فیلمهایی که در چند شماره مجله «ستاره سینما/ درباره ی سینمای نو» ارزشگذاری شدند می توان به اشکها و لبخندها (رابرت وایز) پسران کتی الدر (هنری هاتاوی) مودستی بلز (جوزف لوزی) مسابقه بزرگ (بلیک ادواردز) مردی از گذشته (سیدنی لومت) ازدواج ایتالیایی (ویتوریو دسیکا) گربه روی شیروانی داغ (ریچارد بروکس) و کلکسیونر (ویلیام وایلر)  اشاره داشت که جمله «دایره سیاه» گرفته اند.

حادثه ای در ترن (گوستاو گاوراس) و سه نفر روی نیمکت (جری لوببس) در این صفحات یک ستاره و مقبره هندی (فریتز لانگ) دو ستاره دریافت کرده اند.

 

منتقد این صفحه (شمیم بهار) درباره فیلم ماجرای ونیزی نوشته است:

اگرچه، مطابق رسم روز، باید فقط منتظر مجموعه یی از تعقیب و زد و خورد و کشتار در راه مبارزه با عمالی که صلح جهان را بخطر انداخته اند بود، تورپ جلوتر میرود. قهرمان اصلی نه رویین تن است و نه هجو می شود؛ بلکه همه کوشش براینست که دارای شخصیتی هر چه بیشتر انسانی باشد: و این تلاش در ظاهر آشفته و «ضد قهرمان» او در انگیزه ی خصوصی اش نمایان است. باین ترتیب نقطه ی مرکزی فیلم بر مبنای ناتوانی و عدم عاملیت مرد بنا میشود (مثلاً: رابطه ی مرد با رییس سابقش که از ضعف او باخبر است و رابطه اش با زنی که دوست میدارد اما نمیتواند مانع بقتل رسیدن او شود). و اگر فیلم نمیتواند از این حد عمیقتر برود، حداقل کوتاه و سریع و ساده است، و گاه گاه از دید دقیق یک کارگردان برخوردار.

 

 

۶)برخی حاشیه ها

 

-فیلم در اکران عمومی حدود سه دقیقه کوتاه شده است. احتمالاً برای رسیدن به ریتم بهتر.

 

-گای هامیلتون کارگردان چندتا از فیلمهای جیمزباند کلاسیک، در کارگردانی یکی از صحنه های فیلم مشاور کارگردان بوده است.

 

-تهیه کننده و فیلمنامه نویس فیلم حادثه ونیزی، ای. جک نیومن فیلم در فصل افتتاحیه فیلم، نقش یک دیپلمات آمریکایی را بازی کرده است.

 

- لوچیانا پالوزی، بازیگر زن ایتالیایی این فیلم پیش از این فیلم در فیلم جیمزباندی تاندربال و همینطور در فیلم سربازهای یک چشم مارلون براندو به ایفای نقش پرداخته بود.

 

- حادثه ونیزی نخستین فیلم سینمایی جری تورپ است.

 

 

 

تکمله:

 

بیش از یک سال از آخرین شماره طعم سینمایی که خودم نوشتم می گذرد. در آن شماره که درباره فیلم دکتر ژیواگو نوشتم، اشاره کردم « در این ماهها آنقدر سرم شلوغ است که تقریباً هیچ چیز نمی تواند مرا به سمت و سوی نوشتن طعم سینما ببرد

حالا هم شرایط همانطور است! خودم هم نمی دانم چه شد که رفتم سروقت این صفحه و فیلم حادثه ونیزی!

 

 

 

غلامعباس فاضلی

 

اردی بهشت ۱۳۹۷

 

 

 

برای مطالعه دیگر فیلم هایی که در «طعم سینما» معرفی و بررسی شده اند اینجا را کلیک کنید

 



 تاريخ ارسال: 1397/2/14

نظرات خوانندگان
>>>امیر:

رابرت وان بازیگر تحصیلکرده ای هم بود. پی اچ دی داشت و همین تحصیلکرده بودنش، بهش شخصیت و وجنات خاصی میداد

3+0-

سه‌شنبه 18 ارديبهž



>>>مهبار:

ممنون جناب فاضلی. جهت اطلاع خوانندگان عزیزعرض کنم این جناب شیفرین اهنگسازاین فیلم همون شخص شخیصیه که تم معروف سریال "ماموریت غیرممکن" (بالاتر از خطر) رو ساخته که چند فیلم سینمایی هم بر اساس اون سریال و تم ابشون ساخته شده. از فیلمهای دیگه لالو شیفرین میشه به بولیت، پس از غروب، چارلی واریک، قمارباز سین سینانی، هری خبیث، و قدرت مگنوم اشاره کرد.

90+0-

شنبه 15 ارديبهشت 1397



>>>رضا :

اون شماره هایی از طعم سینما که توسط آقای فاضلی نوشته میشه، یه ویز دیگه ست.

103+2-

شنبه 15 ارديبهشت 1397



>>>کاوه قادری:

متأسفانه به علت نایاب بودن این فیلم در اینترنت، هنوز موفق به تماشای این فیلم نشدم اما دم شما گرم که از این «جیمز باند هرگز کشف نشده»، از این «legend». از این عالیجناب، دکتر رابرت وان، یادی کردید. بسیار ممنون

107+0-

جمعه 14 ارديبهشت 1397




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.