پرده سینما

یک فیلمفارسی «شانه تخم مرغی»! نقد و بررسی فیلم «زهر مار» ساخته جواد رضویان

کاوه قادری


 

 

 

 

 

 

 

 

 

زهر مار هر کجا که می خواهد حس دراماتیک از شخصیت ها یا موقعیت به مخاطب بدهد، صرفاً موسیقی حجیم روی تصویر سوار می کند و در واقع، آنقدر فضای کمدی ولو به صورت ناخواسته بر اثر حاکم است که حتی عادی ترین کنش ها و رفتارهایی که فیلمساز می خواهد جدی جلوه کند نیز اسیر سوار شدن موسیقی حزن انگیز روی تصویر می شوند

 

 

فیلم رضویان البته نقصان های به مراتب مهم تری نیز دارد؛ که یکی از آن ها، «نقض غرض» در شخصیت پردازی است!

 

 

آنقدر اطلاعاتی که فیلم درباره ی «حاج حشمت» به عنوان شخصیت اصلی به مخاطب می دهد متناقض است، که اصلاً معلوم نیست «حاج حشمت»، شخصیت مثبت ماجرا است یا شخصیت منفی؟

 

 

نقصان دیگر فیلم، به لحن چندپاره ی آن، میان کمدی و درام برمی گردد؛ به گونه ای که به دفعات، بدون زمینه سازی نمایشی یا پشتوانه سازی روایی، لحن و بیان و حس فیلم، میان کمدی و درام پاسکاری می شود!

 

 

 

 

زهرمار به کارگردانی سیدجواد رضویان، اگرچه در ده دقیقه ی نخست، یک فیلم داستان گوی کلاسیک سه پرده ای به نظر می رسد که خیلی زود داستان موقعیت اش را شروع کرده و به حرکت می اندازد اما دیری نمی پاید که معلوم می شود فیلم، در دراماتیک کردن حس و لحن و بیان وقایع اش، به شدت ناتوان است؛ نشان به آن نشان که هر کجا که می خواهد حس دراماتیک از شخصیت ها یا موقعیت به مخاطب بدهد، صرفاً موسیقی حجیم روی تصویر سوار می کند و در واقع، آنقدر فضای کمدی ولو به صورت ناخواسته بر اثر حاکم است که حتی عادی ترین کنش ها و رفتارهایی که فیلمساز می خواهد جدی جلوه کند نیز اسیر سوار شدن موسیقی حزن انگیز روی تصویر می شوند؛ چون اگر اینگونه نباشند، کمیک جلوه می کنند و در تضاد با لحن بایسته ی فیلم قرار می گیرند! و این خود می تواند نخستین نقصان فیلم باشد؛ اینکه با فیلمی مواجهیم که حتی نمی تواند لحن خود را ولو در ابتدایی ترین حالات ممکن نیز کنترل کند!زهرمار به کارگردانی سیدجواد رضویان، اگرچه در ده دقیقه ی نخست، یک فیلم داستان گوی کلاسیک سه پرده ای به نظر می رسد که خیلی زود داستان موقعیت اش را شروع کرده و به حرکت می اندازد اما دیری نمی پاید که معلوم می شود فیلم، در دراماتیک کردن حس و لحن و بیان وقایع اش، به شدت ناتوان است؛ نشان به آن نشان که هر کجا که می خواهد حس دراماتیک از شخصیت ها یا موقعیت به مخاطب بدهد، صرفاً موسیقی حجیم روی تصویر سوار می کند و در واقع، آنقدر فضای کمدی ولو به صورت ناخواسته بر اثر حاکم است که حتی عادی ترین کنش ها و رفتارهایی که فیلمساز می خواهد جدی جلوه کند نیز اسیر سوار شدن موسیقی حزن انگیز روی تصویر می شوند؛ چون اگر اینگونه نباشند، کمیک جلوه می کنند و در تضاد با لحن بایسته ی فیلم قرار می گیرند! و این خود می تواند نخستین نقصان فیلم باشد؛ اینکه با فیلمی مواجهیم که حتی نمی تواند لحن خود را ولو در ابتدایی ترین حالات ممکن نیز کنترل کند!

فیلم رضویان البته نقصان های به مراتب مهم تری نیز دارد؛ که یکی از آن ها، «نقض غرض» در شخصیت پردازی است! برای نمونه، آنقدر اطلاعاتی که فیلم درباره ی «حاج حشمت» به عنوان شخصیت اصلی به مخاطب می دهد متناقض است، که اصلاً معلوم نیست «حاج حشمت»، شخصیت مثبت ماجرا است یا شخصیت منفی؟ فیلم در ابتدای کار، او را ریاکار و فرصت طلب جلوه می دهد و سپس اندکی بعد، با نمایش خانه و زندگی اش و علاقه به همسر مرحوم اش همراه با موسیقی حزن انگیز، وی را انسانی سالم و پاکدست جلوه می دهد؛ اطلاعات متناقضی که حتی در ادامه ی این داستان موقعیت نیز درباره ی «حاج حشمت» وجود دارد و وضعیت او نسبت به درام را مشخص نمی کند که آیا او بالاخره آنتاگونیست است؟! پروتاگونیست است؟! خاکستری است؟! نقیصه ای که مشابه اش در مورد کاراکترهای سیامک صفری و شبنم مقدمی نیز وجود دارد؛ به گونه ای که کاراکتر سیامک صفری در ابتدا، یک انسان مستمند تصویر می شود که به دلیل مال باختگی، روزگارش سیاه شده، اما در ادامه، شمایل یک ضدقهرمان و سردسته ی خلافکاران در سایه از او تصویر می شود! و همچنین کاراکتر شبنم مقدمی که در ابتدا یک کاراکتر بدکاره و تلکه گر از او تصویر می شود اما در ادامه، شمایل یک زن بالاشهری فریب خورده را می یابد!

این «نقض غرض» در شخصیت پردازی ها البته مرهون نقصان بزرگتری است؛ و آن اینکه فیلم جواد رضویان، نه فقط در شخصیت پردازی، بلکه حتی در موقعیت سازی و پیشبرد داستان نیز اساساً با مقوله ای به نام روایت، بیگانه است! به این معنا که چه در گذار از یک شناسه به شناسه ی دیگر شخصیتی، چه در گذار از یک موقعیت به موقعیت دیگر و چه در گذار از یک مرحله ی داستانی به مرحله ی داستانی دیگر، هیچگونه سیر و روند حرکتی به چشم نمی خورد و این پرش های رفتاری و موقعیتیِ دفعتی و ناگهانی است که حرف اول را می زند؛ و دقیقاً از همین روی است که «حاج حشمت» ظاهراً آنتاگونیست ابتدای داستان، در ادامه، ناگهان پروتوگونیست ماجرا می شود، کاراکتر سیامک صفری ظاهراً پروتوگونیست ابتدای داستان، در ادامه، ناگهان آنتاگونیست ماجرا می شود، «حاج حشمت» و کاراکتر شبنم مقدمی در ادامه ی داستان، ناگهان به لحاظ رفتاری و مشی زندگی، متحول می شوند، و موارد فراوان از این دست؛ تغییرات دفعتی پی در پی در فیلم که فیلمساز، آن ها را نشانه ی غافلگیر کردن مخاطب می داند! در حالی که اساساً آنچه به لحاظ واقعیت سینمایی در فیلم رخ داده است، وجود سلسله «جامپ کات»های داستانی، شخصیتی و موقعیتی است که از توالی آن ها، فیلم به پیش رفته، بی آنکه یک درام روایی، با پشتوانه و دارای اصالت وقوع نمایشی شکل بگیرد!

اما نقصان دیگر فیلم، به لحن چندپاره ی آن، میان کمدی و درام برمی گردد؛ به گونه ای که به دفعات، بدون زمینه سازی نمایشی یا پشتوانه سازی روایی، لحن و بیان و حس فیلم، میان کمدی و درام پاس کاری می شود! البته ناگفته نماند که فیلم به معنای واقعی کلمه، نه کمدی کلامی دارد، نه کمدی موقعیت و نه اساساً ایده ی بکری برای کمدی سازی دارد و صرفاً قصد دارد از پسِ قرار دادن شخصیت اصلی مذهبی فیلم در موقعیت های متضاد و ضدمذهبی، کمدی بسازد؛ تک ایده ی نخ نمایی که از فرط کلیشه شدن، تنها مسیر روایی و موقعیتی فیلم که ناظر بر تحول فیلمفارسی گونه ی همزمان دو قطب متضاد ماجرا به سمت یکدیگر و عاشق شدن یک روزه ی این دو نسبت به یکدیگر است را لو می دهد و اگر کمدی آفرینی واقعی نیز در کار باشد، آن را باسمه ای جلوه می دهد.

اما نقصان دیگر فیلم زهر مار، به لحن چندپاره ی آن، میان کمدی و درام برمی گردد؛ به گونه ای که به دفعات، بدون زمینه سازی نمایشی یا پشتوانه سازی روایی، لحن و بیان و حس فیلم، میان کمدی و درام پاس کاری می شود! البته ناگفته نماند که فیلم به معنای واقعی کلمه، نه کمدی کلامی دارد، نه کمدی موقعیت و نه اساساً ایده ی بکری برای کمدی سازی دارد و صرفاً قصد دارد از پسِ قرار دادن شخصیت اصلی مذهبی فیلم در موقعیت های متضاد و ضدمذهبی، کمدی بسازد؛ تک ایده ی نخ نمایی که از فرط کلیشه شدن، تنها مسیر روایی و موقعیتی فیلم که ناظر بر تحول فیلمفارسی گونه ی همزمان دو قطب متضاد ماجرا به سمت یکدیگر و عاشق شدن یک روزه ی این دو نسبت به یکدیگر است را لو می دهد و اگر کمدی آفرینی واقعی نیز در کار باشد، آن را باسمه ای جلوه می دهد.در این میان، شخصیت پردازی های فیلم، آنقدر تک شناسه ای است که بیشتر آدم را یاد تیپ پردازی های تلویزیونی مهران مدیری می اندازد؛ اینکه هر کاراکتر در کل داستان، تنها با یک ویژگی و گاه حتی صرفاً با یک نوع اکت، معرفی و زیست پردازی شود؛ که شاه بیت و ترجیع بندش در این فیلم، لحن و ادبیات و رفتار لات گونه ی یکنواخت کاراکتر شبنم مقدمی است؛ نوع شخصیت پردازی زمخت و تک بُعدی که البته باز مانند تیپ پردازی های تلویزیونی مهران مدیری، ناظر بر همینطور بیخودی سودجو بودن آدم ها است!

در مجموع، به نظر می رسد با یک فیلمفارسی ابتدایی مواجهیم، دارای ملغمه ای از بیانیه سازی مشکلات جامعه بیرون از فیلم و الصاق و سنجاق زورکی آن به درام و تحول شعاری شخصیت اصلی به دلیل پی بردن به مشکلات مردم و توبه بیانیه ای کاراکتر شبنم مقدمی و سرآخر هم، تحول هم شخصیت اصلی و هم کاراکتر شبنم مقدمی و نزدیک شدن همزمان نگرش شان به یکدیگر بر اثر جمع جبری چند اکت و خرده موقعیتِ قابل حدس! تحولی که تقریباً از سکانس قبرستان فیلم، به جد، قابل پیش بینی بود! بله! اولین فیلم سینمایی سیدجواد رضویان در مقام کارگردان در سینمای ایران نشان داد که نگرش او به این سینما، کماکان در محدوده ی تله فیلم های عمدتاً «شانه تخم مرغی» [۱] که او در سالیان اخیر بازی کرده تعریف می شود! امیدواریم در صورت تداوم فعالیت رضویان در مقام کارگردان، او به مطالعات عمیق تر و تماشای فیلم های بهتری مبادرت ورزد و فیلمسازان و آثار مرجع تری را منتور خود قرار دهد تا دیگر حداقل، فیلمفارسی های «شانه تخم مرغی» را به سطح اول سینمای ایران یعنی جشنواره فیلم فجر، عرضه نکند.

 

 

 

کاوه قادری

 

تیر ۱۳۹۸

 

 

 

پانوشت

 

۱. اصطلاح «فیلم شانه تخم مرغی» برگرفته از یک گفتگویی قدیمی تلویزیونی با جواد رضویان است که در آن ضمن تأیید لحن و محتوای فیلم به روح پدرم که از طریق شبکه نمایش خانگی توزیع شد، تأکید داشت آن را [نه حتی برای عرضه در فروشگاه های رسانه های تصویری، بلکه] برای عرضه در سوپرمارکت ها، در کنار شانه های تخم مرغ ساخته است. تا اگر مشتری عام که نگاهی کاملاً عوامانه به سینما دارد، احیاناً حین خرید احتمالی تخم مرغ، چشمشان به آن فیلم هم افتاد، آن را بخرند.


 تاريخ ارسال: 1398/4/12

نظرات خوانندگان
>>>کامران خجسته:

من همیشه برام سوال بودکه این فیلم شانه تخم مرغی یعنی چی و به چه فیلمهایی میگن شونه تخم مرغی؟ فک میکردم یه اصطلاحه مثل فیلمفارسی! ولی نمی دانستم که پشتش بک دیدگاه در مورد مخاطب وجود داره و برمیگرده به یک گفتگو. ممنون از توضیح شما.

2+0-

پنجشنبه 13 تير 1398



>>>شهرام اردلان:

فیلم بدی بود که اسمش روش هست: زهر مار!

3+0-

پنجشنبه 13 تير 1398



>>>kardan:

اقای قادی تند نرید لطفاً. لحن فیلم چندپاره نیست و کاملا کمدی هست.

0+2-

پنجشنبه 13 تير 1398



>>>لاله یاوری:

درمورد استفاده ازموسیقی کاملن بانظرتون موافقم اما بنظرم فیلم کاملن مشخص میکنه که حاج حشمت شخصیت مثبت فبلمه.

2+0-

پنجشنبه 13 تير 1398



>>>شایان:

قاطع. منطقی. دقیق.

3+0-

پنجشنبه 13 تير 1398




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.