پرده سینما

تسویه‌حساب با گرگِ خیابان؛ نگاهی به «روز تعلیم» ساخته‌ی آنتونی فوکوآ

پیمان عباسی‌نیا

 

 

 

 

 

 

 

هر پنج‌شنبه، طعم سینما را در پرده سینما بچشید!

 

با طعم سینما، سینما را از دریچه ای تازه ببینید!

 

نقد و بررسی فیلمهای مهم تاریخ سینما در طعم سینما

 

 

 

 

 

Training Day

كارگردان: آنتونی فوکوآ

فيلمنامه: دیوید آیر

بازيگران: دنزل واشنگتن، اتان هاوک، اوا مندز و...

محصول: آمریکا، ۲۰۰۱

زبان: انگلیسی

مدت: ۱۲۲ دقیقه

گونه: جنایی، درام، هیجان‌انگیز

بودجه: ۴۵ میلیون دلار

فروش: ۱۰۴ و نیم میلیون دلار

درجه‌بندی: R

جوایز مهم: برنده‌ی ۱ اسکار و کاندیدای ۱ اسکار دیگر، ۲۰۰۲

 

 

■ طعم سینما - شماره‌ی ۹۹: روز تعلیم (Training Day)

 

 

طعم سینما - شماره‌ی ۹۹مدت‌ها بود که دوست داشتم روز تعلیم در طعم سینما جایی داشته باشد اما تا شماره‌ی ۹۹ حس‌وُحالِ درباره‌اش نوشتن، دست نداد. روز تعلیم ساخته‌ی آنتونی فوکوآ است که به‌عنوان "روز تمرین"، "روز آموزش" و حتی "روز آزمایش" و "روز امتحان" نیز به فارسی برگردانده شده! فیلم، داستان یک روز از زندگی دو پلیس لس‌آنجلسی را روایت می‌کند؛ یک گرگ باران‌خورده، آلونزو هریس (با بازی دنزل واشنگتن) و یک صفرکیلومتر، جیک هُویت (با بازی اتان هاوک). آلونزو در ابتدا پلیس متفاوتی جلوه می‌کند که وقیح و بددهن است و قصد دارد از جیک، افسر مبارزه با مواد مخدر کارکشته‌ای بسازد؛ اما هرچه فیلم جلوتر می‌رود، متوجه می‌شویم کارآگاه هریس صرفاً خلاف جریان آب شنا نمی‌کند بلکه پلیسی فاسد و باج‌گیر است...

به‌شخصه اولین‌بار [۱] که روز تعلیم را دیدم، شوکه شدم! فیلم طوری شروع می‌شود که -طبق کلیشه‌ها- گمان می‌کنید فقط روش‌های آلونزو است که با کارآگاه‌های دیگر فرق دارد و او پلیس بدی نیست؛ به‌هیچ‌وجه انتظارش را ندارید که آلونزو واقعاً همان گرگی باشد که به‌نظر می‌رسد و این عالی است! سینمایی که شگفت‌زده‌مان نکند، به چه دردی می‌خورد اصلاً؟

این‌که در ادامه می‌خواهم بگویم، نتیجه‌ی یک پژوهش مستند نیست بلکه استنباطی شخصی است از برآیندِ مجموعهْ فیلم‌های پلیسی‌ای که از سینمای ربع قرنِ اخیر دیده‌ام؛ پای پلیس فاسد از دهه‌ی ۱۹۹۰ و به‌طور مشخص از دهه‌ی ۲۰۰۰ میلادی و بعد از رسواییِ موسوم به رمپارت [۲] [۳] به سینمای آمریکا باز می‌شود. روز تعلیم نیز بی‌ارتباط با رمپارت نیست و در لس‌آنجلس می‌گذرد.

تردیدی نیست -و این‌بار نیاز به بررسی موشکافانه هم ندارد- که روز تعلیم نخستین فیلمی نبود که کاراکتر پلیس فاسد را به سینما آورد. اما شاید پربیراه نباشد اگر ادعا کنیم که تا پیش از روز تعلیم پلیس فاسد هیچ‌وقت تا این حد پررنگ، هولناک و قدرتمند در مرکز داستان -که ارتباطی صددرصد مستقیم با نقش‌آفرینی درجه‌ی یک دنزل واشنگتن دارد- تصویر نشده بود.

آقای واشنگتن برای ایفای نقش این کارآگاه خشن و بی‌همه‌چیزِ(!) لس‌آنجلسی سنگِ‌تمام می‌گذارد؛ او توانست در هفتادوُچهارمین مراسم آکادمی، بالاخره اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را به خانه ببرد. اتان هاوک هم که پلیس خوب و وظیفه‌شناس داستان است، کاندیدای اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد بود؛ او به‌نحوی شایسته از پس باورپذیر کردن هُویتِ تازه‌کار و احساساتی برآمده است. البته فیلم یک اوا مندزِ طبق معمول بی‌استعداد و کم‌رنگ هم (در نقش سارا) دارد!

تماشاگر در مواجهه با آلونزویی که واشنگتن در روز تعلیم نقش‌اش را بازی می‌کند، وضعیتی دوگانه دارد. از یک طرف به‌علت اجرای مسلط و انرژیکِ آقای بازیگر به او علاقه‌ پیدا می‌کند و از طرفی دیگر به‌واسطه‌ی اعمال کثیفی که مرتکب می‌شود -بیننده- دل‌اش می‌خواهد سر به تن آلونزو باقی نماند! قاعدتاً بناست کارآگاه هریس و امثالِ او، شهر را پاک کنند اما وقتی آلونزو پشت فرمان شورولت مونته‌کارلوی ۱۹۷۹ [۴] تیره‌رنگ‌اش، وارد خیابان‌ها می‌شود؛ انگار ارابه‌ی خود شیطان است که در لس‌آنجلس به حرکت درمی‌آید!

جدی‌ترین رقیب دنزل واشنگتن در اسکار، راسل کرو با یک ذهن زیبا (A Beautiful Mind) [ساخته‌ی ران هاوارد/ ۲۰۰۱] بود که در کمال تعجب، حق به حق‌دار رسید! اعلام نام آقای واشنگتن به‌عنوان برنده از این لحاظ عجیب‌وُغریب به‌نظر می‌رسید که میزان علاقه‌ی آکادمی به بازیگرانی که نقش آدم‌های خل‌وُچل و غیرعادی [۵] را بازی می‌کنند، بر کسی پوشیده نیست! هرچند نباید فراموش کرد که کرو در مراسم سال قبل به‌خاطر گلادیاتور (Gladiator) [ساخته‌ی ریدلی اسکات/ ۲۰۰۰] اسکار گرفته بود.

مثل هر فیلم جریان‌ساز و برجسته‌ای، روز تعلیم هم دیالوگ‌های نابی دارد که ناگفته پیداست آلونزو به زبان می‌آوردشان: «-اگه یه‌بار دیگه این‌طرفا ببینم‌ت، اجازه می‌دم بچه‌های محل از رو دوست‌دخترت قطار رد کنن! می‌دونی یعنی چی؟ -بله قربان!» (نقل به مضمون) و یا این یکی: «جیک- اون مرد دوستت بود اما تو مثه يه مگس کشتی‌ش. آلونزو- دوستم بود؟ بهم بگو چرا؟ چون اسم کوچيکمو می‌دونس؟ اين يه بازی‌یه! من بازی‌ش دادم؛ اين شغل ماست» (نقل به مضمون).

فیلمنامه‌ی روز تعلیم کارِ دیوید آیر است که گویا سرش درد می‌کند برای روی پرده آوردن پلیس‌های فاسد و ضدکلیشه‌ای! سلاطین خیابان و پایان شیفت‌‌اش [۶] را دیده‌اید؟ شک ندارم که بعد از دیدن روز تعلیم، احساس نمی‌کنید وقتی از شما تلف کرده است. در روز تعلیم همه‌چیز سرِ جای خودش قرار دارد و مثل بسیاری فیلم‌ها نیست که از برخی المان‌ها برای پوشاندن ضعفِ دسته‌ی دیگری از عناصر فیلم استفاده شده باشد. عناصری از روز تعلیم که بیش‌تر جلبِ نظر می‌کنند -به‌ترتیب اهمیت- این مواردند: بازیگری (دنزل واشنگتن و اتان هاوک)، فیلمنامه (دیوید آیر)، کارگردانی (آنتونی فوکوآ) و فیلمبرداری (مائورو فیوره).
ممکن است برایتان جالب باشد که بدانید آقایان واشنگتن، هاوک، فوکوآ و فیوره در دومین همکاری مشترک خودشان -پس از گذشت ۱۴ سال- مجدداً دور هم جمع شده‌اند و هم‌اکنون هفت دلاور (The Magnificent Seven) [اکران در ۲۰۱۷] را در دست ساخت دارند که بازسازی هفت سامورایی (Seven Samurai) [ساخته‌ی آکیرا کوروساوا/ ۱۹۵۴] [۷] است و پروژه‌ای بسیار کنجکاوی‌برانگیز!

روز تعلیم فیلمی کاملاً مردانه است که تصویری هراس‌‌انگیز از خیابان‌های شهر لس‌آنجلس نشان‌مان می‌دهد... پاییز ۲۰۰۱ که روز تعلیم اکران شد، برای جوان ۵-۳۴ ساله‌ای که سومین فیلم سینمایی‌اش را تجربه می‌کرد، شاهکاری کوچک به‌حساب می‌آمد. روز تعلیم حالا بیش از هر چیز، به‌نظرم یک فیلم‌کالتِ درست‌وُحسابی است که طرفدارانِ خاصّ خودش را دارد.

 

پیمان عباسی‌نیا

دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۴

 

حاشیه‌ها:

•• اسکار دنزل واشنگتن برای روز تعلیم دومین اسکاری بود که یک آفریقایی-آمریکایی به‌عنوان "بهترین بازیگر نقش اول مرد" دریافت می‌کرد. اولین‌بار سیدنی پوآتیه با زنبق‌های مزرعه (Lilies of the Field) [ساخته‌ی رالف نلسون/ ۱۹۶۳] در دوره‌ی سی‌وُششم این جایزه را صاحب شده بود.

•• اسکار هفتادوُچهارم -تا به حال- تنها مراسمی بوده است که طی آن، دو بازیگر سیاه‌پوست به‌طور هم‌زمان جایزه‌های بهترین بازیگر نقش اول مرد (دنزل واشنگتن) و بهترین بازیگر نقش اول زن (هلی بری) را گرفتند.

•• اسکار فیلم روز تعلیم دومین جایزه‌ی اسکار آقای واشنگتن به‌شمار می‌رفت؛ اولی را در دوره‌ی شصت‌وُدوم برای افتخار (Glory) [ساخته‌ی ادوارد زوئیک/ ۱۹۸۹] به‌دست آورد که البته در شاخه‌ی "بهترین بازیگر نقش مکمل مرد" بود.

•• دنزل واشنگتن تنها بازیگر آفریقایی-آمریکایی است که تاکنون توانسته دو اسکار کسب کند. او ۶ بار نامزد اسکار بوده است.

•• واشنگتن پس از تصاحب اسکار روز تعلیم تا ۱۱ سال بعد، کاندیدا نشد. این اتفاق با پرواز (Flight) [ساخته‌ی رابرت زمه‌کیس/ ۲۰۱۲] در اسکار هشتادوُپنجم افتاد.

 

پی‌نوشت‌ها:

[۱]: این‌که نوشتم اولین‌بار، الزاماً به‌معنیِ این نیست که دومین‌باری هم در کار بوده!

[۲]: رسوایی رمپارت (Rampart scandal) اشاره به فساد گسترده در واحد ضدتبهکاری خیابانی پلیس لس‌آنجلس (Community Resources Against Street Hoodlums) در آغاز دهه ۱۹۹۰ میلادی دارد. بیش از ۷۰ مأمور پلیس، مستقیم یا غیرمستقیم در تخلفات واحد ضدتبهکاری خیابانی (CRASH) همکاری داشته‌اند که این ماجرا را به یکی از بزرگ‌ترین تخلفات پلیس در تاریخ آمریکا مبدل ساخته است. مهم‌ترین تخلفات صورت گرفته در این ماجرا شلیک‌های بی‌جهت، کتک زدن بی‌جهت، دسیسه‌سازی، دزدی و فروش مواد مخدر، ساخت شواهد دروغین، دزدی از بانک، شهادت دروغ و نهفتن شواهد حقیقی بوده است (ویکی‌پدیای فارسی، مدخل‌ رسوایی رمپارت).

[۳]: رمپارت (Rampart) [ساخته‌ی اورن موورمن/ ۲۰۱۱] در همین رابطه است. برای مطالعه‌ی نقد این فیلم، کلیک کنید بر لینکِ «ترن افسارگسیخته»؛ منتشره در پنج‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، پرده‌ی سینما.

[۴]: Chevrolet Monte Carlo 1979.

[۵]: تازه‌ترین نمونه برای اثبات این ادعای -ظاهراً خنده‌دار- اسکار اخیر (۲۰۱۵) بود که علی‌رغم ارجحیت سایر رقبا، جایزه را دودستی تقدیم ادی ردمین کردند!

[۶]: سلاطین خیابان (Street Kings) [ساخته‌ی دیوید آیر/ ۲۰۰۸] و پایان شیفت (End of Watch) [ساخته‌ی دیوید آیر/ ۲۰۱۲].

[۷]: اولین‌بار نیست که فیلمی با عنوان هفت دلاور (The Magnificent Seven) تحت تأثیر هفت سامورایی ساخته می‌شود؛ اولی محصول ۱۹۶۰ است به کارگردانی جان استرجس و با بازی یول برینر، ایلای والاک، استیو مک‌کوئین، چارلز برانسون، جیمز کابُرن، هورست بوخهولتس و...

 

 

برای مطالعه‌ی شماره‌های دیگر، می‌توانید لینک زیر را کلیک کنید:

■ نگاهی به فیلم‌های برتر تاریخ سینما در صفحه‌ی "طعم سینما"


 تاريخ ارسال: 1394/3/18
کلید واژه‌ها:

نظرات خوانندگان
>>>شهریار:

از روز 19 خرداد سال 1393 با اولین قسمت "طعم سینما" به زندگی ما طعم دبگری دادی... در تقویم ما 19 خرداد روز ملی طعم سینماست

12+1-

دوشنبه 18 خرداد 1394



>>>Ali.n:

درود بر دنزل واشنگتن درود بر اتان هاواک.

19+0-

دوشنبه 18 خرداد 1394



>>>پژمان الماسی‌نیا در پاسخ به خواننده‌ی محترمِ طرفدار سینمای کلاسیک:

سلام و عرض ادب. قبل از هر چیز ابراز خوشحالی می‌کنم از بابت این‌که «طعم سینما» مورد توجهِ دوستان اهلِ دلی چون شما قرار گرفته است. اما درمورد «آپارتمان»، «خوشه‌های خشم»، «جویندگان»، «منهتن» و «عشق و مرگ»؛ اگر عنایت کرده باشید، یکی از مواردی که در «طعم سینما» تاکنون رعایت شده است، پرداختن به یک از فیلم از هر فیلمساز بوده و تا به حال کارگردانِ دوفیلمه نداشته‌ایم. آقای وایلدر را با «بعضی‌ها داغشو دوست دارن» در شماره‌ی ۵۱ داشتیم، عالیجناب فورد را با «مرد آرام» در شماره‌ی ۱۶ و وودی آلن را با «جاسمین غمگین» در شماره‌ی ۶۳. اگر در آینده عمری باقی بود و این رویه تغییر کرد، حتماً این فیلم‌هایی که اسم بردید، مدّنظرم خواهند بود؛ به‌ویژه: «آپارتمان» و «جویندگان». بقیه‌ی آثاری که به‌ترتیب از اسکورسیزی، کوبریک، دومیل، وایلر، هاکس، مولیگان، هیچکاک، هیوستون، پره‌مینجر، مان، دانن و مینه‌لی اشاره کردید نیز مورد توجه‌م هستند به‌علاوه‌ی ساخته‌های درجه‌ی یک دیگری از همین تاریخ‌سازان. ضمن این‌که به نکته‌ای هم بایستی توجه داشته باشید که دوست داشتن یک فیلم، یک مسئله است و دست دادن انگیزه‌ی درباره‌اش نوشتن، مسئله‌ای دیگر. امیدوارم [به‌شرط حیات و لطف ایزد منان] اقبال ادامه‌ی «طعم سینما» را بیابم تا نظر دوستان پیگیری نظیر شما هم هرچه بیش‌تر جلب شود. با احترام و سپاس؛ پژمان الماسی‌نیا؛ دو‌شنبه، هجدهمِ خرداد‌‌ماهِ نودوُچهار

17+0-

دوشنبه 18 خرداد 1394



>>>طرفدار سینمای کلاسیک:

طعم سینما داره به صد میرسه اما دریغ از یه "آپارتمان"، "راننده تاکسی"، "اسپارتاکوس"، "ده فرمان"، "بن هور"، "داشتن و نداشتن"... اصلن سینما بدون "کشتن مرغ مقلد" طعمی داره؟ "بی "خوشه‌های خشم" عطر داره؟ کجا میشه رفت بدون "جویندگان"؟ چرا "سرگیجه" نگرفتید اصلن؟ کاش سراغی از "کاردیتال" میگرفتید؟ اتو پره‌مینجر حقش بود مطرح بشه اینجا. آنتونی مان که اصلن نبود! چه "ال سید"، چه "مردی از لارامی"، چه "مردی از غرب"... استنلی دانن و "آواز در باران" یا وینسنت مینلی و "یک آمریایی در پاریس" و "دسته نمایش" و یادم نمیاد سراغی از "منهتن" وودی آلن گرفته باشید یا "عشق و مرگ". نوی 100 تای بعدی خیلی کار دارین پژمان خان! چون با تعریفی که شما از "طعم سینما" ارائه کردین جایی برای "کاپیتان فیلیپس" نیست!

19+0-

دوشنبه 18 خرداد 1394



>>>الی:

لایک لایک ♡♥

19+0-

دوشنبه 18 خرداد 1394



>>>امیرهوشنگ:

طعم سینمای 99... این یک ثبت رکورد در بین منتقدان سینمایی است... هفته‌ای 2 بار و یک سال استمرار. رسیدن به 100 کاری کارستان است و بعدش عددهای دیگر هم هرکدام معنایی دارند: 101-110-113-114- و... پاینده باشید تا عدد \"گوگل\" جناب الماسی‌نیا

22+0-

دوشنبه 18 خرداد 1394



>>>یه نفر دیگه:

درود بر «یه نفر» معروف! :)

22+0-

دوشنبه 18 خرداد 1394



>>>یه نفر:

فیلم‌شناسی واشینگتن ۱۹۸۱: کاغذ کاربُن ۱۹۸۴: مجوز قتل، درس‌های سخت، داستان یک سرباز ۱۹۸۶: قدرت ۱۹۸۷: آزادی را فریاد کن ۱۹۸۹: کوئین مقتدر، بخاطر ملکه و میهن، افتخار ۱۹۹۰: حمله قلبی، شیطان در لباس آبی ۱۹۹۱: کمانه ۱۹۹۲: می‌سی‌سی‌پی ماسالا، مالکوم ایکس ۱۹۹۳: هیاهوی بسیار برای هیچ ۱۹۹۳: فیلادلفیا ۱۹۹۳: پرونده پلیکان ۱۹۹۵: جزر و مد سرخ، "Virtuosity"، شیطان در لباس آبی ۱۹۹۶: شجاعت در زیر آتش، همسر کشیش ۱۹۹۸: فروافتاده، او بازی را برد، محاصره ۱۹۹۹: شکارچی استخوان، هاریکان ۲۰۰۰: غول‌ها را به یاد بیاور، داستان لورتا کلایبرن ۲۰۰۱: روز تعلیم ۲۰۰۲: جان کیو، آنتوان فیشِر ۲۰۰۳: خارج از زمان ۲۰۰۴: مردی در آتش ۲۰۰۵: کاندیدای منچوری ۲۰۰۶: مرد نفوذی ۲۰۰۶: دژا وو ۲۰۰۷: گانگستر آمریکایی ۲۰۰۷: سخنوران بزرگ ۲۰۰۹: گرفتن پلهام ۱۲۳ ۲۰۱۰: کتاب عیلی ۲۰۱۰: توقف‌ناپذیر ۲۰۱۲: خانه امن ۲۰۱۲: پرواز ۲۰۱۳: ۲ اسلحه ۲۰۱۴:اکولایزر

22+0-

دوشنبه 18 خرداد 1394



>>>یه نفر:

واشینگتن و خانواده‌اش از سربازان در مرکز پزشکی ارتش در سان‌آنتونیوی تگزاس دیدن کردند که بعدها هتل‌های کوچکی که دارای اتاق‌های متعددی بود به خانواده‌های سربازانی که در بیمارستان بستری بودند اهدا نمودند. در اکتبر ۲۰۰۶ کتاب پرفروش و پرتیراژی بنام «دستی تا هدایت کند مرا» را منتشر کرد که ترکیبی از بازیگران، سیاستمداران، ورزشکاران و عوام بود که از معلمان دوران بچگی‌شان یاد می‌کردند. در حقیقت این کتاب به یاد سالگرد باشگاه صدساله دختران و پسران آمریکا به چاپ رسید زیرا واشنگتن هم در این باشگاه در دوران بچگی‌اش شرکت کرده بود. واشینگتن یک مسیحی تمام‌عیار است. او همیشه به همراه هنرپیشه زنی به نام آنجلا بسِت به کلیسای لوس‌آنجلس می‌رود. نیروهای ارتش انقلابی کلمبیا، واشنگتن را یکی از سه نفری خواند (دو نفر دیگر کارگردانان الیور استون و مایکل مور) که مایلند با آنها راجع به آزادی ۳ نفر از افرادشان که ۵ سال است اسیر هستند به بحث و گفتگو بنشیند. در ۱۸ می ۱۹۹۱، جایزه دکترای افتخاری را از دانشگاهی که در آن تحصیل کرده بود (فوردهام) بخاطر داشتن موفقیت‌های تاثیرگذار در کشف استعدادهای چندجانبه دریافت نمود. او همچنین دکترای افتخاری صفات انسانی و بشردوستانه‌اش را از دانشگاه مورهاوس در ۲۰ می ۲۰۰۷ دریافت کرد.

22+0-

دوشنبه 18 خرداد 1394



>>> یه نفر:

:) :)

22+0-

دوشنبه 18 خرداد 1394



>>>یه نفر:

دنزل در فیلم «می‌سی‌سی‌پی ماسلا» به کارگردانی اسپایک لی در نقش بلیک جیلیام و در «تابستان ۱۹۹۲» در نقش شخصیتی بنام دمتریس ویلیامز بازی کرد. واشنگتن یکی از نقش‌های برجسته و بحث‌برانگیزش را در فیلم «مالکوم ایکس» محصول ۱۹۹۲ به کارگردانی اسپایک لی بر عهده گرفت. اجرای او بعنوان یک رهبر وطن‌پرست سیاه‌پوست، برایش نامزدی اسکار را به ارمغان آورد و راجر ابرت و مارتین اسکورسیزی این فیلم را یکی از ۱۰ فیلم برتر دههٔ نود نامیدند. فیلم «مالکوم ایکس» مسیر زندگی واشینگتن را دگرگون ساخت. تقریباً یک شبه او را به یکی از والاترین بازیگران هالیوودی تبدیل کرد. او نقش‌هایی را که شبیه به نقش قبلی‌اش بودند مثل پیشنهاد بازی در نقش مارتین لوتر کینگ را رد کرد زیرا مایل نبود به بازیگری از گونه‌ای خاص تبدیل شود. سال بعد یعنی در سال ۱۹۹۳ با پذیرفتن خطری دیگر در این حرفه نقش جو میلر را در فیلم «فیلادلفیا» در کنار تام هنکس بر عهده گرفت. در اوایل و اواسط دههٔ نود، واشنگتن به یک مرد برجسته و نامدار هالیوودی تبدیل شد. موفقیت‌هایی در چندین فیلم با نام‌های «پرونده پلیکان» و «جزر و مد سرخ» کسب نمود. همچنین در یک فیلم کمدی با عنوان «هیاهوی بسیار برای هیچ» و در یک داستان نمایشی رمانتیک «همسر کشیش» ایفای نقش کرد. سال ۱۹۹۵ وقتی که سر صحنه فیلم «Virtuosity» مشغول فیلم‌برداری بودند، واشینگتن از بازی در یک لحظه رمانتیک با همبازی سفیدپوستش کِلِی لینچ امتناع کرد. لینچ در طول یک مصاحبه اظهار داشت: "با خودم گفتم ما مشکلی با ارتباط و صمیمیت و در نهایت ازدواج میان نژادها نداریم اما دنزل بر این عقیده بود که مردان سفیدپوستی که تماشاگران اصلی این فیلم هستند مایل نیستند که مرا با یک زن سفیدپوست ببینند". لینچ همچنان افزود که "این واقعاً شرم‌آور است و من حس بدی راجع این مسئله دارم، دائماً در این فکر هستم که زمانه دیگر تغییر کرده است اما در حقیقت به اندازه کافی تغییر نکرده است". وضعیتی مشابه این، سر صحنه فیلم «پرونده پلیکان» نیز اتفاق افتاد. وقتی که جولیا رابرتز در مصاحبه‌ای از میل و رغبت خود برای داشتن رابطهٔ صمیمانه با واشنگتن ابراز کرد و دوباره ما شاهد چنین پیشامدی در فیلم «کویین مقتدر» محصول ۱۹۸۹ بودیم، هر چند که در سال ۹۸ در فیلم اسپایک لی «برنده بازی» در یک صحنه عاطفی با میلا یوویچ دیده شد. واشینگتن در فیلم «هاریکان» محصول ۱۹۹۹ درخششی خیره‌کننده داشت. فیلم درباره مشت‌زنی بنام رابین کارتر ملقب به هاریکان است که موضوع ۳ قتل بعد از ۲۰ سال ماندن پشت میله‌های زندان برملا می‌شود. نقدهایی متفاوت بر این باور بودند که مباحث و مشاجره‌های گوناگون بر روی صِحَت فیلم ممکن است نامزدی جایزه اسکار را برای واشنگتن به ارمغان بیاورد. او جایزه گلدن گلاب سال ۲۰۰۰ و جایزه خرس نقره‌ای برلین را در جشنواره بین‌المللی فیلم برلین بخاطر نقشش در این فیلم از آن خود نمود. او همچنین جایزه Arthur Ashe ESPY را به خانم لورتا کالیبرن بخاطر جرات و شجاعتش در فیلم «داستات لورتا کالیبرن» اهدا نمود که خود واشنگتن هم در پایان این فیلم نقشی ایفا کرد.

22+0-

دوشنبه 18 خرداد 1394



>>>یه نفر:

دنزل واشنگتن در سال ۱۹۵۴ در مانت ورنن (مکانی در نزدیکی شهر نیو یورک) چشم به جهان گشود. مادرش، لنیس لینی متصدی یک سالن زیبایی بود. او متولد جورجیا یکی از ایالات آمریکا بود ولی در هارلم (محله‌ای مخصوص سکونت سیاه‌پوستان در بخش منهتن شهر نیویورک) بزرگ شده بود. پدرش، رورند دنزل واشنگتن اول، کشیش و برگزار کننده اعیاد مذهبی بود. او همچنین برای سازمان آب و یک فروشگاه محلی بنام اس. کلین کار می‌کرد. دنزل در دبستان پنینگتن گرایمز در مانت ورنن بخش آموزش لاتین و یونانی حضور یافت و در سال ۱۹۶۸ یعنی در سن ۱۴ سالگی او به یک مدرسه مقدماتی و خصوصی ارتش در منطقه نیو ویندسر در ایالت نیویورک فرستاده شد که در ادامه از سال ۱۹۷۰ تا ۷۱ به دبیرستان مین‌لند در دایتن بیچ فلوریدا رفت. او علاقه داشت به دانشگاه تکنولوژی تگزاس برود: "من در باشگاه پسران در مانت ورنن بزرگ شدم. ما مهاجمان انقلابی بودیم بنابراین زمانی‌که در دبیرستان بودم دوست داشتم به دانشگاه تگزاس در لابوک بروم فقط به این دلیل که آن‌ها معروف به مهاجمان انقلابی بودند و لباس‌های آنها مثل ما بود".

23+0-

دوشنبه 18 خرداد 1394



>>>یه نفر:

دنزل هیز واشینگتن دوم (به انگلیسی: Denzel Washington) کارگردان و بازیگر آمریکایی در ۲۸ دسامبر ۱۹۵۴ بدنیا آمد. از دهه نود با حضورش در فیلم‌های مختلف و با به تصویر کشیدن زندگی واقعی بعضی از شخصیت‌ها همچون استیو بیکو، مالکوم ایکس، رابین کارتر، میلیون بی تالسون، فرنک لوکاس و هرمن بون توجهات بسیاری به سوی خود برانگیخت. تا به حال ۳ جایزهٔ گلدن‌گلاب و ۲ جایزهٔ آکادمی به دنزل تعلق گرفته است. او بعد از سیدنی پواتیه دومین شخصیت برجسته و قابل توجه آمریکائی-آفریقایی ست که توانسته جایزه بهترین بازیگر آکادمی را بخاطر نقشش در فیلم «روز تعلیم» محصول ۲۰۰۱ به دست آورد.

23+0-

دوشنبه 18 خرداد 1394



>>>یه نفر:

آنتونی فوکوآ (به انگلیسی: Antoine Fuqua) (زاده ۱۹ ژانویه ۱۹۶۶) کارگردان آمریکایی است. وی کارگردان فیلم‌هایی چون سقوط المپیوس (با بازی مورگان فریمن) و تک‌تیرانداز (با بازی مارک والبرگ) است.

23+0-

دوشنبه 18 خرداد 1394



>>>نونا:

با سلام، چقدر خوب هریس را معرفی کردید. ممنون که تمام لذتی را که از دیدن هر فیلم می‌برید به خوانندگان منتقل می‌کنید. پاینده باشید.

23+0-

دوشنبه 18 خرداد 1394



>>>زینب کریمی:

سلام آقای الماسی‌نیا. وقت بخیر. خسته‌ی نوشتن و تحلیل‌های خوب نباشید! بالاخره به نقد نود و نهم رسیدید! تبریکات صمیمانه‌ی بنده را پذیرا باشید. برای خواندن صدمین طعم سینمای شما در سایت محترم -پرده سینما- ثانیه‌شماری می‌کنم. اما درمورد تحلیل‌تان باید عرض کنم که از پیشنهاد‌تان متشکرم، مانند سابق سنجیده و همه‌جانبه بود به‌خصوص اشارات شما به قضیه‌ی تأثیرگذار "رمپارت" و فیلم خوش‌ساخت مربوط به آن. در پناه خدا، موفق باشید.

24+0-

دوشنبه 18 خرداد 1394




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.