پرده سینما

ناشناخته ها برتر از شناخته ها هستند! نگاهی به فیلم «عمو بونمی زندگی های گذشته اش را به یاد می آورد»

موحد منتقم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 بررسی فیلم «عمو بونمی زندگی های گذشته اش را به یاد می آورد» ساخته آپیچاتپونگ ویراستاکول

 

 

فیلم عمو بونمی زندگی های گذشته اش را به یاد می آورد وقتی واقعی است که در رویاهاست، و وقتی در رویا است که در جهان واقعی است.

 

پوستر فیلم «عمو بونمی زندگی های گذشته اش را به یاد می آورد» ساخته آپیچاتیونگ ویراستاکولمن واقعا نمیدانم چطور باید فیلمی مثل عمو بونمی زندگی های گذشته اش را به یاد می آورد را نقد کرد و یا بهش امتیازداد، چون این فیلم شبیه هیچ فیلمی که تا  الان دیده ام نیست. به خاطر همین، این شانس را به شما می دهم که خودتان با خواندن این نقد به این نتیجه برسید که این فیلم خوب است، یا بد، یا هردو!

من این فیلم رو به یکباره در بین انبوهی از  فیلمهای هالیوودی دیدم و موقع تماشای فیلم احساس کردم که وارد یک قلمرو ناشناخته شده ام. فیلم حتی غریب تر از فیلم های دیدیو لینچ، کارگردانی است که به فیلمهایش لقب «مثل هیچکدام» را می دهند! این فیلم به خارق العادگی فیلم های سورئالیسم که درباره مرگ و زندگی و قیامت است، نیست و اصلاً چنین هدفی را هم دنبال نمی کند. بیشتر مثل این می ماند که سرنوشت روح را پیش از خاک کردن جسد، یا یک رویای خواب آلود (هرچند که به شخصه رویاهایم خیلی سریعتر از این است) را نشان بدهد. این فیلم عجیب نیازمند آن است که شما وارد یک بخش متفاوت از ذهنتان شوید. اگرچه ممکن است  خود ذهنتان استعداد مناسبی برای کشف لایه های پنهان فیلم را نداشته باشد.

کلاً فیلم هایی که بر مبنای کتاب های بودایی نوشته می شوند به شدت پیچیده از آب در می آیند. مانند فیلم بهار تابستان پاییز زمستان و دوباره بهار که درباره هر سکانس آن می شود یک کتاب نوشت. می توان برای کمک به فهم یک فیلم از روش بیان خلاصه داستان استفاده کرد، ولی این روش باز هم درباره عمو بونمی جواب نمی دهد. چون خط داستان فیلم کلاً ربطی به پیام و مفاهیم بی شمار فیلم ندارد.

فیلم با یک سکانس از نمایش نماهایی طولانی از جنگلی در هوای گرگ و میش و بوفالویی که طناب خود را پاره می‌کند و در جنگل سرگردان است و اجتماعی از مردم روستایی آغاز می شود. «بونمی» (تاناپات سای سی مار) مردی است که به خاطر بیماری کلیوی، دارد آخرین روز های عمرش را تجربه می کند. او تصمیم می گیرد این دو روز آخر عمرش را به زادگاهش که در ایالت ایزان است بازگردد. در آنجا خواهر خوانده اش «جن» (جن جیرا پونپاس) و خواهر زاده اش «تونگ» (ساکتا کا بوداییی) به همراه خدمتکار بونمی که «جای» ( سمودکاگاسانگ) نام دارد از او مراقبت می کنند. یک شب در حالی که اعضای این خانواده در تراس خانه مشغول شام خوردن هستند،  اشباح «هوای» (ناتاکارن آفای وونگ) همسر درگذشته «بونمی» و «بون سونگ» (گیرایی کول هانگ) پسرش که 19سال است که گمشده بر او ظاهر می شوند. نور هایی که از چشم پسرش بیرون می آید بسیار قرمز و اذیت کننده هستند. چون او اکنون یک  روح میمون است. پسرش برای او تعریف می کند که چگونه عشق به عکاسی مناظر باعث شد او به دل جنگل کشیده شود. همسر «بونمی» هنوز 42سال دارد. دقیقاً همان سنی که موقع مرگش داشته است و از آن موقع به بعد دیگر پیر نشده است.او خواهر بزرگتر «جن» است، ولی «جن» الان زنده است و سنش بیشتر از او شده.

«جن» یک پیرزن زیباست که موهای سیاه زیبایی دارد و لنگ لنگان و بسیار آهسته قدم برمیدارد و عادت دارد کفش های بیلدآپ(نوع به خصوصی کفش) میپوشد!جن راه می رود. او یک خدمتکار به نام «جای» برای «بونمی» استخدام می کند. «جای» خدمتکار مرتبی است و «بونمی» را تر و خشک می کند. او یک مهاجر غیرقانونی از لائوس است. «بونمی» می داند مرگش نزدیک است. ولی نمی داند چطور معشوقه اش «هوای» را در بهشت پیداکند. عمو «بومنی» در تفکری عمیق به دلایل بیماری‌اش می‌اندیشد و در سکانسی خطاب به بستگانش در غار می‌گوید: «من وقتی در ارتش بودم کمونیست‌های زیادی را کشتم و این بیماری تقاص آن قتل‌هاست». این جمله به سرکوب خشونت‌بار طرفداران کمونیست توسط ارتش تایلند در سال ۱۹۶۵ اشاره دارد. «هوای» به او می گوید بهشت فراتر از معیار های این دنیا است. او به «بونمی» می گوید روح ها متعلق به مکان هایی هستندکه انسان ها در آنجا بزرگ شده اند. و بعد از فوت دوباره می توانند به آنجا برگردند. «هوای» می گوید روح ها وابسته به مکان ها نیستند بلکه وابسته به مردم هستند. و در نهایت همدیگر را پیدا می کنند...

پوستر فیلم «عمو بونمی زندگی های گذشته اش را به یاد می آورد> ساخته ویراستاکولعمو بونمی زندگی های گذشته اش را به یاد می آورد با الهام از کتاب «مردی که می تواند زندگی گذشته اش را به یاد بیاورد» نوشته یک راهب بودایی به نام  «فارا» که گفته های افرادی که مدعی به یاد آوردن زندگی های قبلی شان (در باور تناسخ مدار بودایی) بوده اند را ثبت کرده و  در سال1983  منتشر شده، ساخته شده است. آپیچاتپونگ ویراستاکول کارگردان تایلندی و جوان فیلمی ساخته درباره افسانه ها و خاطرات و تصاویری که در بین دنیای واقعی و  دنیای ارواح در حرکت است. فیلم عمو بونمی که امسال نخل طلای کن بهترین فیلم را از آن خود کرد، فیلمی نیست که بتوان با دید سایر فیلم هایی که ماقبلاً دیده ایم به آن نزدیک شد. مثلاً اینکه فیلم یک داستان منسجم داشته باشد و در پایان هم یک نتیجه گیری کند. نه! فیلم به هیچ وجه اینگونه نیست. فیلم عمو بونمی وقتی واقعی است که در رویاهاست و وقتی در رویا است که در جهان واقعی است. فیلم شامل یک سری مناظر زیبا، یک سری تصاویر و حوادث تاریک و روشن  عجیب و غریب است که فقط  می توانید تجربه شان کنید، ولی نمی توانید توضیحشان دهید. این قیلم تمامی آموخته های شما را به چالش می کشد و دراغلب مواقع برای بینندگانش غیر قابل درک است.بعضی ها فیلم را خیلی دوست دارند و بعضی ها از آن متنفراند. حد وسطی برای این فیلم وجود ندارد و شما هم قطعاً در یکی از این دو گروه قرار خواهید گرفت!

عمو بونمی یک فیلم شخصی و بی ریا است. ایده هایی که برای نشان دادن عالم ارواح نشان داده می شود، بسیارمتفاوت از آن چیزی است که در فیلم های غربی دیده ایم. مفهوم فیلم این است که هیچ چیزی جدا از چیز دیگری نیست. فیلم نشان می دهد حتی کوچکترین حیات ها در این دنیا به دست خدا ساخته شده است. حتی اگر آن یک حشره، یک حیوان، یک انسان، یا هر چیز جاندار دیگری که در طبیعت دارای هدف و هوش است باشد. عمو «بومنی» در سکانسی می‌گوید: «فقط می‌دانم در این مکان به‌دنیا آمده‌ام، اما نمی‌دانم یک انسان بودم با یک حیوان» و با تکیه بر این جمله شاید عمو «بومنی» در تناسخ‌اش آن بوفالوی سرگردان در جنگل، یا میمون پر جنب و جوش روی درختان جنگل دورافتاده باشد، و یا آن گربه‌ماهی که در سکانسی زیبا و سحرکننده با شاهزاده‌ای ناشاد زیر آبشار یکی می شود.

فیلم عمو بونمی زندگی های گذشته اش را به یاد می آورد یک فیلم شگفت انگیز و موفق است. زیرا توانسته از روال روزمره زندگی انسان ها  از طریق دمیدن روح تازه  در بدن های انسان های مرده  خارج شود. ویراستاکول می گوید «فیلم را به خاطر سؤال همیشگی ام، که چرا انسان ها وقتی به پایان راه می رسند سردرگم و گیج می شوند و نمی دانند که چه کاری باید بکنند ساخته ام.» فیلم اسرارهای زندگی که در پس روزمرگی عادی افراد قرار دارند و باعث تغییر زندگی آنها می شود را بررسی می کند. نکته گیج کننده فیلم وقتی است که در پایان فیلم  «بونمی» در غار می گوید «من متوجه نمی شوم که چشمانم باز است یا بسته!» هدف کارگردان هم دقیقاً همین است که در پایان تماشاگر فیلم همین احساس را داشته باشد، که در تاریکی و یا در رویا قادر نباشیم سایه های تاریک روی دیوار های غار را از زندگی واقعی که در آن بازی می کنیم  تشخیص دهیم! باید در این سفر به «عمو بونمی» اعتماد کنیم و با او به سرزمین ناشناخته ها برویم ولی به دشواری می توان دانست كه مایل به رفتن هستیم یا نه، زیرا چنان خواب آلوده ایم كه نمی فهمیم ناشناخته ها، تا چه اندازه برتر از شناخته ها هستند!

 

 


 تاريخ ارسال: 1389/10/4
کلید واژه‌ها:

نظرات خوانندگان
>>>آرش:

نظر بعضی از دوستان راجع به فیلم واقعا مسخره هست. اینکه فیلم آروم هست و یه راحتی نمیشه فهمید جریان چیه دلیل به بدی فیلم نیست. فیلمساز هم مثل خیلی هنرمند های دیگه حرف ها و دیدگاهشو توی فیلمهاش بیان میکنه. این آقای کارگردان با خاطراتی که از بچگی از اون منطقه و داستانهای واقعی یا خیالی که در اونجا وجود داره به اضافه عقاید بودایی این فیلم رو ساخته و مسلما برای هر کسی همه سکانسها قابل درک نیست ولی میشه تحقیق کرد و فهمید که پیام یا پیامهای توی فیلم چی هستن و از کجا سرچشمه گرفتن. وقتی خیلی از نکته روشن بشه اونوقته که به زیرکی فیلمساز در نحوه بیان موضوع میشه پی برد. ضمنا قرار نیست همه از همه فیلم ها خوششون بیاد و یا بدشون بیاد. سلیقه ها فرق میکنه و اگر کسی خوشش بیاد دلیلش روشنفکری اون شخص یا بر عکس عقب موندگی افراد مخالف نیست. ولی در نظر بگیرید کسانی که به این فیلم رای میدن و نخل طلایی میدن اطلاعات بیشتری از داستان های فیلم دارند و تحقیق بیشتر کردن

2+1-

جمعه 19 شهريور 1395



>>>زینب عمو:

ادم تعجب میکند از نخل طلا و دادن نخل طلا به این فیلم. اصلا با دادن این جایزه ها به این نوع فیلم ها ، ارزش جشواره ها همچنان پایین آمده... یا جایزه هایی مثل نخل طلا بی ارزش شدهريال یا فیلمهای بی ارزشی مثل این فیلم ارزشمند شده اند!

0+4-

دوشنبه 26 خرداد 1393



>>>مهران:

فیلم یه جورایی سلیقه ایه ولی کسی که اهل فیلم باشه باید وقتی فیلمی رو play میکنه تا آخر ببینتش , کلمه مزخرف یا چرت هم مناسب فیلمی نیست حتی بدترین فیلم ها , اگر سینما دوست باشید باید به هر فیلمی احترام بگذارید در اصل به سلایق مختلف سینمایی احترام بگذارید , قرار نیست تمام فیلم ها از اول تا آخر خنده یا اکشن باشن....

1+2-

چهارشنبه 18 ارديب 



>>>omid:

شاید چند دقیقه نمی شه دیدمش ولی انقدر هیجان زده ام که حد نداره.سکانس به سکانس فیلم مثل یه نقاشی زیبا محسور کننده است.سادگیش درست مثل لبخند مونالیزاست که در پشت ظاهر ساده اش یک دنیا حرف می زنه و پیچیدگیش مثل شاهکار دیوید لینچ -کله پاک کن- می مونه.درک عمق یک اثر هنری نیاز به نگاه عمیق داره،این دقیقا تفاوت دیدن و نگاه کردنه.دوستانی که این گونه آثار براشون خواب آوره (با احترامی که براشون قائلم)تنها می بینند، نگاه نمی کنند ،درست مثل گوش کردن به یک موسیقی و شنیدن اون. ممنون از اینکه در مورد این فیلم نوشتی. موفق باشی

2+1-

پنجشنبه 22 ارديبهž



>>>محمد :

باز يه افتخار ديگه براي قاره اسيا ! با اساتيدي چون كيارستمي ! كوراساوا ! ميازاكي !جون هوبونگ !كيم كي دوك !ادوارد يانگ !انگ لي و..... هاليوود ميخوريم. در ضمن اسيا اينقدر جمعيت داره كه نگران نبودن كوراساوا و يا رفتن كيارستمي نباشيم

1+0-

يكشنبه 15 اسفند 1389



>>>سهیل:

اخه وودی الن رو چه به این فیلم؟چه ربطی داره.این حرف هم از اون حرف هایی که در راستای ارتباط با شقیقه هستش.

0+0-

چهارشنبه 8 دي 1389



>>>سهراب:

در جواب گوگولی::این فیلم 3ماه دیگه تو امریکا اکران میشه!نگرد نیست

0+0-

دوشنبه 6 دي 1389



>>>ب.م.م:

وودی آلن رو خوب اومدی اقا شهروز.من یکی از فیلمهای این بشر رو نتونستم تا آخر نگاه کنم.باور کنید این شبه روشنفکر ها نبودن اصلا کسی به اسم وودی الن وجود نداشت.خودش هم در گفتگوهاش میگه :هرکس یک افتخاری در دوره فیلمسازی اش داره .افتخار منم اینه که تماشاگران فیلمم توی سینما راحت میتونن بخوابن

0+0-

يكشنبه 5 دي 1389



>>>gogoli:

این فیلم رو از کجا میشه پیداکرد؟هرکس لینک دانلودش رو داره برام بزاره یا ادرس کلوپی که ممکنه فیلم رو داشته باشه به ایمیلم بفرسته . tabasomechat@yahoo.comخواهشا نظرمو نشان بدید!

0+0-

يكشنبه 5 دي 1389



>>>نگین:

ادم نظرهای شمارو میخونه میفهمه سینما درایران چه طرفداران فرهیخته ای داره.واقعا برای همتون متاسفم

0+2-

يكشنبه 5 دي 1389



>>>عبدالرحمان ح:

بهار تابستان پاییز زمستان و دوباره بهار یکی از بهترین فیلمهایی بود که در تمام زتدگیم دیدم!عمق فیلم انتهایی نداشت!

1+0-

يكشنبه 5 دي 1389



>>>بهروز کرمانی:

پهنای باند سایتتون را بالا ببرید!ترافیکش بالاست نمیشه بیای توش!الان یک ساعته دارم سعی میکنم نشدبالاخره شد!

0+0-

شنبه 4 دي 1389



>>>دادا رسول:

قشنگ بود.دستت دردنکنه دادا!

1+2-

شنبه 4 دي 1389



>>>پژمان. ع:

سینما فقط فیلمهای اکشن و پرستاره هالیوودی نیست. فیلمهای هنری هم بخشی از سینما هستند. دیروز ژان ویگو و ژاک بکر در سینما بودند و امروز ویراستاکول. باید فیلمهایی که داستان مشخصی را هم دنبال نمی کنند و ستاره هم ندارند دوست داشته باشیم. این فیلم هم یکی از آنهاست.

2+1-

شنبه 4 دي 1389



>>>203030:

\و یا آن گربه‌ماهی که در سکانسی زیبا و سحرکننده با شاهزاده‌ای ناشاد زیر آبشار یکی می شود\ الان مسعود فراستی این نقدت رو بخونه میگه نقدت سکس پنهان داره(ها ها ها ها !)

0+0-

شنبه 4 دي 1389



>>>عرفان:

عنوان نقد رو عوض کنیدو بزارید::عمو موحد نمیتونه فیلم های سنگین رو نقد کنه"!این چی بود؟کاملا معلومه موقع نوشتن نقدحسابی هنگ کردی.هر چندباز نکته های خوبی میشه درونش پیدا کرد!

1+0-

شنبه 4 دي 1389



>>>محمدامیری:

نظر ملت کرکره خنده هستش!دمتون گرم.من فکر کردم فقط خودم فکر میکردم فیلم های کن خواب اوره! امان از ادعای روشنفکری که باید مصیبت دیدن این فیلمها رو تحمل کنی!باور کنید فیلمهارو به خودشون هم نشان بدی نمیفهمن چی ساختن و چون نمیفهمن چی ساختن فکر میکنن فیلم سنگینیه!

1+0-

شنبه 4 دي 1389



>>>شهروز شکری:

نخل کن=============خواب اسوده!مثل فیلم های وودی آلن.

0+0-

شنبه 4 دي 1389



>>>محمد2009:

""فیلم عمو بونمی زندگی های گذشته اش را به یاد می آورد وقتی واقعی است که در رویاهاست، و وقتی در رویا است که در جهان واقعی است"" موحد جان این چیه؟خودتم انگار قاط زدی ازبس فیلمه برات سنگین بوده ها!

2+0-

شنبه 4 دي 1389



>>>ساسان:

عمو بونمی خطرناکه حسن!

1+0-

شنبه 4 دي 1389



>>>فرود:

فیلم بهار تابستان پاییز زمستان و دوباره بهار محشر بود!فکر کنم یه 50باری تلویزیون نشانش داده است!

0+0-

شنبه 4 دي 1389



>>>سارا24ساله:

موحد بهترین نقدی که تا الان نوشتی این بود!ممنون به خاطر نقد فیلم های هنری و ارزشمند و دوری گزیدن از فیلمهای سطحی هالییوود!

3+0-

شنبه 4 دي 1389



>>>شروین :

باز این موحد ذره بین دستش گرفت!اخه این چه فیلمیه عزیزم؟توی این همه هیاهوی اسکار و... رفتی یه فیلم اسیایی نقد کردی.پوسترش رو ببینی میفهمی چه فیلمیه!دفعه ی اخرت باشه از این فیلما نقد میکنیا!!!!!

0+2-

شنبه 4 دي 1389



>>>ب-خوره:

من این فیلم رو یک ماه پیش دیدم .به قدری مزخرف و نامفهوم بود که اندازه نداشت!چرت به معنای واقعی کلمه!

4+3-

شنبه 4 دي 1389



>>>محمد رضا:

نا راحت نشید .ولی خداییش فیلم هایی که نخل طلای کن رو میگیرن سمبل خواب اورترین مسکن های دنیا هستند! روبان سفید که وسطاش خوابیدم.تازه اون فیلم کیارستمی که تازه ایرانی هم بود باز خوال اور بود.انگار هر فیلمی راحت بتونه مردم رو بخوابونه بهش نخل میدن

2+3-

شنبه 4 دي 1389



>>>نقد فارسی:

ممنون از مطلب خوبتون. با اجازتون و با ذکر منبع این نقد در www.naghdefarsi.com گذاشته میشه

0+0-

شنبه 4 دي 1389




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.