پرده سینما

شکل گرایانه، احساسی، و عمیق؛ نگاهی به فیلم «ضد مسیح» ساخته لارس فون تریه

علیرضا انتظاری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نقدی بر فیلم ضد مسیح ساخته لارس فون تریه

Antichrist -2009 

-فیلم به شدت طرفدار دین گرایی است و نام «ضد مسیح» اشاره به نیروهای شیطانی دارد که در آخرالزمان جلوی حضرت مسیح (ع) خواهند ایستاد و مانع ورود وی به دنیا خواهند شد و در برابر وی مقاومت خواهند کرد.

 

ضد مسیح فیلمی است که مانند اغلب آثار لارس فون تریه پنجره ای متفاوت را برای علاقمندان به سینمای شکل گرایانه (فرمالیستی) می گشاید. فون تریه که شاید بتوان او را بهترین کارگردانی دانست که فرم در سینما را به خوبی می شناسد در ضد مسیح به شدت از نماد پردازی های گوناگون استفاده کرده است. او با ساخت این فیلم ثابت می کند که می تواند رهبر تمامی فیلمسازان نوگرا در سراسر جهان باشد. هرچند که سایر آثار فون تریه مانند مالیخولیا، داگ ویل و غیره نیز از سبک و سیاقی این چنین بهره جسته اند اما ضد مسیح فیلمی است که می تواند تأثیر به سزایی در پیدایش نسل نو و ابداع گر فیلمسازان داشته باشد.

درونمایه اغلب آثار فون تریه از نظر احساسی بسیار قوی و از نظر مفهومی بسیار عمیق می باشد. قاب بندی های مدرن و یا بهتر بگویم فوق مدرن فیلم های فون تریه، استفاده از نمادهای ریز و درشت برای القای حس به مخاطب، دکوپاژهای اصولی، دقت نسبت به اصول ساختار روایی و امثالهم از جمله خصیصه هایی است که فون تریه همیشه آن ها را رعایت کرده است. نکته قابل تأمل دیگر در آثار این فیلمساز عدم غلبه فرم بر محتوا می باشد. فون تریه کارگردانی است که با دقت و هوشمندی هرچه تمام تر فرم را در کنار معنا و احساس هدایت می کند به گونه ای که هیچ عنصر جانبی نمی تواند خللی در هیچ یک از عناصر اصلی فیلم های وی ایجاد نماید.

ضد مسیح فیلمی است که نمی توان آن را تنها از یک جنبه مورد تحلیل و بررسی قرار داد و برای تحلیل این فیلم می بایستی تمامی عناصری که فیلمساز برای ساخت فیلم مورد استفاده قرار داده است را تحلیل کرد. چراکه ضد مسیح فیلمی است که نیاز به بررسی ایدئولوژی فون تریه، نماد پردازی در داستان، وابستگی به فرم گرایی، مباحث روانشناختی و جامعه شناختی دارد.

در نگاه اول ایده ابتدایی فیلمنامه ضد مسیح ایده ای بسیار ساده و دم دستی به نظر می رسد. این که زن و مردی بر اثر غفلت و بی توجهی کودک خود را از دست می دهند و زن بعد از دست دادن فرزندش دچار بیماری روانی می گردد و مرد او را برای بازگشت به حالت طبیعی به کلبه ای در دل جنگل می برد، نمی تواند برای مخاطب جذاب و فریبنده باشد، اما فون تریه با هوشمندی هرچه تمام تر این ایده به نظر دم دستی و ساده را با پرداختی دقیق و اصولی تبدیل به فیلمنامه ای شگفت انگیز  می کند تا اثری خلق شود به نام ضد مسیح که این اثر را می توان یکی از بهترین های تاریخ سینمای جهان برشمرد.

نکته مهم فیلم ضد مسیح این است که این فیلم از همان ابتدای امر از کلیشه ها پیروی نکرده و مسیری ضد کلیشه ای را در پیش روی می گیرد. فیلمنامه ضد مسیح از چند اپیزود و یک مقدمه و مؤخره برخوردار است که در نوع خود بی نظیر است. مقدمه فیلم که با موسیقی بی نظیر کریستسن ایندس اندرسون آغاز می گردد همانند کلیپی است که داستانی کوتاه از زندگی یک خانواده را روایت می کند. کودکی از خواب بلند می شود. تنهایی او و عدم توجه والدین به وی باعث می گردد تا کودک به سمت پنجره اتاقش کشیده شود و از آن جا به بارش برف نگاه کند، کودک عروسک اش را بر می دارد و جلوی پنجره رفته و از آن جا لیز می خورد و به پایین پرتاب شده و جان می سپارد.

فصل اول فیلم ضد مسیح که بلافاصله پس از این مقدمه دردناک آغاز می شود مراسم تشییع و تدفین کودک را به تصویر کشیده است. پدر کودک به شدت مشغول زاری و گریستن است اما مادر شوکه شده و بهت زده پشت سر تابوت کودک که غرق در گل است راه می رود و خیره خیره به تابوت نگاه می کند و ناگهان غش می کند.

فون تریه با ظرافت آشکاری ضمیر خودآگاه والدین کودک را مسبب به وجود آمدن این اندوه و ماتم می داند چرا که با از دست دادن کودک مادر وی دیگر هیچگونه کنترلی بر اعمال خودآگاهانه خویش ندارد و فون تریه این عدم تعادل در رفتار و کردار وی را به دلیل عدم تعادل زن در روابط جنسی خویش بر می شمرد.

زن که خود به این نتیجه رسیده که به دلیل امیال نفسانی اش کودک خردسال خویش را از دست داده است دیگر توانایی ادامه زیستن را در خود نمی بیند و به ناچار همسر وی به عنوان یک روانپزشک وارد عمل شده و با اعمال و سخنان خویش زن را به آرامش دعوت می کند. مرد مدام از همسرش می پرسد که از چه چیزهایی می هراسد و زن به وی پاسخ می دهد که از جنگل هراس زیادی دارد، مرد متعجب از این گفتار زن به او می گوید که وی قبلاً به شدت عاشق جنگل بوده است! مرد به همین دلیل تصمیم می گیرد همسر خود را به کلبه کوچک شان که در دل جنگل است ببرد.

تا انتهای فصل اول فیلم فون تریه تنها بر واقعیت های موجود در زندگانی اشاره می کند و توهمات و تصوراتی را که در ذهن انسان ها به وجود می آید را به عمد نادیده می انگارد اما از ابتدای سفر و هنگامی که زن و شوهر برای رفتن به جنگل سوار قطار می شوند و زن خیره از پنجره قطار بیرون را نگاه می کند و تصاویری عجیب و غریب را می بیند، فیلمساز سعی بر آن می کند که مخاطب را درگیر ذهنیت های زن فیلم بکند.

مسلماً عده ای هستند که به دور از هرگونه تفکر و تعمقی مباحث روانشناختی فیلم را مردود قلمداد کنند در صورتی که مباحث روانشناختی که در ضد مسیح مطرح می گردد همگی اصولی هستند. زن مرتباً تصاویری  فرا واقعی را در ذهن خود می بیند اما هیچ واکنشی به هیچ یک از این تصاویر نشان نمی دهد.

فون تریه با ظرافت هرچه تمام تر از دقایق پایانی فصل اول فیلم تا دقایق میانی فصل دوم فیلم وارد موضوع اصلی فیلم خود که اشاره ای مستقیم به آخر الزمان و غلبه کردن سپیدی بر سیاهی دارد می شود. فون تریه اما مانند اغلب فیلمسازانی که در این زمینه فیلم ساخته اند به شکل کلیشه وار و مستقیم خود را درگیر این قضیه نمی کند و به مخاطب خود اجازه می دهد تا آرام آرام بتواند این مسئله را برای خود حل کند.

فون تریه در دو فصل بعدی فیلم یعنی «یأس» و «سه دعا کننده» حرف های خود را با صدای رساتری اعلام می کند.

ویلیام دافو در ضد مسیح

در صحنه ای که زن بعد از مدت ها مراقبت و پذیرایی شوهرش اعلام می دارد که دیگر هیچگونه مشکلی ندارد و حالش رو به بهبودی گذاشته است. شوهر تنها در میان جنگل می ماند که ناگهان در صحنه ای تکان دهنده و درخشان با روباهی مواجه می شود که دارد گوشت های تن خود را می خورد. حیوان در حالی که به چشم های مرد زل زده رو به وی کرده و با او سخن می گوید: «هرج و مرج در دنیا حاکم است» و مرد از دیدن این صحنه به شدت متعجب و هراسان می شود. در این فصل از فیلم فون تریه با استفاده از حیوانات سعی بر آن دارد تا حرف های درونی خود را با مخاطبان اش بیان نماید. فون تریه در صحنه ای که حیوان گوشت بدن خود را می خورد این حس را به مخاطب القاء می نماید که انسان ها در دنیا مشغول خوردن گوشت تن یکدیگر هستند و برای رسیدن به امیال شان حاضرند حتی گوشت تن فرزند خویش را نیز بخورند و یا در صحنه ای که آهویی که در حال به زایش مرداری است با دیدن مرد فرار را بر قرار ترجیح می دهد فون تریه اشاره به این نکته دارد که آدمی حاضر است در راه رسیدن به شیطان (امیال شهوانی) از تمامی موجودات عزیز زندگی خود بگذرد.

فون تریه همچنین در دو فصل نهایی ضد مسیح اشاره به شیطانی دارد که وجود زنان را تسخیر می کند. و گویا به این باور رسیده است که زنان موجوداتی هستند که شیطان به راحتی می تواند درون آن ها رخنه کند و آن ها را وادار به آن نماید تا تمامی پاکی های زندگی خود را به آتش بکشند. فون تریه زن و مرد این فیلم را همانند همان حضرت آدم (ع) و حوا به تصویر کشیده است که به تنهایی در بهشتی مشغول زندگانی شان هستند اما شیطان مانع از آن می گردد که آن ها بتوانند با پاکی و درستی زندگی کنند. هرچند که در جای جای فیلم همان شخصیت شیطانی زن هم اشاراتی به پاکی و درستی می کند کما این که در نمایی از فیلم که بلوط ها از درخت بر بام خانه آن ها می ریزند وی در جمله ای می گوید که در جایی خوانده است که درختان هر صد سال یک بار که جان خود را از دست می دهند یکی دیگر از خود جای می گذارند. فون تریه با ظرافت هرچه تمام تر با بیان این مطلب به این مهم دست پیدا می کند که درخت پاک ترین جانداری است که روی زمین زندگی می کند و در زندگی خویش به هیچ نکته شهوت انگیزی توجه ندارد.

در ضد مسیح زن که سال ها قبل برای پایان نامه دانشگاه خود تحقیقی در مورد شیطان داشته است تمامی تحقیقات خود را در جایی از کلبه مخفی نموده که مرد آن ها را می یابد و به مطالعه آن ها می پردازد.

مرد بعد از جست و جو به صورت فلکی عجیبی با عنوان «سه گدا» دست پیدا می کند که اگر آن سه در یک نقطه جمع شوند یک نفر کشته خواهد شد. اما مرد هیچ یک از آن ها را باور نکرده و تمامی این صور فلکی و تصاویر نقاشی شده سوررئال را زاییده تخیلات زن قلمداد می کند. در صورت فلکی عنوان زن کشی به وضوح دیده می شود اما مرد نمی تواند این را باور کند. مرد بعد از تحقیقات فراوان به این نکته دست پیدا می کند که مسبب جریان مرگ فرزندشان همسرش بوده است که از کودکی کفش های او را به صورت برعکس پایش می کرده و این امر باعث شده که پاهای کوچک به شکلی دفرمه و عجیب شکل بگیرند و به همین دلیل کودک نتوانسته روی پنجره بایستد و به پایین پرتاب شده و جان سپرده است.

فون تریه با ظرافت هرچه تمام تر یک بار دیگر در این جا نقد خود را نسبت به رابطه جنسی به ویژه اعمال جنسی افراطی بیان می دارد و با اشاره ظریف به این عدم توجه مادر به فرزند و یا بی اعتنایی مادر نسبت به فرزند خویش به این مهم دست میابد که برای این زن که شیطان در درون اش لانه دارد در هیچ برهه از زمان هیچ چیزی جز رابطه جنسی نتوانسته مهم باشد و به همین دلیل کودک اش را از دست داده است.

مرد همسر خویش را از این قضیه و جریان کالبد شکافی کودک و گزارش پزشک قانونی مبنی بر کج بودن پاهای کودک آگاه می کند و از همان زمان زن به شکل وحشیانه و دیوانه واری شیطان درونی خود را به نمایش می گذارد و به انسانی خون آشام و دیو سیرت بدل می گردد.

فون تریه با ظرافت هرچه تمام تز تغییر و تحولات شخصیت های فیلمنامه را به تصویر کشیده است به گونه ای که اعمال و رفتار شیطانی زن به شدت برای مخاطب قابل درک و قابل باور به نظر می رسد.

شارلوت کینزبورگ در ضد مسیح

از نیمه میانی فصل سوم تا پایان فصل چهارم فیلم فضای فیلم به سمت فیلم های وحشت زا گرایش پیدا می کند. زن که بسیار وحشی شده ضربه ای دهشتناک به مرد وارد می کند و مرد از این ضربه بیهوش شده و زن سنگ بزرگ سمباده را به درون پای مرد فرو برده و پیچ می کند. بعد از آن که مرد به هوش آمده و خود را در آن وضعیت می بیند به دل جنگل پناه برده و زیر ریشه های یک درخت کهن که مانند غاری شده رفته و خود را در آن جا پناه می دهد اما کلاغ که نماد شومی است با صدای خود زن را از وجود مرد در زیر درخت آگاه می سازد و باعث می شود زن به سراغ مرد آمده و او را آزار دهد. در نهایت هنگامی که زن به آرامش می رسد از همسر خود عذرخواهی می کند و مجدداً این بار صدای کلاغ است که به نحوی برای جبران بدی گذشته اش به نجات مرد می آید و باعث می شود تا مرد آچار فرانسه ای را که زیر خاک مدفون شده را بیابد تا خود را نجات دهد، مرد بعد از پیدا کردن آچار فرانسه سنگ سمباده را از پای خود باز می کند و در حالی که سه گدا به درون خانه آن ها آمده اند و صورت فلکی شیطانی زن شکل حقیقی به خود گرفته است مبادرت به قتل همسرش کرده و او را خفه می کند.

موخره فیلم ضد مسیح هم مانند مقدمه اش یک کلیپ کوتاه است که خود مانند فیلم کوتاهی است که درونمایه ای جذاب دارد و قاب به قاب آن برای مخاطبان پیام به همراه دارد.

بعد از آن که مرد زن خود را می کشد و جنازه اش را در وسط جنگل به آتش کشیده و رها می کند که این امر از دیدگاه فون تریه کنایه از غلبه حق بر باطل و پیروزی مسیح (ع) بر شیطان و یا انسان بر نفس اش دارد قدم در جنگل می گذارد و به سمتی پیش می رود و بعد از آن جمعیت کثیری با صورت هایی بی هویت که فون تریه با هوشمندی هرچه تمام تر تمام صورت های آنان را محو قرار داده است پشت سر او حرکت می کنند و به سمت زندگی راستین خویش باز می گردند. زندگانی که دیگر در آن شیطانی نخواهد بود تا با وسوسه های زنانه اش آنان را بفریبد و آدمی را راضی کند تا برای رسیدن به لذتی جسمی و چند ثانیه ای عمری زندگانی خود را به سوی پوچی، سیاهی و تباهی بکشاند.

فیلمنامه ضد مسیح با این که سراسر مفاهیم عمیق را با خود به همراه دارد آن چنان در بیان این مفاهیم و روایت داستان فیلم یکدست و روان عمل نموده که جزو نادرترین فیلمنامه های سینما به شمار می رود. شخصیت پردازی های فیلم، گره افکنی ها و گره گشایی های فیلم و ایجاد حس تعلیق در فضای فیلمنامه همگی خوب و عالی از آب درآمده است. شاید تنها نکته مجهول فیلمنامه انتخاب نام فیلم باشد.

انتخاب نام فیلم «ضد مسیح» برای این فیلم خود پرسش های بی شماری را در ذهن مخاطبان به وجود می آورد. هر مخاطبی در وهله اول اگر هیچگونه اطلاعی از ماهیت درونی فیلم نداشته باشد به این باور خواهد رسید که این فیلمی است در رابطه با اشخاص و یا گروه هایی که بر ضد حضرت مسیح (ع) فعالیت می کنند در صورتی که نام فیلم کاملاً با درونمایه فیلم در تضاد است. فیلم به شدت طرفدار دین گرایی است و نام «ضد مسیح» اشاره به نیروهای شیطانی دارد که در آخرالزمان جلوی حضرت مسیح (ع) خواهند ایستاد و مانع ورود وی به دنیا خواهند شد و در برابر وی مقاومت خواهند کرد.

کارگردانی خلاقانه لارس فون تریه در ضد مسیح مسلماً جزو بهترین های کارنامه نسبتاً پربار این فیلمساز جوان دانمارکی محسوب می شود.

شارلوت کینزبورگ در ضد مسیحبازی بازیگران فیلم به شدت عالی است. ویلیام دافو در ضد مسیح یکی از بهترین بازی هایش را به نمایش گذاشته است. بازی دافو به شدت حسی و روان است به گونه ای که مخاطب با این شخصیت همذات پنداری می کند. نکته جالب دیگر در مورد دافو یادآوری بازی درخشان وی در فیلم آخرین وسوسه مسیح می باشد.

شارلوت کینزبورگ بازیگر زن فیلم نیز یکی از بهترین های بازیگری را در ضد مسیح از خود به یادگار گذاشته است. کینزبورگ که در این فیلم ایفاگر نقش شخصیتی چند وجهی است و به خوبی از پس ایفای شخصیت های متفاوتی که در این فیلم ایفا کرده برآمده است.

جلوه های ویژه کامپیوتری فیلم اما آن چنان که باید و شاید خوب از آب درنیامده است و نمی تواند تصویری واقعی را در ذهن مخاطبان ایجاد نماید، جلوه های ویژه فیلم به ویژه در صحنه هایی از فیلم مانند بارش بلوط ها روی سر مرد در جنگل، تصویر ذهنی زن هنگام راه رفتن در جنگل و غیره است نمی تواند تصویری واقعی را به مخاطبان ارائه نماید.

اما فیلمبرداری درخشان آنتونی داد مانتل یکی از نکات قوت فیلم محسوب می شود. داد مانتل با قاب بندی های بدیع و بی نظیر خود بر اساس محتوای پربار و پر معنای فیلم تصویری واقعی را برای مخاطبان القاء نموده است.

در کل این که ضد مسیح با این که یکی از جنجالی ترین فیلم های تاریخ سینما است و نظرات گوناگونی در مورد فیلم داده شده است جزو آن دسته فیلم هایی است که حتماً باید دید. به جرأت می توانم بر این امر صحه بگذارم که این فیلم جزو 50 فیلم برتری است که تا کنون به تماشای آن نشسته ام و چندین بار دیگر نیز خواهم نشست!

 

رضا منتظری

تیرماه 1391

 


 تاريخ ارسال: 1391/4/23
کلید واژه‌ها:

نظرات خوانندگان
>>>Aida:

نقد خوبی بود. جذاب تر از خود فیلم، و البته خلاصه تر! مشکلی که من به شخصه با این کارگردان دارم روند کند و سرد فیلم هاش هست درست مثل حال و هوای دانمارک. ارزش فیلم نامه رو درک م کنم اما اصلا برام دل چسب نیست متاسفانه! باز هم ممنون از قید کردن همه ی المان های فیلم. موفق باشید.

0+0-

شنبه 15 آبان 1395



>>>m:

این فیلم خیلی مفهوم دار از نظر احساسی خیلی عمیق هست. در لیست بهترین فیلم تاریخ سینما.کسایی که به این فیلم نظرهای منفی دادن اول باید درک و جنبه داشته باشن.ندارن؟؟؟ پس برن دنبال فیلمهای ایرانی احمق که هیچ معنی نداره چه از لحاظ داستان چه از لحاظ منطقی.ضمنا هر کس در پسند و معنی فهمیدن فیلم شرایط روحی وروانی خودشو داره قرار نیست همه خوشش بیاد و قرار هم نیست کسی خوشش نیومد چیزی که حالیش نیست چیه مزخرف بگه.

3+0-

دوشنبه 28 دي 1394



>>>امیر:

شما برداشت خودتون رو از اين فيلم خيلى ساده و خوب و بى ادعا نوشتين و هيچ چيز مهمى رو به چالش نكشوندين، خيلى بى ادبى كه بعضيها اين جورى عقده اى كامنت ميزارن من خودم نقد شما رو نپسنديدم ، اما چند جا هم در فهم فيلم خيلى كمكم كرد

0+0-

سه‌شنبه 21 مهر 1394



>>>antichrist :

با سلام و خسته نباشيد خدمت شما و همه دوستان، جناب من راستش معنای نقد فارسیو نمیفهمم! چون به غیر ی قسمت خیلی کم بیشتر فقط تعریف کردید فیلمو. و اینکه منم مث یکی از دوستان مخالفم که این فیلم دین گرایانه و آخر والزمان و این حرفا بوده باشه..و اینکه واقعا نفهمیدم چرا به تارکوفسکی بزرگ تقدیم کرده بود. بعد فیلم احمق ها از تریه واسم عجیب بود این فیلم اما درکل عاشق بی پردگیشم و به شما هم پیشنهاد میکنم سانسور نکنید. ممنون

42+0-

شنبه 28 شهريور 1394



>>>در جواب حمیدرضا:

دوست عزیز شما که توی یه پاراگراف "چند تا" را می نویسی "چنتا " و "منطقی" را مینویسی "منتقی" بعد به بقیه میگی بیسواد؟؟؟؟؟!!!!!

1+43-

پنجشنبه 15 مرداد 1394



>>>حمیدرضا:

پنج دقیفه پیش فیلم تموم شد به نظرم فوق العاده و بینظیر بود انقدر که نمیتونستم برای خوندن چنتا نقد و لذت بردن از کشف زوایایی که از چشمم دور مونده صبر کنم راستش انتظارم از نقدتون بیشتر از این بود آقای منتظری مثلا کاش در خصوص نماد پردازی های فیلم توضیح بیشتری میدادین اینکه این 3 تا حیوون دقیفا نماد چی بودن هر کدومانتخاب بازیگر نقش مسیح به عنوان مرد فیلم و شباهت سنگ سمباده با مصلوب شدن مسیح و یه عالم چیزه دیگه که حس میکنم برای کشفشون کلی کتاب باید خونده باشیو در سواد من نیست در مورد دوستانی هم که نظر دادان واقعا متاسفم و 2 نکته رو می گم که تکراریه یک دوستان تاج سر خشونت کلامی توهین و تحقیر به هیچ عنوان شما رو آدم با سواد و فهمیده ای نشون نمیده دو اگه با چیزی موافق یا مخالفین دلیلشو بنویسین اینجا که رینگ بوکس نیست اعلام موضع و برچسب زنی بدون مصداق عینی ودلایل منتقی فقط نشونه ی بیسوادی و نشون دادن خود برای مخفی کردن عقده های حقارته

93+1-

چهارشنبه 14 مرداد 1394



>>>من:

بسیار عالی و مفهومی بود ممنون.

10+1-

پنجشنبه 25 تير 1394



>>>علیرضا:

فیلم برای کسانی می تواند جذاب باشد که فیلم را در پس زمینه ای فلسفی و اگزیستانسیالیستی ببینند.این فیلم هرگز طرفدار دین گرایی یا آخرالزمانی و... نیست.شخصیت اصلی داستان(مرد)یک ضد مسیح است از آن رو که بر خلاف مسیح انسان ها را به توجه به دنیا و نه آخرت(گناه) دعوت می کند.در حالی که شخصیت زن که بر اثر احساس گناه شدید و عذاب وجدان افسار گسیخته مجنون شده است به خوی حیوانی و رویه ی دیگر وحشی انسان متمایل گشته و با رشد حس مازوخیستی و شیطانی می خواهد تاوان کرده هایش را بدهد زنی که سازنده جهنمی نه تنها برای خود بلکه برای دیگران است تا جایی که ضد مسیح(مرد)را مصلوب می کند. مرد حاضر است تا پای جان برای بازگرداندن زن به زندگی تلاش کند زیرا او عاشق دنیا و زن اش است و این تلاش را تا جایی ادامه می دهد که زندگی خودش به خطر می افتد ولی از آن رو که عاشق دنیاست و تمام تلاشش دنیایی بهتر است و نه آخرت؛در نهایت در می یابد که درمان زنش تنها با کشتن او میسر می شود و او با کشتنش نه فقط خود را بلکه دنیا را از شر شیطانی (زن اش)نجات می دهد.آن هم برای زندگی مقدس نه به خاطر تنفر و کینه و شهوت

16+1-

جمعه 24 بهمن 1393



>>>EBiN3M:

من یه تیکه (و احتمالا بیشتر :دی) از فیلم رو نفهمیدم! اونجا که ویلم دفو زیر تنه درخت خودشو قایم کرده وقتی کلاغ سرصدا میکنه با سنگ مگه نمیزنه بکشتش!؟ در کل از فیلم خوشم اومد هرچند بعضی وقتا یکم حوصلمو سر میبرد! البته یه سری صحنه های دردناکی هم داشت که خیلی بد بود !

4+1-

پنجشنبه 24 بهمن 1392



>>>مریم.گ:

با وجود علاقه ی بسیاری که به فون تریر و اکثر فیلمهاش دارم باید بگم که این فیلم نفرت انگیزترین و منزجرکننده ترین فیلمی بود که تو عمرم دیدم پیش از این فیلم عاشق رقصنده در تاریکی و داگویل شده بودم و بقیه فیلمهاشم دوست داشتم ای کاش این فیلمو هیچ وقت نمیدیدم نقد موافق و مخالف هم زیاد ازش خوندم هیچ توجیهی برام قابل قبول نیست استعاره و نماد و مفاهیم انتزعی و..همش کشکه و چقدر برام ناراحت کننده بود تقدیم کردن فیلم به تارکوفسکی بزرگ! آقای منتظری شما هم از خلاف جریان آب شناکردنتون لذت ببرید کاملا مشخصه که از روی جوگیری قلم فرسایی فرمودید!من فقط حیرونم اونهمه خلاقیت و نبوغی که تریر سرِ داگویل به خرج داده بود چی شدو چطور به ساخت چنین فیلمی رسید!

1+56-

سه‌شنبه 29 اسفند 1391



>>>فائزه:

از بهترین فیلم هایی بود که دیده بودم. باید این فیلم را نمادین دید. هنوز مسحور این فیلمم

49+1-

شنبه 5 اسفند 1391



>>>پژمان.ع:

ظاهراً آقای "محسن" سرنا را از سر گشادش می نوازند! دوست عزیز کسی فون تریه را به "صهیونیست" بودن متهم نکرده بلکه به "ضد صهیونیست" بودن متهم شده! به خاطر حرفهای ضد صهیونیستیش هم بود که سال 2011 از فستیوال کن اخراج شد. اتفاقاً ایشون کاملا ضد اسراییل و آمریکا موضع گرفته اند.

85+3-

يكشنبه 17 دي 1391



>>>محسن:

آقایونی که کارگردان رو افراطی و صهیونیست تلقی میکنند.خواهشمندم اول اطلاعات کافی کسب کنید بعد ابراز عقیده بفرمائید.نیکول کیدمن بخاطر بازی در فیلم داگویل از سوی بسیاری کارگردان آمریکایی تهدید به بایکوت شد.بخاطر فیلمی که در مذمت سیاستهای سلطه طلبی آمریکا ساخته شد(آقایونی که درفشانی میفرمایند میتونند منکر منافع مشترک آمریکا و اسراییل شوند؟!) شاهکار بی بدیل فون تریر یعنی رقصنده در تاریکی با بازیگری خوانده ایسلندی bjork نیز درباره خانم نیمه کوری هست که به آمریکا مهاجرت کرده و حرکات ضدانسانی که اطرافیان آمریکایی و سوئ استفاده هایی که از نیمه کوری ایشون توسط آمریکاییها میشه رو به تصویر میکشه. شما که ایشون رو افراطی مینامید.بفرمایید که فکر کردید هنر و سینما برای چی پدید آمده؟هنر یعنی ابراز احساسات به شیوه هایی به غیر از بیان.یعنی فیلمهایی که با نظر شما موافق نیستند حق اکران ندارند.یعنی کلا نظر به غیر از نظر شما نباید وجود داشته باشه؟ متاسفم برای دموکراسیی که در نظر دارید

105+1-

يكشنبه 17 دي 1391



>>>mojtaba89:

فیلمنامه فیلم در ظاهر همون طور که نوشتید ، خیلی ساده به نظر می رسه و این سادگی یه جاهایی حتی در نیمه اول فیلم خسته کننده و بی هدف به نظر می رسه اما فیلمساز خیلی خوب تونسته داستان ظاهرا ساده فیلم رو به یک مسئله بشری و بزرگ تبدیل کنه و همه چیز رو بهش شکل نمادین بده . من دو سه تا نقد مثبت و منفی در مورد فیلم خوندم که دیدم رو در مورد جزئیات بازتر کرد اما باید قبول کرد محتوای فیلم و حتی حرفهایی که شما می زنید ، هیچ کدوم به مخاطب منتقل نمی شه . فیلم در نیمه دوم به قدری زننده و مشمئزکننده می شه که به شخصه مجبور شدم ، یه جاهایی دیگه به فیلم نگاه نکنم و مطمئنم خیلی های دیگه هم همین تجربه رو داشتن و حداقلش اینه که فون تریر با گذاشتن زشت ترین تصاویر ممکن و تفکرات خارج از فیلمش ، به دنبال ساخت اثری معناگرا که مدنظر ما و شماست نبوده . با این حال تصاویر بدیع که در جای جای فیلم جلب توجه می کنه مخصوصا پلان های سوپر اسلوموشن ( مثلا زمانی که زن توی قطار ، داره خودش در جنگل می بینه و شرح اتفاقات رو بیان می کنه ) تجربه ی شگرفی است ولی در کل فیلم رو به دلیل خاص بودنش ، نمیشه به هر کسی توصیش کرد . ممنون

3+11-

چهارشنبه 25 مرداد 1391



>>>لیسانس سینما :

آقای منتظری .... نمیدونم باید چی بگم؟! واقعا شما اسم خودتون رو گذاشتید منتقد یا یه عده بی سواد که اکثرا هم اومدن کامنت گذاشتن اسم شما رو گذاشتن منتقد؟ این فیلم گیشه پسند ژانر وحشت میتونه سرراس نوگرایی در سینما باشه؟! شما فیلم درست حسابی نمیبینین که به این همچین لقبی دادین؟! فیلم غیر از یسری شعارهای مزخرف و یسری نمادپردازی اونم به شکل کاملا کلیشه ای و مزخرف هیچی نداشت؟ یه فیلم ضد زن و ... که به درد یسری ادم جوگیر مثه شما میخوره ... یا ننویس یا اگه مینویسی درست بنویس!

2+86-

چهارشنبه 4 مرداد 1391



>>>مهرداد:

من امروز فیلمو دیدم ... به نظرم خیلی فیلم چرتی بود ... فیلم بیخود پر شده بود از انواع اقسام نمادها و نظریات مختلف که هیچ کدومش نمیتونست با بیننده ارتباط برقرار کنه ... کلا مد شده هرچقدر فیلم بی سر و ته تر باشه، ارزش هنریشم بیشتر میشه!

1+76-

يكشنبه 1 مرداد 1391



>>>آرش:

الان میتونم بپرسم به چه مناسبت این فیلمو نقد کردین؟

0+7-

سه‌شنبه 27 تير 1391



>>>ali-m:

man kheili ba naghd fahimane in film hal kardam aghaye montazeri aziz shoma jozv madod adamayi hastin ke inghadr fahimane filmha ro naghd va barresi mikonid va didgahhaye sisai va mazhabi ro dar naghdhato vared nemikonin mamnon az parde cinema baraye in hame jesarat va hoshyari

12+1-

سه‌شنبه 27 تير 1391



>>>یه دوست :

آقای منتظری عزیز خوشحالم که نقدهای شما روز به روز پخته تر میشود

15+1-

يكشنبه 25 تير 1391



>>>tina:

lotfan naghd film mozakhraf bedon ejaze ro benevisid ke kasi mesl man khar nashe bere bebine

0+51-

شنبه 24 تير 1391



>>>ساقی لواسانی:

من این فیلم رو خیلی وقت پیش دیدم و خیلی هم دوستش داشتم . این فیلم نگاه نویی داشت به روابط میان خانواده ها که به عنوان یک جامعه کوچک تلقی میشوند به خصوص حرفهای این فیلم در مورد ایران امروز صدق میکند که همه جوانانش تنها و تنها دنبال مسائل جنسی هستند و هیچی براشون مهم نیست. من ایران زندگی نمیکنم اما چند وقت پیش که یه سفر کوتاه اومدم ایران دیدم وای وای که شهر چی شده! متاسفم برای مردمی که میان و خیلی راحت از کنار این مسائل میگذرن مثل زن و مردی که تو ضد مسیح از جون بچشون گذشتن

16+1-

جمعه 23 تير 1391



>>>m:

mesl hamishe naghdi ali bod

8+0-

جمعه 23 تير 1391



>>>یه نفر:

ننگ بر ضد دین

2+38-

جمعه 23 تير 1391



>>>matin:

man ba melancholia kheili hal kardam ama ba in film na

1+1-

جمعه 23 تير 1391



>>>دوستدار پرده سینما:

سپاس آقای منتظری عزیز نقد بسیار جامعی بود نمیدونم چرا ولی نقدهای خارجی تون رو خیلی بیشتر از نقدهای فیلمای ایرانی تون دوست دارم ای کاش کمی به روز تر فیلم های روز سینمای جهان رو مورد بررسی و نقد قرار بدین

14+0-

جمعه 23 تير 1391



>>>الهام:

مقاله عالی بود اما ای کاش به جای لینک مطالب کل مقاله تون رو تو صفحه های نقد فیلم فیس بوک میذاشتین در کل باید بگم نزدیک به 90درصد با عقاید شما در مورد فیلم ضد مسیح موافقم و به نظر من هم که دانشجوی رشته سینما هستم این فیلم یکی از برترین های سینمای جهان است

6+2-

جمعه 23 تير 1391



>>>یا هو:

خداوندا ما را ببخش که باید چنین خزعبلاتی رو بخونیم از کی تا حالا لخت و عور شدن و ترویج خشونت شده است نوگرایی؟ مرده شور چنین نوگرایی را ببرد اگر نوگرایی وجود دارد باید در سینمای پاک ایران وجود داشته باشد که با این همه اعمال محدودیت برای فیلمسازان آن ها هنوز خلاقانه و پاک اقدام به ساخت فیلم میکنند.

0+45-

جمعه 23 تير 1391



>>>شقایق:

مرسی آقای منتظری عزیز چه عجب ؟! چرا اینقدر دیر به دیر مطلب مینویسین ؟ ترو خدا بیاین مث سابق نقد فیلمای ایرانی رو بنویسین چیه این فیلما؟؟؟

3+10-

جمعه 23 تير 1391



>>>ارشادی :

طرفداری کردن از یه کارگردان افراطی صحیح نیست دیدگاه های این جانور واقعا خطرناک و مخربه عجیبه این همه تعاریف شما از جمله:او با ساخت این فیلم ثابت می کند که می تواند رهبر تمامی فیلمسازان نوگرا در سراسر جهان باشد » مسلماً عده ای هستند که به دور از هرگونه تفکر و تعمقی مباحث روانشناختی فیلم را مردود قلمداد کنند در صورتی که مباحث روانشناختی که در ضد مسیح مطرح می گردد همگی اصولی هستند»فیلمنامه ضد مسیح با این که سراسر مفاهیم عمیق را با خود به همراه دارد آن چنان در بیان این مفاهیم و روایت داستان فیلم یکدست و روان عمل نموده که جزو نادرترین فیلمنامه های سینما به شمار می رود. شخصیت پردازی های فیلم، گره افکنی ها و گره گشایی های فیلم و ایجاد حس تعلیق در فضای فیلمنامه همگی خوب و عالی از آب درآمده است. شاید تنها نکته مجهول فیلمنامه انتخاب نام فیلم باشد» هه هه هه جالبه حضرت آقا... متاسفم برای پرده سینما از صمیم قلب

1+40-

جمعه 23 تير 1391



>>>nasim:

شما چرا اینقدر از این فیلمساز تعریف کردین آقای منتظری؟ پولی رسیده از گروه های ضد صهیونیستی؟ نوش جان !

1+57-

جمعه 23 تير 1391



>>>حمید :

شما اول بیاین اسم فیلمساز رو درست تلفظ کنین و بنویسین بعد برین تو حیطه نقد... لارس فون تریه درست نیست لارس وون تریر درسته آقااا

2+50-

جمعه 23 تير 1391



>>>رها:

من این فیلمو ندیدم و نمیتونم نظر بدم اما شما ترغیبم کردین که برم فیلم رو ببینم و از اونجایی که به نقدهاتون اطمینان کامل دارم این کارو انجام میدم. اما داگویل رو من زیاد دوست نداشتم به نظرم خیلی مدرن بود مثل یه جور تئاتر بود که فیلمساز خواسته بود با هزینه کم بسازتش

7+3-

جمعه 23 تير 1391




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.