پرده سینما

معجون سفارشی بد طعم، همراه با مانیفست فیلمساز! نگاهی به فیلم «طعم شیرین خیال» ساخته کمال تبریزی

علیرضا انتظاری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شهاب حسینی و نازنین بیاتی در طعم شسرین خیالآخرین ساخته کمال تبریزی اثر شاخصی از کار درنیامده و به هیچ عنوان در اندازه و قواره سینمای تبریزی نیست.  طعم شیرین خیال تنها به واگویه هایی از دغدغه های ذهنی فیلمساز همراه با شعارهای گل درشت و بی هویت بدل شده که ماحصل کار نشان از آن دارد که رسماً هیچگونه اعتقادی هم در ورای شعارهای گل درشت موجود در این فیلم وجود ندارد!

این اثر سینمایی بیش از هر چیز دیگر چوب فیلمنامه به شدت سردستی و ضعیف اش را می خورد، فیلمنامه ای که جز یک سری شعارهای شبه روشنفکرانه که مرتباً توسط شخصیت های فیلم بیان می شود و در اواسط فیلم این حرف ها شبیه به وراجی های مضحکه آور شده و حوصله مخاطب را به شدت سر می برد، چیز دیگری ندارد. تأکید بر موضوع محیط زیست و نگاه جزئی و گاهً تخصصی نسبت به وضعیت هوا و زمین و آب و خاک، هرچند که کار نیکویی محسوب می شود اما از آنجا که طعم شیرین خیال قصد گسترش دانش مخاطبان را ندارد و اصولاً پرداختن به این موضوعات در سینمای داستانی کار بسیار سختی محسوب می شود، این فیلم رسماً به ضد تبلیغی برای توجه مخاطبان به سمت نگهداری و حفظ محیط زیست پیش رفته است.

داستان طعم شیرین خیال از زبان دختری به نام شيرين با بازی نازنین بیاتی روايت می شود که دانشجو است و استادش دکتر رازیانی با بازی شهاب حسینی که به شدت تعصب و تعلق خاطر نسبت به محیط زیست دارد، در یکی از سفرهای دانشجویی و علمی که در صحرا برگزار می شود به شیرین ابراز علاقه می کند. دکتر رازیانی که به شدت عاشق اوست و به هر ترتیب که شده می خواهد به وصلت شیرین برسد با بی اعتنایی های فراوانی از سوی شیرین روبرو می شود چرا که استاد دانشگاه آدمی عجیب است که به مسئله هایی همچون انرژی پاک، نظافت طبیعت و امثالهم توجه ویژه ای نشان می دهد و از همین رو در میان عامه مردم به عنوان فردی مجنون شناخته می شود.

شهاب حسینی و نازنین بیاتی در طعم شیرین خیالیکی از نکات عجیب در این فیلم همین مجنون بودن شخصیت دکتر رازیانی است که علیرغم دانش و غدغه های روشنفکرانه و محیط زیستی اش با اطوارهای عجیب خود مورد تمسخر سایر شخصیت های فیلم واقع شده و از سوی دیگر توسط مخاطبان نیز درک نمی شود. رفتارهای ناپخته این فرد که به عنوان یک استاد دانشگاه در این فیلم ایفای نقش می کند آنقدر کودکانه است که مخاطب دچار بهت و حیرت می شود و نمی داند که در این آشفته بازار در حال تماشای یک فیلم رئال است و یا سوررئال؟ به عنوان نمونه در جایی که این شخص یک هزارپا را به معشوقه خود به عنوان هدیه یادبود می دهد و می گوید که این موجود از تمامی آدم ها بهتر است معلوم نیست که هدف فیلمساز چه چیزی بوده و یا اینکه چرا یک استاد دانشگاه چنین احمق به تصویر کشیده شده است؟

کمال تبریزی خود نمی داند در آشفته بازاری که برایش طعم شیرین دارد چه داستانی را می خواهد روایت کند؟ داستان عشق و دلبستگی یک استاد به دانشجویش؟ داستان وضع بد محیط زیست در ایران؟ و یا داستانی علمی و آموزنده از موضوعاتی چون انرژی‌های هدررفته در طبیعت، کود کمپوست، آسیب انسان‌ها به زمین و آب، استفاده از انرژی‌های سالم و...؟ آیا مخاطب قرار است در این اثر تنها شاهد رفتارهای کودکانه و روان پریشانه یک استاد دانشگاه و دانشجویش باشد که به جای مغز متفکر شبیه به جوجه روشفکرانی شده اند که نمونه آن ها امروزه در سطح جامعه زیاد دیده می شود و یا شاهد تماشای یک اثر انیمیشن که در آن عده‌ای دارند با نفت و بنزین و گازوئیل به محیط زیست شلیک می‌کنند و یا عده‌ای زیر آوارهای ظروف پلاستیکی در حال مرگ هستند؟ رسماً هیچ چیز در این فیلم مشخص نیست! ‌همه تصاویری که بی دلیل و نامربوط پشت سر هم چیده شده اند و نام یک اثر سینمایی را بر خود گرفته اند تنها برای آن ساخته شده تا مخاطبان برای همیشه از سینما فراری شوند!

طعم شیرین خیال.فیلمنامه چندپاره این اثر مرتبا خرده پیرنگ هایی را به داستان اصلی اضافه می کند که هیچ یک از آن ها به سرانجام نرسیده و گنگ و نیمه  کاره رها می شوند. مانند آنکه مساله خواستگاری از شیرین که از بدو آغاز فیلم مطرح می شود در جایی کاملاً رها می شود و فیلمساز دیگر به خانواده او و یا مساله خواستگاری اش توجهی نمی کند.

طعم شیرین خیال رسماً مانیفستی برای دغدغه های ذهنی فیلمساز است که مخاطبان با آن ارتباطی برقرار نکرده و تماشای این اثر برایشان جالب به نظر نمی رسد. سوژه خنثی و روشنفکرنمایانه کمال تبریزی در میان آحاد جامعه جذابیتی ندارد و عامه مردم نه با رویکردهای جدید این فیلمساز ارتباطی برقرار می کنند و نه این اثر می تواند در جامعه ایران دست به یک فرهنگ سازی برای توجه به طبیعت و حفظ منابع طبیعی بزند.

رویکرد کمال تبریزی در طعم شیرین خیال تا حدودی مخاطبان را به یاد فیلم نارنجی پوش به کارگردانی داریوش مهرجویی می اندازد، با این تفاوت که فیلم مهرجویی حداقل یک داستان را در دل خود روایت می کرد و می توانست با مخاطبان عام سینما ارتباط برقرار کند که فیلم تبریزی هیچیک ازنشانه های عامه پسند یک اثر سینمایی را با خود به همراه ندارد.

 این رویکرد جدید تبریزی هرچند می تواند تجربه ای جدید در دنیای فیلمسازی وی قلمداد شود اما پرسش مهمی که پس از تماشای طعم شیرین خیال برای هر مخاطبی پیش می آید این است که اگر دیگر نهاد و یا سازمانی بودجه ای برای تولید فیلم های سفارشی در اختیار این فیلمساز نگذارد آیا او همچنان به مانیفست های خود پایبند خواهد بود یا اینکه مجدداً به سمت تولید فیلم هایی با سبک و سیاق آثار قبلی اش خواهد رفت؟

طعم شیرین خیال. شهاب حسینی. نازنین بیاتیاز سوی دیگر جدا از فیلمنامه بسیار آشفته ساختار طعم شیرین خیال از هیچ سبک و گونه سینمایی پیروی نمی کند و تنها قوه خلاقه فیلمساز است که تصاویر گوناگون را در کنار یکدیگر چیده و در نهایت نام «فیلم» را بر آن می نهد. استفاده از ابزار پویانمایی در سیر روایت داستان و یا وجود راوی که اصولاً در این اثر حضورش غیر ضروری به نظر می رسد شاید در راستای دیدگاه جدید کمال تبریزی است که وامدار سینمای شبه روشنفکرانه شده است. طعم شیرین خیال به لحاظ تکنیکی از ضعف های بی شماری رنج می برد. نوع تصویربرداری، قاب بندی ها و رنگ بندی این فیلم درست شبیه به «تله فیلم» های میانمایه این روزهای تلویزیون است. دکوپاژ، میزانسن و ساختار فیلم به هیچ عنوان در راستای اهداف شعاری فیلم نیست و تمامی این ها معجونی شگفت آور و بد طعم را با عنوان طعم شیرین خیال به مخاطبان بخت برگشته این روزهای سینمای ایران پیشکش نموده است!

بازی بازیگران این فیلم نیز ضعیف است. اغراق نیست اگر این مهم را عنوان کنیم که شهاب حسینی یکی از بدترین نقش های خود را در طول دوران حرفه ای کاری اش در این فیلم به نمایش گذاشته است. نازنین بیاتی نیز بر خلاف نقش آفرینی های خوب اش در فیلم هایی همچون: دربند و فرشته ها با هم می آیند در این فیلم بسیار ضعیف ظاهر شده است که این مهم شاید به دلیل شخصیت پردازی های بسیار ضعیف فیلمنامه طعم شیرین خیال باشد.

در نهایت می شود به کمال تبریزی پیشنهاد داد که زین پس اگر چنین طرح هایی در سر داشت آن ها را به صدا و سیما ببرد تا شاید در قالب برنامه های علمی تلویزیون به کار گرفته شوند، چرا که جای طرح چنین مباحثی آن هم با چنین نگاه سطحی و بدون تفکر و تعمقی در رسانه سینما نیست. فیلم جدید تبریزی شاید تنها بتواند برای برخی از نهادها و «ان جی او» هایی که در رابطه با محیط زیست فعالیت می کنند مؤثر واقع شود و در برخی از کلاس های درس و دانشگاه به عنوان زنگ تفریحی برای دانشجویان زیست محیطی به نمایش درآید!

 

 

رضا منتظری

فروردین ماه ۱۳۹۴


 تاريخ ارسال: 1394/1/26
کلید واژه‌ها:

نظرات خوانندگان
>>>محسن:

یکی از بدترین و خزعبل ترین فیلمهای چند سال اخیر.

2+1-

پنجشنبه 27 فروردي 



>>>فاطمه:

یکی از بدترین فیلمهای زندگیم بود فیلمنامش که یه جزوه درسی محیط زیست بود! خیلی ناراحت شدم که وقتمو بابت دیدنش تلف کردم

5+2-

چهارشنبه 26 فرورد¡



>>>فرزان:

نقد جامع و کاملی بود آقای منتظری عزیز و مثل دیگر نوشته های شما بی مماشات. به منتقدانی که کار خودشان را میکنند و به فیلمساز باج نمیدهند احترام میگذازم

5+1-

چهارشنبه 26 فرورد¡




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.