هیوا مسیح
آنه مون در ذات داستان، ما را با امری الهی و داوری انسان نسبت به خدا و قضاوت انسان درباره همنوعانش روبرو می کند.
آنه مون فیلمی جذاب و دوست داشتنی و ماندگار است برای علاقه مندان به سینمای مفهومی و گریزان از اکشن های جنایت بار مرسوم هالیوودی و بالیوود ی و... فیلمی که عنصر تعلیق نه تعقیب و گریز و نه کشت و کشتار که حقیقت است یا پنهان ماندن حقیقت که طی فیلم لحظه به لحظه باز می شود.
اگر می خواهید فیلمی یقه تان را برای فکر کردن بگیرد آنه مون را ببینید.
آنه مون در انگلیسی، یا شقایق وحشی به کارگردانی رونان دی لوئیس که نخستین تجربهٔ کارگردانی اوست و فیلمنامهٔ آن را همراه پدرش دنیل دی لوئیس نوشته است. شقایق نعمانی یا لالهٔ نعمانی نماد داغداری است که چند نوع دارد، کوهی و صحرایی معروف به گل دلسوخته. زکریا قزوینی در کتاب «عجایب المخلوقات» میگوید که شقایقالنعمان نامی است که پادشاه حیره نعمان ابن منذر بدین گل داده که به فارسی گل لاله می گوییم. نام علمی آن tulipe است. در واقع نوعی آلاله وحشی است که رنگ سرخش با داغ سیاه در وسط گلبرگ ها آن را نماد رنج و تنهایی کرده مثل لاله در فرهنگ ادبی ما که نماد شهادت است. نامی درست و بجا با داستان فیلم .
به هر حال در فرصت چند روز بیماری فیلم را دیدم. طبیعی است حضور دو بازیگر توانمند و فیلمنامه قوی و پخته، فیلمبرداری خیره کننده و صحنه هایِ رویاوار لااقل مرا جذب کند که با فیلمی متفاوت روبرو هستم. در تمام طول فیلم هر لحظه فکر می کردم آندری تارکوفسکی چقدر تاثیر عمیقی بر سینمای جهان گذاشته که نسل جوان سینمای امریکا هم از جهان او بهره می برد. آن هم در این زمانه. البته تأثیر تارکوفسکی بر ترنس مالیک و نوع سینمایی که حالا مختص ترانس مالیک است هم پیداست. موقع تماشای این فیلم در عین احساسِ سایه ی تارکوفسکی، اما فکر می کردم آنه مون را انگار ترانس مالیک ساخته است. البته با یک تفاوت آشکار که رونان دی لوئیس با دوربین ثابت در ۹۰ درصد صحنه ها فیلم را روایت می کند و قصه ی سرراست و کاملی دارد. از این بابت فیلم بوی رونان و دنیل دی لوئیس را می دهد. فیلمی عمیقاً مهم و کاوش در روان انسان زخمی از جنگ، جنگی که انسان ها را در برابر ژرف ترین وقایع غیرقابل پیش بینی می گذارد.
آنه مون فیلمی مهم و درامی پر مغز و معنا در زندگی انسان خانواده فرزند و ایمان و بی ایمانی است. داستان فیلم تقریبا این طوری ست: مردی (شان بین) که همسر و پسر برادرش (دنیل دی لوئیس) را طی سالها گم شدن یا عزلت گرفتن در دل جنگل های مه آلود، حمایت کرده، درست در اوج بحران جوانی پسرش، که با خشونت کسی را زخمی کرده، به دیدن برادرش می رود تا شاید او را برگرداند و پسر و خانواده اش را که زیر بار قضاوت مردم له شده اند نجات دهد. رازی سر به مهر از دلایل پنهان شدن او طی فیلم آشکار می شود که عمیقاً یک موضوع فلسفی و روان کاوانه ی انسانی است و پس از زمان نسبتاً طولانی بالاخره دوبرادر بر میگردند چرا که پدر و بازگشت او پاسخ به بزرگترین سوال پسر است ؛ چرا رفت چرا در جنگ پسر بچه ای را کشت اما هیچ کس داستان واقعی یا حقیقت ماجرای این شایعه را نمی داند جز پدر.
فیلم پر از لحظات درخشان رویا و خواب و ادراک شهودی پدر از گذشته و حال است، که باید ببینید. تأثیر آشکار تارکوفسکی در فیلم کاملاً آشکار است: معلق بودن زن در هوای اتاق بالای سر دی لوئیس که کاملاً یاد آور تعلیق زن در سه فیلم تارکوفسکی است که برای نخستین بار در سولاریس، آینه و نوستالژیا دیده شد و از سکانس های مهم آثار اوست. باری آنه مون در ذات داستان، ما را با امری الهی و داوری انسان نسبت به خدا و قضاوت انسان درباره همنوعانش روبرو می کند. پدر «دنیل دی لوئیس» بعد از ماجرای هولناک تجاوز که در کودکی برایش اتفاق افتاده تا جنگ و کشتن جوان ۱۷ ساله ای در شرایط سخت جنگ، دچار بحران بزرگی در مواجه با وجدان و قضاوت مردم می شود و ناگزیر به اعماق جنگل پناه می برد (در فیلم و حقیقت ماجرا در جنگ این است که وقتی سربازان پس از یک انفجار بزرگ وارد منازل و مقر مثلاً دشمن می شوند پسرکی بر اثر انفجار بدنش تکه پاره شده روده هایش بیرون زده اما زنده است و ممکن است چند دقیقه دیگر بمیرد چون تقریبا بیشتر بدنش متلاشی شده در این لحظه از سرباز که (دی لوئیس) باشد با التماس می خواهد او را با گلوله ای از درد بی امان خلاص کند و اون این کار را می کند) بعدها این سوال پیش می آید که شاید زنده می ماند - که غیر ممکن بود - اما سایه ی این خلاص کردن از درد روی او سنگینی می کند و بعضی ها او را به قتل یک جوان متهم، یا قضاوت می کنند. سایه این عمل روی پسرش تا سن بلوغ امروزین اش سنگینی می کند و زندگی او را هم تحت تاثیر قرار می دهد. آن هم طی سالهایی زیاد که پدر آنها را ترک کرده و نیست که پاسخ همکلاسی ها و مردم را بدهد. اگر چه مادر مدام سعی می کند ذهن و نگاه انکاری پسر را نسبت به پدرش منصفانه تر کند اما پسر زیربار نمی رود و پدرش را مقصر و ترسو می داند که از حقیقت و خانواده فرار کرده است. فیلم با بازگشت پدر به همراه برادرش و رویارویی پدر و پسر تمام می شود. که بدیل پایانی فیلم سولاریس تارکوفسکی است. فیلم هایی با سویه ی دینی در سنت مسیحی کاملاً مبتنی بر انجیل است و بایستی از این زاویه دید. همانطور که فیلم هایی بر سنت اسلامی یا بودایی یا یهودی را با نگاه به سنت دینی شان باید بررسی کرد. تارکوفسکی در سولاریس بازگشت پسر پشیمان به آغوش پدر در سکانس پایانی را از داستانی در انجیل برداشت کرده که توسط عیسی برای مردم تعریف می شود. در فیلم آنه مون رونان دی لوئیس این ماجرا برعکس روایت می شود؛ بازگشت پدر نزد پسر.
آنه مون فیلمی جذاب و دوست داشتنی و ماندگار است برای علاقه مندان به سینمای مفهومی و گریزان از اکشن های جنایت بار مرسوم هالیوودی و بالیوود ی و... فیلمی که عنصر تعلیق نه تعقیب و گریز و نه کشت و کشتار که حقیقت است یا پنهان ماندن حقیقت که طی فیلم لحظه به لحظه باز می شود. آن هم با بازی درخشان دنیل دی لوئیس که بعد از ۲۰۱۷ دیگر جلوی دوربین نرفته بود و گویا با این فیلم دوباره به سینما بازگشته است. همچنین بازی در سکوت بسیار عالی شان بین و سامانتا مورن و دیگر بازیگران که زیاد هم نیستند. در آنه مون عناصری که مخاطب را به طور جدی درگیر می کند تا فکر کند تقریبا اینها هستند: نقد، خدا، عدالت، حقیقت، قضاوت، خانواده، انسان، جنگ، و....اگر می خواهید فیلمی یقه تان را برای فکر کردن بگیرد آنه مون را ببینید. بیشتر از این نیاز به نقد و تحلیل و تأویل فیلم است که در این مجال نمی گنجد.
هیوا مسیح
Anemone (2025)
کارگردان: رونان دی-لوئیس
تهیهکننده: دده گاردنر، جرمی کلاینر
نویسنده: رونان دی-لوئیس، دنیل دی-لوئیس
بازیگران: دنیل دی-لوئیس، شان بین، ساموئل باتملی، صفیه اوکلی گرین، سامانتا مورتون
فیلمبردار: بن فوردزمن
شرکت تولید: پلن بی انترتینمنت
توزیعکننده: فوکس فیچرز (ایالات متحده)، یونیورسال پیکچرز (بینالمللی)
تاریخهای انتشار: ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۵ (جشنواره فیلم نیویورک) ۳ اکتبر ۲۰۲۵ (ایالات متحده) ۷ نوامبر ۲۰۲۵ (بریتانیا)
مدت زمان:۱۲۱ دقیقه
کشور: بریتانیا، ایالات متحده
زبان: انگلیسی
فروش گیشه: ۱ میلیون دلار
انتشار مقالات سایت "پرده سینما" در سایر پایگاه های اینترنتی ممنوع است. |
|