پرده سینما

نقطه ی کوری به نام فیلمنامه؛ نقد و بررسی فیلم «نقطه کور» ساخته مهدی گلستانه‎

کاوه قادری


 

 

 

 

 

 

 

 

از آنجایی که فیلم درام اش را نه اصیل و مستقل و طبیعی، که مقروض و الصاقی رقم می زند، در زمینه ی منش کاراکترهای این درام مقروض و الصاقی نیز نمی تواند اصیل و مستقل و طبیعی عمل کند؛ لذا به بازتکرار و بازآفرینی تقریباً بدون تفاوت کاراکترهای مطرح آثار دیگر روی می آورد.

 

 

 در واقع، ریشه ای ترین نقصان نقطه کور نیز در همین نحیفی و نزاری داستانی نهفته است؛ اینکه فیلم به سبب کم متریالی اش که اساساً ناتوان از شکل دادن فیلم بلند داستانی بدون خلأ داستانی است، قادر نیست بدون پراکنده گویی و زیرپاگذاشتن منطق روایی، چالش و گره اصلی اش را شکل دهد و به پیش ببرد و به ثمر رساند.

 

 

فیلم با آن عنوان پرطمطراق اش، پیش و بیش از آنکه نمایانگر سوژه مند نقطه کوری باشد، خود به طرز عینیت یافته ای دچار نقطه کوری به نام فیلمنامه است!

 

 

 

 

 

پوستر فیلم نقطه کو ساخته مهدی گلستانهسومین فیلم مهدی گلستانه با نماهایی مبهم، غریب و شبه استعاری که به نظر می رسد عامدانه ایجاد شده اند تا در صورت عدم حصول تم و درونمایه و حدیث نفس فیلم، برای درام تأویل و معناتراشی فرامتنی کنند آغاز می شود که در کنار عنوان فیلم، شمایلی از یک «فیلم موقعیت» را به ما ارائه می دهند؛ موقعیتی که به نظر می رسد در شغل پرمشغله و پردردسر کاراکتر محمدرضا فروتن متبلور باشد. در ادامه اما آنچه حداقل تا پیش از رقم خوردن دیرهنگام نقطه عطف اول و محاکات موقعیت مرکزی و معرفی گره و چالش و مسأله ی اصلی درام شاهد هستیم، به لحظه نگاری هایی خنثی و بی جهت «کِش دار» از اوقاتی روتین و بی کارکرد از زندگی شخصی شخصیت اصلی و همسرش و کودک خردسال اش می گذرد؛ بی آنکه نقش مؤثر و کارکرد دراماتیکی در فیلم داشته باشند و نه فقط حرکت طولی در قالب پیشبرد داستان، که حرکت عرضی فیلم در قالب شخصیت پردازی و پرداخت موقعیت و تبیین وضعیت را نیز متوقف می کنند و پرده ی اول فیلم را به سبب اتلاف وقت بدون موضوعیت، غیرکاربردی و صرفاً تزئیناتی جلوه می دهند؛ گویی فیلم به لحاظ توشه داستانی، آنقدر نزار و نحیف و کم متریال است که از همان ابتدا ناگزیر می شود حرکت خط سیر داستانی اش را «لاک پشتی» کند، اطلاعات اش را «قطره چکانی» ارائه کند و روند روایت و داستان گویی اش را «جیره بندی» کند! تا بلکه دچار خلأ داستانی یا چه بسا پایان زودهنگام درام نشود!

در واقع، ریشه ای ترین نقصان نقطه کور نیز در همین نحیفی و نزاری داستانی نهفته است؛ اینکه فیلم به سبب کم متریالی اش که اساساً ناتوان از شکل دادن فیلم بلند داستانی بدون خلأ داستانی است، قادر نیست بدون پراکنده گویی و زیرپاگذاشتن منطق روایی، چالش و گره اصلی اش را شکل دهد و به پیش ببرد و به ثمر رساند. در همین راستا است که فیلم، تم و کانتکس پنهان کاری و حقیقت مفقود «فرهادی» گونه ای را به متن خود الصاق می کند که نتیجه ی مستقل، طبیعی، علت و معلولی و مورد اقتضای نفس درام، داده ها و مناسبات و مختصات شکل دهنده اش و اصل داستان فیلم نیست؛ تم و کانتکسی که هم به لحاظ اقتضای درام و هم به لحاظ منطق روایی و دراماتیک، اساساً فاقد موضوعیت و علت است؛ به این معنا که پیش زمینه و پشتوانه و به تبع اش، اصالت وقوع ندارد. در نتیجه، با فیلمی مواجهیم که مجدانه اصرار دارد درام خود را نسازد و خط سیر داستانی اش را از روایت شدن مستقل، طبیعی و با اصالت اش بازدارد و کانتکس «فرهادی وار»ی که ذاتاً و اساساً متعلق به این فیلم نیست را به نحوی بخشنامه ای و تحمیلی به آن الصاق کند؛ به گونه ای که در تمام طول درام، هیچ علت منطق روایی یا منطق دراماتیکی را نمی توان یافت برای تعلل بیش از اندازه ی زن در نگفتن واقعیت آمدن لوله کش مرد به خانه؛ آن هم در قبال شوهری که باید فرض کنیم بدون فرآیند و خود به خود و خلق الساعه به همه چیز بدگمان است! اما زن باید این واقعیت را به نحوی غیرطبیعی و تحمیلی و براساس تصمیم و دستور حُقنه شده از خارج اثر به درون اثر توسط متولیان فیلم، بیخودی پنهان کند و با این پنهان کاری بیخودی، زورکی بحران ایجاد کند! که اگر نکند، درام فیلم در همان پرده ی اول اش تمام می شود و بسیاری از موقعیت های داستانی بعدی فیلم که ناظر بر شک به خیانت زن به شوهرش است، عملاً مجال و موضوعیتی برای شکل گرفتن و دنبال شدن نخواهند یافت.

نقطه کور ساخته مهدی گلستانهدر همین زمینه است که در ادامه، از قضا بسیاری از مواردی که برای تحکیم همین گره افکنی و چالش زایی تحمیلی درام و ساختن اضلاع متهمین و پاس کاری «دومینو»یی میان شان، بهشان اشاره و تأکید می شود، مثل قد بلند مرد و خالکوبی گوشه ی گردن و شربت خوردن مرد غریبه، اساساً بلااستفاده می مانند تا به همراه گره گشایی نهایی فیلم، به عنصری که اصولاً خارج از مناسبات تعریف شده ی درون درام است وصل شوند. آن عنصر، بیماری توهم پسر خردسال خانواده است که بدون هیچگونه مقدمه چینی و پیش زمینه سازی و پشتوانه آفرینی و پرداخت محسوس داستانی در طول درام، از بیرون داستان، به عنوان نقطه عطفی اضافه وارد سیر داستانی فیلم می شود، تم و محور دراماتیک اثر را به طور بنیادین دچار تغییر و تشتت می کند، فیلم را به لحاظ درام مرکزی، به دو فیلم اساساً مجزا و منفک از یکدیگر تبدیل می کند، زمان پرده ی سوم فیلمنامه را همچون پرده ی اول، بیش از اندازه طولانی و فرسایشی می کند و به عنوان عنصری کاملاً خارج از درام مرکزی، فراز و فرود داستانی نهایی اثر را تعیین می کند و این همه یعنی فیلم، قادر نیست با خط سیر درامی که تا پیش از به میان آوردن مسأله ی توهم پسر خردسال خانواده به پیش برده، درام اش را گره گشایی کرده و به ثمر برساند؛ بنابراین ناگزیر می شود با الصاق این جامپ کات داستانی بیرون از اثر و بی نمود در اثر به اثر، عملاً وجود و کارآمدی خط سیر درام تا پیش از این جامپ کات را زیرسئوال ببرد و مسیر درام تا پیش از آن را عملاً علی السویه و خنثی جلوه دهد؛ چرا که بدون وجود این مسیر نیز می توان آنگونه مسأله ی توهم فرزند خانواده را مطرح کرد و فقط از طریق «توهم خلق الساعه»، پلات تحمیلی موقعیت را گره گشایی کرد!

علاوه بر این ها، از آنجایی که فیلم درام اش را نه اصیل و مستقل و طبیعی، که مقروض و الصاقی رقم می زند، در زمینه ی منش کاراکترهای این درام مقروض و الصاقی نیز نمی تواند اصیل و مستقل و طبیعی عمل کند؛ لذا به بازتکرار و بازآفرینی تقریباً بدون تفاوت کاراکترهای مطرح آثار دیگر روی می آورد. برای نمونه، محسن کیایی، همان تیپ همیشگی حاضر در فیلم های برادرش است که متولیان نقطه کور برای تغییر لحن فیلم به کمدی و مثلاً ایجاد نوعی لحن تلفیقی، روی رفتارهای بامزه ی او، بیش از اندازه حساب کرده اند؛ تلاشی که عملاً به چندپاره شدن لحن و جدیت زدایی از اهمیت مسأله ی مرکزی درام انجامیده است. نمونه های دیگر، یکی هانیه توسلی است فیلم نقطه کور به کارگردانی مهدی گلستانهکه همان کاراکتر مظلوم و بی جهت در مظن اتهام قرار گرفته ی مردن به وقت شهریور هاتف علیمردانی است و دیگری محمدرضا فروتن که متولیان فیلم، به اندک بهانه ای، تمایل شدیدی به بازتولید شمایل و شاکله ی قلدر و بی اعصاب او در شیفت شب دارند که به بهانه ی کار و فشار زندگی، حاضر است «لات» گونه روی زن زندگی دست بلند کند؛ با این تفاوت که به جای تهدید به خورد کردن دندان زن و تلاش برای خفه کردن همسرش در شیفت شب، اینبار در نقطه کور، زن زندگی را در نما و میزانسنی که احتراماً نمایش داده نمی شود، خون دماغ می کند و سایر تلاش های او برای تکرار موقعیتی مشابه و تمدید تردید به زن، از فرط فاقد اصالت قوع بودن و به تبع اش باورناپذیری، مورد تمسخر مخاطب قرار می گیرد.

در مجموع، نقطه کور نتوانسته میان سوژه ی بایسته و آن میزان داستان اش که اصیل، طبیعی، مستقل و از خودش است، طوری ارتباط برقرار کند که حدیث نفس و درونمایه اش، بدون لکنت و الصاق تقلبی و دستوری و فاقد موضوعیت مایه های «فرهادی» گونه به درام و تحمیل عنصر خارجی و بی نمود در درام به اثر و بهره گیری از تأویل های فرامتنی، قابل ارائه باشد و به نظر می رسد فیلم با آن عنوان پرطمطراق اش، پیش و بیش از آنکه نمایانگر سوژه مند نقطه کوری باشد، خود به طرز عینیت یافته ای دچار نقطه کوری به نام فیلمنامه است! فیلم همچنین از منظر نظم و انسجام مطلبی و موضوعی اش دچار نقصان جدی است و مایه ها و تم های فرعی متعدد بی ارتباط با یکدیگرش (که مثلاً می خواهند لایه های اجتماعی برای فیلم ایجاد کنند) و وجود دقایق زیاد اضافی و بی کارکرد و تشتت زا و پراکنده گو در آن، نشان می دهد عدم تدوین بایسته، از مشکلات بنیادین این فیلم است.

 

 

کاوه قادری

 

اردیبهشت ۱۳۹۶



 تاريخ ارسال: 1396/2/5

نظرات خوانندگان
>>>سعید مهرپور:

قصه و سوژه اصلی فیلم تکراری است و دیر شروع میشود/ سکانس افتتاحیه و اختتامیه زیر آب فوق العاده است/بازی فرزند مجید مظفری اصلا خوب نیست / چند داستان فرعی فیلم خوب از آب درآمده / نقطه کور گامی بلند در کارنامه گلستانه است

4+0-

سه‌شنبه 2 خرداد 1396



>>>سعید مهرپور:

متاسفانه محمد رضا فروتن باز هم خود را تکرار میکند و چیز جدیدی از او نمیبینیم / نقطه کور گام بلندی در کارنامه گلستانه است کاش برخی از تیپ های فیلم مثل شقایق فراهانی ار کار حذف میشدند تا شاهد اثر بهتری بودیم اما تا این حد هم شاهد یک اثر اجتماعی با تاکید بر خانواده هستیم .

4+0-

دوشنبه 1 خرداد 1396



>>>sama:

محمذرضافروتن و این انتخابهای....!!!!!

8+0-

پنجشنبه 7 ارديبهش



>>>یاشار:

نقدخوبی بودآقای قادری و کاش به اسیب شناسی این امردرسینمای ایران بپردازیدکه چرااینطورفیلمهایی ساخته میشوند

9+0-

پنجشنبه 7 ارديبهش



>>>سعید:

بیشتر فیلمهای این روزهای سینمای ایران دارند شبیه همدیگه میشند. اصلی ترین عنصر این شباهت هم «فرهادی دوستی» هست.

9+0-

چهارشنبه 6 ارديبه




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.