پرده سینما

بهاریه نوروز ۱۳۹۹- چشم انتظار پروانه های بهاری

سعید توجهی


 

 

 

 

 

 

 

 

اسفند عجیبی بود اسفند ۱۳۹۸، جامعه زیر فشار روانی ترومای اجتماعی وقایع نیمه دوم سال،گویی چشم به آخر سال داشت تا شاید نسیم باد نوروزی کمی از آلام و دردها بکاهد، که ویروسی ناشناخته سر برآورد و به طرفه العینی انگار همه را برد به پرده میانی یک فیلم ترسناک ژانر فاجعه، آنچه زمانی به عنوان آرزو و تخیل و رویا بر پرده سینما می دیدیم امروزه انگار همگی دعوت شده ایم تا از روی صندلی سینما پا به درون پرده بگذاریم و برویم وسط ماجرای فیلم، جمله جالبی هم مصداق این وضعیت بود و در شبکه های اجتماعی دست به دست میشد که "همان فروردین که پروانه ها شهر را تسخیر کرده بودن باید می فهمیدیم سکانس اول یک فیلم ترسناکه".

 شهر زودتر از روزهای بهاری خلوت شد، این بار هم صدای فرهاد است که در روزهای آخر اسفند در گوشمان می پیچد، اما نه با بوی عیدی، بوی توپ، بوی کاغذ رنگی، چرا که دیگرآن نشانه های زیبایی که با آن زمستون را سر می کردیم، نمی بینیم، به جایش فرهاد مغمومتر از همیشه می خواند: کوچه ها باریکند، دکان ها بسته، از صدا افتاده تار و کمونچه، مرده می برند کوچه به کوچه.  چه روزهای سخت و تلخی است که همه را زودتر از نوروز خانه نشین کرده شاید تلخی اش به سالهای جنگ هم نمی رسد، چرا که در آن سالها باز می شد هراس از آژیر قرمز و ترس از آوار شدن سقف را در زیر زمین خانه ها و پارکینگ آپارتمانها در هم نفسی با همسایگان شریک شد و حتی در کورسوی نور فانوس در میان جمع با نگاهی عاشق شد، اما امروز دیگر حتی اگر مهربانی برایمان دریچه ای هم بیاورد، از آن در کوچه خوشبخت ازدحامی دیده نمی شود.

حال با این اوضاع چه جای نوروز است و نوشتن بهاریه، اما باید نوشت برای ثبت شدن و ماندن این روزها، تا در یاد بماند که در اوج روزگاری مدرن همچون انسان های اولیه بی پناه و آسیب پذیریم.

اما برای ما که همچون سیسیلیا در فیلم رز ارغوانی قاهره (وودی آلن) تنها گریزگاهش از رنج زندگی پناه بردن به سینما بود، تنها دلخوشی می تواند این باشد که آخر این فیلم ترسناک در پیروی از قواعد ژانر پیروزی زندگی و امید بر نیستی و نا امیدی باشد و در سکانس پایانی کشمکش با این موجود ناشناخته بار دیگر پروانه ها را روی گلهای بهاری باغچه ها ببینیم.

 

سعید توجهی

 

 نوروز ۱۳۹۹

در همین رابطه بخوانید:

بهاریه نوروز ۱۳۹۹- باغچه ای اندازه یک کُرسی- آذر مهرابی

بهاریه نوروز ۱۳۹۹- بهاریه ی سال کرونایی- فهیمه غنی ­نژاد

بهاریه نوروز ۱۳۹۹- اين پايان، اميد همه آغاز هاست- نغمه رضایی

بهاریه نوروز ۱۳۹۹- اون شیش تا گل نوش جونتون!- محمد جعفری

بهاریه نوروز ۱۳۹۹- چشم انتظار پروانه های بهاری- سعید توجهی

بهاریه نوروز ۱۳۹۹- زیر گذر "عاشقانه ی داودنژاد"- امید فاضلی

بهاریه نوروز ۱۳۹۹- کارت جشنواره، فوبیا، لوکس بودن و کرونا!- کاوه قادری

بهاریه نوروز ۱۳۹۹- من و آنا کریستی در خیابان وزرا؛ خاطرات پراکنده یک کتاب باز- غلامعباس فاضلی


 تاريخ ارسال: 1399/1/2

فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.