پرده سینما

بهاریه نوروز ۱۳۹۷- نمی دانم لابلای کدام تصویر پنهانی

امید فاضلی


 

 

 

 

 

 

 

 

آفرینش نه با یک انفجار که با نوایی آرام آغاز شده است. نوایی که به تدریج منتشر شده و در تمام ملکول ها و اتم ها یافت می شود.

 

 

ویلای دماوند بودم. آن سال برفی که حالم خوب نبود. تو گفتی تا آمدن بهار بمان و برایم نقاشی کن، زمستان بکش تا بهار بیاید، با خود ببرمشان فرنگ آب شان کنم.

یادم هست روی مقواهایی می کشیدم که خوش ات می آمد. هر کدام را که می آوردم، فیلمی می دادی و می گفتی این را ببین! مثل «حوا»ی در دنیای تو ساعت چند است لحن ات کَمَکی شماتت بار بود و ...یادم نیست. اما هر چه بود آنجا بود که در سرمای بی پیر عاشق ماتیلدایم کردی. «ژان رنو»ی بدقواره ی خیاری را برای یک بار پرستیدم و برایت کار کشیدم و آوردم و همراه سانسوریایی که با ولع مراقب اش بودم نخشکد؛ فیلم دادی و نقاشی دادم و گرما خریدم.

خوشحال ام که اینقدر بزرگ ام کردی که نگفتی «کمال الملک» شده ای و «پیکاسو» از آب درآمده ای و... خوشحال ام که هیچ وقت ترغیب ام نکردی مودیلیانی را ببینم. گفتی نبین! می خواهم خودت بمانی! و من همیشه بیشتر خودم شدم با تو. شاید مثل فرمان آرا که به وضوح در فیلم های آخرش خودش بود.

کازابلانکا، شب های روشن، هامون، گتسبی بزرگ و... می گفتی از مسیر که می آیی برایم برگ های خشک بیاور، بسوزانم لابلای اجاق، بوی اش چیزی پنهان دارد در اعماق، که برایت خوب است. یادت هست برایت گفتم همچون موسیقی لحظه آفرینش که در تمام ذرات مکنون شده است، پنهانی؟

  

 DNA تمام ذرات چیزی دارد که تهش به تو می رسد. و هر بار به گونه ای می شنوم و می بینم و مبهوت می مانم. تو «سوسن» شدی در تیغ و ابریشم. «عاطفه» در رگبار. «طلعت» در ردپای گرگ و «دی زی» در گتسبی.

  

نمی دانم کدام فرنگی ی عاشقی کارها را خرید و کدام خانه عطر تمام فیلم های عاشقانه ی پنهان در لابلای رنگ هایم را بر دیوارش آویخت؟

نوروز در راه و من به اندازه تمام روزهای حسرت ام نقاشی کشیدم و کشیدم تا شاید بیابم ات در لابلای آن زمستان. نمی دانم لابلای کدام تصویر یا شخصیت پنهانی و کجا دوباره مات ام خواهد برد.

 

 

 

امید فاضلی

 

 نوروز ۱۳۹۷ 

 

 

در همین رابطه بهاریه های نوروز ۱۳۹۷ نویسندگان سایت پرده سینما را بخوانید:

 

 

سوتی های مطبوعاتی من- محمد جعفری

 امید در دل شوریده ما- جواد طوسی

تابوی سکوت- آذر مهرابی

عالیجناب وان! شما برای احیا شدن، نیازی به «سوپرمن» بودن ندارید!- کاوه قادری

آرامش در حضور دیگران- فهیمه غنی نژاد

بوی نان، عطر زندگی- مونا توجهی

از برکه ى باريک که بگذريم ... - نغمه رضایی

بهاری که لای برگه های کاغذ کاهی جا ماند- سعید توجهی

نمی دانم لابلای کدام تصویر پنهانی- امید فاضلی

جان شیفته؛ خاطرات پراکنده ی یک «کتاب باز»- غلامعباس فاضلی


 تاريخ ارسال: 1397/1/2

فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.