پرده سینما

دیگر به چه معترضید؟! در مذمت طلبکاری نامتناهی ابراهیم حاتمی کیا، فیلمساز نازپرورده

کاوه قادری


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آقای حاتمی کیا! حالا دیگر بر سینمای ایران منت می گذارید که با فیلم تان، برای دهها نفر کارآفرینی کرده اید و یکسال تمام به آن ها رزق رسانده اید؟! می دانید با بودجه ی فیلم شما که دست کم پنجاه برابر بودجه ی متعارف برای ساخت یک فیلم سینمایی است، چند فیلمساز جوان و مستعد، صرفاً می توانستند فیلم اول خود را در این سینما بسازند؟

 

 

 

در آن دوره ها که حضرتعالی سیمرغ نگرفته بودید، جریان فرهنگی جشنواره مشکل داشت و سیمرغ جشنواره، «گوساله سامری» بود و مسئولان جشنواره، بادیگاردهای فرهنگی بودند و در این دوره که حضرتعالی سیمرغ گرفته اید، اینگونه نبود؟ تفاوت، صرفاً در سیمرغ نگرفتن یا سیمرغ گرفتن شخص شما نهفته بود؟!

 

 

 

آیا می دانستید با اعطای همین سیمرغ در دست شما، به فیلمسازان جوان و مستعدی همچون هومن سیدی، پیمان معادی و حتی سهیل بیرقی، می شد برای آینده ی سینمای ایران، «کشف استعداد» کرد؟

 

 

کیست که نداند محصول این فشارهای نه چندان ناپیدا، تعدیل شده ترین و مثبت ترین نقدهای ممکن در این دو برنامه را درباره ی فیلم شما موجب شد؛ تا جایی که هر دو منتقد برنامه «هفت»، تقریباً تمام نقدشان را به بازگویی نکات مثبت فیلم شما اختصاص دادند و یکی از این منتقدین، به فیلم شما از پنج ستاره، سه ستاره داد. دیگر چه می خواهید؟! نکند انتظار داشتید تمام منتقدین سینما در صدا و سیما و غیر صدا و سیما، کل ستاره هایشان را نثار فیلم شما کنند؟!

 

 

اینکه «حاتمی کیا»ی پرخاشگر و دائماً طلبکار امروز، چه نسبتی با «حاتمی کیا»ی خالص و نجیب روزگار دیده بان و مهاجر دارد پیشکش! نکند میزان طلبکاری نامتناهی تان، به حد و اندازه ای رسیده که روزی همچون «حاج کاظم»، واقعاً مردم را به گروگان بگیرید و همچون «حیدر ذبیحی»، واقعاً در خیابان ها مردم را کتک بزنید و روی آن ها اسلحه بکشید؟

 

 

 

 

کاریکاتور بزرگمهر حسین‌پور از حاتمی‌کیادرست از همان لحظات ابتدایی پخش مستقیم اختتامیه ی جشنواره ی سی و ششم فیلم فجر از تلویزیون، به شخصه یقین پیدا کرده بودم که برنده ی سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی این جشنواره، ابراهیم حاتمی کیا است؛ راست اش را بخواهید نه به عللی همچون نظرات مثبت و مساعد منتقدین به فیلم (نظراتی که اغلب، اصلاً وجود خارجی نداشت!) یا شایستگی کارگردانی فیلم برای تصدی چنین جایزه ای یا... ؛ بلکه به دلیلی بسیار ساده تر از این حرف ها؛ صرفاً حضور یافتن جناب حاتمی کیا در مراسم اختتامیه؛ چرا که از سابقه ی حضرت ایشان، همواره چنین برمی آید که آن هنگامی در مراسم اختتامیه و اهدای سیمرغ ها حضور می یابند که بدانند خودشان نیز قطعاً برنده ی یکی یا تعدادی از آن سیمرغ ها خواهند بود؛ کمااینکه در اختتامیه ی جشنواره ی سی و دوم نیز از آنجایی که می دانستند شانسی برای تصاحب سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی ندارند، افتخار ندادند صرفاً به عنوان نامزد دریافت جایزه، در مراسم اختتامیه حضور یابند! بله! این حقیقت را می دانستیم که جناب آقای حاتمی کیا، آنقدر مغرور، خودشیفته و متکبر به نفس هستند که همواره فقط در جایگاه برنده ی جایزه و یک شانه بالاتر از سایر نامزدها، در اختتامیه حضور یابند و هیچوقت در شأن مبارک خود نمی بینند که به عنوان صرفاً یک نامزد عادی دریافت جایزه، هم دوش سایر نامزدها، در مراسم اختتامیه حضور یابند. اما حقیقتاً این خصوصیت ایشان را که حتی پس از دریافت جایزه نیز هوای نفسانی شان ارضا نمی شود و همواره از عالم و آدم طلبکارند و همه را از صدا و سیما و مجری تلویزیون گرفته تا منتقدین سینما، منکوب و مرعوب و مفعول اراده، خواست و میل خود می خواهند را آن هم با این غلظت، پیش بینی نمی کردیم.

راست اش را بخواهید بسیار کوشیدیم باز هم در قبال این رفتار زشت ایشان سکوت کنیم، عصبانیت مان از قضاوت های طلبکارانه، اتهامات و افتراهای ایشان، خواست های تمامیت طلبانه شان از همه و اعتراض های باج خواهانه ی نامتناهی ایشان از همه را جملگی مشمول گذشت زمان کنیم و به فراموشی بسپاریم و البته باز هم فاشیست خوانده شدن منتقدان ایشان توسط هواخواهان شان را نادیده بگیریم و کلاً بگوییم همه ی این ها انشاالله گربه است! اما نتوانستیم! از بس که حرف های ناگفته داریم؛ به شخصه، به یاد آن جملات معروف نطق تاریخی مقام معظم رهبری در زمان نمایندگی شان در مجلس اول، در یکی از جلسات بررسی عدم کفایت سیاسی رییس جمهور معزول ابولحسن بنی صدر افتادم : «ایشان و دوستان شان، حرفی که نزده باشند ندارند؛ این ما هستیم که هزاران حرف ناگفته داریم؛ صد بار لب گشودم و بیرون نریختم، خون ها که موج می زند از سینه تا لبم». بله! آقای حاتمی کیا! به نظر می رسد شما و امثال شما در حال حاضر، حرفی که نزده باشید ندارید؛ بلکه این ما هستیم که حرف های ناگفته ی بسیاری داریم که مجبور شدیم در پاسخ به اظهارات و رفتار زشت و شنیع شما در مراسم اختتامیه ی جشنواره ی سی و ششم، بخشی از آن ناگفته ها را مطرح کنیم :

 

۱-   آقای حاتمی کیا! شما تا پیش از این دوره ی جشنواره، مجموعاً هشت سیمرغ بلورین برای بخش های بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه جشنواره ی فیلم فجر، از این جشنواره دریافت کرده اید؛ این هم نهمی اش! شما دقیقاً به اندازه ی یک چهارم تعداد دوره های برگزاری جشنواره ی فیلم فجر در کل تاریخ اش، از این جشنواره جایزه ی سیمرغ بلورین گرفته اید! دیگر کدام سینماگر را مانند شما می توان یافت که اینگونه مورد لطف و محبت تقریباً دائم این جشنواره قرار گرفته باشد؟! آیا می دانستید این نهمین سیمرغ شما، مطلقاً هیچ آینده و آورده ی عینی برای سینمای ایران ایجاد نمی کند؟ آیا فیلمساز جوان و مستعدی برای آینده ی سینمای ایران، کشف و معرفی می کند؟ آیا به تحول و نو شدن فضای فیلمسازی در سینمای ایران منجر می شود؟ آیا حتی از منظر بکارگیری اکشن و جلوه های ویژه و حادثه و... در یک فیلم سینمایی نیز اثری پیشرو و مرجع برای آینده ی سینمای ایران، کشف و معرفی می کند؟ آیا می دانستید با اعطای همین سیمرغ در دست شما، به فیلمسازان جوان و مستعدی همچون هومن سیدی، پیمان معادی و حتی سهیل بیرقی، می شد برای آینده ی سینمای ایران، «کشف استعداد» کرد و فضای فیلمسازی در سینمای ایران را به جای سوق دادن به سمت سینمای دراماتیک کهنه ی دیروزتان و سینمای «بلاک باستر»ی کمیک امروزتان، به سمت سینمایی جدید و متحول شده در پلاستیک بصری و استاتیک روایی (همچون آثار پیمان معادی و هومن سیدی) یا سینمایی خوش قریحه در «قهرمان زن» سازی (همچون آثار سهل بیرقی) حرکت داد؟ با این وجود اما باز هم به شما سیمرغ دادند؛ تا هشت سیمرغ شما بشود نه سیمرغ! ولو به قیمت نقض مسلم آیین نامه ی جشنواره ی فیلم فجر که به صراحت می گوید در یک رشته، نمی توان همزمان به دو کاندیدا از دو فیلم، سیمرغ بلورین اعطا کرد. با این وجود، باز هم معترضید؟! دیگر به چه معترضید؟!

 

۲-   آقای حاتمی کیا! وقتی پیش از دریافت این تازه ترین سیمرغ تان، از وزیر خارجه گرفته تا نائب رییس دوم مجلس، از فیلم شما حمایت و تجلیل می کنند و به هنگام دریافت این تازه ترین سیمرغ تان، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی در یک سمت تان و معاون اول رئیس جمهور با فاصله در سمت دیگرتان نشسته اند و وزیر ارشاد و رئیس سازمان سینمایی، شخصاً برای اعطای جایزه به شما، به روی صنه می آیند و حتی فیلمبردار صدا و سیما نیز با نوع تصویربرداری دائم و لاینقطع از شما در لحظات پیش از اعلام برنده ی جایزه، لو داد که صدا و سیما هم از پیش می دانست برنده ی جایزه شمایید، جملگی معنایشان این است که اعطای یک جایزه ی تخصصی در یک جشنواره ی سینمایی به شما (ولو مهم ترین جشنواره ی سینمایی مملکت)، مورد توافق همه جانبه ی تمام جناح های سیاسی کشور قرار گرفته است. به راستی، کدام فیلمساز سینمای ایران را می توان یافت که اینگونه نازپرورده ی تمامیت نظام عزیز جمهوری اسلامی ایران، آن هم با وجود ساختن فیلم های اپوزوسیون مآبانه ای مانند موج مرده و گزارش یک جشن باشد؟! واقعاً مخالفان شما در مخالفت با شما، ناسیونالیستی و فاشیستی عمل می کنند یا موافقان شما در موافقت با شما؟! تازه با این وجود، باز هم از «فیلمساز وابسته» و «فیلمساز نظام» بودن خود، به طعنه و با گلایه یاد می کنید؟! باز هم معترضید؟! دیگر به چه معترضید؟!

 

۳-   آقای حاتمی کیا! حالا دیگر بر سینمای ایران منت می گذارید که با فیلم تان، برای دهها نفر کارآفرینی کرده اید و یکسال تمام به آن ها رزق رسانده اید؟! می دانید با بودجه ی فیلم شما که دست کم پنجاه برابر بودجه ی متعارف برای ساخت یک فیلم سینمایی است، چند فیلمساز جوان و مستعد، صرفاً می توانستند فیلم اول خود را در این سینما بسازند؟ اصلاً می دانید همزمان با اینکه ناشی از همین خیال راحت تان از وفور بودجه و امکانات، حلقه حلقه نگاتیو سر صحنه هدر می دهید، برخی از فیلمسازان جوان و مستعد ما، به دلیل کمبود بودجه و امکانات صرفاً برای گرفتن یک سکانس، مجبورند از این دفتر به آن دفتر بروند و نگاتیوهای دور انداخته شده را جمع کنند و به هم بچسبانند تا بتوانند یک پلان بگیرند؟ با این وجود، باز هم معترضید؟! دیگر به چه معترضید؟!

 

۴ابراهیم حاتمی کیا-   آقای حاتمی کیا! شما از مسئولین شبکه دو و شبکه سه صدا و سیما و به قول خودتان، از سازمان این تلویزیون، شکایت به خدا می برید؟! الله اکبر! حالا بگذریم از اینکه سازمان همین تلویزیون، به قول خودتان حدود سی-چهل بار، آثارتان را از شبکه های مختلف اش پخش کرده! حیف که نمی توان از فشارهای شدیدی که بر برنامه های سینمایی این دو شبکه وارد شد تا نقدهای تا حد امکان مثبت نسبت به فیلم شما ابراز شود (و اینکه این فشارها، تا چه حد و مرزی پیش رفت) سخن گفت؛ اما کیست که نداند محصول این فشارهای نه چندان ناپیدا، تعدیل شده ترین و مثبت ترین نقدهای ممکن در این دو برنامه را درباره ی فیلم شما موجب شد؛ تا جایی که هر دو منتقد برنامه «هفت»، تقریباً تمام نقدشان را به بازگویی نکات مثبت فیلم شما اختصاص دادند و یکی از این منتقدین، به فیلم شما از پنج ستاره، سه ستاره داد. دیگر چه می خواهید؟! نکند انتظار داشتید تمام منتقدین سینما در صدا و سیما و غیر صدا و سیما، کل ستاره هایشان را نثار فیلم شما کنند؟! نکند انتظار داشتید تمام منتقدین سینما در صدا و سیما و غیر صدا و سیما، در مقابل ذات اقدس فیلم شما، سر تعظیم و تسلیم فرود بیاورند و فیلم شما را اساساً فرا و ورای نقد اعلام کنند؟! مگر منتقدین سینمای ایران را بَرده ی تام و تمام امیال و آمال خود پنداشته اید؟! همین که این نقدها در صدا و سیما، برای گُل روی فیلم شما و شخص شما، تا نهایت حد ممکن، تعدیل و مثبت شد، برایتان کافی نیست؟! باز هم معترضید؟! دیگر به چه معترضید؟!

 

۵-   آقای حاتمی کیا! راستی چقدر حرف ها و رفتارتان پس از دریافت سیمرغ بهترین کارگردانی در جشنواره ی سی و ششم فیلم فجر، شبیه به حرف ها و رفتار مسعود ده نمکی پس از دریافت سیمرغ بهترین فیلم از نگاه تماشاگران در جشنواره ی بیست و پنجم فیلم فجر شده بود که بی ادبانه و پرخاشگرانه فریاد برمی آورد : «نه مرغ میخوام نه سیمرغ»! بدتر! چقدر رفتار آن شب تان، شبیه رفتار «حاج کاظم»ی شده بود که در فیلم آژانس شیشه ای، مردم را به گروگان گرفت! باز هم بدتر! چقدر رفتار آن شب تان، شبیه رفتار «حیدر ذبیحی»ی شده بود که در فیلم بادیگارد، یا مردم را در خیابان ها به باد کتک می گرفت و یا به روی مردم اسلحه می کشید و شلیک می کرد! اینکه «حاتمی کیا»ی پرخاشگر و دائماً طلبکار امروز، چه نسبتی با «حاتمی کیا»ی خالص و نجیب روزگار دیده بان و مهاجر دارد پیشکش! نکند میزان طلبکاری نامتناهی تان، به حد و اندازه ای رسیده که روزی همچون «حاج کاظم»، واقعاً مردم را به گروگان بگیرید و همچون «حیدر ذبیحی»، واقعاً در خیابان ها مردم را کتک بزنید و روی آن ها اسلحه بکشید؟ تازه با وجود این میزان طلبکاری و پرخاشگری و نفس طلبی تان که هیچگاه قواعد بازی را قبول نداشته اید و همه چیز را همیشه در خدمت خود خواسته اید و هر وقت دلتان خواسته به هر فردی از سینمای ایران، از عباس کیارستمی و اصغر فرهادی گرفته تا رخشان بنی اعتماد و کیانوش عیاری و حتی مرحوم علی معلم حمله کرده اید، باز هم همواره با لطف و محبت تمامیت این سینما مواجه و تحمل شده اید. با این وجود، باز هم معترضید؟! دیگر به چه معترضید؟!

 

۶-   آقای حاتمی کیا! راستی دوره ی سی و ششم جشنواره ی فیلم فجر، چه تفاوتی با دوره های سی و دوم و سی و چهارم این جشنواره داشت که در آن دوره ها که حضرتعالی سیمرغ نگرفته بودید، جریان فرهنگی جشنواره مشکل داشت و سیمرغ جشنواره، «گوساله سامری» بود و مسئولان جشنواره، بادیگاردهای فرهنگی بودند و در این دوره که حضرتعالی سیمرغ گرفته اید، اینگونه نبود؟ تفاوت، صرفاً در سیمرغ نگرفتن یا سیمرغ گرفتن شخص شما نهفته بود؟! آیا نبودند فیلمسازانی در سینمای ایران که تنها به اندازه ی یک پنجم حرف های شما علیه جشنواره ی فیلم فجر، از جشنواره انتقاد کرده اند و تقریباً برای همیشه از این جشنواره حذف شدند؟ اما شما هنوز مهمان ویژه و دائم جشن و ضیافت جشنواره ی فیلم فجر می شوید و اصطلاحاً چلوکباب اش را می خورید و بعد، کل جشن و ضیافت و میزبان و غذاهایش را به باد ناسزا می گیرید و باز در حاشیه ی امن هستید! تازه با این وجود، باز هم معترضید؟! دیگر به چه معترضید؟!

 

آقای حاتمی کیا! هنوز ناگفته ها درباره ی شما بسیار است؛ حتی از این خصوصیت تان که برای کسب وجهه نزد زید و امر، پشت نام و اعتبار افراد موجه، از مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی گرفته تا سردار قاسم سلیمانی مخفی می شوید؛ حتی از این خصوصیت تان که همواره مانند الاکلنگ، میان جناح های سیاسی، برای جلب توجه و رضایت شان، بالا و پایین می شوید؛ حتی از این خصوصیت تان که همواره مونولوگ گوی مطلق بوده اید و از دیالوگ، وحشت شدید داشته اید و هیچگاه با رفتارتان و قرار ندادن خود در معرض گفتگویی چالشی، نکوشیده اید تا مصداق «خود گویی و خود خندی» نباشید؛ و حتی از این خصوصیت تان که همواره در آثارتان درباره ی مسائل روز، احساسی ترین و شتاب زده ترین مواضع را اتخاذ می کنید و سپس، به مرور زمان و بنا بر اقتضائات روزتان، مواضع تان را تعدیل و حتی کاملاً تغییر می دهید (مانند سال های سال که فیلم جنگی ساختید و بعدها، با فیلم های روبان قرمز، ارتفاع پست و به نام پدر، همه ی حرف هایتان در سال های قبل تر در مورد «جنگ» و چه بسا خود گفتمان «جنگ» را پس گرفتید!) و مدت هاست از ساحت «صداقت»، به کلی به دور افتاده اید!

 

اما بدانید با تداوم اینگونه رفتارهای به قول مرحوم علی معلم «لات کوچه خلوت»تان، فقط و فقط اندک تتمه ی آبرو و اعتبار و وجهه ای که از روزگار اخلاص خود در سال های دور تاکنون بر جای گذاشته اید را از بین می برید؛ و بدانید اینگونه فشارها و افتراهای شما و امثال شما به هر فردی که بگوید بالای چشم فیلم تان ابرو است، از حمله به شوخی ساده ی مجری مراسم افتتاحیه با اسم فیلم، تا حمله به رسانه ها و منتقدین و به دروغ و به ناحق «اپوزوسیون» خواندن شان در مراسم اختتامیه، مطلقاً مانع نقد و بررسی فیلم شما در زمان لازم نخواهد شد؛ بلکه فیلم شما در زمان لازم، قاطعانه و بی تعارف، با لحاظ کردن تمام نقاط ضعف و قوت اش، مورد نقد و بررسی صریح قرار خواهد گرفت؛ چه بخواهید و خوش تان بیاید، چه نخواهید و خوش تان نیاید! والسلام.

 

 

 

کاوه قادری

 

بهمن ۱۳۹۶

در همین رابطه بخوانید

 

کپی برابر اصل، نگاهی به سی و ششمین جشنواره فیلم فجر- سعید توجهی

 

سه نمای دور، از سی و ششمین جشنواره ی فیلم فجر- فهیمه غنی نژاد

 

یادداشت های روزانه کاوه قادری در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر

 

پاسخ غلامعباس فاضلی به ابراهیم حاتمی کیا: من فرزند این انقلابم، اپوزیسیون نیستم

 

دیگر به چه معترضید؟! در مذمت طلبکاری نامتناهی ابراهیم حاتمی کیا، فیلمساز نازپرورده

 

پاسخ غلامعباس فاضلی به کارگردان «ماهورا»: راستی شما به فیلمتان چند ستاره می‌دهید!؟

 

جدول ارزشگذاری فیلم های سی و ششمین جشنواره فیلم فجر از دیدگاه منتقدان پرده سینما

 

داغونت می‌کنم بیلی!- جواد طوسی

 

جمعی از منتقدان و روزنامه‌نگاران خواستار اعطای «زرشک زرین» شدند

 


 تاريخ ارسال: 1396/11/28

نظرات خوانندگان
>>>صادق، در جواب کاوه قادری:

جناب قادری، بسیار ممنون از وقتی که در پاسخ به عرایض بنده گذاشتید، بنده قصد جسارت به شما را نداشتم، صرفا احساسی که پس از خواندن متن شما و جناب فاضلی به بنده دست داد را عرض کردم، امیدوارم همینطور که می فرمایید باشد

1+0-

يكشنبه 29 بهمن 1396



>>>کاوه قادری:

آقای صادق، با عرض سلام، اولاً همانطور که گفته شد، نقد فیلم «به وقت شام» در زمان خودش انجام خواهد شد. این متن، نقدی بود بر رفتار آقای حاتمی کیا. حالا ممکن هست شما سئوال کنید که آیا منتقد سینما می تواند رفتار یک سینماگر را هم نقد کند؟ البته که می تواند! به ویژه وقتی که رفتار آن سینماگر در راستای حمله به منتقدین و افتراسازی علیه آنها باشد. ثانیاً هیچ گاه در هیچ جای جهان (البته جز ایران خودمان)، فیلمساز خودش را وارد ساحت نقد و تقابل مستقیم با منتقدین نمی کند! ممکن هست که همچون برخی فیلمسازان مثل اورسن ولز یا برادران کوئن، نظر کلی اش را راجع به منتقدین ابراز کند و یا مثلاً بگویند به نقد منتقد اهمیتی نمی دهد؛ اما اینطور نیست که علیه منتقدین بیانیه بدهد و سخنرانی کند و یا برای هر فیلم اش، با منتقدین شاخ به شاخ شود. همین جناب حاتمی کیا، وقتی «چ» اکران می شد، منتقدین مخالف فیلمش را «سیاه لشکرهای قلم به دست» خطاب کرد، در زمان نمایش «بادیگارد» در جشنواره ی سی و چهارم، منتقدین را «مریض» خواند و حالا هم می گوید اُف بر منتقدین! اصلاً از همین مثالی که زدید استفاده می کنم؛ شما کجا دیدید که همین کنت برانا وقتی مثلاً در مراسم بفتا حاضر می شود، ناگهان فریاد برآورد که من اعتراض می کنم به این بی بی سی؛ به سازمان این بی بی سی که...! یا مثلاً کجا دیدید که کنت برانا بگوید اُف بر پیتر برادشاو که...! این ها همه ناشی از عدم رعایت قواعد بازی است که توسط آقای حاتمی کیا و امثال اش در ایران صورت می گیرد. ثالثاً من هر کجای دیگر هم که بودم چنین متنی می نوشتم؛ ضمن اینکه نویسندگان پرده سینما، اصلاً اینجا تیمی و محفلی و فرقه ای عمل نمی کنند که حالا شما عبارت «تیم آقای فاضلی» را می خواهید به این سایت، وصله و پینه کنید! خود من که نزدیک به چهار سال هست در «پرده سینما» می نویسم، حتی یکبار ندیدم که سردبیر محترم سایت، به من یا هر نویسنده دیگری بگوید از این فیلم حمایت کن یا آن فیلم را بکوب! بارها شده که سردبیر سایت مثلاً موافق فیلم «ارغوان» یا مخالف فیلم «جدایی نادر از سیمین» بوده و در در مخالفت با «ارغوان» و موافقت با «جدایی نادر از سیمین»، در این سایت مقاله و نقد منتشر شده. این درست که جمعی از نویسندگان با این سایت همکاری دارند؛ اما همیشه در ابراز نظرشان آزاد و نه تیمی و گروهی عمل کردند؛ یکی از بارزترین نمونه هایش هم جدول ارزشگذاری منتقدان پرده سینما برای هر دوره ی جشنواره است و تفاوت های بارز در ستاره های اعطا شده به فیلم ها.

4+0-

يكشنبه 29 بهمن 1396



>>>عماد در جواب صادق:

جالبه که یه حرف تکراری رو هی توی پیج های مختلف کپی- پیست میکنی. کمی هم اسمها رو عوض میکنی! جواب شما رو توی اون پیج دیگه دادم ولی خب بازم میگم. 1.مگه آقای قادری گفته این مقاله نقد فیلم "به وقت شام" هستش؟ نیست! بفهم! نقد رفتار حاتمی کیا توی اختتامیه است. 2.خوبه چهارتا اسم خارجی هم بلدی. کاش حاتمی کیا میگفت به نظر منتقدان اهمیت نمی ده! اما اتفاقاً با همه وجود گفته اهمیت می دهد و آنها را با بدترین عبارات و تهمتها مورد خطاب قرار داده. 3.بهتر نیست شما هم مث ارباب تون به جای متهم کردن آدمها و اینکه کاوه قادری توی سایت پرده سینما هست یا نیست، جواب می دادین که کجای نوشته ایشون غلطه؟! کجاش اشتباس؟! اینها حاشیه است. برو سر اصل مطلب. وبعنوان یه دوست بگم بزرگترین اشتباه حاتمی کیا این بود که یک موقعیت مثبت رو، که میتونست آبرویی براش باشه، به یک موقعیت منفی تبدیل کرد و خودش رو حسابی پیش عالم و آدم ضایع کرد. می دونی شما هم داری همین کارو می کنی؟ با این کامنتهای نامربوط!

3+0-

يكشنبه 29 بهمن 1396



>>>صادق:

صحبت دوستان صحیح است، اما شما در متن فوق اثری از نقد فیلم "به وقت شام" می بینید که ایشان را منتقد سینما خطاب می کنید؟ جز نفرت پراکنی و اتهام در متن فوق چه می بینید؟ ایا اگر کارگردانی، به عنوان مثال کنت برانا بگوید که به نظر پیتر برادشاو (منتقد گاردین) اهمیت نمی دهد، سایر منتقدان گاردین باید شب و روز علیه او جبهه بگیرند و نه تنها در مورد فیلم، بلکه درمورد شخصیت او، در مورد گرایشات اخلاقی اش و غیره نظر بدهند؟ ایا اگر جناب قادری در این وب سایت و در تیم جناب فاضلی نبودند، باز هم چنین متن تندی در انتقاد از حاتمی کیا می نوشتند؟ انتقاد از از یک انسان، نه یک فیلم

0+4-

يكشنبه 29 بهمن 1396



>>>روژان موسوی:

عالی بود...ضمن اینکه منتقد با نوشته هاش به مردم سلیقه میده و حتی کمک میکنه پرنسیپ اون منتقدد رو دنبال کنن. اصلا خود نقد هم میتونه هنر باشه .خیلی هم قابل احترامه.کار نقد درگیری با فیلمساز نیستشش.منتقد تفکر اون رو نقد میکنه.عالی بود جناب قادری

4+0-

يكشنبه 29 بهمن 1396



>>>رضا :

قابل توجه اون خوش خیال هایی که فکر می کردند با دادن جایزه به حاتمی کیا، می تونند ساکتش کنند؛ غافل از اینکه اشتهای نفسانیت، هرگز سیر بشو نیست!

9+0-

شنبه 28 بهمن 1396



>>>در پاسخ به صادق:

چه برهان غلطی است برای دفاع از شخصی که بخاطر رفتار اشتباهش این روزها در ایران بعداز دونالدترامپ منفورترین شخصیت شده! جالبه که ایشون از جانب همین شماها بود که بعداز "به رنگ ارغوان" تا زمان "چ" لقب پرافتخار "منافق" را در خبرگزاری فارس و... گرفت. بعدشم دوست عزیز شما باید بدونی که آقای کاوه قادری و هرمنتقد دیگری از طریق دیگری که همون مقالاتش هستند برای جامعه و خوانندگان "خاطره" ایجاد می کند.

11+0-

شنبه 28 بهمن 1396



>>>ناصر:

آقای صادق، تشبیه نقد یک منتقد به بندبازی، متاسفانه درست مثل توصیفی است که آقای حاتمی کیا نسبت به نقد دارد

11+0-

شنبه 28 بهمن 1396



>>>سعید مهرپور:

کسی دعوت میسازد و سوغات کربلا رو میکند حالا فیلم ساز وابسته است! واقعا متاسفم!!!1 همین و بس دهه ات گذشته مربی!

10+0-

شنبه 28 بهمن 1396



>>>آبکار:

درود برکاوه قادری

13+1-

شنبه 28 بهمن 1396



>>>صادق:

جناب قادری، ایشان حداقل چند فیلم خاطره انگیز برای جامعه ی ایرانی ساخته اند، شما جز بند بازی و مدح و ذم این و آن، چه کاری تاکنون برای مخاطب کرده اید که اینطور برآشفته می نویسید و انتقاد می کنید؟

2+14-

شنبه 28 بهمن 1396




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.